نظر رمضان‌زاده درباره‌ی رییس جمهور نظامی

«عبدالله رمضان‌زاده» سخنگوی دولت اصلاحات، در یادداشتی تلگرامی با عنوان «رییس جمهور نظامی» نوشت:

طی روزهای اخیر سه فعال اصولگرا که دو نفر از آنان نظامی (یکی از این نظامیان از فعالین پروپا قرص طرفدار احمدی نژاد تا روز آخر و شاید هنوز هم باشد) اظهار داشته اند که بهتر است رییس جمهوری آینده نظامی باشد و برای این امر مزایایی نیز برشمرده اند. فارغ از نیت خوانی نظامی آتش به اختیار طرفدار احمدی نژاد – که احتمالاً برای پاک کردن سابقه سوء فعالیت به نفع او چنین موضعی می گیرد – بطور خلاصه به تبعات این امر، یعنی کاندیدای نظامی برای ریاست جمهوری می پردازم:

۱ – صحنه سیاسی صحنه گفتگو، جدل و نقد مواضع و عملکردهاست و دوستان نظامی که وارد سیاست می شوند، آن هم در سطحی چون ریاست جمهوری که با تبعات و بگومگوهای فراوان و چالش برانگیز روبروست، باید آمادگی آن را داشته باشند که عملکرد ۴۰ ساله آنان در همه حوزه ها، از جمله جنگ تجمیلی و خسارات ناشی از آن، مورد نقد و تعرض – منصفانه و غیر منصفانه- قرار گیرد و از هم اکنون بدانند که دیگر نمی توانند تحت عنوان تضعیف نیروهای مسلح رقبای خود را متهم نمایند. به عبارت دیگر، بازی انتخابات قواعد خاص خود را دارد و از هم اکنون خود را باید ملزم به رعایت آن قواعد نمایند و نمی توانند از دوپینگ دستگاه قضایی و یا حمایت رهبری برخوردار شوند. بخشی از نیروهای مسلح که طی سال های اخیر بطور غیر قانونی در سیاست وارد شده اند، خود به خوبی آگاهند که چه نقاط ضعف بزرگی، حتی در جنگ، داشته اند که هنوز مورد نقد جامعه قرار نگرفته است.

۲ – نیروهای مسلح طبق قواعد عقلانی، منطقی و قانونی متعلق به همه ملت و موظف به پشتیبانی و دفاع از تمامی آحاد ساکنان سرزمین در مقابل هجمه دشمنان هستند و بطور طبیعی نیز باید انتظار حمایت همه ملت را از خود داشته باشند. وارد شدن آنان در صحنه‌های مناقشه برانگیز سیاسی موجب از دست دادن بخشی از پشتیبانی‌های مورد نظر در زمان لازم خواهد شد. از سوی دیگر اگر نیروهای نظامی یا شخص نظامی وارد جناح بندی سیاسی شد، بطور طبیعی خود را در مقابل عده‌ای از شهروندان قرار داده است و این خلاف منطق سلیم و اقتضای منطقی تشکیل نیروهای مسلح است.

۳ – وارد شدن نظامیان در کارزار تبلیغاتی سیاسی انتخاباتی موجب انشقاق در درون نیروهای مسلح و تضعیف آن ها می شود و این امری است که هیچ نظام عقلانی به آن تن نمی دهد. شکاف در نیروهای مسلح آن هم به دلیل جناح بندی های سیاسی، تضعیف فلسفه وجودی آنهاست و همه باید از آن جلوگیری کنند.

۴ – طبعاً اگر قرار باشد فردی از نیروهای مسلح وارد تبلیغات و کارزار انتخاباتی شود، حتماً در میان فرماندهان بلند پایه آنان خواهد بود. ذات نیروهای مسلح امربری و امردهی است، و چنین شخصی در دوران خدمت خود یا امر کرده یا مأمور بوده است. در مقام آمریت، چون و چرا در فرمان‌های صادر شده از سوی خود را نپذیرفته است (ذات نیروی مسلح) و در مقام مأمور نیز معذور بوده است و نمی‌توانسته چون و چرایی در مقابل فرمانده خود داشته باشد. این واقعیت باعث می‌شود که فرماندهان نیروهای مسلح در سایر زمینه‌ها موفقیت چندانی نداشته باشند مگر اینکه محیط کار خود را تبدیل به پادگان کنند و بی چون و چرا خواهان اجرای اوامر خود شوند. (شهرداری تهران در دوران قالیباف بهترین نمونه است) این آمریت و مأموریت در حوزه های اقتصاد و سیاست نه تنها کارآیی ندارد بلکه موجب فساد فراوان می شود. (پرونده موجود فرماندهان شهردار شده و برخی از فرماندهان استراتژیک دیگر در سازمان قضایی نیروهای مسلح که به «پرونده یاس» موسوم شده، یک نمونه است).

۵ – ادعا شده است که کشور نیازمند یک مدیر استراتژیک است و این امر جز از نظامیان برنمی‌آید. اولاً اثبات اینکه شخصی که در صحنه نظامی می تواند مدیریت استراتژیک داشته باشد بطور اتوماتیک در امور پیچیده سیاسی، اقتصادی و سیاست خارجی را نیز توان استراتژیک داشته باشد، امری است پیچیده و تاکنون در هیچ مدرسه ای ادعا نشده است. ثانیاً برخی از اشخاصی که در مورد آنان چنین ادعایی شده است، در برخی امور استراتژیک دچار خطاهایی شده اند که در صورت لزوم در دوران کارزار انتخاباتی به آنها پرداخته خواهد شد.

۶ – نظر منفی مردم در چند انتخابات در مورد چهره های شاخص نظامی کاملاً آشکار است (محسن رضایی دو دوره، شمخانی یک دوره، قالیباف سه دوره). تصور نمی‌کنم ذهنیت مردم در ایران در این خصوص چندان تغییر کرده باشد.

۷ – طی سال‌های اخیر حضور نظامیان در سطح رده‌های دوم و سوم سیاست و اقتصاد نه تنها به وجهه آنان ضربه زده است بلکه همراه فساد و رانت خواری و سوء مدیریت بوده است و متاسفانه رسیدگی چندانی هم به آنان نشده است. (بانک قوامین، تعاونی ناجا، بانک دی، هلدینگ یاس، کشتی سازی‌ها، پارس جنوبی، مخابرات، شهرداری تهران و…)

۸ – در انتخابات ریاست جمهوری سال های ۸۸ و ۸۴ حضور پررنگ نظامیان (یا به تعبیر سردار ذوالقدر نیروهای انقلاب و طراحی عملیات پیچیده چند لایحه توسط آنان) میزان توان آنان را در اداره کشور نشان داده و فاجعه ای که تبعات آن تا ده ها سال همچنان گریبانگیر سیاست و اقتصاد کشور خواهد بود، را رقم زده است. نکات دیگری نیز هست که در آینده به ضرورت زمان بدان خواهم پرداخت.

لطفاً تکرار نکنید، آزموده را آزمودن خطاست.

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/qtBgG
برچسب ها

نوشته های مشابه

5 Comments

  1. مگر در حال حاضر کشور دست نظامیان نیست ؟!
    لابد دوستان در پی بقیه اسکله های ظاهرا در دست گمرک هستند ، والا ریاست جمهوری برای برادران آش دهن سوزی نیست !!

    9
    2
  2. هنوز نه به دار است و نه به بار؛ کارنامه و سوابق ناموفق و تیشه بر ریشه زدن اسلام، انقلاب و ارزشهای آن توسط شما و دوستانتان بر هر آدم عاقل منصفی آشکار است. لطفا خودتان را دلسوز مردم جا نزنید و زحمت زیادی به خودتان ندهید؛ مردم ایران فهیم و کارآزموده هستند.

    1
    5
  3. خیلی عالی فرمودید جنای رمضان زاده . میلیتاریسیم فقط با محدود کردن مردان اسلحه میسر است طمع به ریاست جمهوری یعنی ما در مهار نظامی گری موفق نبودیم فراموش نکنیم که محمد رضا پهلوی رضا خان و همه پادشاهان ۲۵۰۰ پانصد ساله مردان اسلحه در سیاست بودند و این دمکراسی بود که اسلحه بدستان را در پادگانها مهار کرد .بترسیم از عاقبت گذشتگان .منفور ترین شخصیت جهان ابلیس هولوکاست هیتلر یک نظامی بود که اگر وارد سیاست نشده بود نقاشی چیره دست می گردید. و ای ظن استالین .البته حساب کریم خان وکیل الرعایا جداست روحش شاد.

    6
    1
  4. سلام-معرف است که کریم خان خنجر کشید و یکی از صاحبمنصبان خود را در مجلسی که سران حکومتی و ….نشسته بودند به رای ایشان اندک انقادی داشت در جلو چشم همه ناگهان پیش رفته و گلویش را درید و سرش را وسط مجلس پرت کرد تا بقیه صاحب منصبان حساب کار دستشان بیاید آدرسش یادم رفته شما پیدا فرمائید عین واقعیت راگفتم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن