عامل جدایی دلها از حکومت کجاست؟

حجت‌الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه علمیه در یادداشتی تلگرامی با عنوان «عامل جدایی دل‌ها از حکومت کجاست؟» نوشت:

امام کاظم (ع) در میان ائمه اطهار (ع) از همه بیشتر حبس و حصر را تحمل نمود.

اما خصوصیت بسیار شگفت آور اینجاست ؛ با آن اهتمام دشمن به عدم ارتباط آن حضرت با جامعه ، امام کاظم صاحب “حکومت بر دلها” بود و این دشمن را به شدت آزار می داد .

قندوزی سنی درکتاب “ینابیع الموده” مینویسد؛ هارون الرشید در کنار کعبه ، با امام کاظم مواجه شد و این ناراحتی خود را اظهار کرد و در ضمن سخنانش به امام (ع) گفت:

چرا باید مردم مخفیانه با شما بیعت کنند و مالیات خود را به شما دهند ، و شما را به رهبری خویش برگزینند؟

حضرت (ع) فرمود: 《 انَا اِمامُ الْقُلُوبِ وَاَنْتَ اِمامُ الْجُسُومِ ؛ من بر دلهای مردم حکومت می کنم، و تو بر جسم های آنان! 》

جالب است ؛ کتاب “صواعق محرقه” که از آثار یکی از علماء متعصب اهل سنت است ، آمده و اصلا امام کاظم را به 《امام القلوب》نامگذاری و معرفی نموده است .

این اعتراف حاکی از این حقیقت است که محبت به آن امام بزرگوار در نهان انسانهای پاک جا گرفته بود و حکومت ظلم نتوانست بر آن فائق آید.

و‌ اگر این محبت و عواطف شدید به امام کاظم؛ بخاطر محدودیت ها و خصوصا “حصر و حبس حضرت” در زمان حیاتش آفتابی نشد ، اما در نهایت تاثیرش را در زمان فرزندش ؛ امام رضا (ع) گذاشت و محبوبیت او مرزهای حجاز و عراق را در نوردید و به مصر و هند و خصوصا ایران رسید و هنوز که هنوز است هنگامه ای بر پا کرده .

تمام مطلب در چند نکته است :

۱ ) دنیایی از عناوین دهن پرکن و متملقین مامور به خدمت ، و حتی در دست داشتنِ پُست های کلیدی ، بدون پشتوانه عاطفی شهروندان ، خلاء ی است که حاکمان را به رنج ها می افکند.

نیروی محبتِ شهروندان که از آن امروزه به “کاریزما” و یا به “فرهمند” ، تعبیر میشود ، عنصر اول موفقیت حکومت هاست.

اگر حکومتی با استفاده از تظاهر و تزویر و زور ! به حیات سیاسی خود ادامه دهد ، تازه به تعبیر امام کاظم “حکومت بر جسوم” دارد که یک حکومت صددرصد ؛ ظاهری است.

این کجا ؛ و حکومتی که بر لایه‌های عمیق احساسی شهروندان تاثیر گذارباشد ، کجا ؟!

۲ ) حکومت ها ؛ اگر ذره از مسیر “عدالت” فاصله بگیرند ، همه هستی باطنی خود را از دست میدهند.

به تعبیر امام علی (ع) :《اَلْعَدْل حِیاتُ الاّحکام ؛ عدالت عامل بقاء و توجه به قوانین و دستورات حکومتی است.》 ووقتی عدالت نباشد ، حکومت هستی باطنی خود که محبوبیت و حکومت بر دلهاست را دست داده است.

این حقیقت انکار ناپذیر است ؛ حکومتی که محبوبیت ندارد ، و بدون فوت وقت ، دلهای مردمانش متوجه “منتقد حکومت” میشودو اگر این خلاء ترمیم نشود ، خدای نخواسته دلها متوجه “معاندین حکومت” میشود.

۳ ) غیر از عدالت ، محبت هم در این بحث سهم مهم خود را دارد.
این واقعیت تعارف بردار نیست ؛ حاکمان اگر به دنبال محبت مردم به آنانند ، باید خود، با مردم در نهایت محبت باشند ، چرا که محبت از مقوله “اخلاق” است و اخلاق همیشه از بالائی های به پایین تری ها میرسد .

امام علی (ع) فرمود :

《زمامدار و حاکم مانند یک رودخانۀ وسیع است که از آن شاخه هایی منشعب میشود اگر این رود گوارا و شیرین باشد، آب آن رودهای فرعی و شاخه ها هم گوارا و شیرین است و اگر آن آب ، شور و تلخ باشد به همه جا سرایت میکند ؛ الملکُ کالنَّهرِ العَظیم، تَستَمِدُّ مِنهُ الجَداوِلُ ، فإن کانَ عَذباً عَذُبَتْ ، وَ إن کانَ مِلحًا مَلُحَتْ.》(جلد آخر شرح نهج البلاغه ابن ابی حدید)

پس اخلاق و محبت ، از راس حکومت ها به مردم سرایت میکند.

۴ ) برای بدست آوردن دلها ، فقط عدالت و محبت کافی نیست گرچه لازم است ، بلکه “محبت صادقانه” ضرورت دارد .

افکار عمومی به درستی محبت های خائنانه و ریاکارانه و منفعت طلبانه را از محبت های صادقانه متمایز میدانند و بخوبی نیز ، تشخیص میدهند.

اگر در آموزه های دینی سخن از “محبت به مردم” است ، تردیدی نیست که چنین محبتی مقصود است.

مسعودی درکتاب “مروج الذهب” نقل میکند ؛ معاویه [ برای بدست آوردن دلها] سرکشی به زندان شام میکرد و با زندانیان ملاقات داشت !

این در حالی است که به گواه تاریخ و حدیث ؛ بنی امیه از حکومت های قدّاره بند تاریخ است.

درخصال صدوق است ؛امام صادق (ع) به شاگردش عمار بن ابی احوص، فرمود:

《حکومت داری بنی امیه بر شمشیر، خشونت و ستم بود و حکومت داری ما بر رفق، مدارا، ملایمت، نرمی، الفت، پیوند، وقار، متانت، تقیه، روش نیکو و کار و تلاش است.》

پس ؛

توقع بسی بجاست که حاکمان ؛ به حکومت بر دلها هم باندیشند و مسیر آن را با عدالت و محبت صادقانه به تک تک شهروندان شان هموار نمایند .

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا