سرنوشت غفار عباسی یا عباس غفاری

در پی شایعه‌ی تبعید «غفار عباسی» روحانی ساکن قم که مریدانی گرد خود داشت و پس از آن‌چه فشار از سوی نهادهای امنیتی خواند کلاس‌های درس خود را تعطیل کرده بود، مهدی صدرالساداتی از مریدان و نزدیکان آقای عباسی خبر تبعید او را رد کرد و گفت: «ایشان در خانه‌شان در قم هستند.»

صدرالساداتی درباره‌ی خبر غیر رسمی تبعید غفار عباسی به خبرنگار انصاف نیوز گفت: این خبر کذب است.

وی درمورد اینکه آیا در حال حاضر غفار عباسی محدودیتی دارد یا خیر، گفت: خیر، محدودیتی برای‌شان ایجاد نشده است؛ اما احتمالا نیروهای امنیتی می‌خواهند که ایشان جلسه نگذارند. ولی محدودیت دیگری ندارند یا حداقل ما سراغ نداریم.

نام اصلی آقای غفار عباسی، عباس غفاری است که با شخصی که به عنوان جنگیر دولت احمدی نژاد شناخته می‌شد و مدتی در بازداشت بود شباهت دارد.

پیش از این مهدی صدرالساداتی در گفت‌وگوی دیگری با انصاف نیوز که به بهانه‌ی توییتی از فرید مدرسی، روزنامه نگار اهل قم، انجام شده بود بر این ادعا که آقای عباسی از «اساتید کامل عرفان» است و «کراماتی» دارد صحه گذاشته بود.

مدرسی در توییتر خود با انتشار عکسی از مهدی صدرالساداتی و برادرش روح الله صدرالساداتی – عضو مجلس خبرگان – نوشته بود:

«حلقه‌ای در مسجد رضایی ‫#قم با نام “جمالِ آفتاب” بامحوریت ‫#غفار_عباسی که “خضر طریق” می‌نامندش. ‏مروج او، عضو خبرگان: ‫#روح‌الله_صدرالساداتی و برادرش مهدی است که در اینستاگرام مشغول شُوی فسادزدایی است؛ یارگیری در طلاب و جامعه با رانت نفوذ در حاکمیت. ‏پول ترویج #جن_گیر چگونه تامین می‌شود؟»

صدرالساداتی در این گفت‌وگو [لینک] با بیان اینکه آقای عباسی چنین توانایی که از سوی فرید مدرسی با عنوان جنگیری از آن یاد می‌شود را دارد، گفته بود که لفظ جنگیر برای تخریب استفاده شده است و مدعی شد که تمامی بزرگان از جمله مرحوم آقای بهجت توانایی اینکه مشکلات عارض شده از سوی اجنه برای انسان‌ها را رفع کنند داشته‌اند.

همچنین او در گفت‌وگوی خود اشاره کرده بود که پولی برای ترویج و تبلیغ آقای غفاری هزینه نمی‌شود و این در حالی است که برخی در فضای مجازی با انتشار تصاویری از بنرهای تبلیغی آقای عباسی در مسیر پیاده‌روی اربعین، به این موضوع انتقاد کرده بودند.

اما حساسیت‌های دوماهه‌ی اخیر بر غفار عباسی که به تعطیل شدن جلسات درس و بحث او منجر شد، تنها نگرانی از آنچه مرید و مراد بازی خوانده می‌شد و همچنین سیاسی بودن برخی چهره‌های اطراف او نبود؛ بلکه علاوه بر اینکه بسیاری از مذهبیون در برخی اظهارات دینی آقای عباسی تشکیک کرده‌اند، ادعاها مبنی بر اینکه او از شاگردان آیات بهجت و سعادت‌پرور (علی پهلوانی) است و از سوی مرحوم سعادت پرور اجازه‌ی دستگیری دارد، از سوی بیوت آنها رد شد.

 

نامه‌ی طلاب به بیت آیت الله سعادت‌پرور:

آیا آقای عباسی مورد تایید است؟

ماجرا از این قرار بود که جمعی از طلاب و حوزویان در نامه‌ای به بیت آیت الله سعادت‌پرور سوال کردند که آیا آقای عباسی واقعا اجازه‌ی دستگیری و آموزش ازسوی آقای سعادت‌پرور را دارد یا خیر. آنها در این نامه که در تاریخ ۲۰ آذر ۹۷ در کانال تلگرامی ندای سعادت منتشر شد، نوشتند:

«بسم الله الرحمن الرحیم

الهی اعْصِمْنا مِنَ الزَّلَلِ وَ سَدِّدْنا فِی الْقَوْلِ وَ الْعَمَل وَ أَجِرْنَا مِنْ سُوءِ الْفِتَن

محضر شریف بیت محترم فقیه عارف مرحوم آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) قدس سره

با عرض سلام و آرزوی توفیقات روز افزون از حضرت احدیت در جهت نشر آثار بیانی و بنانی آن عارف کامل و حراست از شیوه تربیتی مشایخ سلوکی ایشان “قدس الله اسرارهم” که اطمینان بخش‌ترین طریقه برای تهذیب نفس و وصول به مقامات معنوی و دریافت مدال کمال عبودیت می‌باشد و پیرو توصیه‌ها وهشدارهای جدی عبد صالح الهی، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای “مد ظله” خطاب به جوانان‌که: ” درس‌های اخلاقی را در بین خودتان رائج کنید؛ از اساتید اخلاق و موعظه گرها استفاده کنید؛ البته مواظب باشید در دام عنکبوتهای دنیادار و دکاندار گرفتار نشوید؛ این روزها از این چیزها هم زیاد است: دکاندارهایی که به اسم معنویت، ادعا می‌کنند که امام دیدیم و …! هیچ واقعیتی هم ندارد. حواستان باشد که اسیر آنها نشوید”چند سالی است که فردی در فضای مجازی و وبنرها و پوسترها، خود را شاگرد برجسته‌ی دو فقیه عارف مرحوم آیت الله بهجت و آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) “قدس سرهما” معرفی می‌کند و به واسطه‌ی چنین ادعا و انتسابی، عده‌ای از جوانان پاک سرشت را به دور خود جمع نموده و به عنوان شاگرد سلوکی، تحت تربیت خویش قرار داده و با نقل مطالبی در جلسات علنی مبنی بر اینکه حضرات معصومین “علیهم السلام” را می‌بینم و یا پیغامی را از طریق واسطه‌ای از امام عصر “عجل الله تعالی فرجه” برایتان آورده‌ام و نظایر اینها، کرامت محوری و خواب محوری را در بین آنها تقویت نموده است تا جایی که شاگردان فرد مزبور به محض دیدن ایشان در فرودگاه امام خمینی “قدس سره” که از سفر حج برگشته بود یکپارچه شعار سر داده‌اند که: “آنچه که دیدی بگو، آنچه شنیدی بگو ” و ایشان نیز نه تنها این حرکت را رد نکردند، بلکه در همانجا رسماً پشت میکروفن قرار گرفتند و به آنها وعده دادند که در جلسه آینده خواهم گفت، و تیم رسانه‌ای ایشان در کانالهایی که مربوط به ترویج ایشان است چنین حرکتی را که بر خلاف سیره مستمره اولیای اهل معرفت خصوصاً حضرت امام خمینی و حضرت علامه طباطبایی قدس سرهما می‌باشد منتشر نمودند.

ما علاقه‌مندان به طریق تربیت اخلاقی و سلوکی فقیه عارف، حضرت آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) قدس سره که همان طریقه توحیدی مشایخشان از جمله حضرت جمال العارفین مرحوم آیت الله میرزا حسینقلی همدانی “قدس الله اسرارهم” می‌باشد. ازآن بیت معززتقاضا داریم نظرمبارکتان را درباره فرد مزبور که با ادعای پیروی از مرحوم آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) “قدس سره” به تربیت اخلاقی و سلوکی عده‌ای اشتغال دارد مرقوم فرمایید تا سدی باشد در برابر لغزشها و به دام افتادن طلاب و دانشجویانی که عطش معنوی، جانشان را سوخته و به دنبال طریقه‌ای برای راهیابی به چشمه حقیقت می‌باشند.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

جمعی از طلاب ودانشجویان»

اشاره‌ی این طلاب احتمالا به کلیپی از غفار عباسی در بازگشت از مکه است. در این فیلم او در میان مریدان خود مدعی می‌شود که پیغامی آورده و آن را در جلسه‌ی درس خود خواهد گفت. این کلیپ را در ادامه ببینید:

پاسخ بیت آیت الله سعادت‌پرور

بیت آیت الله سعادت پرور در پاسخی به این سوال که در همان تاریخ و همان کانال منتشر شد، نوشت:

«بسمه تعالی

علیکم السلام و رحمه الله

به استحضار می‌رساند؛ فرد مزبور مورد تأیید نمی‌باشد و شیوه ایشان با سلوک عرفانی و روش اخلاقی حضرت آیت الله سعادت پرور (پهلوانی تهرانی) “قدس سره” و مشایخ سلوکی معظم له که همواره به جای تکیه بر مغیبات و اظهار کرامات، اتکا بر کتاب و سنت بوده، هماهنگی نداشته و در موارد کثیره ای مغایر و مخالف می‌باشد. َ عَصَمَنا َ اللَّه مِنَ الزَّلَلِ.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بیت حضرت آیت الله سعادت پرور (قدس سره)»

قطع فعالیت عباسی در مسجد رضاییه

تقریبا هم‌زمان با این مسایل بود که عباسی در منبرهای گوناگون گفت که فشارهایی از سوی برخی نهادهای امنیتی برای تعطیلی کلاس‌های درسش وجود دارد و پس از آن در دو اطلاعیه‌ی پیاپی و نشر یک کلیپ به کلاس‌های درس خود پایان داد.

در اطلاعیه‌ی نخست که از سوی غفار عباسی خطاب به هیات امنای مسجد رضاییه نوشته شده و در کانال تلگرامی او با عنوان «جمال آفتاب» منتشر شد آمده است:

«با اظهار تأسف فراوان به اطلاع کلیه شاگردان و مشتاقان مباحث استاد غفاری می‌رساند بر اساس متن نامه ایشان به هیات امنای مسجد رضاییه، حضرت استاد کلیه جلسات و مشاوره‌ها را تعطیل کردند و از این پس از حضور ایشان محروم شدیم».

متن نامه حضرت استاد غفاری:

مسوول محترم امنای مسجدالرضا (علیه السلام) حاج آقا غفاری دام عزه

سلام علیکم و رحمه الله

ضمن تقدیر و تشکر از زحمات صادقانه و خالصانه شما که مثل پدری مهربان برای بنده بودید با توجه به فشارهای بسیار برای شما و دیگر امنای محترم مسجد و عدم حضور مستمر در ایام سال حقیر را تحمل فرمودید.

بنده به خاطر مصالح مقتضی نه تنها توفیق امام جماعت مسجد بلکه از تمام فعالیت‌ها اعم از تشکیل کلاس‌ها و جلسات و مشاوره‌ها کناره گیری کردم لذا جنابعالی به فکر امام جماعت دائمی باشید. از اینکه به خاطر اینجانب اذیت‌ها کشیده‌اید امید عفو و گذشت دارم.

الاحقر غفاری

۹۷/۰۹/۰۴

۱۷ ربیع الاول»

قطع فعالیت کانال تلگرامی

کانال تلگرامی جمال آفتاب پس از آن در اطلاعیه‌ی دیگری نوشت:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

حسب الامر حضرت استاد غفاری

به اطلاع تمامی مشتاقان معارف توحیدی می‌رسانیم که با توجه به تعطیل شدن جلسات مباحث حضرت استاد غفاری «دام ظله الشریف»، از این به بعد دفتر حفظ و نشر آثار حضرت استاد در فضای مجازی هیچگونه فعالیتی ندارد

وَالسَّلَامُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی

۲۵ آذر ۱۳۹۷

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت استاد غفاری»

نامه‌ی مریدان عباسی

در نامه‌ای که در کانال تلگرامی آقای غفاری در تاریخ ۲۳ آذرماه منتشر شد، ضمن طرح ادعاهایی مبنی بر نحوه‌ی مواجهه با او و مریدانش بر علاقه‌ی خود به نظام و رهبری تاکید کردند و خواستار رفع محدودیت‌های گفته شده در این نامه شدند. متن این نامه به شرح زیر است:

«ای رهبر ما و ای مولای ما؛ حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای دام ظلکم الشریف

سلام علیکم و رحمة الله

در ابتدا خدمت انورتان عرض می‌نماییم بسیار عذرخواهیم که این گونه مجبوریم عرایض را به صورت سرگشاده به امام و ولی نعمت محبوبمان برسانیم، ولی از آنجا که بعد از دو سال نامه نگاری‌های متعدد اساتید حوزه و دانشگاه پاسخی مبنی بر وصول نامه‌ها به دست شما نگرفتیم و حتی یک بار هم کسی در این باب از ما سراغ نگرفت، ناچار شدیم که این گونه صدای چندین هزارنفر از جوانان و اساتید حوزه و دانشگاه را به محضرتان عرضه بداریم.

ما جمعی از فرزندان انقلابی شما، جاماندگان از قافله‌ی شهدا و محرومان از جهاد اصغر که آماده‌ایم تمام هستی خود را برای آرمان‌های انقلاب اسلامی فدا کنیم، سالیانی است که تحت تربیت سلوکی و عرفانی حضرت استاد غفاری (دام‌ظله) قرار داریم و گوش به فرمان شما، در عرصه‌ی جهاد علمی و فرهنگی و خودسازی ورود کرده‌ایم و هیچ چیز تا به الآن نتوانسته ما را در حرکت الهی‌مان، متوقف یا منحرف نماید. حال با شما که پناه و کهف حصین این انقلاب هستید، سخنی از سر تواضع و دادخواهی داریم.

پیش از سخن؛ نزد خدای متعال (جل جلاله) و در محضر نورانی شما شهادت می‌دهیم که با شاگردی نزد این مرد الهی، از شک و تردید در مباحث نظری و استدلالی خشک رها شدیم و قلب‌هایمان به نور ایمان منور گردید و هرکدام به قدر وسع توانستیم از حقایق ناب اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) سیراب و اشراب گردیم. شهادت می‌دهیم که با تربیت و دستگیری ایشان، امام و انقلاب و شهدا را با اعماق وجودمان باور کردیم و یافتیم که راه رسیدن به کمالات معنوی و قدم گذاشتن در مسیر شهادت در راه خدا، در هر زمانی برای اهل ولایت و محبت خدا باز است؛ با او راه افتایم و با عنایت و دست گیری او قدم به قدم پیش رفتیم و آیات، روایات و داستان‌های در کتاب‌ها را خودمان تجربه نمودیم. شهادت می‌دهیم که کمالات و فضایل معنوی را که از بزرگان شنیده بودیم، در ایشان یافتیم و جز تأیید انقلاب، مرجعیت و حوزه‌های علمیه و تلاش برای بهبود اوضاع، چیزی از ایشان نشنیدیم و ندیدیم؛ حتی یک کلمه و حتی با اشاره. شهادت می‌دهیم که پس از آشنایی با ایشان و با وقت گذاشتن این بزرگوار برای تربیت معنوی و انقلابی ما، در درس و کار و خانواده و تمام شئون زندگی خود متحول شدیم و در مسیر اصلی انقلاب و صراط مستقیم ولایت اهل بیت (علیهم السلام) قرار گرفتیم. شهادت می‌دهیم که در آنچه بدان رسیدیم و چشیدیم  که قطره‌ایست از دریای بی کران  ذره‌ای تردید نداریم؛ و باور داریم که طبق فرمایشات شما و هدایت‌گری‌های امام راحل، این مسیر معنویت، همان شاه راه و غایت نهایی انقلاب اسلامی است که تا کنون هم تمام دست آوردها و جان فشانی‌های نیروهای خالص انقلاب با بهره گیری از همین سرمایه بوده است… و امید داریم که اگر این حرکت عظیم معنوی، بدون مانع تراشی‌های سطحی‌نگران و انقلابی‌هایی که فرمایشات شما و امام راحل را از عمق جان باور ندارند، عمومیت یافته و در فرصت و بستر انقلاب اسلامی و تحت ولایت حضرتتان پیش رود، یقیناً به یک جنبش بی‌بدیل معنوی، بر پایه‌ی اندیشه عرفانی امام خمینی و علامه طباطبایی تبدیل خواهد شد.

اما چندی است مواضع انقلابی ایشان و شاگردانشان از یک سو و اعمال نفوذهای نابه‌جای منتقدینشان از سوی دیگر، بهانه‌ای شده برای تبدیل اختلاف نظرهای علمی و روشی رایج در حوزه‌ها به مقابله و اعمال فشار و نفی روش این استاد انقلابی عرفان و جانباز رنجور دفاع مقدس؛ این اختلافات همیشه در حوزه بوده و با وجود برخی نحله‌های فکری خاص و ضدعرفان اصلاً مسأله عجیبی نیست؛ اما همین تقابل حوزوی که تبعات و اخبارش به دانشگاه‌ها هم رسیده، متاسفانه چندی است که تغییر کرده و وارد مرحله جدیدی شده است که دیگر قابل توجیه و نادیده گرفتن نیست و جلوگیری نکردن از آن، می‌تواند جریان حق و را تضعیف نموده و قوه تشخیص حق و باطل را در میان جامعه و از مردم سلب کند که به تبع آن نفرت و بدبینی در دل‌های عموم مردم نسبت به هر روحانی و استاد اخلاقی کاشته خواهد شد؛ و این دقیقاً حیرانی، همان چیزی است که دشمنان اسلام می‌خواهند!

برای ما که سالیانی است در محضر استاد غفاری (دام ظله) زانو زده‌ایم، رشد کردیم و از زیر و بم منش ّو رفتار ایشان مطلعیم، همچنین با در نظر داشتن تاریخچه‌ی انقلاب اسلامی و سرگذشت حرکت‌های اصلاحی و اصیل درونی، پر واضح است که ریشه‌ی این مخالفت‌های زننده و هجمه‌ها و حمله‌های شدید، در باور نداشتن هدف نهایی اسلام از تشکیل حکومت الهی و انقلاب است که به فرموده ِامام راحل «بسط معارف توحیدی در میان مردم است». درست در زمانی که جریان تربیت سلوکی  انقلابی حضرت استاد غفاری در بیش از ۱۰۸ شهر جاری شد و آرمان‌های معنوی امام راحل در جان بیش از ۵۰۰۰ نفر جوشید و حیاتی دوباره یافت و مسیر جهاد فی سبیل الله و شهادت و شهود الله تعالی در سطح عموم مردم معنا و ترویج گردید، فشارها و حملات شدت یافت، نشر کتاب‌های ایشان از سوی وزارت ارشاد توقیف شد، تخریب‌ها و توهین‌ها رو به فزونی نهاد و افتراها و دروغ پردازی‌ها رسمی و علنی گردید؛ درست در زمانی که فعالیت‌های میدانی این نیروهای انقلابی و ولایت مدار، از سوی چند نفر از شاگردان حضرت استاد، آغاز شد و ماهیت عرفان انقلابی ایشان بروز و ظهور یافت. تقدیم چند شهید مدافع حرم، راهیابی و عضویت در مجلس خبرگان رهبری، مبارزه با اشرافی گری و اسراف و تبذیر در بیت المال، تلاش برای تضییع حقوق مردم بی پناه و روشنگری نسبت به هدف اصلی و معنوی انقلاب اسلامی از مصادیق بارز این مساله و شاهدی گویا بر مدعاست.

مدت‌ها بود که در فضای حوزه و دانشگاه، شاهد اتهام‌زنی‌های ناروایی بودیم که به استاد فرزانه‌مان زده می‌شد و هیچ پایه و اساسی جز کج فهمی و لجاجت نداشت؛ اتهام به بی‌سوادی، در حالی که بسیاری از فضلاء و اساتید حوزه و نخبگان و اساتید دانشگاه از سرچشمه علم و معرفت ایشان سیراب می‌شدند. اتهام به ضدیت با انقلاب و احتمال انحراف در آینده (!)، با آنکه تمام حرف‌ها و جهت‌گیری‌ها، بر خلاف این ادعاهاست. اتهام به سطحی نگری، فریب و توجه دادن به کشف و کرامات ظاهری، با آنکه بارها و بارها در بین ایشان و شاگردانشان با این مسأله مقابله شده است. اتهام به مریدبازی و دکان‌داری، با آنکه طبیعت جوشیدن با جوانان و کار تربیتی، مقتضی روابط عاطفی و محبتی است که در سیره‌ی بسیاری از بزرگان نیز وجود داشته و…

بر همه این‌ها صبر کردیم و با توکل و اعتماد به خدای متعال از اینکه او قلبها را هدایت می‌کند و نور حقیقت خود را بر طالبان حقیقی خویش می‌تاباند «ولو کره المشرکون»، می‌شنیدیم و خون دل فرو می‌بردیم و اگر موقعیتی هم برای بحث و گفت وگو بود، در حد توان با آنان مقابله می‌کردیم، پاسخ شبهات را می‌دادیم و از حق دفاع می‌نمودیم. حتی اخیراً شاهد آن بودیم که با حمایت و هدایت برخی نهادهای امنیتی و مقدس که فضای امنیتی و اطلاعاتی را در موضوع دخالت دادند، همچنین ورود گسترده برخی چهره‌های مذهبی، القای شبهات در فضای مجازی گسترده شد و نقدها به تخریب و توهین در فضای عمومی انجامید! بر اساس آنچه از استادمان مبنی بر تقدم مصالح انقلاب بر مصالح خویش آموخته‌ایم، تمام کوشش ما بر این بود که این تبلیغ‌ها، باید با تبیین مواضع صحیح استاد بزرگوارمان خنثی شود تا داروی منصفانه حق را برای اهلش روشن نماید.

عامل دیگری که باعث شد نامه‌ای به امام و مقتدایمان بنگاریم و در بحبوحه‌ی مشکلات مضاعف جهان اسلام و گرفتاری‌های سنگین انقلاب اسلامی، به شما پناه آورده و وقت شریفتان را بگیریم، آن است که این مقابله‌ی سازمان یافته، در هفته‌های جاری تبدیل به یک طرح جامع ترور شخصیت و حذف ناجوانمردانه نیروهای انقلابی شده که قطعاً منجر به متوقف کردن و متلاشی ساختن این «جریان پویای انقلابی  سلوکی در سطح حوزه و دانشگاه و فضای نخبگانی و عمومی جامعه» خواهد شد؛ مقابله‌ای به دور از اخلاق و بر خلاف مسلمات شرع و قوانین جمهوری اسلامی و آن هم به اسم «حفظ انقلاب و پاسداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی» و از سوی نهادهای خودی و مورد اعتماد! ِاقدامات تخریبی اخیر، گل‌آلود کردن سرچشمه و غبارآلود نمودن فضای پیش روی تمام کسانی است که می‌خواهند حقیقت را بیابند و در راه درست قدم بگذارند. در این وضعیت، تشخیص حق و باطل بسیار سخت و شاید محال باشد.

دلیل علنی بودن این درد دل و استغاثه نیز، خدایی ناکرده بی‌ادبی و یا اعمال فشار نیست؛ چرا که ما سرباز و تحت ولایت شماییم و قطعاً به حکم و اراده حضرتتان، تسلیم محض بوده و خواهیم بود. این نامه، پاسخی به فرمان آتش به اختیار شماست که از تردید نسبت به کارآیی و صحت راه ارتباطی میان امام و امت خبر می‌دهد. ما حوزویان و دانشجویانی هستیم که با فریاد، می‌خواهیم صدای تظلم خواهی خود را به امام و مرجعمان برسانیم؛ که اگر این صدا هم شنیده نشود و همه‌ی ما در راه بسط معارف توحیدی، قربانی سوء تدبیر منافقین یا خودی‌های کوتاه فکر شویم، باز هم «سر خم می سلامت» که ما همه سرباز و فدایی شماییم! همه ما، فدای اسلام! همه ما، فدای قرآن و اهل بیت علیهم السلام! فدای انقلاب، راه امام و شهدا! زهی سعادت که اینجا قربانی شویم و در مسیر متعالی اهداف معنوی انقلاب اسلامی همه چیز خویش را قربانی کنیم! برخی به نام نفوذ و فرقه‌سازی می‌خواهند فرزندان انقلابی امام و حضرتعالی را از میدان مبارزه با افکار انحرافی و دفاع از آرمان‌های امام عزیزمان بیرون کنند؛ همان گونه که برخی خودباختگان داخلی به اسم افراط و افراطی‌گری می‌خواهند حزب‌اللهی‌ها را از صحنه‌های سیاسی به در کنند. زهی خیال باطل و خواب آشفته که تعبیر نخواهد شد! بیش از این مصدع نشده و جهت استحضار حضرت عالی و استغاثه به جنابتان، چند مطلب مهم از وقایع اخیر را خدمتتان گزارش می‌کنیم:

۱٫ نهادهای حوزوی از جمله مرکز صیانت از حوزه، آمار و بررسی حوزه علمیه و دادگاه ویژه روحانیت قم، اقدام به اعمال فشار بر شاگردان طلبه نموده و با احضار بی دلیل طلاب، پرونده سازی، بازداشت و بازجویی‌های غیرشرعی برای سندسازی و تخریب چهره‌ی استاد نموده است.

۲٫ جلسات توجیهی و تخریبی متعددی برای نهادها و اشخاص ذی نفوذ مانند اساتید جامعه مدرسین، مدیران مدارس علمیه قم، خطبای معروف، اساتید دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه شهرهای تهران، ایلام، بوشهر، شیراز، اصفهان و… برگزار شده و در آن علاوه بر توهین و تخریب، تهمت‌های غیرشرعی و مطالب سخیف ضداخلاقی که به هیچ وجه در اثبات نشده، مطرح می‌گردد. اتهام به فرقه سازی و شبکه سازی (!)، بی سوادی و نفوذی بودن در حوزه (!)، فساد مالی (!) و انحرافات اخلاقی (!) و… به صورت مسلم و قطعی، طرح شده و به ایشان نسبت داده می‌شود. البته آقایان هنگام طرح بحث، جانب احتیاط شرعی (!) را رعایت کرده و با این بیان که «امیدواریم همه این مطالب غلط باشد؛ ولی قضیه از این قرار است که…» تمام حرف‌هایشان را می‌زنند.

بدیهی است که وقتی کسانی از طرف نهاد مقدس و معتبر …، این اتهامات را وارد کنند، مخاطب به دنبال ادله یا استدلال قضیه بر نیامده و همه‌ی مطالب را تلقی به قبول می‌نماید. تا آنجا که برخی از مخاطبین، آنان را بازخواست می‌کنند که چرا زودتر این‌ها را به ما نگفته‌اید؟! حال آنکه هنوز ادعایی اثبات نشده و شرعاً بیان این اتهامات و بردن آبروی یک مسلمان جایز نیست.

تولیت مسجد مقدس جمکران نیز از این قافله تخریب، عقب نمانده و نماینده منسوب حضرت عالی آقای رحیمیان  علی رغم تصریح مسئولین دفتر جناب عالی در قم مبنی بر ساکت بودن دفتر نسبت به وقایع اخیر و نداشتن موضع له یا علیه حضرت استاد یک جلسه سراسر توهین و افترا برگزار کرده و ایشان و شاگردانشان (حتی نماینده فعلی مجلس خبرگان رهبری حجةالاسلام سیدروح الله صدرالساداتی) را به عنوان اعضای برجسته و سرکردگان فرقه انحرافی نوظهور معرفی کرده است (!)

۳٫ نهادها یا نهاد مسئول برای بررسی این قضیه، تمامی بررسی‌ها و تحقیقات خود را به صورت یک جانبه و مغرضانه انجام می‌دهند و قصد دارند بافضاسازی و تشویش اذهان عمومی که طبق قانون جرم است، زمینه را برای برخورد با استاد غفاری آماده کند و مطالبه خواص را  که خودش با ارائه اطلاعات و اتهامات ثابت نشده و خلاف واقع برای آنان ایجاد نموده است  به جای دلیل نشانده و پرونده‌ی خودساخته را با ادلهِ خودپسند (!) به راحتی مختومه نماید! این محققان با اندیشه‌های غربی حاکم بر فهم جریانات معنوی و تربیتی، علاوه بر عدم رعایت در نشر اکاذیب و سعی در اشاعه‌ی فحشاء آن هم نسبت به یک جریان معنوی و استاد عرفان، هیچ گاه به طور مستقیم با حضرت استاد گفت‌وگو نکرده‌اند و هیچ یک از شاگردان مبرز ایشان را برای تحقیقات طلب نکرده‌اند. اما با هر مخالفی صحبت کرده و ارتباط گرفته‌اند، جلسات توجیهی منظم برای آنان گذاشته و برای اثبات فرضیه تماماً غلط خود آنان را نیز تغذیه فکری نموده‌اند. قطعاً تحقیق بی‌طرفانه برای روشن شدن مسأله به نتیجه خواهد رسید، ولی تلاش برای اثبات فرضیه، نتیجه‌اش از قبل مشخص است و تاثیری در نتیجه و مقصد ندارد.

وقتی در گفت وگو با یکی از مقامات بالای مسوول و مطلع از جریان …، به ایشان متذکر می‌شویم که این کار، اصلاً تحقیق نیست و این روند، به هیچ وجه شرعی و انسانی نمی‌باشد، خیلی خونسرد می‌فرمایند: «بله؛ می گوییم بیایند با شما هم صحبت کنند!» و البته هیچ پاسخی برای نشر و اشاعه ادعاهایی که تا در دادگاه شرع ثابت نشده، انتساب به آن حد شرعی دارد، ندارند!

۴٫ آقایان امنیتی، به صورت غیر رسمی و بعضاً رسمی، در سراسر کشور به تهدید و ارعاب شاگردان استاد غفاری روی آورده و شاگردی یا شرکت در جلسات ایشان را جرم می‌انگارند. با توهین و تهدید، قصد متفرق کردن شاگردان را دارند؛ که البته حتی پس از کناره‌گیری هفته‌های گذشته حضرت استاد از کلیه فعالیت‌ها  آن هم برای هزینه درست نشدن برای انقلاب و صدمه ندیدن نیروهای انقلابی باز هم این حرکت‌ها شدت گرفت و جلسات توجیهی تخریبی، همچنین تهدید و توهین و نفرت پراکنی‌ها سرعت گرفت.

ای آقای ما و ای ولی ما!

به فرموده شما سرمایه‌ی اسلام و انقلاب، همین جوانان انقلابی و پابرهنگانی هستند که حاضرند همه چیز خود را برای اسلام و انقلاب فدا کنند. حال آیا با این روند غلط، سنگ روی سنگ بند می‌شود و آبروی کسی در امان خواهد ماند؟! آیا احتمال ندارد که نتیجه‌ی نهایی و منصفانه‌ی تحقیقات، خلاف آن چیزی باشد که برخی در حال انتشار آن هستند؟! آیا آب ریخته را می‌توان به جوی باز گرداند؟! آیا با این روندی که در پیش گرفته شده، اعتماد از دست رفته هزاران شاگرد و سالک را می‌توان جلب نمود؟!

هرچند که ما تمام هستی خود را در طبق اخلاص گذارده و آماده‌ایم از این متاع قلیل دنیا، تر و خشک زندگی ناچیز خویش در راه محبوب بگذریم و برای رسیدن به محبوب ازلی و ابدی خویش فدا شویم؛ اما چگونه ببینیم برخی غیرمتقی و لجوج، در لباس خودی، تیشه به ریشه‌ی سرمایه‌های انقلاب می‌زنند و با آبروی یکی از اولیای خدا این طور بازی می‌کنند؟! قطعاً این ظلم، دامن گیر خواهد بود و ابتلای معنوی عظیمی را به دنبال خواهد داشت.

در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی

والامر الیکم؛ لانکم حجة الحجة و نائب الامام المهدی

جمعی از اساتید و طلاب حوزه‌های علمیه و اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ها»

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/RJd9c
برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

    1. تشخیص استاد کامل بودن یا نبودن کار حرف و عقل نیست
      باید تجربه کرد
      اگر شما درزمان حلاج بودید درباره ی او نیز همین طور فکر می کردید؟
      اگر این اقا بگوید من خدا هستم شما ان را دار خواهید زد؟

  1. با نام ایزد یکتا و با سلام و احترام نسبت به مدیریت محترم سایت استاد ارجمند شفیعیان مدیر مسئول سایت خبری اصاف نیوز :
    این جریان بوجود آمده در مورد آقای غفار عباسی و مریدان و محدویت فعالیت ایشان در شبکه تلگرام از سوی نیروهای امنیتی کشور جمهوری اسلامی ایران و یا ممنوع التصویر و یا همچنین خلع لباس و یا هر حکمی که دادگاه ویژه روحانیت برای ایشان تعیین می کنند . باید پذیرفت .چرا که ایجاد هرج و مرج در کشور ایران که دورنمای تمام شبکه های خبر گزاری جهان است منجر به اغتشاش و مخصوصا انحراف افکار نسل جوان میباشد . و اما مسئله مریدان : هر شخصی در جهان مریدانی دارد یا بر اساس تفکرات و یا بر اساس مسائل باند و خط و تطمیع مالی و ارتباط فامیلی و یا غیره . و اما در مسئله عرفان و سلوک و القاب دیگر که افراد به خود میدهند .باید بیان کنم که رحمته الله علیه شیخ بهاء و همچنین رحمته الله علیه پیر پالان دوز که هگان به شخصیت مذهبی و عرفانی این دو عارف به حق واقف هستیم هیچگاه به خود اجازه ندادند تا خود را آنگونه که هستند جلوه دهند . فقط آثار خود را مکتوب و به جهانیان در آنزمان ارایه کردند و از ریا و مواردی که باعث از بین رفتن محبت پروردگار نسبت به آنها می شود پرهیز کردند .ما که جای خود داریم . ین نظر کل من بود . ارادتمند هر انسان منطقی متفکر هستم و همچنین هستیم .علی مرزوق ۱۰ /۱۰ / ۱۳۹۷ خورشیدی .

    9
    4
  2. ان شاءالله که حضرت استاد به مسجد بازگردند و چشم حسودانشان را کور نمایند. خوبه که کاری خلاف شرع نمی کنند وگرنه نه آدمای کوته فکر تنگ نظر چه بلواها که راه نمی انداختند. باید از نزدیک با ایشان باشی تا به معنویت و خلوصشان پی ببری. خدا دشمنان ایشان را هدایت کند و اگر قابل هدایت نیستند مفتضح و نابود بگرداند که دارند جلوی معارف ناب توحیدی را می گیرند.

    13
    15
  3. حسود هرگز اقا نمیشود من از دور با جلسات ایشان اشنایی دارم در شهر ما مخاطبین ایشان افراد شهره به معروف و جوانانی بوده و هستند که انسان از نور ایمانشان پی به تاثیر معنویت در سیما ادم ها میشود .با این حرف بستن ها یه انسان پاک خراب نمیشه امام حسن چقدر مورد ظلم قرار گرفت ظالمین کجا هستند.

    3
    5
  4. باذسلام
    توی شهر ما هم چنین ماجرایی وجود داره ولی در سطح پایین تر که مطمئنم اگر برخورد نشه به همین جا ها میرسه.
    یکی از شاگردان آیت الله انصاری همدانی در شهر ما حضور دارن که البته نزدیک به ۱۰۰ سالشون هست که عمری در بندگی خدا طی کرده .
    ایشان شاگردی داشتن و دارن که حدود ۲۰ سال از محضرشون استفاده کرد و چند سال پیش تقریبا خودش رو مستقا از استاد و گاها هم مرتبه استاد دونست اونهم بخاطر خوابها و کرامات و مکاشفات خودش و مریدانش.
    این شد که تقریبا یک مکتب پایه گذاشته اونهم به نام ولایت فقیه و جهاد و شهادت و عموما منش و حرف ها و رفتا درست ولی یه چند درصدی توش اشتباه داره.
    خودش میگه از استاد تاییدیه دارم ولی استاد میگه این مال گذشته هست.
    الان دیگه نامی از استاد درمیان نیست و همه ایشون رو میشناسن.
    شما دوجلسه برو تو جلسات ایشون بشین محاله متحول نشی و اثرگذار نباشه.
    این شیوه شیطان لعین هست.
    هرکس بدعتی تو دین بذاره معنویت و حال معنویش ۱۰۰ برابر بیشتر میشه!!(از گفته های استاد پناهیان با سند)

    بله دوستان شیطان ۲۰۱۹ قعطا با شیطان ۱۰۰ سال پیش فرق داره و راه ها و روش هاش رو قطعا عوض کرده.

    راهش اینه که معارف غلط و انحرافات رو در قالب حرف خوب و خدایی به طالبان راه خدا عرضه میکنه.
    خواص اون چند درصد اشتباه رو میصحیحو عوام اون ۹۵ درصد صحیح رو.
    حالا چطوری باید با این روش مقابله کرد؟
    اگر جلساتش تعطیل بشه جمع کثیری از مریدان فریاد وا اماما سر میدن که دارن جلوی معارف رو میگیرن راستم میگن!
    اگر جلسات ادامه داشته باشه یکسری شاگرد ناقص تحویل جامعه داده میشه.
    الفتنه اشد من القتل

    بله اینها فتنه هست

    فتنه های سخت آخر الزمان

    اگر حرف از جهاد و شهادت و انقلاب و… زده نشه که کسی نمیاد پای درس اینها
    این حرفا دانه هست برای شکار طالبان معرفت.
    برای شیطان هدایت افراد هیچ مهم نیست براش ضلالت و سوختن استعداد های بزرگ عرفانی مهمه.
    میگه اونی که بدست این افراد هدایت میشن رو بعدا خودم منحرف میکنم چون پایه های سلوکشون متزلزل هست مهم اون کسانی هستن که شوق و استعداد معارف رو دارن و میتونن در آینده از بزرگان و اوتاد بشن مهمه که اینها رو کج بار بیاریم که تا آخر عمر دیگه نتونن راه درست رو پیدا کنن.

    نگاه اون چند هزار نفر آدمی که به ظاهر متنبه شدن نکنید نگاه اون استعدادهایی کنید که قابلیت مرجع تقلید شدن و عارف شدن و عالم شدن رو دارن که زیر دست این افراد به فنا میرن.

    ببخشید پرحرفی کردم

    10
    4
    1. من ایشان را اصلان نمیشناسم
      اما سوالم از شما این است که چقدر از این شخص شناخت دارید که با قطعیت در باره ایشان سخن می گویید.
      طبق آیات قران کار شما درست است یا خیر ؟

  5. همین که اسم احمدی نژاد ملعون ضد اصل ولایت فقیه کنار این عباس غفاری جنگیر اومده نشون میده اینا چه کسانی هستند
    این صدر الساداتی ها هم نفوذی و منحرف اند
    صدر الساداتی باید از مجلس خبرگان اخراج بشه
    تو این مملکت از این آقا مجتهدتر نبود
    این غفاری از …

    2
    3
  6. اگر واقعا با شیوه تسخیر جن کار می کنند که طبق تعاریف منابع فقهی حکم ساحر رو دارند. نعوذبالله. و ساحر هم احکامش روشن هست.

  7. آیت الله قاضی طباطبایی
    آیت الله انصاری همدانی
    و خیلی از اساتید عرفان متاسفانه در مرحله ای دچار تکذیب شده اند خصوصا از طرف علما
    ولی ما به عنوان مومن نباید زود قضاوت کنیم که فردا روزی شرمنده بشویم
    من ایشان را تا یکی دو روز پیش اصلا نمی شناختم
    تعجب میکنم از کسانی که حتی با اسم عرفان هم آشنا نیستند ( در معنای واقعی ) چطور این قدر راحت ایشان را با دلایل خنده دار مثل اشتباه در تلفظ یک اسم محکوم میکنند.
    من این چند روزه سخنرانی های ایشان را گوش کردم نه تنها هیچ کلام بدی از ایشان نشنیدم بلکه خیلی هم اثر گذار بود .

    به جای اینکه مردم را تکذیب کنیم حتی اگر کسی که مسلمان هم نیست حرف خوبی زد حرف خوبش را بپذیریم

    ما مشکلمون شخص نیست مشکل اصلی ما نداشتن شناخت در رابطه با حق و باطل است

    اگر بتونیم حق را از باطل تشخیص دهیم میتونیم پای منبر و سنرانی هر انسانی بنشینیم

    و برداشت های خوب را جدا کنیم.

  8. بابا اون یه شخص دیگه ای است تشابه اسمی توی اینترنت سرچ کنید متوجه می شوید
    این بنده خدا اصلا با جن و جنگیر کاری نداشت
    اون جنگیر توی زندان بود فکر کنم
    ایشان روحانی هستند
    اسمشون یکیه

  9. بنده ایشان را نمیشناسم اما فقط میخواهم بدانم که زندگی ایشان و خانواده محترم ایشان از کجا تامین میشود و برای کسب روزی حلال به گفته ائمه معصومین چه کاری انجام میدهند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن