شجریان ۸۸ و حضرتی ۹۸

معیار دوگانه‌ی هنرمند و سیاستمدار

احسان حدیدی (قائم مقام) عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی به بهانه‌ی سخنان اخیر الیاس حضرتی درباره‌ی محمدرضا شجریان نوشت:

چند روزی است بواسطه‌ی سخن مدیرمسوول روزنامه اعتماد و نماینده تهران در مجلس، جناب الیاس حضرتی که  بخشی از نطق خود گفته است: «آقای شجریان در حال مردن است چه اشکالی دارد که وزیر فرهنگ و ارشاد از ایشان عیادتی بکند؟ گیرم ایشان در جایی اشتباهاتی هم کرده‌اند» انتقادات و اعتراضات رسانه‌ای برخاسته است که این سخن گفتن در باب استاد هنر آواز ایرانی روا نیست و از ادب بدور است.

ضمن همراهی با این نقد و تذکر، پرسشی را خدمت خوانندگان گرامی مطرح می‌کنم.

براستی چگونه است مایی که خود را وامدار جنبش دوم خردادی می‌دانیم‌ که سالگرد آن واقعه‌ی سترگ هم نزدیک است که یکی از شعارهایش دوری جستن از شعار مرگ‌ گفتن بر دیگران و بالطبع پرهیز از نفرت پراکنی بود، حال در حوادث انتخابات سال ۸۸، شعاری مطرح شد که خلاف صریح آن آرمان دهه‌ی گذشته بود و استاد شجریان هم یکی از گویندگان آن بود؟

بلی! شعار مرگ بر دیکتاتور گفتن ایشان بود که در آن ایام ضبط و ثبت شد و به سرعت رسانه‌ای شد و بسیاری هم به تحسین و تمجید پرداختند که متاسفانه هنوز به لسان و قلم بعضی ادامه دارد.

دقت بفرمائید جان کلام در این نیست که طیفی را محکوم و دیگری را تبرئه کند.

پرسش در این است که چگونه مذمت و انتقاد بر ایشان روا نیست که با شعاری همراهی می‌کند که موجب اختلاف پراکنی و تشدید تفرقه و دودستگی میان ملت و سلب آرامش و وحدت از جامعه می‌شد،  و تمامی دستاوردهای دوم خردادی که بیانگر فکر و اندیشه و گفتگو بود را به نزاع و تنش و درگیری تبدیل می‌کرد؟

سخن در این باب نیست که همه‌ی ایرادات و مشکلات آن سال را بر سرِ استاد مسلم هنر ایران، آوار کنیم و از انتقادات و ایرادات به نحوه‌ی رفتار حکومت چشم پوشی شود، لیک صحبت بر سر معیاری دوگانه‌ای است که با آن روبرو می‌شویم که مرگ خواستن برای مخالف روش و منش ِ ما، مراتب تشویق و ستایش دارد ولی بیان مرحله‌ای از زندگی هر انسانی که به مرگ و موت تمام می‌شود، محل اشکال است؟!

چگونه است آقای حضرتی جانب مقام و منزلت استادی را رعایت نکرده است ولی همان استاد هم مراتب شایسته‌ی سخن گفتن و دوری از اختلاف پراکنی و احترام به عقائد دیگران را رعایت نکرده است؟

اینجاست که اشکال بزرگتر از تشویق‌کنندگان استاد است که اگر در آن برهه‌ی زمانی بر آن همراهی و شعار، صدای نقد و تذکر را بلند می‌کردیم حال شاهد این سنجش ِ دوگانه نبودیم.

البته همیشه از این موارد بوده است، مانند هنرمندانی که در این سی چهل سال از مراحم و الطاف حکومت در برپایی و بالندگی هنرشان برخوردار بودند ولی همیشه در صف اول اعتراض به این چهل سال بوده‌اند!

توضیح الیاس حضرتی درباره‌ی خبر پیام میرحسین به روحانی

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/Rj2dg
برچسب ها

نوشته های مشابه

8 Comments

  1. امیدوارم انصاف نیوز نقدی بر نوشته عضوی از خود را پذیرا باشد. نویسنده محترم به واژه مرگ توجه و از واژه دیکتاتور غفلت کرده. من به اینکه شخص مد نظر دیکتاتور بوده یا نه کاری ندارم . اما مرگ بر دیکتاتور به واقع (کاری به محل بحث ندارم) ، اگر مرگ بر دیکتاتور واقعی باشد، یعنی مرگ بر مرگ و مرگ بر مرگ بیشتر و مرگ بر هرچه به مرگ می انجامد. بگذارید روی دیگر سکه را بازگو کنم. آیا شما حاضرید بگویید درود بر قاتل؟ زنده باد قاتل چطور؟ زنده باد قاتل زنجیره ای چطور؟ در حقیقت مرگ دیکتاتور، جلوگیری از قتلها یا بعبارت دقیق تر نجات جان انسانهای بسیار است که در مرگ هر دیکتاتوری نهفته است.

    1. محل بحث، نفی رذیلت های اخلاقی نیست.
      بحث بر این است همان طور که حضرتی هواداران استاد را آزرده خاطر ساخت، استاد هم با آن شعار، دوستان و یاران ارزشی را آزرده خاطر ساخت و نقش ایشان برای تقویت همدلی و دوری از نزاع و اختلاف را کاهش داد
      بعضی از منتقدین این نوشته، برآن هستند که وسط آن هیجانات‌و التهابات ۸۸، برای واژه ی دیکتاتور معنای اخلاقی و فلسفی دست و پا کنند ولی مخاطب در آن ایام، چه موافق و مخالف استاد، این برداشت را نمی کرد بلکه استاد را له و علیه خویش محسوب کردند

  2. جناب حديدي، فکر ميکنم موضوع را اشتباه رفته ايد! البته که بيان جناب حضرتي حق بود، و بحث اين نيست که چرا اين موضوع را گفت، بحث اين است که چرا اينگونه گفت. و بنظرم شما دو موضوع کاملا مجزا را التقاط کرده ايد.

    1. ببینید ما فرصت ارزشمند دوم خرداد برای ایجاد گفتگو و تفاهم با عبارات زنده باد مخالف من و دوری از مرگ گفتن را داشتیم البته در آن برهه زمانی هم مورد توجه کافی قرار نگرفت و وزنه ی اختلاف و نزاع برتری یافت
      حال در ۸۸ استاد می توانست بازیگر نقشی باشد که محل وحدت و قرابت دیدگاه ها باشد ولی ایشان تصمیم گرفت دریک جبهه باشد و علیه جبهه دیگر
      شما حق بدهید که جبهه ی مخالف دیدگاه استاد، برداشت توهین و نفی از شعار ایشان داشته باشد همان طور که دوستداران شجریان از کلام حق حضرتی آزرده خاطر شدند

  3. انصاف نیوز ظاهرانوشته های همکاران چنان از اعتبار بالایی برخوردارند کههیچ نقدی را برنمی تابید…..عجب واریته رنگارنگیست این دیار ….بهرحال باید تکدری بر سماحت قدرت پرستان ننشیند….

  4. برادر محترم فکر کن اصلا آقای الیاس حضرتی یک کلمه هم دررابطه بااستاد شجریان حرف نمی زد وشمابه عنوان روزنامه نگار قرار بود یادداشتی تحلیلی درباره وقایع انتخابات ۸۸می نوشتی آیا نقطه عزیمت شما به این موضوع وبه قول خودتان اختلاف افکنی ها وانشقاق ، شعار مرگ بر دیکتاتور می بود؟ کمی بیشتر به عقب برگردید حتما محل مناقشه را در رویدادهایی دیگر ومشخص تر وفراترازشعاری که ذکر کردید پیدا خواهید کردحالا که قراربرتفسیر بی طرفانه است آزاد وشفاف وروشن بنویسد

    1. ببینید من در متن هم نوشتم که نمی خواهم‌کل مشکلات ۸۸ را سر استاد، آوارکنم یا از نواقص و عیوب رفتاری حکومت چشم پوشی کنم
      به حتم در نقد اتفاقات ۸۸ ، باید اصل همه جانبه نگری و دوری از حب و بغض شخصی، رعایت شود تا به یک تحلیل جامع رسید
      ولی یک‌نکته واضح است دوطرف درگیر در آن سالها، همچو دو خط موازی شدند که هیچ نقطه مشترکی با هم ندارند و این کار را برای بیان یک تحلیل بی طرفانه و منصفانه دور می کند زیرا هردو طرف به فکر لَه یا علیه یکدیگر هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن