چرا تختی مهم است؟

/اهمیت تختی در سپهر علوم رفتاری /

دکتر عباس نعیمی جورشری، جامعه شناس و عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی به مناسبت روز تختی درباره‌ی اهمیت او در سپهر علوم رفتاری نوشت:

در سالروز درگذشت جهان پهلوان تختی سزاوار و بایسته است که در باب او تاملی بیشتر نمود. از این حیث در نوشتار زیر دو تامل و مکث مفهومی را مطرح می‌کنم. تختی به لحاظ علوم رفتاری دو اهمیت کلان و خرد دارد:

۱٫ در سطح تحلیل کلان، خود را بر مدار مردم تعریف می‌کند. روش زندگی او بر مدار زیست مردمی است. از این حیث وابستگی به نهادهای قدرت و ثروت ندارد. موضعش منافع ملی است چنانکه با جبهه ملی و مرحوم دکتر مصدق همراهی می‌کند. این استقلال تیپیک، او را دارای وجاهت اجتماعی می‌کند. برایش خاستگاه قدرتمند مردمی می‌سازد. قهرمان ورزشکار به قهرمان اجتماعی تبدیل می‌شود. چنان‌که وبر از« ideal type » سخن می‌گوید قهرمان اجتماعی مبدل به الگو می‌شود. مرجعیت رفتاری پیدا می‌کند. او سلبریتی دغدغه‌مند و مسول عهد خویش است که زیست اقتصادی و معیشتی نزدیک به عموم مردم دارد و دستگیر طبقات مادون است و در عین حال همراه آزادیخواهان. اینگونه دو فضیلت عدالت و آزادی در او همجوار می‌شود.

۲٫ در سطح تحلیل خرد، «مرام» در زیست فردی او کلیدواژه است. مرامی که با الگویی همچون پوریای ولی تعریف می‌شود. با نان و نمک تعریف می‌شود. با مهربانی، بخشش، مردم دوستی و ضعیف‌نوازی تعریف می‌شود. پهلوان در گفتمان زیست سنتی بیانگر چنین خصایصی است.

لوطی‌منشی تختی متمایز از لوطی منشی قیصر است که عصبیت و اخم و تیغ در آن برجسته است. در فرهنگ کوچه‌ی ایران معاصر، سه تیپ متفاوت از لوطی و داش و مشتی را می‌توان نظاره کرد.

تیپ اول اهل عمل و نظر است. از الگوهای اخلاقی تبعیت می‌کند و در عمل نیز به کار می‌بندد؛ نمونه تختی. الگوی دوم اهل عمل است اما الگوهای اخلاقی در عملش ریشه‌دار نیست. قضاوتش سطحی و تصمیمش قطعی است. حاکم جهان است و جهان زیر حکم مزاجی او قرار دارد. هیجانات روانی و عصبیت در جهان او دست بالا را دارد؛ نمونه قیصر. تیپ سوم نه اهل نظر است و نه اهل عمل. او بیشتر ژست پهلوانی و چهره و آرایش لوطی را دارد. سبیل و کفش بخواب و کت روی دوش و کلاه لبه‌دار نشانه‌ قديمش که در عهد نو فقط نوعی از سبیل بازتولید شده است. تیپ سوم بیشتر ادا در می‌آورد و در عصبیت و غمزه و قیافه متوقف است. او تیپ نمایشی است.

۳٫ اینگونه تختی نمونه‌ی کمرنگ شده‌ای است در علوم رفتاری ایران. تیپی که هم در عرصه‌ی کلان سیاسی اجتماعی کمیاب شده و هم در عرصه‌ی خرد رفتاری کمتر دیده می‌شود. هم نزد گروه‌های سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا و… کمرنگ  است و هم در ساختار رفتاری عامه‌ی مردم کمتر دیده می‌شود. بنابراین نظام آموزشی و تربیتی _به معنای عام و فراگیرش_ باید مورد نقد و بازبینی قرار گیرد که در بازتولید تیپ اجتماعی تختی ناکام مانده است.

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/8Cr1q
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن