قاضی القضات منصوب یا منتخب؟

آیت‌الله محمد سروش محلاتی در یادداشتی با عنوان «قاضی القضات منصوب یا منتخب؟» در کانال تلگرامی خود نوشت:

«نظریه معروف در فقه امامیه همان “نصب قاضی” توسط حاکم اسلامی است ولی آیت الله شهید بهشتی که علاوه بر تسلط بر فقه، بر آسیبهای “قضای حکومتی” و عوارض آن بر “استقلال قاضی” آگاهی داشت، تلاش کرد تا در قانون اساسی نقش حاکمیت را در قضا به حداقل برساند و قضاوت را “نهادی انتخابی” طراحی کند.

او پیش از رفراندم قانون اساسی موضوع “امکان انتخاب مستقیم مردم ” در قوه قضاییه — مثل قوه مجریه و مقننه — را مطرح کرد و آن را مشروع و بلکه مطلوب دانست ولی افزود: در شرایط کنونی عملی نیست. وی در آنجا اشاره به مباحث روزهای قبل در مجلس خبرگان قانون اساسی و مخالفتهایی که با این فکر شده بود، داشت.

بهشتی در هنگام تدوین قانون اساسی اصرار داشت که مقامات عالی قضایی مثل رییس دیوان عالی کشور و دادستان کل، توسط قضات “انتخاب” شوند و سپس حکم آنان توسط رهبری امضاء گردد. بالاخره این نظر او در اثر مخالفت آیت الله منتظری و دکتر حسن ایت به تصویب نرسید و “نصب” جای “انتخاب” را گرفت. ولی در قانون اساسی تصریح شد که این نصب “بامشورت قضات دیوان” صورت گیرد(اصل ۱۶۲) بعلاوه در آن قانون، پیش بینی شد که در راس قوه  قضاییه یک شورای پنج نفره قرار دارد که بجز آن دو فقیهِ منصوب، سه عضو دیگر انتخابی اند. لذا بهرحال جنبه انتخاب در مدیریت قضایی غالب بود.

با تغییراتی که در سال ۶۸ در قانون اساسی اتفاق افتاد، نفوذ و اقتدارحاکمیت بر این قوه کامل شد. از یک سو با انحلال شورای عالی قضایی، جایی برای اعضای انتخابی شوری باقی نماند و از سوی دیگر برای نصب ریاست قوه، موضوع مشورت و نظرخواهی از قضات منتفی گردید.

با این همه نباید گمان برد که اراء فقهی هم با همین روند اجرایی در نظام کاملا همراهی دارد، خوشبختانه فقهای آزاد اندیش بر اساس سنت اجتهاد حوزوی راه خویش را ادامه میدهند و آن ایده –قضاوت انتخابی — همچنان زنده است.

در اینجا به عنوان مثال به مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی میتوان اشاره کرد که در مبانی فقهی خود از “قضات انتخابی” دفاع میکند. تقریرات شاگردان معظم له از دروس ایشان نشان از آن دارد که این فقیه دقیق النظر و روشن‌بین به مشکلات وابستگی قضاوت به حکومت توجه داشته و با نگاهی ابتکاری و به استناد ادله، راه “انتخاب قاضی توسط مردم” را باز میداند، در این نظریه “نصب” یا همان تنفید از سوی حاکم، “پس از انتخاب” قاضی توسط مردم صورت میگیرد.

جای خوشحالی است که اگر آن میراث ارزشمند شهید بهشتی را در نظام متاسفانه از دست دادیم، ولی اندیشه اجتهادی شیعه همچنان در تکاپوست و تاریخ پر افتخار آن نشان میدهد که هیچ قدرتی نتوانسته است آن را متوقف سازد.»

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/5Dart
برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. اگر ریاست قوه قضاییه نیز مانند دو قوه دیگر با رای مستقیم مردم به نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان باشد بسیار عالی می شود البته اگر چنین نشود اگر رییس قوه قضاییه از طرف مجلس خبرگان معرفی و به تایید نهایی رهبری هم برسد باز از الان بهتر است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن