اگر وزیر علوم استعفا ندهد …

رضا رئیسی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران، در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «وزیر علوم استعفا ندهد ماندن او هر چه نباشد عملی غیر اخلاقی است»، نوشت:

یک سال و اندی از دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می‌گذرد و دانشگاه بی‌پناه‌تر از همیشه، خسته و نا امید، نصیبش حتی جرعه‌ای از استقلال و آزادی نشد، در عوض تن خسته و بیمار او مملو از آسیب‌های زخم‌های دیروز و امروز و تازیانه‌های بی‌امان ناپاکان است.

فردی که دیروز با شعار امنیت و آزادی دانشگاه، بدنه دانشگاهی را با خود همراه کرده بود و متعاقب آن بر مسند ریاست دومین نهاد قدرت در کشور نشست، امروز چنان سکوت کرده و منفعل شده است که گویی دیگر دانشگاهی وجود خارجی ندارد.

چند روزی یک بار خبری می آید و می گذرد خبرهایی که دیگر گویی روزمره شده‌اند و افکار عمومی در برابر آن واکسیناسیون شده است، حتی اگر این اخبار پیام آور فاجعه ای باشد.

احکام صعودی و سنگین دانشجویان بازداشتی که یکی پس از دیگری منتشر می شود که همچون ضربات تازیانه ای بر پیکر اهالی دانشگاه نقش می بندد. در این باره می توان بدون تردید اعلام کرد وزارت علوم در خصوص احکام صادره منفعل عمل کرده است. امروزه به حدی سایه شوم نهادهای امنیتی بر سر دانشگاه سنگینی می کند که اجحاف نکرده ایم اگر بگوییم آن که در حقیقت بر دانشگاه مدیریت می‌کند امنیتی‌ها هستند نه آنان که شعار پویایی و امن نمودن دانشگاه سر می دادند.

از همان زمانی که حسن روحانی در مقابل خواست تمامیت خواهان کوتاه آمد و افراد کاملا خنثی را بر مسند این وزارت خانه گماشت برای بنده به شخصه قابل پیش بینی بود که دولت دیگر گویی به دانشگاه و آن چه بر سر دانشگاه خواهد آمد نیازی ندارد.

احکام قضایی سنگین دانشجویان یکی از درد های طاقت فرسای این روزهای ماست از جانبی، زخم دیگری که محصول دولت‌های نهم و دهم است و امروزه چرکین شده و به مغز و استخوان رسیده، بورسیه‌های غیر قانونی و نا عادلانه محصول دولت قبل از روحانی است. اما در این بین گناه دولت روحانی کم از دولت قبل نیست. دولت قبل غول بی شاخ و دمی بود که به تاراج دانشگاه قصد نموده بود اما توقع از دولت تدبیر و امید نمی‌رفت که با تمام وعده‌های قانون گرایی خود امروز در مقابل بورسیه‌های غیر قانونی کوتاه بیاید. بورسیه‌هایی که در صورت به انجام رسیدن به یک توصیف می‌توان انقلاب فرهنگی دوم نامید که به زعم بنده دیگر دانشگاه با همین وضعیت نیم بندش هم قابل به ادامه کار نخواهد بود و هر چه برون آید دیگر نمی‌توان نام دانشگاه بر آن نهاد.

دولت چرا سکوت کرده است؟ ساده است پاسخ آن اما در عین سادگی درد آور و اندوهناک، زیرا که قصه بر عافیت طلبی و رویه‌ای غیر اخلاقی بنا شده است. عافیت طلبی از آن بابت که دولت بیشتر از برنامه‌ای خاص برای پویایی فضای دانشگاه، قصد مهندسی فضای دانشگاه را دارد، بر باد هوا سخن نمی‌گویم شما به رفتار شخص حسن روحانی در یک سال گذشته نسبت به دانشگاه توجه کنید در کدام جمع حقیقی دانشجویی حاضر شده؟ به دانشگاه آمده اما میهمان اهالی واقعی دانشگاه نبوده، به دانشگاه آمده اما گوش به خواست دانشگاه فرا ننهاده است.

در اولین حضور حسن روحانی پس از انتخابات اردیبهشت ماه سال گذشته با یک مهندسی کامل در سالن کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران حضور یافت، مهندسی از آن بابت که نمایندگان واقعی دانشجویان در آن جمع حاضر نبودند و درب سالن تنها بر روی افراد گزینش شده باز بود مغایر روند سالیان گذشته تحت یک جو امنیتی و با مهندسی حضار در آن جمع دانشجویی تنها قالبی دانشجویی حفظ شده بود و جو دانشجویی وجود نداشت و به هیچ عنوان نمی‌توان آن را جمعی دانشجویی نامید.

در سخنرانی سالیانه ریاست جمهوری به مناسبت روز دانشجو تیم دولت دست به همین عمل زد و از مواجهه با دانشجویان سر باز زد. و امروز به حق می توان گفت میان دانشجویان و دولت شکافی عمیق ایجاد شده است. دولتی که روزی از دانشگاه تاثیر می‌پذیرفت امروز دانشگاه آخرین دغدغه اوست.

ما از آنان که ماهیت سرکوبگرانه‌شنان مشخص است توقعی نداریم اما توقع داریم آنان که روزی شعار دانشگاه امن سر می‌دادند حداقل از نظر اخلاقی به وعده‌های خود پایبند باشند. پایبند باشند و از دانشجویان بازداشتی به صراحت دفاع کنند پایبند باشند و اگر یارای ایستادگی در برابر نهاد های قدرت را ندارند با دانشجویان این مساله را در میان بگذارند و در نهایت به پای حق بایستند تا که حداقل دانشجویان احساس کنند دولت با آنان همراهی دارد.

در تعجبم دانشگاه به زیر چکمه‌های امنیتی‌ها در حال نابودی است و وزیر علوم بر مسند قدرت تنها شعار پیگیری می‌دهد! کدام پیگیری؟ کدام همراهی! والله اگر منصور غلامی تا به امروز به خاطر صدور احکام قضایی برای دانشجویان و بورسیه‌های غیر قانونی ده مرتبه استعفا داده بود باز کم بود و چیزی از دردهای دانشگاه دوا نمی‌کرد.

اما متاسفانه این دو فاجعه بزرگ تنها بخشی از آن چیزی است که این روزها بر دانشگاه می‌رود …

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. تقصیر او نیست ، تقصیر بدنه دانشگاهی است که با هر شعاری گول میخورند ، آنهم با چند دهه تجربه . بدنه دانشگاهی باید فرقی با ما عوام الناس داشته باشد !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا