خود کفایی یا خود ویرانگری؟!

غلامرضا مصدق در یادداشتی تلگرامی نوشت: سالیان درازی واژه خودکفایی از یک استراتژی اقتصادی به هدفی مقدس و آرمانی تبدیل شده و همواره مخالفان آن متهم به لیبرال بودن شده‌اند. اینکه چطور ممکن است منطق دو دوتا چهارتای اقتصادی را بتوان با زور و ضرب بایدها و نبایدهای ایدئولوژیک به کنار نهاد و در عین حال به کارآمدی و بهره‌وری اقتصادی رسید سوالی است که موافقان خود کفایی به دور از شعارگوئی‌های معمول باید به آن پاسخ دهند.

در نیمه دوم قرن بیستم دو استراتژی توسعه اقتصادی با دو رویکرد متفاوت در دستور کار دولت‌های در حال توسعه قرار گرفت. استراتژی جایگزینی واردات (خودكفائي) و دیگری استراتژی توسعه صادارت، كشورهاي آمريكاي لاتين استراتژی اولی و کشورهای آسیای جنوب شرقی دومی را انتخاب کردند. تمام کشورهایی که استراتژی جایگزینی واردات را انتخاب کردند شکست خوردند ولی آسیای جنوب شرقی‌ها موفق شدند. دلیل شکست یکی و موفقیت دیگری ساده بود. در ذات جایگزینی واردات ناکارآمدی نهفته است زیرا تولید نه بر مبنای مزیت ها بلکه بر مبنای نیازها انجام می‌شود، بر اساس سیاست خودکفائی اقلام زیادی با چند برابر قیمت تمام شده جهانی تولید می‌شوند ولی بر مبنای توسعه صادرات، تولید صرفاً براساس مزيت هاست.

حتی آمریکا و چین با دارا بودن سهم ۲۴‎ و ۱۵‎ درصدی از اقتصاد دنیا قادر به تحقق خودکفایی در اقتصاد خود نیستند چه رسد به اقتصاد کمتر از ۱ درصدی ایران. هیچ کشوری وجود ندارد که در تولید همه یا تعداد زیادی از کالاها دارای مزیت باشد. شرایط جغرافیایی، منابع طبیعی در دسترس، سطح تکنولوژی و مهارتهای انسانی، وضعیت شاخص‌ها و ساختار اقتصادی و سیستم آموزشی هر کشور مزیت آنرا در تولید کالاهای خاصی تعیین می‌کند.

آلمان غول بزرگ تكنولوژی دنیا گوشی تلفن همراه تولید نمی‌کند؛ ژاپن سومین اقتصاد دنیا هواپیمای مسافربری نمی‌سازد و سوئیس پیشرفته در سودای ساخت اتومبیل نیست! چرا؟ آیا توانایی تکنولوژی آنها قادر به تولید این محصولات نیست؟ حتماً صلاح آنها علیرغم دارا بودن توانایی در تولید این محصولات در تولید کالاهای دیگری است. اما كشور ما با حجم اقتصادي به مراتب كوچکتر و سطح تکنولوژی نازل تر در تکافوی تولید سنجاق میخی تا کشتی‌های اقیانوس پیما است و بجز اندک اقلامی که در تولید آنها دارای مزیت نسبی و مطلق است در مابقی با قیمت تمام شده چند برابر قیمت‌های جهانی مشغول هدر دادن منابع محدود كشور است.

اگر با صرف اين همه هزينه و از دست دادن بسیاری از فرصت‌ها براي رسيدن به هدف خودكفائي با توجه به مشكلات دائمی ما در روابط بین‌الملل توفيقي نسبي كسب مي‌شد تا حدودي قابل قبول بود، ولی متاسفانه در این مورد هم چوب و هم پیاز را خوردیم. با اعلام خبر اعمال تحریم‌های جدید به یکباره همه چیز از پوشک بچه تا خودرو جهش قیمت داشتند، استدلال برای موج گرانی بسیار ساده بود “ افزایش قیمت ارز“. اگر سیاست خودکفایی ما موثر بوده چرا با اعلام خبر تحریم سونامی گرانی‌ها ایجاد می‌شود؟

حتماً موافقان سیاست خودکفایی مدعی می‌شوند ما برنامه خودکفایی را به دليل نفوذ أفكار ليبرالی در نظام تصمیم‌گیری جدی نگرفته و اجرا نکردیم، فرض می‌کنیم این ایراد بجا باشد، موافقان از میان ۲۰۰ کشور موجود دنیا فقط یک نمونه موفق در استراتژی خودکفایی را معرفی کنند. موافقان همچنین خواهند گفت به دلیل شرایط خاص سیاسی ایران در روابط بین‌الملل ما انتخابی غیر از خودکفایی نداریم، اگر این استدلال را قبول کنیم لاجرم باید بپذیریم که ما هیچوقت اقتصادی قدرتمند و پویا نخواهیم داشت و تا ابد باید با اقتصادی معیشتی (بخور و نمیر) بسر ببریم.

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/fLPt3
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن