تاملی انتقادی بر حیوان آزاری

دکتر عباس نعیمی جورشری، جامعه شناس و عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، دریادداشتی درباره‌ی فیلم‌های منتشره اخیر از حیوان آزاری، نوشت:

مقدمتا اینکه حیوان آزاری شدیدا مرا متاثر و غمگین می‌کند. همچون خراشی رنج‌آور که بر روح و روانم وارد می‌شود. با اینحال بایستی در شرح آن دقت و تحلیل علمی را رعایت نمود. در این راستا می‌توان سه سطح بحث بر آن متصور شد: فلسفی، جامعه شناختی، روانشناختی.

١. در سطح فلسفی با این پرسش چالش برانگیز مواجهه هستیم که آیا اگزیستنس گونه‌ی انسانی بر اگزیستنس گونه‌های حیوانی ارجحیت دارد؟ این ارجحیت از چه وجه است؟ دایره محاط و اقتدارگرایی انسان بر حیوان چه میزان است؟ آیا ما به عنوان گونه‌ی انسانی مجاز هستیم بر سایر گونه‌های حیات از جمله حیوانات قدرت نامحدود روا بداریم؟

پاسخ اینکه در تفلسف دینی، انسان اشرف مخلوقات نامیده شده و مشخصا در ادیان ابراهیمی این اشرفیت به دمیده شدن روح خداوند در آن گِل دلالت دارد. از این حیث در قرائت توحيدی مقامی بالاتر از سایر مخلوقات کسب نموده است. علاوه بر اینکه از قوه تعقل و اراده تغییر برخوردار است و اولویت مقامی او را تبیین می‌کند. این شق دوم با تفلسف غیردینی مشترک است.

در اینجا دو محور ایجاد می شود که باید در آن مداقه نمود: محور فلسفی اخلاق‌گرا و محور فلسفی لذت گرا.

در محور نخست اگرچه ماهیت اولی برای گونه‌ی آدمی درنظر گرفته می‌شود اما قلمروی اقتدارگرایی و رواداری قدرت انسان محدود است. او مجاز نیست در قلمرو دیگر گونه‌های حیات به هر قیمتی دخل و تصرف کند. او مجاز نیست به آزار سایر گونه‌ها بپردازد. او مجاز نیست موجب مرگ و شکنجه‌ی ديگری را فراهم نماید. بلکه تکلیف نیز دارد که به دیگر گونه‌های زیستی از جمله حیوانات احترام بگذارد. این حرمت‌داری که بر حریم و قلمرو دلالت دارد وجه مهم محور فلسفی اخلاق‌گراست. به نظر می‌رسد حیوانات «مفید» همچون اسب و سگ و… منزلت فربه‌تری نیز دارند. با این تذکر که وسعت آن حریم نزد فلاسفه‌ی اخلاق محل بحث است. خاصه آنجا که گونه‌های حیوانی مضر و بیماری‌زا همچون حشرات مطرح می‌شوند و اینکه حقوق آنها در مقابل انسان چیست؟ «مفید بودن» در اینجا خود محل مناقشه است.

امامحور دوم قلمرو قدرت‌ورزی انسان را نامحدود می‌داند تا آنجا که لذتش اجازه می‌دهد. یعنی حدود اختیارات آدمی بسته به لذت طلبی او وسعت میابد. لذا گونه‌ی انسانی مجاز می‌شود در راستای لذت‌طلبی خویش به هیچ‌یک از گونه‌های حیات پاسخگو نباشد بلکه به حریم آنها تعرض کند. اساسا حریم و حرمت‌داری سایر گونه‌های حیات در این محور بی‌معناست. برخی نمونه‌های حیوان آزاری که ممکن است با آنها مواجه شده باشیم متعلق به این فهم فلسفی است.

٢. سطح جامعه شناختی این بحث به دو محور مرتبط از جمله اقتصادسیاسی در محور کلان و سوسیولیزیشن یا جامعه‌پذیری در سطح خرد مربوط است.

در باب اقتصاد سیاسی، نمونه‌های حیوان آزاری خشن در نواحی کمتر توسعه یافته تراکم بالاتری دارد. همینطور حاشیه نشینی در شهرها بستر اجتماعی مناسبی برای حیوان آزاری است که خود محصول مستقیم اقتصادسیاسی است.

محور خرد به کیفیت هنجارها و حجم درونی شدن هنجارها در فرد اشاره دارد. اهمیت این فرایند در دوره‌ی کودکی و نوجوانی است. فرد حیوان آزار دو کودکی محتمل دارد: الف. در عهد کودکی‌اش، حیوان آزاری به عنوان ناهنجاری تعریف نشده و آزار حیوانات اتفاقا اسباب تفنن جمعی بوده است.

ب. یا آن ساختار ارزشی که او در آن بزرگ شده، حیوان آزاری را به عنوان ناهنجاری تعریف کرده اما به دلایلی کراهت آن در فرد درونی نشده است. این حالت عموما به محیط خانه یا ساخت گروه‌های اولیه مانند همسالان برمی‌گردد.

البته در وجه جامعه‌شناختی جبهه‌ی اصلاحی و انتقادی نیز وجود دارد که در قالب جامعه‌ی مدنی یا برخورد رسانه‌ای مثبت قابل ردیابی است. هجمه‌ی گسترده‌ی مردم نسبت به حیوان آزاری، اطلاع رسانی فعال عموم در شبکه‌های اجتماعی که خود ترجمان کنشگری مستقل است و پیگیری رسانه‌ها، جبهه‌ی مقابل حیوان آزاری است که امیدوارکننده است و بایستی تقویت شود. نهاد قضایی نیز همراهی خوبی با این مطالبات عمومی داشته و با محکومیت افراد خاطی، از این اعتراضات مدنی حمایت کرده است.

٣. سطح روانشناختی که به لحاظ متدولوژیک خردترین سطح تحلیل است از دو زاویه به این بحث ورود دارد: زاویه‌ی اختلالات روانی که در دو سطح قابل طرح است: روان نژندی و روان پریشی / رفتاری که به سطح خرد جامعه‎شناسی یعنی رفتارگرایی نزدیک می‌شود.

درباره‌ی روان نژندی و روان پریشی مشخصا با اختلالات روانی مواجه هستیم که نیاز به درمان سیستماتیک و حتی دارویی ضروری دارد. از این حیث حیوان آزاری ترجمانی از سادیسم و دیگرآزاری است که به فرد حظ روانی می‌رساند. تمایلات سادیسم همچون تمایلات مازوخیسم تاحدودی در هر انسانی وجود دارد که در سکسولوژی به آن پرداخته می‌شود. حتی تا اندازه‌ای پذیرفتنی است و کارکرد دارد. اما حیوان‌آزاری شکل اختلالی سادیسم است که ارضای ذهنی در فرد ایجاد می‌کند. زاویه رفتاری نیز با اصلاح الگوهای رفتاری در مشاوره با حیوان آزاری مقابله می‌کند.

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/WhgMf
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن