«عقده خاک بر سری ایرانیان»

مجتبی لشکربلوکی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «عقده خاک بر سری ایرانیان»  نوشت:

عقده خاک بر سری ایرانیان چهار نشانه دارد:

۱- نوستالوژی دیروز؛ همیشه می گوییم که دیروز، خیلی بهتر از امروز بود. هر سال می گیم دریغ از پارسال. ولی هیچ کدام مان حاضر نیستیم که به زندگی سی سال قبل بازگردیم.

۲- غازپنداری مرغ همسایه: ما یک سری جملات کلاسیک داریم که این گونه آغاز می شود: در کشورهای پیشرفته ….. این جملات با کشورهای پیشرفته یا با بقیه کشورهای دنیا شروع می شود و هر چیزی که واقعیت دارد یا ندارد اما آرزوی ماست را می گوییم. گویی که ده ها سال تمام کشورهای دنیا را بررسی میدانی و حضوری کرده ایم. اگر یک ژاپنی بیاید و چند عدد پلاستیک از روی زمین بردارد می گوییم که آن ها چقدر با شعورند و ما چقدر …! ولی اگر یک گروه ۱۰ نفره سه شبانه روز خود را برای پاکسازی جنگل صرف کنند بازتابی پیدا نمی کند. اگر در اسکاتلند کسی مغازه اش را باز بگذارد و قیمت اجناس را بزند و برود و هر کسی خودش حساب کند این عین فرهنگ است اما اگر در ایران کسی چنین کند (که کرده است) می گوییم ….

۳- نفرت از مسوولین و دیگران: دیگران بد رانندگی می کنند. دیگران صف را رعایت نمی کنند. دیگران بی توجهند. دیگران صدای ضبط شان بالاست. دیگران فرزندان شان را درست تربیت نمی کنند. اشکال کار در دیگران است اگر نه حتما مسوولان مقصرند!

۴- ناامیدی نسبت به هر گونه تلاش: از نظر ما قرار نیست هیچ اتفاقی بیفتد! این بهبودها هم که می بینی اتفاقی، موردی و موقت است.

عده ای هم موج‌سوار پوپولیست با توجه به «عقده خاک‌برسری ایرانیان» به «فرمول جادویی محبوبیت و لایک در یک دقیقه» دست یافته اند. این فرمول محبوبیت یک دقیقه ای چیست؟

هر جا نشستید بگویید می‌توان «یک شبه» گرانی، فساد و تبعیض و رانت و… را از بین برد و بعد قیافه دلسوز واقعی مردم را بگیرید و بگویید حیف که نمی خواهند.

بگویید که در فلان کشور چنین کاری می کنند. دقت کنید که اصلا لازم نیست که واقعا در آن کشور چنین کاری کنند. شما فقط احتیاج دارید که از غازپنداری مرغ همسایه استفاده کنید.

مدام بگویید همشون سر و ته یه کرباسند. در پشت هر پیشرفتی، مذاکره ای، تعاملی، کاسه ای زیر نیم کاسه هست (تئوری توطئه) و بدون اینکه راهکار عملی بدهید صحنه را ترک کنید. با این دستورالعمل یک دقیقه ای، شما هزاران لایک بدست می آورید.

تجویز راهبردی:

چه می توان کرد؟

۱- کمی فقط کمی در مورد جهان بیشتر بدانیم. حتی یک مورد هم دیده نشده است که کشورها و ملت ها یک شبه، یک ساله، حتی یک دهه به پیشرفت و رفاه رسیده باشند.

۲- به خاطر بیاوریم در همه کشورها، هنوز که هنوز است چالش‌های جدی دارند یکی از افسردگی رنج می‌برد دیگری از ترافیک وحشتناک (گاهی چهار ساعت در ترافیک می مانند)، دیگری از آلودگی شدید هوا، بعدی از اعتیاد و خودکشی فزاینده، دیگری از اختلاف طبقاتی بسیار بسیار زیاد، دیگری از پیری سن و آخری از سنت‌های غلطی مانند گاوبازی یا گاوپرستی! اینگونه نیست که دنیا همه با فرهنگ، خوش حال و خوش آتیه باشند و ما نفرین شدگان زمین.

۳- دیدن ابتکارات: نسل جدیدی که من می بینم از ما خلاق تر، امیدوارتر و باهوش تر هستند. هر روز می بینم که چه ایده های نابی را به اجرا می گذارند. آن ها هر روز دنیا را بهتر می کنند. امروز من راحت تر و بهتر از دیروز کتاب می خرم، تاکسی می گیرم، پول جابجا می کنم، قبض پرداخت می کنم، خرید می کنم، کولر خانه ام را تعمیر می کنم. اگر امروز ماشینم خراب شود کمتر از ۱۵ دقیقه تعمیرکار سیار می رسد (این را بر اساس تجربه می گویم و نه آرمان و آرزو). سریع تر از جریان اخبار و اطلاعات از کانال های متنوع قرار می گیرم. تا دیروز باید به سختی و با دایال آپ به اینترنت کم سرعت وصل می شدم اما امروز فیلم می بینم. همه این ها را مدیون جوانان باهوشی هستم که عقده خاک بر سری ایرانیان را ندارند. اصلا وقت ندارند و وقت نمی کنند به نوستالوژی دیروز، نفرت از دیگران و مسوولان و ناامیدی به فردا و غازنماهای همسایه فکر کنند. فقط ایده می دهند و اجرا می کنند، شکست می خورند و بهبود می دهند و دوباره شروع می کنند.

ایران ما زخمی است، افتان و خیزان به پیش می رود. اما به پیش می رود. شما می توانید من را نیز به لیست کسانی که نسبت به آن ها نفرت دارید اضافه کنید و بگویید همه سر و ته یک کرباسند یا اینکه آستین های تان را بالا بزنید و کاری کنید.”

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. حرفهای شما درست ولی یه چیزی مشهود است داریم میریم ته چاه این که دیگه گول زدن خودمون نیست حالا به هر علتی (نقص خودمون – تحریمها – یا هر چیز دیگر — داریم میریم ته چاه اون هم به صورت نا امید کننده ))))))

  2. امان از انصاف ! آنچه می یافت نشود آنم آرزوست .
    برادر من تا چشم و مغز من و شما سیاه و سفید به همه چیز نگاه کند همین است. خوشبختانه هیچ چیز سیاه و سفید نیست و متاسفانه درک این مساله برای ما سخت است .
    لازم نویسنده محترم به این نکات توجه نماید :
    ۱- نوستالوژی دیروز :
    دیروز ( پارسال همین وقت) شما چقدر سرمایه و قدرت خرید داشتید و امروز چقدر !! این اسمش نوستالوژی نیست برادر !!!
    نوستالوژی یعنی اینکه من وقتی یاد شب های عید در کودکی می افتم علیرغم اینکه اولین موضوعی که یادم میاد سرما و صف نفت ولی دلم هوایش را می کند .
    کاش واضح تر می فرمودید هیچ کداممان حاضر نیستیم به زندگی سی سال قبل بازگردیم یعنی چه ؟ یعنی سنمان همین باشد ولی امکانات و شرایط اجتماعی ( امکانات اقتصادی فرهنگی و …) سی سال پیش را امروز داشته باشیم !!! یا با دانش حال حاضر و سن سی سال کمتر به گذشته برگردیم ؟
    این جمله شما مرا یاد تلوزیون ملی انداخت که میزان بعد از سی و اندی سال وقتی از دستاورد های انقلاب صحبت میکرد تعداد روستاهای که برق و آب و گاز دارند را با زمان شاه مقایسه میکرد !!! ظریفی میگفت موبایل یادشون رفت !!!! ذات زمان و پیشرفت ( صنعت و علم و فناوری و اخلاق و …) از یک جنسند و …
    ۲- غاز پنداری مرغ همسایه :
    اینکه به خوبی های دیگران نگاه کنیم و خود را نقد کنیم غاز پنداری نیست برادر .
    اینکه در ژاپن هر شخصی خود را در قبال محیط اطراف خود از نظر پاکیزگی و محیط زیست مسءول می داند غاز پنداری نیست . شکی وجود ندارد در ایران خیلی از افراد هستند دلشان برای محیط زیست می تپد ، بعضی هایشان حاضرند بابت آن هزینه کنند و زمان و حتی پول خود را صرف پاکسازی آن کنند. این در قبال همین فرهنگ مردم ژاپن نه تنها غازپنداری ژاپنی ها نیست بلکه گول زدن خودمان است.
    حال باید بشینیم و نق بزنیم حتما نه !! و حتما نباید بگوییم پسرخاله من یک همسایه دارد که فامیل دورشان رفته فلان جنگل و ساحل را پاک سازی کرده پس اگر هر ایرانی فرهنگ پاکیزکی ژاپن را به رخمان کشید بگوییم مرغ همسایه غاز است !!!
    خیلی طولانی شد و کلی حرف ماند
    برادر من چشم ها را باید شست و برای تغییر اول باید خود را شکست
    یا حق

  3. حرف زدن را خوب بلدیم، من بشما قول میدهم اگر همین الان یک نفر بخواهد به صحبت های جناب لشکربلوکی که کاملا هم صحیح هستند، عمل کند؛ همین اصحاب زر و زور بسرعت جلویش را میگیرند تا همه چیز را بنفع خودشان مصادره کنند. مشکل ما ریشه ای و عمیق است و تغییری اساسی و بنیادین لاجرم و بناچار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا