یادداشتی در حمایت از عملکرد خسروپناه

خبرگزاری مهر یادداشتی حمایتی با تیتر «عبدالحسین خسروپناه و نجات انجمن حکمت و فلسفه» منتشر کرده است که به همراه مقدمه‌ی آن در پی می‌آید:

در نقد رفتارها و اتفاقات اخیر پیرامون حجت الاسلام خسروپناه، رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی حکمت و فلسفه، مهدی مسعودی، مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی طلیعه و یکی از فعالین حوزه علوم انسانی اسلامی، یادداشتی را نگارش نموده است که متن آن به شرح زیر است؛

هرچند نامه نگاری رسمی رئیس موسسه حکمت و فلسفه ایران با آموزش و پرورش قم قابل دفاع نیست، اما این روزها شاهد فرصت طلبی برخی حضرات روشنفکرنما و اصلاح طلب برای انتقام گیری از استاد خسروپناه هستیم. عبدالحسین خسروپناه یکی از فضلای توانمند، نوآور و انقلابی حوزه است که طی دهه اخیر  آثار علمی او در عرصه کلام و فلسفه اسلامی، محل مراجعه گسترده و مؤثر جوانان دانش پژوه حوزه و دانشگاه قرار گرفته است. حتماً از نظر مخالفان او، پژوهش و تدریس در زمینه کلام و فلسفه فی نفسه جرمی محسوب نمی‌شود، اما خسروپناه در سالهای اخیر نه فقط در پاسخ گویی به هجمه های فکری علیه دین توفیقات بزرگی داشته و در غالب مناظره‌های خود با روشنفکرنماها پیروز بوده است، بلکه کسب و کار بسیاری از دکان داران هجمه به دین در داخل و خارج از کشور را کساد کرده است.

اما عبدالحسین خسروپناه زمانی به شدت مغضوب جریان روشنفکر سکولار قرار گرفت که شرح و تبیین علم دینی را به نقطه تمرکز خود تبدیل کرد. ده‌ها سخنرانی، مقاله، گفتگو و یادداشت و حتی چند عنوان کتاب، محصول تلاش‌های استاد خسروپناه در ساحت علم دینی است و امروز متن آن جزو پرمراجعه ترین متون در این عرصه قلمداد می‌شود.

با این وجود، از منظر جریان روشنفکری جرم عبدالحسین خسروپناه بالاتر از اینهاست؛ او با ریاست بر انجمن حکمت و فلسفه که سالیان دراز حیاط خلوت روشنفکران غربزده بوده، نه فقط غرور آنها را جریحه دار کرده بلکه منافع مادی بسیاری را نیز به خطر انداخته است. برای کسانی که در زیر تابلوی معتبر انجمن حکمت و فلسفه آنجا را از یک مرکز تحقیقاتی جدی و پاسخگو، به پاتوق دوستانه تبدیل کرده بودند و به رغم دریافت حقوق‌های چندین میلیونی از نظام جمهوری اسلامی، علیه انقلاب اسلامی مشق می کردند، حضور یک مدیر باسواد، جوان، مسئولیت پذیر و انقلابی چیزی نیست که قابل تحمل باشد.

این شرایط زمانی سخت‌تر شد که عبدالحسین خسروپناه، عذر کسانی را خواست که بدون حتی همان حضور فرمایشی در انجمن، حقوق خود را ماهیانه دریافت می کردند. بله، خسروپناه نه فقط با بیکارگی برخی در انجمن و بازیگری در نقش اپوزیسیون پایان داد، بلکه باب سوء استفاده‌های کلان مالی در انجمن حکمت و فلسفه را بست و انجمن حکمت و فلسفه را که سوء مدیریت‌ها آن را به بیماری لاعلاج و رنجور تبدیل کرده بود، از مرگ حتمی نجات داد.

یکی از جرایم دیگر استاد خسروپناه در انجمن حکمت و فلسفه، جذب قانونمند کسانی به عنوان عضو هیأت علمی بود که جزو حلقات روشنفکری نبودند و در پیشگاه غرب رکوع و سجودی نداشتند. برای کسانی که با استبداد روشنفکری در ایران به خوبی آشنایی دارند قابل درک است که حضور استادان جوان و انقلابی در حیاط خلوت جریان روشنفکری و به هم ریختن آرامش آنان گناهی نابخشودنی است و عملکرد خسروپناه در این زمینه، همان نقطه‌ای بود که می توانست موجبات فرمان پدر خوانده ها در جهت هجمه به عبدالحسین خسروپناه را صادر کند.

خسروپناه از خط قرمز ها عبور کرده بود و باید می رفت اما چگونه؟ این سئوالی بود که قبلاً نیز با پاسخ های روشنی روبرو شده بود. یا فشار سیاسی از بالا و اخراج، تا ترور شخصیت، بی آبرویی و … .

این‌ها روش‌هایی بود که بارها توسط اصلاح طلبان در دانشگاه‌های دیگر مانند دانشگاه تهران، تربیت مدرس، پژوهشگاه علوم انسانی و غیره تجربه شده بود و می‌توانست درباره عبدالحسین خسروپناه نیز تجویز و تکرار شود.

امروز ده‌ها مقاله و نامه برای تخریب شخصیت عبدالحسین خسروپناه با قلمی واحد و از سوی پایگاهی خاص و البته شناخته شده تولید و در حجمی انبوه در سایت ها و شبکه های اجتماعی در حال انتشار است.

واقعیت تلخ این است که افرادی به بهانه نامه نگاری خسروپناه با آموزش و پرورش، از هر اقدام ناجوانمردانه‌ای برای تخریب شخصیت او صرف نظر نکردند. اگر نامه عبدالحسین به آموزش و پرورش خطاست که خطاست، چرا بعضی انتقام گیری و عقده گشایی افرادی خاص در انجمن حکمت و فلسفه را نمی بینند و وجدانشان برای ترور شخصیت یک استاد که سالهاست عمر خود را صرف خدمت علمی به کشور کرده است تحریک نمی شود؟

آیا دادگاهی نیست که به مدعیات مندرج در این نامه‌ها و مقالات که بیشتر به شب نامه شباهت دارد رسیدگی کند؟ آیا قرار است ظلم به استادان همچنان مسیری رایج برای صیانت از منافع منفعت طلبان و سیاست بازان باقی بماند؟ اینها بخشی از سئوالاتی است که افکار عمومی به دنبال یافتن پاسخ آنها هستند.

ادعاهایی درباره‌ی مدیریت خسروپناه بر موسسه‌ی حکمت و فلسفه

هزینه‌ی سفارش‌ طلایی «خوبان»

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. ظلم به اساتید؟؟؟ اگرقرار بر برگزاری محکمه ای باشد (چه اندیشه ای وچه قضایی) همه تان محکومید…. از متن سراسر بدگویی و حس تنفری اغشته به جهل و بیسوادی و حقارتت معلوم است..

  2. اعضای قدیمی هیئت علمی مؤسسه یا خیلی نجیب‌اند که در برابر این نوشته و نوشته‌های مشابهش (که از قلم و مضمونشان معلوم است خط تولید واحدی دارند) واکنش نشان نمی‌دهند یا خیلی ترسو. به هر صورت از شدت کینه‌توزانه بودن و حقارت این متن چیزی کم نمی‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا