“سرافراز نمی‌توانست با گروه‌های مختلف تعامل کند”

مدیرمسوول پیشین روزنامه‌ی جام جم می‌گوید: آقای سرافراز اهل ارتباط نبود و نمی توانست با گروه های مختلف تعامل کند. ضمن این که شناخت درستی از کلیت سازمان نداشت. او تنها یک بخش از سازمان را به مدت ۲۰ سال مدیریت کرده بود. بخش برون مرزی صدا و سیما در حقیقت یک جزیره جدا از این سازمان بود.

بیژن مقدم مدیرعامل و مدیرمسوول روزنامه جام جم در گفت و گو با «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا» از روابط کاری خود با عزت الله ضرغامی و محمدسرافراز روسای قبلی سازمان صدا و سیما می گوید.

ایرنا: در شناسنامه جام جم از آن به عنوان روزنامه ای فرهنگی و اجتماعی یاد شده است. اما این روزنامه رنگ و بوی سیاسی هم دارد؟

مقدم: ما در این روزنامه کار سیاسی نکردیم. جام جم بر اساس تکلیف و همچنین تعریف سازمان بالادستی اش(صدا و سیما) سیاسی نیست. این به معنای این نیست که روزنامه عاری از هر گونه خبر و تحلیل سیاسی باشد.
مثلا در ماجراهای سال ۸۸ موضع روزنامه کاملا روشن بود. اما شیوه کار ما با خیلی از روزنامه های دیگر متفاوت بود.و تلاش می کردیم موقعیت یکسانی به نامزدهای انتخاباتی بدهیم .
اما نکته ای که ما همیشه رعایت می کردیم و مدل رفتاری مان در جام جم بود پرهیز از غلبه پیدا کردن محتوای سیاسی بر محتوای فرهنگی و اجتماعی بود، مگر در مواقعی مانند انتخابات که بحث های انتخاباتی داغ می‌شد.
در سال ۸۸ هم در جام جم برخی کارکنان طرفدار آقای احمدی نژاد بودند، برخی هم طرفدار آقای موسوی یا دیگر نامزدها. یک روز کارکنان روزنامه را جمع کردم و گفتم: این حق شما است که به هر نامزدی که می خواهید رای دهید و نظرتان برای ما قابل احترام است، ولی کسی نباید این موضع سیاسی خود را در تهیه محتوای روزنامه دخالت بدهد.

ایرنا: رابطه تان با آقای ضرغامی چطور بود؟

مقدم: قبل از این که وارد روزنامه جام جم شوم با ایشان کار نکرده بودم. اما طی سال هایی که رییس سازمان صدا و سیما بود ویژگی هایی از ایشان دیدم که در کمتر کسی دیده ام.
یکی از خصوصیات قابل تحسین ایشان، اعتماد کردن به مدیران زیردست بود. در مود من هم ایشان همین رویه را داشت. همین اعتمادش برای من سرمایه و موتورمحرکه ای بود که کار را جلو ببرم. وقتی مشکلات روزنامه را با مدارک و مستدل به ایشان می گفتم می پذیرفت و حمایت می‌کرد و گره گشا بود.
خصیصه مثبت دوم آقای ضرغامی در مدیریت این بود که کار خود را به فرد دیگری نمی سپرد. وقتی مشکلی در روزنامه پیش می آمد من فقط و فقط با ایشان ملاقات می کردم و لاغیر. هیچ وقت این کار را (طبق عهد روز اول )به معاونین و مشاورین خود واگذار نکرد.
خصلت بعدی این بود که کار رسانه ای را خوب می شناخت. ما زبان هم را خوب می دانستیم و تعامل خیلی خوبی داشتیم. شاید به اندازه انگشتان دست هم مواردی پیش نیامد که بگوید فلان عکس را از صفحه بردار و عکس دیگری جایش بگذار.
یادم است یک بار برای عکس صفحه اول که مربوط به سوژه مهمی بود با ایشان مشورت کردم. مخالف انتشار آن عکس بود. من تلفنی ۴۵ دقیقه با ایشان صحبت کردم. او استدلال می آورد و من هم. تا این که در نهایت قانع شد که همان عکس قبلی باشد. بدون هیچ ناراحتی و دلخوری.
البته رویه کار من این بود که استدلال خودم را می آوردم اگر ایشان می پذیرفت که می پذیرفت. اگر هم نه،به جمع بندی ایشان عمل می‌کردم. اما هرگز پیش نیامد ایشان بگوید من رییس سازمان هستم چرا این قدر با من بحث می کنی؟ خیلی سعه صدر بالایی داشت.البته چون کار ما بی‌نقص نبود گاهی انتقاداتی هم می کرد آن هم به شیوه خاص خودش، بدون گزندگی با منطق و زبانی خوش.
از نظرجذب نیرو هم هیچ فردی را به من تحمیل نکرد. می گفت کار به شما واگذار شده است در نهایت هم باید خودتان پاسخگو باشید. این نکته را هم باید بگویم روزنامه جام جم اگر موفقیتی داشته، من آن را حاصل کار و همت تمام پرسنل خوب و زحمت کش آنجا می دانم و اگر توانستیم گام های بلندی برداریم، مرهون تلاش ها و زیرساخت هایی است که توسط آقای انتظامی( اولین مدیرجام جم) و آقای جعفری که قبل از من عهده دار این مسوولیت بودند،ایجاد شده بود .

ایرنا: از سوی نهاد خاصی هم تذکری درباره محتوای روزنامه به شما داده شد؟

مقدم: خیر. اگر هم موردی بود با واسطه آقای ضرغامی به من منتقل می شد. تا جایی که یادم است هیچ نهادی به ما تذکری نداد. فقط مواردمحدودی شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما به ما تذکراتی داد. طبیعتا این شورا این حق را داشت که به ما تذکر دهد. ما هم اگر این ایراد را وارد می دانستیم می پذیرفتیم در غیر این صورت، پاسخ آنها را می دادیم.

ایرنا: روزنامه درآمدزا بود؟

مقدم: بله. با توجه به اعتبار و تیراژ در جذب آگهی موفق بودیم و بخش زیادی از هزینه‌های مؤسسه از این منبع تأمین می‌شد.
البته کسری بودجه چه در زمان من و چه قبل از آن در روزنامه وجود داشت. اما با قراردادهای خدمتی که می بستیم قادر شدیم بخشی از آن را جبران کنیم. در مجموع درآمد روزنامه خوب بود.

ایرنا: پرداخت هایتان به کارکنان چطور بود؟ خبرنگارها بیمه بودند؟

مقدم: به موقع بود. خبرنگار بیمه نشده نداشتیم. غیر از نیروهای حق التحریری که سرویس ها با آن ها کار می کردند.

ایرنا: تعداد پرسنل چند نفر بود؟

مقدم: با تحریریه حدود ۲۵۰ نفر.

ایرنا: شمارگان روزنامه چه تعداد بود؟

مقدم: آخرین سالی که من بودم(۹۳) بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نسخه در روز بود. طبعا بعد از بحران کاغذ در سال های ۹۰ و ۹۱ که یک مرتبه قیمت آن از کیلویی هزار تومان به سه هزارتومان رسید، مجبور شدیم برای ادامه فعالیت و حیات روزنامه تصمیم بگیریم. حتی به یاد دارم به دلیل بحران کاغذ، بعضی چاپخانه هایمان برای یکی دو روز نتوانستند روزنامه را چاپ کنند.
همین الان هم شاهدید که با بحران کاغذی که به وجود آمده بعضی روزنامه ها تعداد صفحات خود را کاهش می دهند، بعضی قیمت را بالا می برند و بعضی دیگر هم تیراژ را کاهش می دهند. ما هم این راه سوم را انتخاب کردیم.

ایرنا: بعد از آقای ضرغامی، آقای محمدسرافراز ریاست صدا و سیما را برعهده گرفت. رابطه تان با ایشان چطور بود؟

مقدم: من از نیمه دهه ۶۰ با آقای سرافراز در روزنامه رسالت همکار بودم. بیش از ۸ سال هم در دوره آقای ضرغامی، وقتی در رسالت بودم(سال ۷۳) با انتخاب آقای علی لاریجانی به ریاست صدا و سیما، آقای سرافراز معاون برون مرزی این سازمان شد. بنابراین تا حدودی از ایشان شناخت داشتم.
قبل از این که ایشان رییس سازمان شود از من هم درباره ایشان نظر خواسته شد. من به شکل مکتوب توضیح دادم که ایشان برای این سمت مناسب نیست.

ایرنا: چرا؟

مقدم: مهم ترین دلیلی که ذکر کردم این بود که آقای سرافراز یک فرد رسانه ای اما با روابط عمومی ضعیف است. کار رسانه را می شناسد و تجربه این کار را هم دارد ولی ارتباطات لازم را ندارد.
کسی که می خواهد رییس صدا و سیما شود باید بداند مخالفان جدی خواهد داشت. در بین روحانیت، دانشجویان، روشنفکران و بسیجیان؛ مخالفان تند و تیزی خواهد داشت. باید بتواند با این ها تعامل کند تا موقعیت سازمان ثبات یابد.
آقای سرافراز اهل ارتباط نبود و نمی توانست با گروه های مختلف تعامل کند. ضمن این که شناخت درستی از کلیت سازمان نداشت. او تنها یک بخش از سازمان را به مدت ۲۰ سال مدیریت کرده بود. بخش برون مرزی صدا و سیما در حقیقت یک جزیره جدا از این سازمان بود.
ایشان در همان بدو کار(بهمن۹۳) با من جلسه ای گذاشت. گفتم هر تصمیمی شما بگیرید ما در خدمت هستیم.
گفت: من می خواهم ساختار مؤسسه جام جم را تغییر بدهم.
پرسیدم: چطور؟
گفت: مثلا در روزنامه می خواهم حوزه مدیرعامل را از مدیرمسوول جدا کنم.
پاسخ دادم: با توجه به تجربه ای که در روزنامه‌هایی نظیر همشهری، جوان و ایران وجود دارد، این کار نادرست است. البته مثال های دیگری هم برای ایشان زدم، اما ایشان قبول نکرد.
تا این که جلسه دومی با یکدیگر برگزار کردیم. طبق معمول ایشان بیشتر شنونده بود و کم حرف می زد. دو سه کلمه صحبت کرد و نظر مرا خواست. البته ابتدا پرسید اصلا صدا و سیما چه نیازی به روزنامه دارد؟
من هم به ایشان توضیح دادم که چرا صدا و سیما نیازبه روزنامه دارد. گزارشی هم در مورد وضعیت روزنامه دادم. دوباره به این پرداختم که مدیرعامل و مدیرمسوول باید یکی باشد تا کار پیش رود.
گفتم: خواهشم این است که یک نفر را بالای سر این مجموعه بگذارید که کار نخوابد. من می روم، مهم نیست. اما نگذارید مدیریت این جا دوگانه شود.
ایشان گفت: فرض کنید تصمیم ما قطعی است. شما به عنوان مدیرمسوول می مانید و مدیرعامل فرد دیگری خواهد بود. شما می مانید یا نمی مانید؟
پاسخ دادم: خیر. نمی مانم. چون با این مدل نمی توانم کار کنم.
پرسید: چرا؟
گفتم: چون همه اش می شود دعوا و کشمکش بین مدیرعامل و مدیرمسوول. من هم اهل دعوا نیستم . ما باید باری از دوش رئیس سازمان و صدا و سیما برداریم نه اینکه خودمان بشویم بار. این سیستمی که شما می خواهید برپا کنید قطعا اول و آخرش دعواست.
برای این که تمام امکانات لجستیک، استخدام، جذب، آگهی، چاپ و توزیع و منابع مالی دست مدیرعامل است و محتوا دست مدیرمسوول.
یعنی مدیرمسوول هیچ اختیاری ندارد و تنها باید برود دنبال کار روزنامه و محتوایش، که در حقیقت مسولیت سردبیر است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا