عامل شکاف میان نتانیاهو و اوباما چیست؟

سران دو طرف اشتراکات بسیاری دارند اما یک تفاوت کلیدی نشان می دهد شش سال مجادله آنها این قابلیت را دارد که بدتر شود.
به گزارش فرارو به نقل از هاآرتص، همه چیز از اول؛ پس از بیش از شش سال اختلاف نظر، تحقیر و شاخ و شانه کشیدن، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا و بینامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل بار دیگر در یک تقابل سیاسی قرار گرفته اند. هر درگیری که میان آنها رخ می دهد به طور اجتناب ناپذیری در روابط اسرائیل-آمریکا سطح پائین ارزیابی می شود. با این حال منابع آمریکایی می گویند نتانیاهو اینبار واقعا زیاده روی کرده است.
اینبار خشم آشکاری نسبت به نتانیاهو شکل گرفته که برای فراهم کردن شرایط سفر به واشنگتن، اوباما را دور زده و با جان بینر، سخنگوی مجلس نمایندگان رایزنی کرده و تنها دو هفته مانده به انتخابات اسرائیل، قصد سخنرانی در کنگره را دارد. مقامات اسرائیلی تاکید می کنند که روابط با آمریکا- به خصوص کنگره- عالی است و این تنش ها بین طرفین است، نه بین دو متحد. اوباما و وزیر خارجه اش، جان کری اعلام کرده اند که با نتانیاهو دیداری نخواهند داشت، در حالیکه منابع آمریکایی می گویند روابط کاری واشنگتن با نخست وزیر اسرائیل عملا پایان یافته است. آمریکایی ها یکبار دیگر حسی مانند بیل کلینتون پس از دیدار نتانیاهو در سال ۱۹۹۶ دارند، زمانیکه وی بانگ زد «او فکر می کند چه کسی است؟ اینجا ابرقدرت کیست؟»
با وجود تمامی این شرایط اوباما و نتانیاهو مشترکات زیادی دارند. هر دوی آنها سیاست مداران محاسبه گری هستند اما اوباما کاریزمای بیل کلینتون را ندارد و نتانیاهو نیز اغلب یادآور این مسئله است که در ارتباط برقرار کردن با مردم، توانایی آریل شارون یا ایهود المرت را ندارد. هر دوی آنها متهم هستند که حلقه داخلی نفوذناپذیری را ایجاد کرده اند و هر کسی که خارج از این حلقه است و برخی مدارد حتی افراد داخل این حلقه را با سوءظن می نگرند.
به طور کلی اوباما و نتانیاهو بیش از هر رئیس جمهور و نخست وزیری در تاریخ دو طرف مشترکات دارند- بیش از کلینتون و رابین، بیش از بوش و شارون و مطمئنا بیش از کارتر و بگین. 
با این حال آنچه موجب شکاف میان آنها می شود ایدئولوژی هر کدام از آنها است. جهان بینی این دو در هر بخشی متناقض است، دو خط موازی که هرگز به هم نمی رسند.
هر یک از آنها این گمان را در سر دارند که نقشی مهم در تاریخ جایی که به آن تعلق دارند ایفا می کنند. اوباما نخستین رئیس جمهوری آفریقایی-آمریکایی است که کلمه عملیاتی اش «تغییر» بود و نتانیاهو خود را مامور حفاظت از اسرائیل می داند و سعی دارد با عدم اتخاذ تصمیمات غلط یا پذیرش طرح هایی که در این جهان خطرناک با حضور ایران، حماس، حزب الله و داعش در هر گوشه اش، این نقطه از زمین را امن نگه دارد.
این همان اختلاف میان یک لیبرال چپ در کاخ سفید و یک محافظه کار در تل آویو است: اولی به تغییراتی که می تواند به بهبود شرایط منجر شود، فکر می کند و دومی به اینکه شرایط تا چه اندازه می تواند بدتر شود. امید اینکه این دو مرد بتوانند بر این اختلافات فایق آیند در همان دیدارهای نخست از بین رفت. با وجود چنین اختلاف هایی امروز چه خواهد شد؟ کاخ سفید که از دعوت نتانیاهو به سخنرانی در کنگره کاملا شگفت زده شد، بسیار خشمگین است اما واکنش عمومی اش ملایم و دیپلماتیک بوده است. 
دولت اوباما می داند که هر حرفی بزند در دادگاه سیاست اسرائیل علیه اش به کار خواهد رفت. آنها انتخابات اسرائیل را دقیقا زیر نظر دارند و باید گفت حتی اگر امید شکست نتانیاهو را داشته باشند، باز هم رویش حساب نمی کنند. اگر حرکت حیرت آور اوباما در عادی سازی روابط با کوبا را یک نشانه بدانیم، ممکن است اتفاقات شگفت آور دیگری هم در انتظار نتانیاهو باشد. 
اوباما که خودش هفته پیش در سخنرانی وضعیت کشور گفت «من دیگر در کمپینی شرکت نمی کنم» می تواند ایدئولوژی خود را پیش ببرد و برنامه ای را برای تاسیس یک کشور فلسطینی ارائه کند و بگوید «می خواهی بخواه، نمی خواهی نخواه.» او می تواند وتوی آمریکا در سازمان ملل را از اسرائیل دریغ کند و اجازه دهد فشارهای بین المللی علیه شهرک سازی های اسرائیلی تشدید شود.
و نتانیاهو؟ او در حال مبارزه برای نجات زندگی سیاسی خود است. با این حال، این مسئله بدان معنا نیست که او و اوباما طی دو سال آینده با هم کنار نمی آیند. اما به نظر می رسد برای هر دوی آنها بهتر است که برای همیشه بهترین دشمنان هم باقی بمانند. 
انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا