روحانی در حصر

علیرضا کفایی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز نوشت:
به نام خدا. این روزها یادآور سالروز مراسم تنفیذ و تحلیف و آغاز رسمی دولت یازدهم به ریاست جمهوری آقای دکتر روحانی است. پیروزی آقای روحانی از میان نامزدهای اصولگرایان و به ویژه جلیلی و قالیباف که از حمایت بی چون چرای قاطبه اصولگرایان و پایداری چی ها برخوردار بودند نه فقط یک رویداد تاریخی بلکه به عنوان شکست هیمنه و حیثیت اقتدارگرایی و انحصارطلبی بود.
از جامعه ی روحانیت مبارز گرفته تا آقای مصباح یزدی و موتلفه و پایداری و دیگر اصولگرایان و اکثر مجلسی ها تمام قد و با همه ی توان خود در میدان حضور داشتند ولی بر خلاف تصور آنها، مردم با روی آوردن به گفتمان اصلاح طلبی و با درایت و مدیریت آقای سید محمد خاتمی و نقش برجسته آیت الله هاشمی نشان دادند که روش های اصولگرایی را نمی پذیرند و عامل اصلی بحران های به وجود آمده در کشور را سیاست های غلط اصولگرایان می دانند.
در این میان اکثر نمایندگان مجلس که تصور می کردند در حوزه های انتخابیه ی خود مقبولیتی دارند تلاش گسترده ای داشتند تا اصولگرایان را در جایگاه ریاست جمهوری بنشانند و برخی از این راه یافتگان به ویژه در شهرها و مناطق کوچکتر و محروم با حمایت ضمنی از اصولگرایان، خود را کاملاً علنی نمی کردند و مترصد آن بودند تا با اعلام هر کس به عنوان ریاست جمهوری بلادرنگ سوار بر موج شوند و خود را از حامیان پر و پا قرص او نشان دهند و البته با فریب مردم همین کار را هم کردند در صورتی که پشت پرده با اغیار رایزنی داشتند.
آقای روحانی نمی تواند فراموش کند که با یاری اصلاح طلبان بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده است و با صداقت هنوز هم خود را مدیون اصلاحات میداند گرچه بنا بر ملاحظاتی نمی تواند علناً اعلام کند و جبهه ی اصلاح طلبان هم چنین توقعی از وی ندارد چنان که تا کنون سهم خواهی هم از دولت وی نداشته است ولی آقای روحانی در برابر وعده هایی که در قبل و بعد از انتخابات داده است مسوول است.
“رفع حصر” به عنوان یک مطالبه ی عمومی [هواداران روحانی در انتخابات]، یکی از اساسی ترین و اصلی ترین وعده های آقای روحانی بود که در خلال تبلیغات انتخاباتی و پس از پیروزی در انتخابات، به کرات از سوی مردم درخواست شد و همیشه هم با قول مساعد آقای روحانی روبرو بود.
شعار “روحانی یادت باشه، میرحسین باید باشه” در ایام انتخابات و در نشست های خبری و در دانشگاهها و در هر جایی که روحانی حضوری می یافت، علاوه بر آنکه رای قاطع اصلاح طلبان و هاشمی و کناره گیری دکتر عارف به نفع روحانی را به باد می آورد، تبلور خواست عمومی از رییس جمهور برگزیده بود چنان که در اولین نشست خبری پس از پیروزی، اولین خواسته از وی “رفع حصر” بود و نشان می داد که اصلاح طلبان برای رفع حصر موسوی و کروبی به امید دولت تدبیر و امید نشسته اند.
شخص آقای روحانی پیش از انتخابات در جمع دانشجویان و اساتید وقتی با این مطالبه بر حق روبرو شد و این فریاد را مجدداً در فضای دانشگاه طنین انداز دید گفت: ” این وضعیت به نفع مان نیست، باید این شکاف را که الان روز به روز دارد عمیقتر می شود، از بین ببریم. من امیدوارم خود انتخابات یک مقدار فاصله ها را کم کند و دولت آینده بتواند یک فضای غیر امنیتی را در کشور به وجود بیاورد. به نظر من مشکل نیست شرایطی را در یکسال آینده بشود فراهم کرد که نه تنها آنها که در حصر هستند آزاد شوند که حتی کسانی که به خاطر مسایل سال ۸۸ در زندان هستند، آنها هم آزاد شوند.”
اکنون یکسال از آن زمان می گذرد و این وعده همچنان بر زمین مانده و شمار زندانیان کاسته نشده و مطبوعات در گیر و دار بیشتر قرار گرفته اند. شکی نیست که آقای روحانی تلاش می کند گره کور این فضای غیر متعارف را بگشاید و فضای گشوده ای به وجود آورد و اعتقاد قلبی دارد که فعالان سیاسی زندانی را آزاد کند و حصر رفع شود ولی آنچه عملاً می بینیم فضای متفاوت سیاسی و نا امیدی از رفع حصر است.
با توجه به اعتقادات آقای روحانی و التزام ایشان در وفای به عهد، می بایست ناکامی وی را در برطرف کردن حصر و همچنین آزادی ها در جای دیگر جستجو کرد. البته نباید توجیه سیاسی کرد و همه ی مشکل را به گردن دستگاه های قضایی و و امنیتی و …. یا خارج از حیطه ی قدرت ریاست جمهور دانست زیرا آقای روحانی با آن همه مسوولیت های امنیتی و سابقه ی طولانی در قبل از انتخابات حتماً از قدرت و توان رییس جمهور برای حل مشکلات آگاه بوده است و اگر این موارد را در توان خود نمی دید صحیح نبود قول و وعده دهد.
فی الواقع مشکل اصلی خود آقای روحانی است؛ جناب دکتر روحانی به دست خویش، خود را در “حصر” قرار داده است. برخی از عواملی که روحانی در “حصر خود ساخته” گرفتار آنست:
۱-     مجلسی ها
آقای روحانی نباید از نظر دور می داشت که بخشی از این مجلس ها کسانی هستند که یا مخالف صد درصد او و شکست خورده ی انتخابات هستند که به موازین اخلاقی پایبند نیستند و از حامیان دولت قبل و در فکر انتقام هستند و یا اگر به ناحق با براند اصلاح طلبی خود را به دولت نزدیک کرده اند شاید برای راه یافتن به مجلس تعهداتی سپرده اند که یکی از آن تعهدات برائت از محصورین است؛ پس اعتماد به آنها عقلانی و درست نبود.
۲-     وزیران کابینه
آقای روحانی برخی از کسانی را که برای وزارت برگزید افرادی هستند که نه تنها موافق رفع حصر نیستند بلکه با عملکرد خلاف مسیر فکری و سیاسی دولت عملاً برای رسیدن به این مقصود سنگ اندازی و کار شکنی می کنند. نمونه ی بارز آن را در وزارت کشور شاهد هستیم.
متاسفانه در راس محوری ترین وزارتخانه دولت تدبیر و امید یعنی وزارت کشور فردی قرار دارد که به حکم سابقه نمی تواند در جهت رفع حصر گامی بردارد و با انتخاب استانداران و فرمانداران و زیر مجموعه های وزارت کشور، مدیریت بسیار ضعیفی را به نمایش گذاشته است تا جایی که استانداری بر خلاف نظر رییس جمهور تبلیغ می کند و در جاهایی حامیان ریاست جمهوری و اصلاح طلبان را در تنگناهای سیاسی قرار داده اند و یا با رسانه های مستقل و حامی برخورد می کنند.
وقتی در جایی بی شرمانه عکس آقایان خاتمی و موسوی را سیبل می کنند و به سوی آنها تیراندازی می کنند، ضعف در مدیریت استانداری و مجموعه ی وزارت کشور خود را نشان می دهد. با این اوصاف چه انتظاری باید از چنین وزارتخانه ای داشت؟
۳-     مشاوران رییس جمهور
وقتی مشاور آقای روحانی که شخصاً وی او را برگزیده است، نظری غیر از تفکر رییس جمهور دارد و آقای خاتمی را ناتوان در دوران ریاست جمهوری می داند و قس علیهذا، باید به چه انتظاری نشست. چنین فردی چه مشورتی در رابطه با “رفع حصر” می تواند ارایه دهد.
۴-     مذاکرات هسته ای
توجه بیش از حد به مذاکرات هسته ای و صرف توان و هزینه ی بالا برای به نتیجه رسیدن مذاکرات، خواسته یا ناخواسته آقای روحانی را از برخی مسایی غافل می کند. اگر هم مذاکرات به نتیجه برسد نمی توان مردم را از پیگیری دیگر مطالبات و از جمله “رفع حصر” محروم کرد. در هر حال باید این معضل حل شود ضمن اینکه یکی از پارامترهای موفقیت در مذاکرات، تقویت انسجام و قدرت داخلی است.
بر این عوامل، موارد دیگری هم می توان افزود اما عمده ی مطلب همین است که متاسفانه آقای دکتر روحانی علیرغم تلاشی که پنهان و علن برای “رفع حصر” دارند خود را در “حصر” آنها قرار داده است و برای برون رفت از این “حصر خود ساخته” راهی نیست جز تغییر در ترکیب کابینه و به ویژه وزارت کشور و تغییر استانداران و فرماندارانی که بعضی از آنها آشکارا از دولت قبل حمایت می کنند و دیگرانی هم که خود را آشکار نمی کنند در کار پنبه زنی هستند. و برخورد با مجلسی ها به جای انفعالی عمل کردن در برابر آنها که به هیچ وجه حتی آنهایی که خود را اصلاح طلب چند آتشه معرفی کرده اند قابل اعتماد نیستند به دلیل همان تعهداتی که سپرده اند تا صاحب صلاحیت تشخیص داده شوند. به نمایندگانی چون مطهری اصولگرا می توان اعتماد کرد ولی به اینان خیر.
و باید مشاوران و سخنگویان آموزش لازم را ببینند تا در هر کاری که وظیفه ندارند بی جهت ورود نکنند و فضا را به سوی نامطلوب نکشانند.
واضح است که شکست خوردگان اصولگرای اقتدارگرا که کیان و هستی سیاسی خود را در خطر می بینند آرام نخواهند نشست ولی جواب آنها با مردم است که در وقت لازم پاسخ مناسب را به آنها خواهند داد و در گردابی دیگر غرق خواهند شد. این گروه گرچه با تکیه بر قدرت، نمودی دارند ولی از نظر سیاسی و در انظار و افکار عمومی هیچ جایگاهی ندارند و دیر یا زود حاکمیت به ناچار آنها را طرد خواهد کرد.
مهم همان ” رفع حصر خودساخته روحانی ” است.
انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن