خاطره عجیب سانسور سریال دزد و پلیس از صداوسیما

مهراب قاسمخانی در پاسخ به دعوت امیرمهدی ژوله برای بیان انتشار تجربه‌اش از سانسور در صداوسیما درباره‌ی سانسور در سریال دزد و پلیس نوشت:

«دعوت ژول به بازى من و سانسورچى رو لبیک میگم و از بین خاطرات متعدد و شیرینم با سانسورچى هاى عزیز، یه خاطره از سریال “دزد و پلیس” تعریف میکنم. توى طرح اولیه اى که نوشتم، تمام محله اى که خانواده شقایق و هومن زندگى میکردن دزد بودن و فقط با دزد‌ها وصلت میکردن. زن‌ها و مرداى خانواده بهنام هم به صورت موروثى پلیس بودن و اونا هم فقط با پلیس‌ها ازدواج میکردن. قصه هم از یه جایى “رومئو و ژولیت” میشد. عشق یه پلیس و یه دزد. همون اول گفتن یه خانواده پلیس اصلاً نمیشه و اجازه ندارى با پلیس شوخى کنى. ما هم گفتیم چشم و فقط بهنام پلیس شد. بازنویسى شد. گفتن یه محله دزد نمیشه و توهین به محل محسىب میشه. گفتیم ما که اسم محل رو نیاوردیم. گفتن به هر حال میشه محدوده اش رو تشخیص داد. گفتیم چشم. بازنویسى کردیم و تبدیل شد به یه خونه با چندین خانواده که همه شون دزدن. گفتن نمیشه و این مفهوم رو القا میکنه که همه مردم دزدن. یه نفرشون دزد نباشه. گفتیم چشم. یه شخصیت غیر دزد بین همسایه‌ها اضافه کردیم. گفتن نمیشه. اگه این دزد نیست چرا لو نمیده بقیه رو؟ گفتیم یه کارى میکنیم ندونه. گفتن اون وقت معنیش این میشه که تنها کسى که دزد نیست احمقه. بازنویسى شد. فقط چند تا همسایه دزد شدن. گفتن مادر خانواده دزد نباشه. توهین به مقام مادره. بازنویسى شد و مادر رو کلاً حدف کردیم. گفتیم مرده. گفتن حالا توهین به مقام پدره. بازنویسى شد. پدر رو هم تبدیل کردیم به دزد توبه کرده… تهش هم به هیچ قیمت راضى نشدن شقایق و بهنام به هم برسن. حتى گفتیم شقایق دزدى رو کنار میذاره و توبه میکنه… نشد…»

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/q4MbB
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن