«صلح» محبوبی که به فراموشی سپرده شده

/ یادداشت مدیرعامل جمعیت امام علی (ع) به مناسبت روز جهانی صلح /

زهرا رحیمی، مدیرعامل جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)، در یادداشتی که به مناسبت روز جهانی صلح -مصادف با ۳۱ شهریور- در اختیار انصاف نیوز قرار داده شد، نوشت:

«صلح»، همان واژه‌ای که همه به دنبالش هستیم اما فراموشش کرده‌ایم. قبل‌ترها بمثابه یک هدف بود، اما کم کم دارد یک رویا می‌شود.

اسپینوزا گفته بود «نبودن جنگ به معنای بودن صلح نیست». برخی می‌گویند صلح با سلاح به چنگ نمی‌آید، اما اکنون برخی می‌خواهند با جنگ کردن و کشتن دشمنان صلح، به زعم خود، بوصالش نائل آیند.

هر روز که می‌گذرد گویا صلح همچون خوابی از ما دورتر و دورتر می‌شود و ما در میان تعارضات و کشمکش‌هایی که در اطرافمان داریم، انگار فرصت اندیشیدن به آن را نیز دیگر نمی‌یابیم. محبوبی که در پس روزمرگی‌های روزانه‌ی خیلی از مردم جهان به فراموشی سپرده شده و مدفون می‌شود و شاید با گرفتن خیلی از تصمیماتمان در زندگی در حال دور شدن از آن هستیم.

در اینجا چند سوال برای فکر کردن بیشتر درباره‌ی صلح طرح می‌شود:

-مسیر تحقق صلح در جهان چیست؟

-آیا صلح یک هدف غایی است یا یک روش زندگی مستمر است؟

-تحقق کدام ارزش‌ها لازمه‌ی رسیدن به صلح می‌باشد؟

– چه کسانی مسوول محقق کردن تفکر صلح در جهان هستند؟

-چقدر تا رسیدن به صلح جهانی فاصله داریم؟

-روش‌های دستیابی به صلح چیست؟

-آیا با جنگ می‌توان به صلح رسید؟

-موانع جدی تحقق صلح در دنیای امروز چیست؟

-اهمیت تحقق صلح در زندگی روزانه‌ی ما چقدر است و هریک از ما در روز چند ساعت باید برای آن وقت اختصاص دهیم؟

-آیا صلح با بیعدالتی در یکجا جمع می‌شود؟

-آیا صلح نیاز به آموزش دارد؟ یعنی لازم است در نظام تعلیم و تربیت به آن پرداخته شود؟

-آیا می‌شود برای رسیدن به صلح توقع داشت گروه‌ها و دسته‌های خاصی تلاش کنند یا همه‌ی انسان‌ها در این زمینه دارای وظیفه هستند؟

-نبود صلح در یک نقطه از جهان، آیا کلیت مفهومی آن را به خطر خواهد انداخت؟

-آیا می‌توان روی مفاهیمی که ابعاد صلح را خرد می‌کنند صحبت کرد؟ مثلا راجع به صلح شهری و محله‌ای صحبت کرد در حالی که ابعاد کلان آن دچار بحران است؟

مطمئنا در این مقال کوتاه، امکان اظهار نظر در همه‌ی این زمینه‌ها مقدور نیست، اما اگر نخواهیم شعار بدهیم و حرف‌های زیبا بزنیم و بلکه دیدگاهمان نسبت به صلح جدی و عملگرایانه باشد، باید به این سوالات دائما بیندیشیم و برای تحقق صلح در جهان، دنبال نقشه‌ی راه باشیم و مهم‌تر از آن شاید لازم باشد نقش خودمان را به عنوان یکی از ساکنین این کره، در به پایان رسانیدن تعارضات و دعواها و جنگ‌ها و بی‌عدالتی‌ها تعریف کنیم و نقش خود را از سیاهی لشگر این زندگی تغییر دهیم.

به نظر می‌رسد، یکی از ضعف‌های جامعه‌ی بشری در تحقق صلح، ضعف نگرشی است و عدم اعتقاد و احساس نیاز به صلح، به دلیل عدم درک ضرورت آن.

این امر تا آنجا پیش می‌رود که مردم یک کشور خود به میدان بازی تعارضات و کشمکش‌ها کشیده می‌شوند.  هیچ ملتی به اندازه‌ی افرادی که جنگ را تجربه کرده و طعم تلخ آن را چشیده‌اند، تشنه‌ی صلح نیستند.

در پایان گفتن این نقطه نظر شاید بی‌مناسبت با موضوع نباشد که با دیدن و بی‌تفاوت گذشتن از کنار هر بی‌عدالتی در جامعه، با دیدن هر کودک کار در سر چهارراهی، با دیدن هر خانواده‌ی به استیصال رسیده از نظر اقتصادی، با شاهد بودن بر اجرای تنبیه‌های خشونت‌بار و سالب حیات و با سکون و سکوتمان بر اینها یک گام از نگاه لازم برای نگرش صلح دوستانه که یکی دانستن همه‌ی انسان‌ها و نفس واحد بودنشان و «آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند است» دورتر و دورتر می شویم.

انتهای پیام

«دیدگاه‌های منتشر شده در سایت به معنای رد و یا تایید آنها نیست»

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا