در جست و جوی گشایش راه سوم

نامه‌ای از طرف فعالین دانشجویی به روشنفکران و دانشگاهیان در حال جمع آوری امضا است. نویسندگان این نامه ضمن برشمردن بحران‌های پیش روی جامعه ایران از نظر خود، با تاکید به نیاز به راه حل‌های جامعه محور برای حل مشکلات از روشنفکران و دانشگاهیان می‌خواهد که با بازاندیشی در پروژه‌های فکری خود، در مورد مسائلی جامعه راه حل ارائه دهند.

به گزارش انصاف نیوز، متن زیر یادداشت آرمان ذاکری (دکترای جامعه شناسی) است که در واکنش به این نامه نوشته شده است.

در جست و جوی گشایش راه سوم:

(درنگی بر کنشگری دانشجویان در گشایش راه‌های جدید برای دفاع از جامعه ایران)

آرمان ذاکری

بن بست سیاسی جامعه ایران، اکنون بیش از پیش خود را بر همگان آشکار کرده است. ترکیبی از فرسایش سنی، آلودگی به فساد، حاشیه نشینی نیروهای شایسته و تنازع بی پایان، قوای سیاسی کشور را از هرگونه حرکتی در راستای شکستن بن‌بست ناتوان نموده است. از سویی به پایان رسیدن منابع اقتصادی و زیست محیطی تردیدی در ناممکن بودن تداوم اداره کشور به شیوه‌های کنونی باقی نگذاشته است. فریاد «اصلاح طلب؛ اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» واقعیتی است که بر اساس فهم روزمره بخش‌هایی از جامعه از روندهای اساسی حیات اجتماعیشان بر زبان آمده است.

در چنین فضایی، بخش‌های مختلف جامعه به حرکت در آمده‌اند تا خود، برای خود کاری کنند. تا بن‌بست را بشکنند و در گذار از نیروهای فرتوت و محافظه کار اصلاح طلب و اصولگرا و همچنین در مرزبندی شفاف با آنها که اثر گذاری خود را از مجرای ائتلاف‌هایی با دول خارجی مرتجع جهانی دنبال می‌کنند، طرحی نو در اندازند و راه سومی را بگشایند. بخش‌های سالم قوای سیاسی موجود با چنین گذاری همراه خواهند شد. هر چند مجموعه شواهد نشان می‌دهد منازعه برای منافع، گوش عمده قوای سیاسی واقعا موجود را برای شنیدن صدای ضرورت تغییر بیش از حد سنگین نموده است. گشایش راه‌های جدید، در گذار از آنها  ضرورت امروز جامعه ایران است.

اعتراضات مدنی معلمان، کنش‌های صنفی کارگران و مطالبه‌گری دانشجویی در دانشگاه‌های کشور را می‌توان در همین زمینه ارزیابی کرد. محور همه این فعالیت‌ها ناامیدی از ساختار سیاسی واقعا موجود، معطوف شدن حرکت به جامعه مدنی و تلاش برای شکل دهی به گفت و گویی فعال میان بخش‌های مختلف جامعه مدنی با هدف ایجاد ائتلافی گسترده برای کمک به جامعه ایران است.

در شرایطی که قوای سیاسی به دلیل «جست و جوگری بی پایان منافع» از شکل دهی به هرگونه گفت‌وگو در جهت خیر عمومی ناتوان‌اند و مدام در تلاش برای فرافکنی ناتوانی و منفعت جویی خود بر عهده جریانات رقیب‌اند، دانشجویان، به مثابه گروه‌هایی که هم دچار فرسایش سنی نشده‌اند، هم در شبکه‌های تودرتوی فساد  و منافع آلوده نشده‌اند و هم سیاست ورود در قدرت و سهم خواهی را برنگزیده‌اند، قشر شایسته‌ای برای دامن زدن به گفت‌وگوی بخش‌های مختلف جامعه مدنی ایران در جهت شکل دهی به ائتلاف ملی برای تامین حداقل‌های مورد نیاز برای حیات اجتماعی شایسته مردم ایران و طرح اندازی «سیاستی دیگر»‌اند.

نامه‌ای که این روزها توسط جمعی از دانشجویان تهیه شده، به عنوان گامی کوچک، در همراهی و همدلی با دیگر حرکات این روزهای جامعه مدنی ایران، تلاشی برای گشودن راهی جدید است. این دست تلاشها برای عبور از فردگرایی خودخواهانه و گشایش مسیرهای جدید را باید به فال نیک گرفت و چنین بسترهایی را تقویت کرد و امکان گفت‌وگوهایی مدنی بدون چشم‌داشت از ساختار سیاسی را فراهم نمود. ایجاد ائتلاف میان نیروهای مستقل جامعه مدنی ایران، ضرورتی برای جلوگیری از درغلتیدن جامعه در استیلای اقتدارگرایانی است که از اکنون محو کامل آرمان دموکراسی را در کشور هدف خود قرار داده‌اند. دموکراسی یعنی جامعه و  دانشجویان به دفاع از جامعه برخاسته‌اند.

[لینک برای مشاهده متن کامل نامه]

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/G3w3H
برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. نقلی است از برشت ….کمونیست هارا گرفتند گفتم من کمونیست نیستم….یهودی هارا گرفتند گفتم من یهودی نیستم …سراغ من که امدند کسی نبود که از من دفاع کند…….این شرح با اندکی تغییر بیان وضعیت ماست……..مگر اندک زمانی فرصتی را برای رویش منزهان قائل شدند؟؟؟؟منزهان وبی حاشیه ها وامتحان داده ها را راندند….مطرودشان کردند ویا محصور……بگردید وبگردیم تا بیابیم ……چه با چراغ وچه ……….

  2. جریان دیگه تمومه ماجرا به هیچ وجه واقعیت ندارد، دیگه تمومه ماجرا طرح لایه ای از دار و دسته احمدی نژاد بوده که از ابتدای سال ۸۴ به عنوان جریان نجات بخش جمهوری اسلامی طرح می کردند و البته درسالهای در قدرت سعی کردند با پروژه های مانند ۸۸ به قول خودشان جراحی خونین را انجام دهند و ماجرا را تمام کنند فارغ از اینکه بی هویتی بزگترین درد آنها بود. البته ممکن است لایه های از اپوزیسیون هم بدشان نباید چند روزی با این شعار مشغول باشند. اما دسته دیگری که با طرح شعار تمومه ماجرا مشغولند کسانی هستند که با مهارت تمام توانستند با گرفتن ردیف بودجه عمومی زندگی خود و نسل های بعدی خود را تضمین کنند اینها با شعارهایی مانند اگر ما نباشیم انقلاب نیست این کارها را می کنند اینها هم با وضعیت اقتصادی موجود می بایست از بودجه اخراج شوند و ممکن است به جاهایی بند باشند. اما واقعیت موجود باز بودن فضای رسانه است که مجال طرح نقدهای جدی را فراهم کرده و این خوشایند همان گروه های یاد شده نیست فلذا تلاش می کنند با طرح تمومه ماجرا درب این فضای نسبتاً باز رسانه ای را ببندند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن