باخت غم انگیز

علی‌رضا ایمانخانی، علاقه‌مند به ورزش، در یادداشتی برای انصاف نیوز به بهانه‌ی بازی ایران ژاپن نوشت:

باز هم فینالیست نشدیم. باز هم بخت قهرمانی نداریم. انگار کاپ قهرمانی آسیا با ما شده جن و بسم اله. درست است که دیگر بچه‌های دهه پنجاه به بعد رنگ قهرمانی در آسیا را دیگر ندیدند و دیگر این یک رویه تلخ در این مرحله شده ولی باخت این‌دفعه به ژاپن تفاوت‌هایی را با دفعات قبل داشت که بیان آن خالی از لطف نیست.

بعد از آخرین قهرمانی ایران در سال پنجاه و پنج هجری شمسی که برای سومین بار متوالی نیز بود، در اولین کاپ قهرمانی آسیای بعد از انقلاب که همزمان با شروع جنگ تحمیلی بود با شیطنت کویتی‌ها فینالیست نشدیم و راهی رده بندی شدیم. چهار سال بعد بازی برده را در دقیقه آخر با گل به خودی شاهین بیانی به ضربات پنالتی کشانده و دوباره مغموم از شکست شدیم. چهار سال بعد در نیمه نهایی به همان تیمی که دیگر گربه سیاه ما شده بودیم یعنی عربستان به لطف داوری کرتنی انگلیسی باختیم. چهار سال بعد با گل آفساید و برنامه ریزی ژاپنی‌ها حذف شده و اوت شدیم و از آن سال به بعد سه بار دیگر در ضربات پنالتی به عربستان و عراق و کره جنوبی مغلوب شدیم. و این تبدیل شد به کابوس و آرزوی باطل هر چهار سال یکبار جوانان و نوجوانانی که آرزو به دل فینالیست شدن و قهرمانی تیم ملی فوتبال ماندند.

درست است که کره جنوبی نیز به مانند ایران چند دهه است که قهرمان آسیا نشده ولی قطعاً کره‌ای‌ها تفاوت‌های زیادی با مردم ایران از این حیث دارند.

کره‌ای‌ها در تمام پارامترها و شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی و ورزشی پیشرفت‌های بزرگی داشته‌اند. اقتصاد کره جنوبی در میان ده کشور اول دنیاست. صنعت کره جنوبی امروز با کشورهای مهم صنعتی از جمله ژاپن و آلمان رقابت تنگاتنگ دارد. درآمد سرانه مردم کره جنوبی بسیار بالا و مناسب است. فقر از این کشور ریشه کن شده و ورزش کره در میان چند کشور اول المپیک بوده و در جام‌جهانی که خود میزبان بودند عنوان چهارمی را نیز کسب کردند پس قطعاً حذف تیم فوتبالشان اگر تلخ است ولی خیلی چیزهای دیگر برای خوشحالی دارند.

ولی مردم ایران به خاطر فشار شدید تحریم‌ها روزگار خوشی ندارند. کارخانجات و مشاغل زیادی ورشکست شدند و درآمد مردم امروز کفاف مایحتاج اولیه آنها را نمی‌دهد و … پس مردم ایران به این مسابقات فقط دید ورزشی صرف نداشتند. این چند پیروزی دل خوشی بزرگی برای مردم غم زده ایران شده بود. آن‌ها گمان می‌کردند دیگر طلسم عدم قهرمانی شکسته شده و چندین و چند آرزوی دیگر ولی افسوس و صد افسوس که این بار دیگر نه ضربات پنالتی مقصر بودند و نه داور و نه میزبان و نه هوای شرجی و نه حتی شانس و نه حتی امکانات کم. این بار به عدم اتخاذ استراتژی مناسب باختیم. بردهای یمن و ویتنام چنان مغرورمان کرد که فراموش کردیم که مقابل عراق چقدر بد بازی کردیم.

این بار فراموش کردیم که با رعایت احترام تمام لژیونرهای عزیز هیچکدام در یک تیم دهن پر کن بازی نمی‌کردند ولی ژاپنی‌ها بازیکنانی داشتند که در بهترین لیگهای اروپایی شاغل هستند.

فراموش کردیم ژاپن نه تنها در جام جهانی از گروه خود صعود کردند حتی از تیم سوم جام تا اواخر مسابقه پیش بودند.

فراموش کردیم که اتفاقاً این دفعه بد شانس نبودیم و در گروهی قرار گرفتیم که به هیچ سدی محکمی تا نیمه نهایی برخورد نکردیم.

فراموش نکنیم تیم رقیب توان خود را به هیچ وجه مصروف مسابقات ابتدایی نکرده و توان خود را برای مسابقات نهایی گذاشته است.

شاید گمان کنیم به خاطر اشتباه فاحش مدافعان در صحنه منجر به گل اول شیرازه تیممان پاشید ولی واقعیت این است که اگر بازی پنج ساعت دیگر نیز جریان داشت تیم ما فاتح مسابقه نبود.

در تیم ملی امروز ما یک بازیکن خلاق با تکنیک فردی وجود ندارد. البته مقصر همه اینها نه فقط کیروش است و نه فقط فدراسیون. شما دیگر فوتبالی در کوچه پس کوچه‌ها و خیابان‌ها نمی‌بینی که بازیکن خلاق متولد شود.

در پایان فراموش نکنیم چند سالی است که تمام کشتی گیران ایرانی اعم از فرنگی و آزاد مغلوب ژاپنی‌ها شدند. در بسکتبال و والیبال نیز ما را شکست دادند ظاهراً ژاپنی‌ها راه بردن ایرانی‌ها را خوب آموختند و اجرا کردند ولی ما هم در باد اینکه ایرانی‌ها بهترین استعداد و غیرت را دارند خوابیدیم غافل از اینکه ورزشکاران دیگر کشورها هم نه بی غیرتند و نه بی استعداد.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا