روایت محلی‌ها از حمله‌ی گاندو به حوا و زکریا

بابک مجیدی، انصاف نیوز: حمله گاندوها به حوا رئیسی ۹ ساله  و زکریا چرخ ۸ ساله ساکن روستای مولاآباد کشاری در استان سیستان بلوچستان بار دیگر قربانی گرفت این دو حادثه به دلیل نبود امکاناتی مثل محیط‌بان، پزشکی، کمبود آب، محافظت نشدن گاندوها اتفاق افتاد. البته اولین باری نبود که این اتفاق رخ داده بود و دو سال پیش هم در ماه رمضان سال ۱۳۹۶ یک پسربچه توسط گاندوها خورده شد و پس از بیرون کشیدنش بخاطر شدت جراحات وارده دوام نیاورد.

خبرنگار انصاف نیوز با معلم شهرستان سرباز، دهیار روستای باهوکلات، اسماعیل کهرم فعال محیط زیست و دکتر قاسمی -پزشک حوا رئیسی- درباره‌ی این ماجر و زمینه‌های آن صحبت کرد که در زیر می‌خوانید:

ملک‌رئیسی: کمبود آب و محیط‌بان داریم

ملک رئیسی معلم شهرستان سرباز که در شبکه‌های اجتماعی این خبر را اطلاع رسانی کرده بود، خیلی کوتاه درباره‌ی حادثه‌ای که رخ داد با لهجه محلی به خبرنگار انصاف نیوز گفت: خانواده‌ی حوا رئیسی عصر جمعه رفته بودند که آب تهیه کنند و دختر در حال بازی بوده است که گاندو بهش حمله کرده و همراهاش سنگ پرتاب کردند و نجاتش دادند ولی متاسفانه دستش قطع شده است.در ادامه او را به درمانگاه روستای درگز می‌برند در آن مکان هم پزشکان به دلیل نبود امکانات پزشکی نمیتوانند و میفرستند به چابهار ودر چابهارهم متاسفانه دستش قطع می‌شود. دومی یک پسربچه در منطقه‌ی باهوکلات بود که  خودش رفته آب تنی کند که این اتفاق پیش آمده است ولی در کل ما در منطقه مشکل آب داریم.

وی درپاسخ به اینکه «آیا نمایندگان مجلس یا مسولان دولتی درباره‌ی این حادثه پیگیری‌هایی کرده‌اند؟» گفت: شخصا نیامدند اما بیانه دادند و حرفی زدند. آب در منطقه هست مثلا سد زیردان پر آب است یا مثلا سد پیشین سرریز شده است. احمدعلی موهبتی استاندار سیستان و بلوچستان در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما در اسفندماه سال گذشته گفت که در اردیبهشت نودوهشت ما طرح آبرسانی در سد زیردان داریم اما متاسفانه اردیبهشت رفت،خرداد رفت؛ تیر رفت، الان مردادیم اما اتفاقی نیافتاده است. الان در منطقه لوله کشی آب هم هست اما به دلیل مدیریت آب، آبرسانی نمی‌شوند. هفتصد هزار نفر در استان سیستان و بلوچستان به‌طور سیار آبرسانی می‌شوند. آبرسانی به صورت نامنظم است و بعضی جاها به صورت دشتیاری به صورت خودسر آب می‌خورند که انسان و حیوان به صورت مشترک از آن آب استفاده می‌کنند.

او در مورد مشکلات دیگر توضیح داد: قسمتی مشکل آب است؛ الان که بحث گاندو پیش می‌آید مشکل این است که در منطقه کمبود محیطبان وجود دارد، بعضی جاها علامت نیست. بعضی جاها محیطبان کم است. این گاندوها در آن قسمت‌ها حفاظت شده نیستند. باید حداقل محیط زیست این گاندو ها را جمع آوری کند، الان که پخش و پلا شدند این مشکل‌ها بوجود می‌آید.

واکنش محیط زیست به این اتفاق این است که می‌گوید ما به دهیارها و شوراها آموزش دادیم و علائم نصب کردیم. ولی نه علائم نصب کرده نه چیزی، آموزش چه فایده دارد باید محیطبان بیاورد به منطقه ولی متاسفانه کمبود نیرو دارد.

ملک رئیسی درباره‌ی اتفاق مشابه درباره حمله‌ی گاندوها به اهالی روستا گفت: دو سال پیش یک دانش‌آموز را گاندو خورد. سال بعد مسوولان کشاری آمد یک تصفیه خانه در آزاتی کشاری زد متاسفانه آن تصفیه خانه هم هیچ فایده‌ای نداشت و تا به امروز هیچ‌کس مسوولیت آن را به عهده نگرفت. هر ارگان و سازمانی می‌گوید من بر عهده نمی‌گیرم. برای این تصفیه خانه چند صد میلیون خرج شده است ولی متاسفانه تاثیری برکسی ندارد.

از طرفی نزدیک‌ترین بیمارستان بیمارستان چابهار است که تا آنجا حدود صد و پنجاه تا دویست‌تایی می‌شود.

 

بلوچ زاده: محیطبانی نیست تا از گاندوها حفاظت بکند

نصیر بلوچ زاده، دهیار روستای باهوکلات نیز درباره‌ی گاندوها به انصاف نیوز گفت: این تمساح‌ها یک گونه‌ی نادری هستند که تحت حفاظت محیط زیست قرار دارند.  تعداد آنها زیر هزارتا است و بیشتر در این منطقه زندگی می‌کنند و در جاهای دیگر زیست ندارند. در اینجا به جز آب شرب، آب برای استحمام و کارهای دیگر وجود ندارد و همه‌ی روستاهای اطراف از آب رودخانه استفاده می‌کنند. کودکان برای بازی و سرگرمی به کنار رودخانه‌ها می‌آیند و محیطبانی هم نیست که از این تمساح‌ها محافظت کند. اگر کسی دامی، گاوی یا گوسفندی دارد برای آن چوپانی هم می‌گذارد که داخل مزارع نرود. قبلا یک اتفاق افتاد که کودکی را از دست دادیم. من خودم سر زمین هستم و آمدم به پدر علیرضا بزرگ زاده که فکر کنم قبلا شنیدید دلداری بدهم. علیرضا بزرگ زاده ده ساله بود، دهم تیرماه نود و شش، ماه مبارک رمضان بود، برای برداشت آب رفته بود.

او همجنین گفت: منطقه‌ی ما بارندگی کم است و سد زیرزمینی ما کلا خشک است. برای اینکه زیرش کلا کوه است. در سال هشتاد و چهار لوله کشی انجام دادند و چاه آبگیری ما مستلزم بودن آب است؛ هرموقع آب آمد این چاه‌ها سطحی آبگیری می‌شوند اما راه‌های زیر زمینی آبگیری نمی‌شوند.

اینجا چون تفریحی وجود ندارند با وجود حضور گاندوها کودکان و خانواده‌ها به رودخانه‌ها می‌روند و آنجا بازی می‌کنند.

او درباره‌ی مشکلات درمانی و پزشکی این روستا گفت: آن روز که این حادثه برای حوا رئیسی اتفاق افتاد پزشک روستا کشاری در منطقه باهوکلات، در گوشه‌ای در یک خانه اجاره‌ای زندگی می‌کند که دسترسی خیلی کمی به امکانات پزشکی دارد و فعالیت او هم خیلی به چشم نمی‌آید.

افراد منطقه‌ی ما زیرخط فقر هستند و درآمد آنها همین یارانه است، اگر بخواهند دکتری بروند، به سراغ دکترهای غیرمجاز پاکستانی می‌روند. دکترها بعضی وقت‌ها هستند بعضی وقت‌ها نیستند. یک درمانگاهی دوسال پیش ساختنش را آغاز کردند و رها شد. چندین خیر آمدند، ولی بعضی از مسوولان خیرها را بردند یک جای دیگر که نمی‌دانم؛ ولی اینجا فعلا کاری انجام نمی‌شود. این درمانگاه در مرکز روستا است، اگر این درمانگاه در آن زمان فعال بود آن کودک دیگر دستش را از دست نمی‌داد.

بلوچ‌زاده اضافه کرد: وقتی ما خودمان مریض هستیم، در این بهداری خیلی جدی و سریع عمل نمی‌کنند، نه فقط اینجا بلکه همه جا اینطور است. حالا در مورد رسیدگی به وضعیت حوا هم بردن آنجا معلوم نیست چقدر طول کشیده و بعد هم انتقال دادن به چابهار.

او درباره اتفاق رخ داده برای حوا رئیسی گفت: تمساح جوری است که اگر یک لقمه را بگیرد می‌خواهد آن را بکند و غلت میزند. آن موقع که این اتفاق افتاده بزرگتری هم نبوده بچه‌های کوچک بودند که با چوب و با دفاع خودشان این بچه را نجات داده‌اند که از خانه تا آن مکان یک کیلومتر فاصله داشته. به خانه که می‌رسد هم ماشینی نداشته‌اند و شخص دیگری که ماشین داشته است اطلاع داده‌اند بعد هم که زمان زیادی طول کشیده تا ماشین برسد و ببرند درمانگاه. تازه بعد از درمانگا هم بردند چابهار. طبق چیزی که گفتند چاره‌ای جز قطع دستش نبوده است.

همچنین بلوچ‌زاده درباره‌ی قربانی دیگری که توسط گاندوها مدتی پیش کشته شده بوده است گفت: یک تالابی در این روستا است. به همه ثابت شده بوده که آن پسر برای برداشتن آب رفته بود. پدرش نبوده و مادرش گفته برو آب بیار. بعد خانم دکتر فتحی آمد و به پدرش قول دادند که ما فرزند شما را عمل می‌کنیم اما خب بودجه‌ی آنها نرسید. در جزئیات این حادثه، گاندو کودک را خورد ولی بعد از بیرون آوردن بچه به دلیل شدت صدمات وارده و نبود بودجه‌ی کافی برای عمل، کودک درگذشت. همچنین پدر بچه‌ی حادثه دیده به من گفت بچه را از دست دادم ولی این آرزو را دارم که پول دیه آن را بگیرم و برای بقیه خواهر برادرها به کار بیاید. برخی از مسوولین به او گفتند شکایتت را پس بگیر تا بتوانیم در مدت زمان کمتری بدون کاغذبازی دیه را پرداخت کنیم که او را فریب دادند و از این بابت اذیت شده است.

او در ادامه تلفن را به بزرگ زاده پدر علیرضا داد که به دلیل آشنا نبودن به زبان فارسی گفت: مرا فریب دادند.

کهرم: بلوچ‌ زندگی مسالمت‌آمیزی با گاندوها داشته است

اسماعیل کهرم فعال محیط زیست تازه به سوییس رسیده بود و تلفن منزل خود در آنجا را داد تا با او درباره‌ی گاندوها تماس بگیرم دقایقی بعد به او زنگ زدم. کهرم درباره‌ی گاندوها و رابطه‌ی مردم سیستان و بلوچستان با این تمساح‌ها گفت: مساله این است که بلوچ‌ها با گاندوها خیلی وقت است که زندگی می‌کنند و اعتقاد دارند که اگر گاندوها از یک برکه‌ای بروند آن برکه خشک می‌شود؛ یعنی به گاندوها احترام می‌گذارند و کاری به آنها ندارند. اینطور نیست که بروند شکار کنند. برخلاف پاکستان که بنده شاهد بودم که در آن سوی مرز پاکستانی‌ها اسلحه را می‌خواستند به همدیگر بفروشند توی برکه‌ها به سمت گاندوها نشانه گیری می‌کردند.

بنابراین بلوچ‌ها یک زندگی بسیار مسالمت آمیز و خوب در بین کشورهایی مثل پاکستان و هندوستان با گاندو دارند که باعث افتخار است.

در جهان چیزی در حدود دوهزار و پانصد گاندو وجود دارد که آن هم در این سه کشور هستند و اصطلاحا این گاندوها تمساح‌های آب شیرین هستند.

از سابقه‌ای که من اطلاع  دارم در گذشته یک پسربچه شش ساله مورد حمله‌ی گاندو واقع شد و خورده شد؛ عادت اینها است که وقتی مثلا یک گوسفند را می‌گیرند به آرامی می‌روند و از پوزه می‌گیرند و به صورت نشسته در زیرآب نگه می‌دارند تا حیوان خفه شود و لاشه وقتی شروع به پوسیدن کرد آن وقت تکه تکه می‌کنند و می‌خورند؛ من حدس می‌زنم با آن کودک معصوم هم این کار را کرده است و آن چرخش مرگ به صورت ۳۶۰ درجه و چندبار می‌چرخد و می‌کند و می‌برد. من خوشحالم که اینها از بین نرفته‌اند ولی امیدوارم که رابطه‌ی بین بلوچ‌ها و گاندوها برسر این حوادث تلخ بد نشود، چون بلوچ۲ها بخاطر این اعتقادشان حافظ این گاندوها بودند.

کهرم افزود در این لحظه سازمان محیط زیست باید درباره‌ی گاندوها بین مردم فرهنگ‌سازی کند و به آنها بفهماند که این حادثه یک اتفاق بوده که شاید بچه‌ها به سمت برکه رفتند. چون شما می‌دانید بخاطر خشکسالی این بلوچ‌های غیور ما برکه را می‌کنند، تصور کنید با بیل و کلنگ، پانصد متر طول و هفتاد الی هشتاد متر عرض و چهار متر عمق را با چه عرقی این‌ها می‌کنند و بعد در تمام طول سال از آب شیرین استفاده می‌کنند حالا چندتا گاندو هم در آن جمع می‌شود. سازمان محیط زیست هم باید از پدر و مادر این بچه‌ها دلجویی و خرج معالجه و هزینه‌ی آنها را بدهد و فرهنگ سازی کند تا رابطه‌ی خوب بلوچ‌ها و گاندوها یک وقت بد نشود وگرنه بلوچ‌ها می‌تواند حالت انتقام جویی بگیرند و با استفاده از اسلحه این گاندوها را شب و روز بزنند.

کهرم درباره اینکه چه راهکاری درباره مقابله با گاندوها پیشنهاد می‌دهید گفت: ببینید! محیطبان جایی باید برود که پاسگاه محیطبانی باشد،  ما در سد پیشین بزرگترین جمعیت گاندو را داریم یعنی ما پشت سد حدودا چهارصد قلاده گاندو داشتیم و محیطبان هم نمی‌تواند تنهایی در آنجا وظیفه‌ی خودش را انجام دهد. یعنی باید پاسگاه و تشکیلاتی باشد، در روستای «جر» و نگور پاسگاه و محیطبان هست ولی در پیشین تمام وظایف محیطبانی به عهده‌ی مدیران دریاچه‌ی‌ سد پیشین است. پیشنهاد ما این است که آنجا هم پاسگاه بزنند ولی محیط زیست امکانش را ندارد؛ چون علاوه بر حقوق و مزایای محیطبان، پاسگاه ساختمان می‌خواهد و هزینه دارد و به همین دلیل این امکان وجود ندارد.

در دسترس نبودن نماینده مجلس ایرانشهر

خبرنگار انصاف‌نیوز با حسین‌علی شهریاری نماینده مجلس زاهدان تماس گرفت که او درجواب گفت باید با دکتر امینی‌فرد تماس بگیرید چرا که او از آن حوزه انتخابیه به مجلس آمده و من تنها اطلاعات مختصری دارم و چندان پاسخگو نیستم. اما تماس با آقای امینی‌فرد نماینده‌ی مجلس چابهار  هم به جایی نرسید و امکان گفت‌وگو فراهم نشد.

دکتر قاسمی: مسوولان محیط زیست استان گفتند اگر به گاندوها آسیب برسانید باید دیه بدهید

دکتر قاسمی پزشک مستقیم حوا رئیسی در روستای مولاآباد کشاری درباره‌ی این حادثه گفت:  من چند ماهی است که به این منطقه آمده‌ام ولی هر سال اتفاق‌های مشابهی مثل این دو می‌افتد. این روستا در حدود صد و چهل کیلومتری چابهار -سمت راست جاده‌ی چابهار- و در کنار سد پیشین قرار دارد.

او در ادامه گفت: من یکبار که از نزدیک سد پیشین را دیدم گاندوها در آنجا حضور دارند و زمانی که سد سرریز می‌شود، دریچه‌ی سد را که باز می‌کنند گاندوها سر می‌خورند و از دریچه به داخل رودخانه‌ می‌آیند در همان رودخانه زندگی و تخم‌گذاری می‌کنند.

او که پزشک مستقیم حوا رئیسی دختربچه‌ای است که دستش قطع شده است ماجرا را بیان کرد و گفت: با توجه به اینکه گاندوها به تخم‌ها بسیار حساس هستند به کودک حمله کرده و دست بچه را گاز گرفته‌اند؛ متاسفانه دستش قطع شده و حالا مسوولان قول دادند حوا به تهران منتقل شود تا دست مصنوعی برایش بگذارند.

دکتر قاسمی ادامه داد: به دلیل اینکه ما مسوول بهداشت محیط هستیم و گاندوها نسل در حال انقراضی هستند حفاظت نمی‌شوند و مسوولان هم گفته‌اند که نباید به اینها حمله کرد و اگر آسیبی به آنها برسانید باید دیه بدهید.

این دکتر در ادامه صحبت‌هایش افزود: من بارها به مردم این روستا اخطار دادم که سمت روخانه نروند اما برای تفریح و برداشت آب می‌روند و گوش نمی‌دهند و همچنین اضافه کرد در یک روستایی به نام درگز پسربچه‌ها حتی با گاندوها بازی می‌کنند.

دکتر قاسمی پزشک حوا ریسی گفت من بارها نامه زدم به سازمان محیط زیست که گاندوها که حدود ۲۰۰ راس هستند را به یک منطقه‌ی حفاظت شده انتقال بدهند اما تا کنون هیچ کاری انجام نداده‌اند.

او درباره‌ی وضعیت درمانی آن منطقه گفت: چهار روستا هستند که جمعیت آنها روی هم ۶۱۰۰ نفر است، در وسط این چهار روستا یک مرکز درمانی ساخته شده که هفته‌ای سه روز به وضعیت بیماران از قبیل سالمندان، زنان باردار و بچه‌هایی که دچار حادثه بشوند رسیدگی می‌شود.

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/w26MY
برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. برای اینکه از مسایل و مشکلات استان سیستان و بلوچستان گم شود این استان باید به استانهای کوچکتر تقسیم شود و در احداث راه اهن چابهار به زاهدان و به سرخس نیز تسریع شود و گاز هم زودتر به شهرهای این استان پهناور برسد

  2. قابل توجه کسانی که می گویند پزشک به اندازه کافی داریم . افراد به پزشک غیر مجاز پاکستانی مراجعه می کنند و مرکز درمانی سه روز در هفته کار می کند . تعداد پزشکان ما کم است و حداقل باید سه برابر شود . امیدوارم سایت انصاف نیوز افزایش چند برابری تعداد پزشکان را پیگیری کند تا هم مردم خدمات بهتری بگیرند و هم این پزشکان از غرور و تبخترشان و مال اندوزیشان کم شود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن