ماجرای برائت از مشرکان

آیت‌الله محمد سروش محلاتی، استاد دروس خارج فقه حوزه علمیه در یادداشتی با عنوان «ماجرای برائت از مشرکان» در کانال تلگرامی خود نوشت:

در سال هشتم هجری، فتح مکه اتفاق افتاد ولی پس از آن نیز همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و مشرکان بر اساس پیمان و میثاق نامه ادامه یافت. در آن سال هرچند مسلمانان بر اوضاع مکه مسلط بودند ولی مشرکان هم مراسم حج را مطابق آیین خود بجا آورده و حتی برای خودشان امیر الحاج جداگانه داشتند، چه اینکه مسلمانان نیز حج گذاردند و عتاب بن اسید از طرف پیامبر همراهشان بود.

در سال نهم نیز زمینه برگزاری دوگانه حج فراهم بود و میرفت تا مانند سال قبل مشرکان نیز مراسم حج داشته باشند ولی با توجه به نزول سوره برائت، شرایط تغییر کرد و آنان از سال بعد برای همیشه از حضور در حج ممنوع شدند.

این تغییر از آن رو بود که مشرکان بارها پیمان شکنی کرده بودند و دستور سوره برائت آن بود که به این وضع پایان داده شود و از این پس همه پیمانها کان لم یکن شده و دوران صلح و امنیت برای مشرکان به پایان میرسد و آنان باید در مدت چهار ماه آزادانه تصمیم نهایی خود را برای تسلیم شدن یا جنگیدن و یا کوچ کردن بگیرند. البته کسانی که پیمان پیشین خود را نقض نکرده بودند، تا پایان مدت عهد از امنیت برخوردارند:«بَرائه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین فسیحوا فی الارض اربعه اشهر …. الا الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقضوکم شیئا و لم یظاهروا علیکم احدا فاتموا عهدهم الی مدتهم …»

علی بن ابیطالب(ع) ماموریت یافت تا این آیات را در مراسم حج به مشرکان ابلاغ کند و این کار طی چند مرحله در مراسم حج با موفقیت انجام گرفت.

در این ماجرا نکات مهمی وجود دارد:

۱. کارکرد برائت در اینجا فراتر از یک شعار سیاسی و یا اظهار نفرت و ناسزاگویی است. برائت در اینجا بمعنی یک اقدام حقوقی در “لغو پیمان” مسلمانان با مشرکان است. به تعبیر طبرسی با برائت، اعلام میشود که قراردادهای گذشته ملغی و مسلمانان از آن خارج میشوند.

۲. با اعلام برائت در سال نهم و لغو پیمان با مشرکان، هرچند سال بعد رسول خدا در حج شرکت کردند(حجه الوداع) ولی با وجود لغو میثاقها و زمینه‌های جنگ، مجددا اعلام برائت از مشرکان صورت نگرفت!

۳. حکم برائت با خصوصیاتی که در سوره توبه مطرح شده، مربوط به یک واقعه تاریخی است و این حکم جنبه موسمی داشته و متضمن یک دستور دائمی و همیشگی نیست و از نظر فقهی این آیات ما را از انعقاد قرارداد مجدد با مشرکان و حتی پیمان شکنان، نهی نمیکند. همچنین این ایات مسلمانان را ملزم نمیکند که همیشه باید تا چهار ماه به نقض عهد کنندگان مهلت دهند و یا بیشتر ازآن جایز نیست.

این واقعه تاریخی در سال نهم هجری میتواند برای مسلمانان در طول تاریخ الهام بخش و آموزنده باشد. خطوط کلی این صحنه شکوهند آن است که:

۱. اعلام برائت، پس از نقص پیمان توسط مشرکان اتفاق افتاد و اگر آنان نقض عهد نمیکردند، روابط حسنه مسلمانان با آنها میتوانست ادامه یابد.

۲. پیامبر با نقض عهد آنان، مبادرت به اقدام عملی تلافی جویانه نکرد بلکه رسما لغو پیمانها را اعلام کرد و به آنها فرصت تصمیم گیری داد.

۳. پیامبر با مشرکان بعنوان جبهه واحد و متشکل برخورد یکسان نداشت و حساب متعهدان را از مشرکان عهدشکن جدا نموده و حقوق آنها را رعایت کرد.

۴. رسول خدا پس از اعلام برائت و لغو پیمان، بازهم برای مشرکان راه تحقیق را مسدود نکرد و اجازه داد مشرکان با امنیت کامل در جامعه اسلامی حاضر شوند.

اینک برای آنکه ما مسلمانان بتوانیم از این واقعه تاریخی استفاده کنیم و دچار حرکتهای نسنجدیده افراط گرایانه نشویم باید توجه داشته باشیم که:

۱. برائت بمعنی بیزاری و نفرت از شرک و کفر که رکن ایمان است، جنبه اعتقادی داشته و یک اصل همیشگی است که نمونه آن از زبان حضرت ابراهیم و یارانش نقل شده است:(انا برآء منکم. ممتحنه ۴)

۲. برائت بمعنی مراسمی برای اظهار نفرت و ابراز خشم از دشمنانِ خاص، یک اقدام سیاسی است که تابع شرایط سیاسی بوده که اصل برگزاری و نیز چکونگی انجام آن، به اقتضاء مصالح امت اسلامی انجام میشود. برائت اعتقادی، عمومی است و از طرف همه موحدان در برابر همه مشرکان است،لذا ابراهیم و همراهانش در آن مشارکت دارند: «اذ قالوا لقومهم انا برآء»، ولی برائت سیاسی از سوی شخص پیامبر در برابر مشرکان متخلف انجام گرفت: «برائه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین»، این برائت فقط از طرف پیامبر یا کسی از خانواده او میبایست انجام شود: «لایودی الا انت او رجل منک»

۳. با تفکیک جنبه‌های ماهوی برائت نبوی از جنبه‌های شکلی آن، می‌توان روح این سنت را حفظ و آن را از آفت شکل‌گرایی مصون داشت. مثلا تعیین مکه و مراسم حج برای اعلام برائت، از آن جهت نبود که مکه مرکز اجتماع مسلمانان بوده و آنها باید در‌ اعلام برائت مشارکت داشته باشند، بلکه از آن رو بود که پایگاه مشرکان مکه بود و این پیام می‌بایست به آنها ابلاغ گردد.

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/126kF
برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. ضمن تشکر و سپاس از نظر محققانه استاد:
    در یک مورد و آن معنی و مفهوم و مصادیق مشمول برائت به نظر ایشان تکمله ای باید افزود:
    برائت اعتقادی لزوما به معنی نفرت نیست و به معنی جدا بودن و مسئول نبودن و همدست یا همداستان نبودن هم می تواند به کار رود:
    در قرآن کریم پیامبر به چنین بیانی مامور است : انی بری مما تعملون (… اگر شما به من پاسخ مثبت ندهید، من مسئول کردار شما نیستم)
    در همین آیه مورد استناد استاد هم ادامه سخن ابراهیم (ع) چنین است : انا برآء منکم و مما تعبدون من دون الله : ما از شما و انچه بجای خدا می پرستید بری هستیم (تبری می جوییم و تایید نمی کنیم)
    اگر هم در مورد فوق مفهوم نفرت پذیرفته شود، تکیه بر نفی پرستش غیر خدا و به غیر خدا گرویدن است و به تبع آن اهل این عمل صرفا بخاطر این عمل و تبعاتش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن