دفاع وکیلی از خود: شکایت از قلب مفاهیم ارزشی به کجا بریم؟!

محمدعلی وکیلی عضو هیات رییسه‌ی مجلس که درباره‌ی توصیه نامه‌اش در سربرگ هیات رییسه‌ی مجلس به سایپا برای تحویل یک خودرو به یک شهروند، در گفت‌وگویی با انصاف نیوز [لینک] دفاع کرده بود و گفته است که روزی صد توصیه نامه مشابه آن می‌نویسد، در یادداشتی از مورو سوال قرار گرفتن در این باره به شدت انتقاد کرد و پرسید: «شکایت از قلب مفاهیم ارزشی به کجا بریم؟!»

متن کامل یادداشت آقای وکیلی در روزنامه‌ی ابتکار که مدیر مسوول آن است، در پی می‌آید:

چند روز گذشته همه شاهد حمله‌های رسانه‌ای به اینجانب بودیم. حملاتی که دیگر برای حقیر عادی شده است. عده‌ای نذر کرده‌اند که هر از چندی حقیر را بنوازند. مهم هم نیست موضوع چه باشد، انگار دستور کار حمله است. من نیز با این پلت‌فرم‌ها کنار آمده‌ام. پذیرفته‌ام که دیگر نه شکایت کنم و نه گلایه‌ای داشته باشم. با خود بگویم که خب تکلیف آنان همین است، لذا خرده‌ای نگیرم! با کمال تاسف باید این خطوط را نوشت. برخی رسانه‌ها که اساساً کارشان از قلب واقعیت گذشته‌ و به وارونه کردنِ ارزش‌ها رسیده‌اند، اخیراً تلاش برای احقاق حق یک شهروند مظلوم را به عنوان «رانت به نور چشمی» معرفی کرده اند! یاللعجب! ترور شخصیت انگار کم بود که به قتل و قلب مفهوم هم رسیده است. قبلاً دست‌کم به دروغ به نافمان چیزی می‌بستند تا چیزی برای حمله دست‌وپا کنند، اکنون اما ارزش‌ها را وارونه معنا می‌کنند تا به اهداف‌شان برسند. می‌دانستم در آیین اینان هدف وسیله را توجیه می‌کند اما نمی‌دانستم تا اینسان! من از آمدنیوز البته متعجب نیستم؛ وظیفه امنیتی او همین است‌ اما از پاره‌ای از داخلیان متعجبم! متاسفانه وضع طوری پیش می‌رود که انگار باید از پاره‌ای از رسانه های داخلی هم بی‌انتظار شد.
بر سرِ رفتنِ افشانی چه غوغایی شد؛ سخن بر سر دفاع از افشانی نیست‌ بلکه سخن در عجیب بودنِ سامانِ حمله‌ها بود. بر سرِ نامه‌ای که برای رفع مشکل یک شهروند نوشته شده بود هم همان غوغا شد.
اصلاً به ‌نظر طبیعی نمی‌آید! اصلاً طبیعی نیست که نزدیک به یک هفته، نامه اینچنینی تیتر رسانه‌ها باشد! اصلاً طبیعی نیست که زندگی یک نفر شخم زده می‌شود و وقتی چیز دندان‌گیری گیر نمی‌آید، به تخفیفِ خبرنگاری جهت طرح ترافیک یک نفر پیله می‌شود و یک هفته «ترند» اخبار می‌شود! من گلایه‌ای ندارم، از حسابرسی هم اصلاً باک ندارم. این فقط ادعا نیست؛ پیرامون کوچک‌ترین مسائل، حتی مسائلی که تخریب بسیار مبتذل و ناشیانه‌ای بوده (مانند همین نامه)، پاسخگو بوده‌ام. نه از مناظره فرار کرده ام و نه از مصاحبه. سنجش این ادعا هم راحت است‌؛ رجوع به رسانه‌ها میزان پاسخگویی مرا نشان می‌دهد.
من خود را مکلف به پاسخگویی می‌دانم (هرچند موضوع ابتدایی و سخیف باشد) اما برای بدعت‌ها نگرانم. پیش‌تر با اخبار جعلی و گزینشی، به واقعیت‌ها دست‌برد می‌زدند، اکنون اما به ارزش‌ها هم رحم نمی‌کنند. معنای رانت را عوض می‌کنند و کارهای ارزشی را به عنوان رانت معرفی می‌کنند.
من معنای عنادِ رسانه‌ای چون آمدنیوز را می‌فهمم. حتی می‌دانم که شاید همین یادداشت بهانه حمله‌های بعدی باشد اما از همراهی برخی داخلیان، چیز جالبی نمی‌شود برداشت کرد. در فضای عجیبِ برخی رسانه‌ها، آدمی مجبور می‌شود بدیهیات را فریاد بزند. مجبورم با فریاد بگویم که ارباب رجوع نور چشم من است. مجبورم فریاد بزنم که نگران عافیت خود در بازی‌ها و شیطنت‌های اینچنینی نیستم و شیرینی گره‌گشایی از کار خلق، بر تلخی این بازی‌های رسانه‌ای می‌چربد. مجبورم تاکید کنم که سیره و توصیه معصومین‌(ع) درخدمت به خلق برایم ارجحیت دارد به حفظ عافیت از سر‌و‌صدای رسانه‌های معاند.
مجبورم اعلام کنم که دام‌تان را بردارید و جایی پهن کنید که دانه‌های‌تان خریدار دارد.
نماینده مردم در هر صورت مکلف به پاسخگویی است؛ چه آن را شانتاژ رسانه‌ای و توطئه بداند و چه ندادند. از همین روی، پیرامون همه حواشی توضیح داده‌ام و پاسخگو بوده‌ام.
اما با وجود تکلیف به پاسخگویی، حق نقد نحوه فضاسازی‌ها هم محفوظ است.
1) امام رضا علیه‏‌السلام فرمودند: «مَن فَرَّجَ عن مُومِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عن قَلبهِ یومَ القِیامَهِ.»؛ هرکه گره از کار مومنى بگشاید، خداوند در روز قیامت گره غم از دل او بگشاید. (منتخب میزان الحکمه، ص‌270)
2) امام صادق علیه‏‌السلام: «مَن راى اخاهُ عَلى امرٍ یکرَهُهُ فَلم یرُدَّه عَنهُ وَهُو یقدِرُ علَیهَ فقد خانَهُ.»؛ هر که برادر خود را گرفتار امرى ناخوشایند ببیند و بتواند آن را از او برطرف سازد و چنین نکند، بى‏‌گمان به او خیانت ورزیده ‏است. (بحار الانوار، ج 75، ص 65- منتخب میزان الحکمه، ص‌14)
3) امام صادق علیه‌‏السلام: «انّ الرَّجُلَ لَیسالُنی الحاجَهَ فَاُبادِرُ بقَضائها مَخافَهَ ان یستَغنِی عَنها فلا یجِدَ لَها مَوقِعا اذا جاءَتْهُ.»؛ هرگاه مردى دست نیاز سوى من دراز کند، در رفع نیاز او مى‏‌شتابم زیرا مى‌‏ترسم کار از کار بگذرد و اقدام من در کمک به او دیگر به کارش نیاید. (عیون اخبار الرضا علیه‌‏السلام، ج 2، ص 179- منتخب میزان الحکمه، ص‌264)
این افراد باید بدانند که بالاترین افتخار برای یک انسان این است که دیگران او را ملجا و ماوایی برای رفع حاجات خویش بدانند.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «کَفَی بِالْمَرْءِ اعْتِمَاداً عَلَی اَخِیهِ اَنْ یُنْزِلَ بِهِ حَاجَتَه»؛ در اثبات اعتماد به برادر دینی همین بس که شخصی حاجتش را نزد او آورد. (اصول کافی، همان، ج 2، ص 198 و 131)

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا