اطاق فرماندهی به نام “نفس” با سربازانی بیشمار

حجت‌الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه علمیه در یادداشتی تلگرامی نوشت:  “نفس” همان حقیقت انسان است که قوام آدمی را عُهده دار است وگرچه حاقّ حقیقت او برای انسان ناشناخته است اما اوضاع و احوال او قابل دسترسی است.

یکم :

نفس مانند “اطاق فرماندهی” است که دو لشگر با همه تجهیزاتی که یک انسان برای همه ی کارهایش نیاز دارد ، آمده اند تا آن را فتح کنند و تسلط بر همه درک ها و رفتارها و اخلاق های آدمی را بدست قدرت خود گیرند.

دوم ؛

از یک سوی ؛ لشگر “رحمانی” است با همه تجهیزات ، و از سوی دیگر ؛ لشگر “شیطانی” است با همه امکانات.
اگر لشگر رحمانی پیروز شود همه اعضاء و جوارح با همه اخلاقیات و روحیات به عنوان سرباز در خدمت آن فرمانده خواهند بود و اگر لشگر شیطانی پیروز شود کاملا قصه بر عکس میشود.

سوم ؛

نبایدلحظه ای از “نفس” غافل شویم که قرآن فرمود:
《يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ..،
ای مومنان! مراقب نفس خود باشيد، اگر هدايت شويد گمراهی گمراهان برای شما زيانی ندارد.(مائده/۱۰۲)》

تا زمان مرگ ، نباید لحظه ای از “دکل مراقبتی” پایین آمد . این تنها راه برای خوب شدن و یا خوب بودن است.

باید و باید ؛ به کوچکترین خواسته های او با دیدِ “مراقبه” نظر افکند نه دیدِ “مشفقانه” .

اینجاست که پیامبر(ص) به یکی از خواسته نفس ، بنام نگاه به نامحرم اینگونه اشاره فرمود :
《نگاه ، يكى از تيرهاى زهر آلود ابليس است. پس، هركه از بخاطر خدا چشم از نا محرم فرو بندد خداوند به او ايمانى عطا فرمايد كه حلاوت آن را در دلش بيابد.》(بحار۳۸/۱۰۴)

چهارم ؛

نه تنها که باید به او “دید مراقبت” داشت ، بلکه باید تا وقتی با همه سربازانش تسلیم “جنود رحمانی” نشده ، به او “دید مظنون” د‌اشت.
باید به نفس مظنون باشیم و این اولین فتوای عارف برای هر سالک سیر الی الله است ؛  چه زیبا در نهج البلاغه فرمود:《مومن هر صبح و شامی را در حالیکه سپری میکند که به نفس خود مظنون است –  المومن لایصبح و لایمسی الا و نفسه ظنون عنده.》

این مظنونیت است که باعث میشود انسان در مسیر مبارزه با خواسته های نفسانی به راه افتد .
امام صادق (ع) فرمود : 《 نفس خود را در برابر خود بعنوان یک دشمن دیده و به مبارزه با آن برخیز –  اجعل نفسک عدوا تجاهده》.

چرا که بخدا قسم ؛ اگر آب ببیند غوغا میکند !!
درباره عبدالملک بن مروان درتاریخ گفته اند ؛ ” کبوتر همیشه نشین مسجد بوده –    حمامه المسجد”  اما وقتی به حاکمیت رسید ، قرآن را بوسید و گفت : هذافراق بینی و بینک!!

پنجم :

اگر ذره ای به نفس خود که همان خواسته و تمنییات شیطانی است ، خوشبین شویم ؛ بدون شک در این میدان اطاق فرماندهی خود را تسلیم خواسته های نامعقول و نامشروع نفس کرده و “نفس اماره” زنده شده و با سربازان بیشمار خود ، عنان امور را بدست میگیرد.[پناه برخدا]

از “نفس امّاره” در قرآن از زبان یوسف صدیق اینگونه یاد شده؛ 《وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسىِ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبىّ‏ِ …  – من هرگز خودم را تبرئه نمي‌كنم، نفس سركش بسيار به بديها امر مي‌كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند》.(يوسف/۵۳).

ششم ؛

پس چاره ای برای تسلط قوای الهی و لشگر رحمانی بر سرتاسر وجود آدمی و تسخیر اطاق فرماندهی “نفس” باید نسبت به هر فرمان کوچکی از ناحیه “نفس اماره” حساس باشیم .

استاد مهم عرفان در زمان ما ؛ شیخ ما آیت الله حسن زاده املی است ، ایشان میفرمود :

“نسبت به هرچیزی که به چشم و یا گوش و یا زبان شما میرسد و میخواهد وارد نفس(همان اطاق فرماندهی)شود ، حتما باید آن را “بو” کنید تا اگر احیاناً “بوی تعفن” درک کردید ، از ورود آن جلوگیری کنید و اگر وارد شده ، فوراً آن را بیرون بریزید”.

آنکه بوی تفعن را شناسی و اطلاع رسانی میکند “نفس لوامه” است که در روانشناسی از آن تعبیر به “وجدان” میکنند.
نفس لوامه چنان شریف است که مورد قسم خدا قرار گرفته :
《وَ لَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ –  سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر، كه رستاخيز حق است》(قيامت/۲)

هفتم ؛

این بوی کشیدن ها و این بیرون ریختن زباله های روحی مانند نگاه به نامحرم و یا لقمه حرام و یا سخنی دررابطه با آبروی مردم و… “جهاد اکبر” نام دارد.

پیروزی گام به گام انسان در برابر خواسته های نفسانی ؛ در نتیجه باعث فتح “نفس” یعنی همان اطاق فرماندهی توسط “جنود رحمانی” میشود و انسان صاحب “نفس مطمئنه” میشود که روح آرام گرفته است و لایق مورد خطابِ 《يَاأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ 》(فجر/۲۷).

انسانهای دارای نفس مطمئنه، از چنان تكاملی بهرمندند که به درجة اطمينان راه پيدا نموده؛ در عین فاقد بودن طغيانگری، به بيداری تمام رسيده تا در برابر هر كاری که احساس خشنودی پروردگار را کنند، لحظه درنگ نمیکنند.

هشتم‌؛

در این مبارزه بسیار سخت و جهاد اکبر قطعا خدای بزرگ پشتیبان است؛《 خداست که متولی مومنان است و آنان را از تاریکی ها بسوی نور هدایت میفرماید –  الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور》(بقره/۲۵۷)

نهم ؛

ما شیعیان ، در این جهاد از “برگ برنده” بزرگی بهرمندیم و آن استمداد از اولیاء الهی و اهلبیت (ع) برای بهرمندی از “نفس مطمئنه” و پیروزی بر “نفس اماره” در جهاد با نفس است .

از این نیروی عظیمِ ربانی ، در زمان  زیارت حرم ملکوتی شان (ع) و توسل به آنان محروم نمانیم. انشاءالله

دهم ؛

در پایان ذکر این نکته ضروری است ؛ برای توفیقات بیشتر در جهاد اکبر ؛باید بدنبال “معلم اخلاق” بود.

و بلکه بالاتر ؛

باید به دنبال “طبیب روح” بود.
به تعبیر امام سجاد(ع)؛ 《هرکس از طبیب دلسوز روحانی بی بهره باشد، هلاک شدنی است – هلک من لیس له حکیم یرشده》.

فرق این دو ؛ فرق بین “مطب دکتر” و نسخه گرفتن است ، و بین یا رفتن بیمارستان و خوابیدن و خود را به طبیب سپردن و در نتیجه مداوا شدن ، میباشد.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا