سردار علایی: مذاکره اگر از موضع برابر باشد راهگشاست

دکتر حسین علایی سردار سپاه، در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی اعتماد که در تاریخ ۲۳ بهمن منتشر شد، درباره‌ی توان موشکی ایران و پیامدهای منطقه‌ای و بین المللی آن به اظهار نظر پرداخت، این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

برنامه موشکی ایران همواره مورد سوال و اعتراض کشورهای غربی بوده اما در چند ماه اخیر اروپایی ها نیز در ماهیت اعتراض و نه نوع برخورد به آمریکا پیوسته اند و به عنوان نمونه ادعا می کنند که برنامه موشک بالستیک ایران در تعارض و یا در ناسازگاری با قطعنامه ۲۲۳۱ است. فکر می کنید با توجه به آنکه بودجه نظامی ایران در مقایسه با کشورهای همسایه و منطقه بسیار ناچیز است دلیل این میزان حساسیت بر روی برنامه موشکی ما چیست؟

ایران در دوران حکومت شاهنشاهی فاقد موشک های زمین به زمین و موشک های بالستیک بود. از روزهای آغازین جنگ تحمیلی، ارتش عراق از موشک های فراگ برای حمله به شهر دزفول استفاده می کرد. اما به تدریج عراق از موشک های اسکاد بی ساخت شوروی نیز علیه شهرهای ایران استفاده کرد. این در حالی بود که مردم آسیب دیده از حملات موشکی صدام به طور مرتب شعار «موشک جواب موشک» را می دادند ولی قوای مسلح ایران فاقد چنین توانی برای پاسخگویی به دشمن بودند. تداوم حملات موشکی صدام حسین به شهرهای ایران و نیز افزایش برد موشک های عراق، جمهوری اسلامی ایران را وادار کرد تا به دنبال ایجاد توان موشکی در داخل کشور بیفتد. از آنجا که کشورهای اروپایی و آمریکا و شوروی عملا جانب صدام را در جنگ گرفته بودند، بنابراین ایران ناچار شد تا با خرید تعداد معدودی موشک بالستیک از کشورهای جهان سوم و با بهره گیری از دانش مهندسان جوان خود، دست به طراحی و مهندسی معکوس موشک های اسکاد بزند و توسعه توان موشکی را در داخل کشور برنامه ریزی کند.

اما از همان روزهای اول شروع فعالیت های موشکی در ایران، اروپا و آمریکا نسبت به آن حساسیت نشان دادند و در اواخر جنگ تحمیلی تصمیم به تأسیس رژیم کنترل موشکی کردند تا قدرت دفاعی ایران را محدود کنند.

در مذاکرات برجام نیز اروپا و آمریکا سعی کردند تا برای محدود سازی توان موشکی ایران، جمهوری اسلامی را تحت یک رژیم خلع سلاح گسترده قرار دهند که خیلی موفق نشدند.

بنابراین توسعه توان موشکی ایران که ماهیتی دفاعی دارد در تعارض با قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل نیست.

آیا محدودسازی برنامه موشکی ایران هدف نهایی آمریکا و دولت ترامپ است یا این دولت برنامه موشکی را به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران به منظور به پای میز مذاکره کشاندن آن تبدیل کرده و در نهایت ممکن است با سایر امتیازهایی که طبیعتا در مذاکره دوجانبه یا چندجانبه می گیرد با برنامه موشمی ایران هم موافقت کند؟

هدف اصلی آمریکا و اروپا ضعیف نگه داشتن قدرت دفاعی ایران است. آنها نگران امنیت اسرائیل هستند و معتقدند که افزایش توان موشکی ایران، موازنه قوا را علیه اسرائیل بهم خواهد زد. بنابراین به دنبال برگزاری بک نوع گفتگوی موشکی شبیه گفتگوهای هسته ای هستند تا بتوانند از آن طریق، محدودیت هایی را برای قابلیت ها و ظرفیت های قدرت موشکی ایران اعمال کنند. آنها می خواهند تا محدودیت هایی را برای برد، دقت، تعداد و میزان موشک های موجود در ایران ایجاد کنند به گونه ای که حتی بتوانند نقل و انتقال موشکی را نیز کنترل کنند. آنها پیوسته به تضعیف قدرت ایران می اندیشند و تحمل وجود یک قدرت موشکی در خاورمیانه که تحت کنترل آنها نباشد را ندارند.

کشورهای مهم اروپایی تجربه برجام را برای خود فرآیندی موفق و برای ایران محدود کننده می دانند و میخواهند با فشارهای جدید، این تجربه را در باره توان موشکی ایران نیز تکرار کنند و هیچ چیزی هم به ایران ندهند، درست مثل خروج ترامپ از برجام و تداوم تحریم ها

رژیم اسرائیل و ادعاهای این رژیم در تهدید خواندن برنامه موشکی ایران را تا چه اندازه در تصمیم گیری های اروپا درباره برنامه موشکی ما سهیم می دانید؟

همه می دانند که سلاح های هسته ای و کلاهک های اتمی اسرائیل از خطرات و تهدیدات دائمی برای تمامی کشورهای خاورمیانه است که اگر یک قدرت بازدارنده در برابر آن بوجود نیاید، امکان بکارگیری این سلاح های هسته ای علیه کشورهای مسلمان افزایش می یابد. بنابراین از آنجا که سیاست آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی بالا نگاه داشتن دست اسرائیل از نظر نظامی نسبت به تمامی کشورهای خاورمیانه است، بنابراین آمریکا و اروپا نگران برنامه موشکی ایران هستند، زیرا توان موشکی ایران، حکومت اسرائیل را از اجرای سیاست از «نیل تا فرات» باز می دارد و او را مجبور می سازد تا از فکر لشکرکشی به کشورهای همجوار منصرف شود و به لاک دفاعی فرو رود. بنابراین بعضی از کشورهای اروپایی در صدد کمک به اسرائیل برای حفظ برتری قدرت نظامی آن هستند.

در یکی از سخنرانی های خود تاکید کرده بودید که ترامپ نمی خواهد ایران نیروی هسته ای اعم از صلح آمیز یا غیرصلح آمیز داشته باشد.این در حالی است که برخی تحلیل گران مسائل ایران و آمریکا می گویند رئیس جمهور آمریکا صرفا به دنبال توافقی با ایران است که نام ترامپ را بر پیشانی داشته باشد و توافق باراک اوباما نباشد و چه بسا در این توافق فرضی ، ترامپ از خیر بسیاری از محدودیت هایی که در برجام توسط آمریکایی ها بر ایران تحمیل شد، بگذرد. نظر شما در این باره چیست؟

سیاست ترامپ باز گرداندن ایران به دامان آمریکاست. او ایران مستقل از سیاست های آمریکا را نمی خواهد و معتقد است که ایران نه تنها نباید با سیاست های آمریکا در خاورمیانه مخالفت کند، بلکه بایستی مثل زمان شاه، مجری‌سیاست های آمریکا در منطقه خلیج فارس باشد. ترامپ به دنبال مذاکره با ایران از موضع قدرت است تا بتواند سیاست های خود را بر جمهوری اسلامی تحمیل کند و معاهده ای را با ایران امضاء کند که برای همیشه برنامه هسته ای و موشکی ایران کنار گذاشته شده و یا در کنترل آمریکا قرار گیرد و ایران نتواند در این حوزه ها بطور مستقل عمل کند. بنابراین، به نظر می رسد که ترامپ به دنبال گرفتن امتیازات بیشتری نسبت به اوباما از ایران است تا در افکار عمومی خود را موفق تر از اوباما در مهار ایران نشان دهد.

در حال حاضر دولت آمریکا سیاست فشار حداکثری بر ایران در حوزه های متفاوت سیاسی ، اقتصادی و امنیتی را دنبال می کند و گفته می شود که هدف اصلی به پای میز مذاکره کشاندن ایران است . فکر می کنید اگر ایران در دو سال باقیمانده از دور نخست ریاست جمهوری ترامپ باز هم در برابر مذاکره با این دولت مقاومت کند، احتمال روی آوردن دولت آمریکا به گزینه نظامی وجود خواهد داشت؟ ( اخیرا منابع آمریکایی فاش کرده اند که ترامپ حتی در مواجهه نیروهای ایرانی با آمریکایی در خلیج فارس هم این سوال را مطرح کرده بود که چرا ما نیروهای ایرانی را هدف قرار نمی دهیم و با توصیه های جیمز متیس ،وزیر دفاع سابق از خیر حمله نظامی گذشته بود).

بکارگیری قدرت نظامی برای حل مسائل سیاست خارجی، همواره از سیاست های آمریکا بوده است. حمله به افغانستان و عراق و حضور نظامی در سوریه و کمک به عربستان در تهاجم نظامی به یمن از نمونه های آن در همسایگی ایران است. اما ترامپ معتقد است که این اقدامات نظامی نه تنها مشکل آمریکا را حل نکرده است، بلکه حدود ۷۰۰۰ میلیارد دلار هزینه بر روی دست آمریکا گذاشته است. در افغانستان نه تنها طالبان از بین نرفت بلکه الان ترامپ به دنبال نوعی مصالحه با این گروه است، در عراق هم آمریکا نتوانست جای پای خود را محکم کند و در حال حاضر بنای بر خروج نظامیان خود از سوریه را نیز دارد. بنابراین دولتمردان آمریکا روی آوردن به اقدام نظامی علیه ایران را بیفایده می دانند، گرچه جان بولتون و پمپئو به دنبال آنند. ولی ترامپ به دنبال فروپاشی اقتصاد ایران با اعمال تحریم های گسترده و بی رحمانه است تا مردم ایران را به ستوه آورند و با دست مخالفین بتوانند نظام را تغییر دهند و یا با تداوم فشارها جمهوری اسلامی را تسلیم خواسته های خود کنند.

وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی ترامپ به صراحت در موضع گیری های عمومی اعم از سخنرانی ها  و مصاحبه ها و فضای مجازی ، از تغییر رژیم در ایران حمایت می کنند که نمونه های اخیر آن توئیت های مایک پمپئو در سالروز انقلاب اسلامی است. همزمان برخی چهره های اپوزیسیون در داخل نیز بر تعداد دیدارها با مقام های امریکایی در دولت و کنگره برای اعمال فشار بر نظام ایران افزوده اند. در چنین شرایطی همچنان اعتقاد دارید که هدف آمریکا تغییر رفتار ایران است؟

هدف آمریکا همواره تغییر نظام در ایران بوده است، اما چون دولتمردان آمریکا آن را غیر عملی و ناممکن می دانند، تغییر رفتار را گام اول در مهار ایران می دانند.

 برخی از تحلیل گران اروپایی می گویند که ایران و اروپا هر دو سیاست صبر برای به پایان رسیدن دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ و احتمالا شکست وی یا عدم مشارکت او در دور دوم را در پیش گرفته اند. فکر می کنید با توجه به حجم فشار اقتصادی و سیاسی که بر روی ایران از سوی دولت ترامپ گذاشته شده و از طرف دیگر ایران می گوید تا زمانی که زبان تهدید و تحریم آمریکا متوقف نشود مذاکره نمی کند، باید احتمال هرگونه مذاکره میان ایران و آمریکا در دو سال باقیمانده را صفر دانست؟

اصل مذاکره اگر از موضع برابر باشد، می تواند راهگشا باشد. اگر آمریکا به این نتیجه برسد که برقراری تحریم ها علیه ایران به نتیجه مطلوب نخواهد رسید، ممکن است کوتاه بیاید و حاضر شود تا پمپئو ۱۲ شرطی را که اعلام کرده بود، ملغی کند و ترامپ با برداشتن تحریم ها، راه مذاکره را باز کند. آمریکا اگر بتواند نشان دهد که به دنبال براندازی نیست و میخواهد مسائل خود با ایران را حل کند می تواند به مذاکره امیدوار باشد. ابتدا باید آمریکا بپذیرد که جمهوری اسلامی با ایران دوران شاه و یا با دولت پادشاهی عربستان متفاوت است و باید نگاه خود به ایران و انتظارات خود از جمهوری اسلامی را تغییر دهد. آنگاه می توان ابتدا در باره مسائل قابل تفاهم دستور کاری را مشخص کرد، مثل چگونگی برقراری امنیت در خلیج فارس و افغانستان و عراق در صورت خروج نظامیان آمریکایی از منطقه و بعد به سایر مسائل حساس تر در روابط دوجانبه رسید.

 اروپا در برجام با ایران همراه اما در سایر مسائل غیربرجامی با آمریکا گام برمی دارد. فکر می کنید سیاست فشار حداکثری سیاسی و امنیتی که ترامپ بر ایران به منظور تغییر رفتار وارد می کند تا چه اندازه در پشت پرده با حمایت اروپا همراه است و راهکار ایران برای تفکیک رابطه برجامی و غیربرجامی با اروپا چیست؟ به هرحال رهبری نیز تاکید داشته اند که ما به دنبال قطع رابطه با اروپا نیستیم اما نباید به آنها اعتماد کرد.

اروپا ضعیف تر از آن است که بخواهد جلوی سیاست های آمریکا بایستد. اروپا فقط در حد حرف می تواند با بعضی سیاست های آمریکا همراهی نکند. اصولا اروپا ظرفیت و استعداد جدا عمل کردن از برنامه ها و سیاست های آمریکا را ندارد. نبایستی به اروپا وزن زیادی داد در عین حال که نباید آن را در دامان آمریکا رها کرد. اقتصاد اروپا وابسته به تعاملات با آمریکاست و اروپا به دنبال حفظ منافع خود در برجام است. امید به اروپا ما را از برداشتن گام های بزرگ باز می دارد.

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/atZvq
برچسب ها

نوشته های مشابه

One Comment

  1. بهتر هست دولتمردای بزدل و خودفروخته دولت تزویر و ریا بیش از این خود را مضحکه اروپایی ها قرار ندهند و بعدها در تاریخ بد نام و خائن ثبت نشوند بهتره دنبال اقتصاد مقاومتی و اتکا به درون و حل کردن مشکلات اقدام کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن