حدادعادل: در مورد بسندگی سوءتفاهمی پیش آمد

سرویس اجتماعی انصاف نیوز: طرح «تست بسندگی زبان فارسی» که خردادماه امسال از سوی معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ارائه شده بود با واکنش‌های فراوانی روبرو شد. اما غلامعلی حدادعادل و حکیم‌زاده -معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش- توضیحاتی تکمیلی را در این طرح ارائه کرده‌اند و می‌گویند که این طرح از سوی منتقدان درست فهمیده نشده است.

غلامعلی حدادعادل درباره‌ی اهمیت زبان فارسی گفت: رابطه‌ی مستقیم معناداری وجود دارد بین قدرت هر کشوری و میزان حضور و نفوذ زبانش در خارج از مرزهایش.

غلامعلی حدادعادل
غلامعلی حدادعادل

رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفت‌وگویی کوتاه با انصاف نیوز گفت: بالاخره یک رابطه‌ی مستقیمی بین اقتدار ملی هر کشور و گسترش زبانش در خارج از آن کشور وجود دارد. اگر شما کشورهای مختلف دنیا را نگاه کنید، می‌بینید که یک رابطه‌ی مستقیم معناداری وجود دارد بین قدرت آن کشور و میزان حضور و نفوذ زبانش در خارج از مرزهایش. همین قاعده اگر کافی باشد برای این مطلب، ما هر چه زبانمان در خارج از کشور نفوذ و حضور بیشتری داشته باشد قدرتمان بیشتر است.

او درباره‌ی نگرانی‌هایی از تضعیف زبان فارسی در کشور و طرح بسندگی زبان فارسی به همین دلیل گفت: در مورد بسندگی یک سوءتفاهمی پیش آمده بود چون آن منبعی که در وزارت آموزش و پرورش موضوع را اعلام کرد نیت خیر داشت منتها شاید بعضی‌ها استنباط بدی کرده بودند ولی همه باید در حفظ زبان فارسی به عنوان یکی از ارکان هویت ملی تلاش کنند.


معاون ابتدایی آپ چه گفته بود؟

خردادماه امسال معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده بود که با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی، اضافه کردن بررسی میزان آمادگی زبان فارسی در طرح سنجش سلامت در دستور کار قرار خواهد گرفت و روی آن کار می‌کنیم. ارائه‌ی پیشنهاد طرح «تست بسندگی زبان فارسی» از سوی حکیم‌زاده موجب انتقادات گسترده به وی شد. منتقدان معتقد بودند که این طرح باعث از بین رفتن زبان مادری خواهد شد.

به گزارش ایسنا، رضوان حکیم زاده در نشست خبری ۸ خردادماه ۹۸، با اشاره به سخنان رهبری مبنی بر اهمیت یادگیری زبان فارسی گفت: «در کارگروهی پیشنهاد شد بسندگی زبانی را به مجموعه سنجش اضافه کنیم. فرمایشات رهبری مبنی بر اهمیت یادگیری زبان فارسی مهم است و باید کودکان ما در شرایطی باشند که امکان دریافت و درک مطلب به زبان فارسی را داشته باشند و جزو گروهی قرار نگیرند که زودهنگام مدرسه را ترک می‌کنند.

در زمینه افت تحصیلی با دو گروه مواجهیم؛ یک گروه کودکان دیرآموزند و دسته دیگر آنها هستند که در مناطق دوزبانه پیش دبستانی را نگذرانده‌اند و اگر آزمون بسندگی زبان فارسی را به این مجموعه اضافه کنیم کمک بزرگی برای ایجاد آمادگی هدفمند زبانی در دوره ابتدایی فراهم می‌شود.

رضوان حکیم زاده
رضوان حکیم زاده

۸۳ هزار دانش آموز دیرآموز در مدارس عادی تحصیل می‌کنند. فرزندان ما باید بیاموزند در محیط اجتماعی در کنار کسانی زندگی می کنند که ممکن است محرومیت‌هایی داشته باشند. نگرانی‌هایی برای مدیریت بهتر یادگیری دیرآموزان داریم. هر دانش آموز دیرآموز به لحاظ سختی کار معادل سه دانش آموز عادی برای معلم است.

لازم است تجدیدنظرهایی در برنامه های آموزشی دیرآموزان داشته باشیم و انعطاف هایی ایجاد کنیم تا شاهد موفقیت بیشتر آنها باشیم.

در سال گذشته یک‌میلیون و ۴۷۶ هزار و ۲۶۲ کلاس اولی داشتیم که پیش بینی می‌کنیم در سال جدید یک میلیون و ۵۰۱ هزار دانش آموز کلاس اولی داشته باشیم و آمار ۱.۷ درصد رشد داشته باشد. در دوره ابتدایی با احتساب اتباع، هشت میلیون و ۷۰ هزار دانش آموز در سال گذشته داشتیم که به هشت میلیون و ۲۲۹ هزار دانش آموز با دو درصد افزایش در سال جدید می رسد.

۳۱ هزار و ۹۱۰ دانش آموز اتباع در سال ۹۶ داشتیم که در سال ۹۷ به ۳۴ هزار و ۴۴۵ نفر رسید. نرخ تکرار پایه در سال ۹۶، ۱.۴ بود که به ۱٫۳۸  کاهش یافت.

[درباره سنجش آمادگی بسندگی زبان فارسی] این موضوع یک پیشنهاد بود و قرار شده روی آن کار کنیم و استانداردها را احصاء کنیم. با توجه به تاثیر این آمادگی برای ورود به مدرسه و ایجاد ارتباط به زبان معیار امیدواریم در غربالگری‌ها این مورد هم ارزیابی شود تا آنها که نیاز دارند خدمت هدفمند دریافت کنند.

با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی، اضافه کردن بررسی میزان آمادگی زبان فارسی در طرح سنجش سلامت در دستور کار قرار خواهد گرفت و روی آن کار می‌کنیم.

حکیم زاده در پاسخ به سوال خبرنگار انصاف نیوز درباره‌ی انتقادات گسترده به «طرح تست بسندگی زبان فارسی» گفت: منتقدان صد درصد طرح را اشتباه متوجه شده‌اند، اولا اینکه طرح هنوز آماده نشده، ما یک برنامه برای ارائه طرح تدارک دیده‌ایم که در آن برنامه اسم طرح را «بسندگی» عنوان کردیم. به نظر من هم در درک معنای بسندگی و هم در تبیین آن اشتباه رخ داد. در حالی که هنوز طرح تدوین و تکمیل نشده اعلام شد که این طرح نهایی شده و اجرا خواهد شد.

او درباره هدف طرح بسندگی توضیح داد: ما در این طرح هدفمان این بود که برای کودکان دوزبانه فرصتی برابر با دیگر کودکان برای موفقیت در پایه‌ی اول ابتدایی داشته باشند. طبق اصل  ۱۵ قانون اساسی برنامه درسی ما باید به زبان ملی باشد. این طرح تلاش دارد تا این کودکان زبان ملی را به طور صحیح و کامل درک کنند. اتفاقا یکی از نکات مهمی که مدنظر بوده و هست این است که در عین احترام و تلاش برای حفظ و نگهداری از زبان مادری، چگونه این کودکان را برای ورود به مدرسه آماده کنیم.

معاون ابتدایی وزیر آموزش و پرورش درباره‌ی پیامدهای عدم اجرای طرح توضیح داد: اگر هر کودکی به هر دلیلی این آمادگی را کسب نکرد نباید برچسب اشتباه بخورد؛ اگر کودکی سوالات را به زبان فارسی متوجه نمی‌شود خدایی ناکرده برچسب دیرآموز به او نخورد و هدف ما محافظت و مراقبت از کودکان دو زبانه است.

حکیم زاده به سوالی درباره‌ی چگونگی اجرای این طرح پاسخ داد: ما معتقد هستیم که این کودکان باید هم زبان مادری خود را به خوبی یاد گرفته باشند و هم زبان ملی را به خوبی بیاموزند تا در یادگیری محتوای آموزشی که به زبان ملی ارائه می‌شود دچار مشکل نشوند. به همین خاطر ایده‌ی ما این بود که در فاصله‌ی زمان ثبت نام سنجش دانش آموزان اول ابتدایی تا یکم مهر، زبان این کودکان تقویت شود تا با شرایط مناسبی وارد کلاس اول شوند؛ هدف این بود که دانش آموز به خاطر ضعف در زبان ملی دچار مشکل ارتباط با معلم و زبان محتوای درسی نشود و در پی آن دچار افت تحصیلی و ترک تحصیل نشود. ما گزارش‌های نگران کننده‌ای درباره این مشکل در کشور داشته‌ایم.

وی در ادامه ضمن تاکید بر حفظ زبان مادری گفت: زمان مد نظر ما برای آموزش زبان فارسی تابستان منتهی به کلاس اول است و این هیچ ارتباطی به ۶ سال اول زندگی ندارد و به زبان مادری هیچ لطمه‌ای وارد نمی‌کند. ما به هیچ وجه متعرض به زبان مادری نیستیم و حتی بر حفظ آن تاکید داریم. ما در بحث هویت کودکان ایرانی-اسلامی در دوره پیش دبستانی یکی از شاخه‌های اصلی آن آشنایی کودکان با زبان مادری خودشان است. اصلا ما در برنامه‌هایمان در استان‌های مختلف و برنامه‌های کشوری خودمان از کودکان دعوت می‌کنیم تا با زبان مادری خودشان برنامه اجرا کنند و این بهترین شاهد بر این مدعای ماست که ما در پی حفظ زبان مادری هستیم.

او درباره‌ی زمان اجرایی شدن طرح بسندگی تصریح کرد: در هر حال یکی از مسوولیت‌های مهم ما این است که فرصت برابر جهت یادگیری برای کودکان فراهم کنیم و این اصلا برای ما قابل قبول نیست که کودکان ما در مناطق دو زبانه در شرایطی وارد مدرسه شوند که امکان استفاده از برنامه‌ی درسی ملی را نداشته باشند و این باعث خروج زودهنگام آنها از مدرسه شود. ما جلسات مشترکی را با سازمان پژوهش برگزار می‌کنیم؛ یک مرکز پژوهشی ما هم در تبریز روی این موضوع کار می‌کنند؛ ما زمان خاصی را برای ارائه‌ی این طرح نداریم اما در تلاش هستیم تا در زودترین زمان این طرح را آماده کرده و آن را اجرایی کنیم.


گزارشی انتقادی به بسندگی

مدرسهخبرگزاری دولتی ایرنا در مردادماه گزارشی با تیتر «چالش‌های مناطق دوزبانه کشور با یک طرح سؤال برانگیز / جنجال تست بسندگی زبان فارسی؛ به دستاورد دولت پشت پا نزنید» منتشر کرد که متن کامل آن در پی می‌آید:

دولت روحانی از نخستین دولت‌های پس از انقلاب است که در زمینه زنده نگه‌داشتن زبان‌های مادری و گویش‌های محلی ایران اقدامات درخور توجهی انجام داده است، اما پیشنهاد «تست بسندگی زبان فارسی» از سوی یکی از معاونان وزارت آموزش و پرورش، اعتراضات زیادی را برانگیخته و فعالان اجتماعی، نمایندگان مجلس و مسئولان محلی این پیشنهاد را مقابله با زبان‌های مادری دانسته‌اند.

پیشنهاد طرح «تست بسندگی زبان فارسی» جنجال زیادی به‌پا کرده است؛ تا جایی که یک نماینده مجلس گفته با این اقدام نادرست در مورد قومیت‌ها، برخورد می‌شود. اما ماجرا چیست؟ ظهر شنبه، ۲۹ تیر مردی از روستاهای مشکین‌شهر به اداره آموزش و پرورش این شهرستان مراجعه کرده بود و التماس می‌کرد اجازه دهند کودکش در مدرسه ثبت‌نام کند. داستان از این قرار بود که کودک وی نتوانسته بود به سؤالاتی که جهت تست بسندگی فارسی از او شده بود، به فارسی پاسخ دهد. مدیر مدرسه از ثبت‌نام وی خودداری کرده و معرفی‌نامه‌ای جهت ثبت‌نام وی در مدرسه کودکان استثنایی صادر کرده بود. پدرش برای خواهش و تمنا به اداره آمده بود. در آنجا نیز به وی گفته‌اند کاری از دستشان برنمی‌آید و کودک باید مراحل بسندگی فارسی را سپری کند. این روایت یک شهروند بود. برای صحت و درستی این موضوع، ایرناپلاس به بررسی بیشتر موضوع پرداخته است. ابتدا نگاهی به طرح بسندگی زبان فارسی بیندازیم.

چالش‌های مناطق دوزبانه؛ زبان مادری یا ملی؟

خرداد ماه سال جاری، رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: «با همکاری سازمان آموزش و پرورش استثنایی، اضافه کردن بررسی میزان آمادگی زبان فارسی در طرح سنجش سلامت در دستور کار قرار خواهد گرفت و روی آن کار می‌کنیم. اکنون سنجش به‌صورت اختیاری برای پنج‌ساله‌ها و به‌طور محدود برای چهارساله‌ها نیز انجام می‌شود، اما اگر بتوانیم سنجش را دو سال عقب ببریم، امکان مداخلات بهتری فراهم می‌شود، البته لازمه آن این است که دوره پیش دبستانی را هم دو سال قبل از کلاس اول داشته باشیم.» حکیم‌زاده گفته بود: «تعدادی از بچه‌هایی که در مناطق دو زبانه کشور زندگی می‌کنند، به‌دلیل ناآشنایی با زبان فارسی برچسب دیرآموز می‌خورند که پس از مدتی مشخص می‌شود مشکل یادگیری ندارند و فقط به‌دلیل ناآشنایی با زبان فارسی است که در یادگیری با چالش روبه‌رو هستند.» اما ماجرا طوری دیگری دارد پیش می‌رود. حالا خانواده‌هایی به مخالفت با این طرف برخاسته‌اند. این خانواده‌ها می‌گویند بر اساس این طرح، آموزش و پرورش، فرزندانشان را فقط به این دلیل که به زبان فارسی مسلط نیستند، به مدارس استثنایی می‌فرستد.

اگر رد شوند، باید به مدرسه استثنایی بروند

منیر حسینی، مادر یکی از کودکانی که از او تست بسندگی زبان فارسی گرفته شده است به ایرناپلاس می‌گوید: «این وضعیت برای فرزند من پیش آمده و چنین اتفاقی در شهر ما رخ داده است و کسی از این موضوع خبر ندارد. در زمان ثبت‌نام، مدیر مدرسه به من گفت ابتدا فرزندت باید سنجش و تأیید شود بعد او را برای ثبت‌نام بیاورید. او توضیح کاملی به من نداد و گفت فقط سنجش شنوایی، بینایی و… است. بعد از چند روز با من تماس گرفته شد و گفتند حتماً باید ساعت هشت صبح در محل سنجش حاضر باشید، در غیر این صورت جریمه می‌شوید و باید  ۱۵ هزار تومان هزینه سنجش را پرداخت کنید. این تماس از طرف بخش سنجش مدرسه استثنایی ماکو بود.»

اگر دیر می‌رسیدیم باید ۱۵ هزار تومان پرداخت می‌کردیم

این مادر ادامه می‌دهد: «تنها من نبودم و چند خانواده دیگر نیز به این وضعیت معترض بودند و عقیده داشتند صبح زود با وجود خواب‌آلودگی، از بچه چه آزمونی می‌خواهند بگیرند؟ وقتی تمام شد و برگه‌ها را به سرپرست دادم، به من گفتند حتماً بار دوم هم تشریف بیاورید. تعجب کردم! گفتند نتوانسته به سؤالات خوب جواب بدهد. اگر بچه‌ها بار دوم در سنجش رد شوند، باید آنها را در مدرسه استثنایی ثبت‌نام کنیم.»

از این به بعد در مدرسه به‌جای «اولدوز» باید بگویی ستاره

وی افزود: «اسم مدرسه، مدرسه استثنایی امید بود. استرس داشتم و نگران بودم. ثبت‌نام فرزندم در مدارس استثنایی را نوعی توهین می‌دانستم. خود من کاردانی مربی کودک دارم. فرزند من بار دوم بعد از سنجش تأیید شد. سؤال کردم مگر بار اول چه سؤالاتی از فرزند من شده که او را رد کرده‌اند؟ خانم مربی دلخور شد و گفت: هیچ خانواده‌ای به اندازه شما سؤال نمی‌کند. گفتم من حق دارم بدانم. دختر من می‌گفت: خانم از من پرسیده است: شب در آسمان چه می‌بینی؟ من به او گفتم: اولدوز (ستاره، به زبان ترکی). خانم گفت: از این به بعد در مدرسه باید بگویی ستاره. دختر من جواب داده بود ولی من ستاره نمی‌بینم، من اولدوز می‌بینم.»

به ترکی می‌توانست اما به فارسی نه!

رد ادعای دریافت شهریه 400 هزاری از مهاجران
عکس آرشیویی است

همچنین محسن عبداللهی، پدر یکی دیگر از بچه‌هایی که در این طرح شرکت کرده است، به ایرناپلاس می‌گوید: «من در آذربایجان غربی و شهرستان شوط در منطقه آزاد ماکو زندگی می‌کنم. این اتفاق برای فرزند من هم افتاد. حدود یک هفته پیش پسرم را برای سنجش سلامت جسمانی بردم و خانمی که با بچه‌ها فارسی حرف می‌زد، از او تست شنوایی، بینایی و… گرفت. اگر با این منطقه آشنا باشید می‌دانید که اینجا همه ترک هستند و با هم ترکی حرف می‌زنند. حتی در ادارات همه ترکی حرف می‌زنند. خانم مربی با ما ترکی حرف می‌زد، ولی با بچه‌ها فارسی حرف می‌زد. سن فرزند من را پرسید. بچه که به ترکی درست جواب می‌دهد به فارسی نتوانست جواب بدهد. در مورد اینکه چه غذایی می‌خورد و چه چیزی نباید بخورد از او سؤال کرد. در مورد مسواک زدن و رنگ مسواکش و… از او سؤال کرد و کاملاً مشخص بود که فقط می‌خواهد بداند فرزند من می‌تواند فارسی حرف بزند یا نه؟ فرزند من تا جایی که می‌توانست فارسی حرف می‌زد و هر جایی که نمی‌توانست با حرکت سر، بله و خیرش را می‌گفت و هر جا نمی‌توانست جواب نمی‌داد.»

با طرح بسندگی زبان فارسی برخورد می‌شود

پیشنهاد معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با مخالفت برخی نمایندگان مجلس هم روبه‌رو شده است و اعتراض برخی از نخبگان فرهنگی و قومی کشور را در پی داشت. محمد اسماعیل سعیدی، نماینده تبریز و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، طرح بسندگی زبان فارسی را اقدامی نادرست در مورد قومیت‌ها خوانده و به ایرنا گفته است که با آن برخورد خواهد شد. به گفته سعیدی، همه نمایندگان در واکنش به ورود تست بسندگی زبان فارسی به سنجش سلامت نوآموزان متفق‌القول هستند و با این موضوع برخورد خواهند کرد. نماینده تبریز در مجلس همچنین گفت: «هوش و ذکاوت هر فردی که این موضوع بی‌اهمیت را مطرح کرده است، مشکل دارد؛ هر کس این را گفته، حرف غلطی زده است، زیرا بسندگی زبان فارسی هیچ ارتباطی با توانمندی‌های افراد ندارد.» این نماینده مجلس دلیل آورده است: «در برخی موارد حتی افراد تحصیل‌کرده هم نمی‌توانند به‌درستی به یک زبان تکلم کنند؛ در همین آذربایجان استعدادهای درخشانی در سطح بین‌المللی داریم که شاید به زبان فارسی هم مسلط نباشند. نمی‌توانیم بگوییم این افراد به دنبال تحریک قومیت‌ها هستند، اما به نظر می‌رسد برخی واسطه‌ها این هدف را دنبال می‌کنند تا از احساسات قومیت‌ها سوءاستفاده کنند.»

با این طرح، کودکان غیرفارس، یک زبانه می‌شوند

به اعتقاد فعالان مدنی آذربایجان، طرح بسندگی فارسی که با شعار عدالت آموزشی شروع شده است، عدالت آموزشی را زیرپا می‌گذارد. طرحی که کودکان غیرفارسی زبان را دوزبانه می‌نامد و از چهارسالگی کودک را مجبور می‌کند به زبان فارسی حرف بزند، در غیر این صورت باید در مدارس استثنایی آموزش ببیند تا عقب‌ماندگی‌اش برطرف شود. با نگاهی به تاریخ می‌بینیم که در زمان پهلوی هم آموزش و پرورش قصد داشت کودکان شیرخوار را از مادرانشان جدا کند تا به آنها فارسی بیاموزد. دوزبانه بودن برای غیرفارس‌ها شبیه یک اتهام است که نباید غیرفارس باشد.

به منشور حقوق شهروندی و اصل ۱۵ قانون اساسی برگردیم

در منشور حقوق شهروندی ریاست جمهوری از اصل عدم تبعیض و تساوی همه افراد و گروه‌ها بدون هرگونه ملاحظه‌ای از جمله قومیت، از حفظ کرامت و احترام به شخصیت دانش‌آموزان و از حفظ حریم خصوصی انسان‌ها سخن گفته شده است. به نظر می‌رسد این طرح حداقل در اجرا برعکس این منشور عمل می‌کنند، چون به‌طور واضح خانواده‌های غیرفارس را مجبور می‌کنند به زبان فارسی با کودکان خود حرف بزنند تا عقب‌مانده نشوند.

به دستاوردهای دولت پشت پا نزنید

با این حال، حکیم‌زاده در دفاع از این طرح گفته است که اجرای این طرح برای مقابله با زبان مادری نیست. او تأکید کرده است: «وزارت آموزش و پرورش نه‌تنها مخالفتی با زبان مادری ندارد، بلکه از برنامه‌های جدی این وزارتخانه حفظ زبان مادری است.» در هر صورت، طرح بسندگی زبان فارسی برای دانش‌آموزان اول ابتدایی در حال اجراست. حال که تفاوت زبان خانواده (مادری) و زبان مدرسه (ملی) به مانعی برای ثبت‌نام کودک تبدیل شده، زبان خانواده در چشم کودک بی‌اعتبار خواهد شد و کودک امروزی که تحصیل‌کرده فرداست، از زبان و فرهنگ خود دورتر خواهد شد. به نظر می‌رسد دولتی که پیش‌قراول توجه به زبان‌های مادری در ایران بود و در استان کردستان و آذربایجان کرسی‌های رسمی آموزش زبان‌های محلی دایره کرده است، نباید اجازه دهد با این طرح‌ها دستاوردهایش برباد برود.


نظر یک معلم درباره‌ی تست بسندگی

روزنامه‌ی همشهری در خردادماه در گزارشی به این موضوع پرداخته بود. یک معلم بازنشسته و کارشناس آموزشی در این باره به همشهری می‌گوید: آشنا نبودن کودکان دوزبانه با زبان فارسی و به دنبال آن، درک ناقص کتب درسی از سوی آنان معضلی است که سال‌هاست گریبان‌گیر نظام آموزشی کشور ماست، اما حل این مساله با کوتاه کردن دوران کودکی و یا غربالگری آنان کار نادرست و بیهوده‌ای است.

«محمد علیزاده» می‌افزاید: افزایش دوره پیش‌دبستانی به دو سال یعنی کوتاه کردن مدت زمان حضور کودک در جمع خانواده. کودک از سنین ۳ – ۴ سالگی شروع به شناخت جهان اطراف خود و یادگیری واژگان و لغات برای توصیف محیط می‌کند و می‌توان گفت این سن آغاز دوره تفکر وی است. به گفته وی، بر مبنای طرح جدید، کودک مجبور می‌شود در مرحله اول زندگی خود شناخت و تفکر را بدون آن‌که کامل کند طی کند و به محیط مدرسه پا بگذارد که این مساله می‌تواند تبعات ناگواری از لحاظ روان‌شناختی و جامعه‌شناسی داشته باشد.

وی ادامه‌می‌دهد:  افزایش دامنه واژگان کودک به مفهوم حفظ و به یاد سپردن چند واژه ساده نیست، بلکه یادگیری روند زندگی در قالب کلمات است. شاید فردی روزی هزاران کلمه برای اولین بار بشنود، اما فقط آنهایی ملکه ذهن او خواهند شد که در قالب یک فرایند کنش‌ها و واکنش‌ها صورت گرفته باشد. یک کودک اسامی، جملات و کلمات اولیه زندگی خود را در قالب بازی‌ها و یا در جمع خانواده و پدر- مادر خود یاد می‌گیرد. دور کردن وی از آن مجموعه ‌و انتقال به محیطی آموزشی با اشخاص و زبانی ناآشنا اقدامی جز گرفتن کودکی از کودکانمان نیست و نتیجه آن اختلال در سیر رشد اجتماعی- روانی کودک است.

این کارشناس با اشاره به جایگزین‌های مناسب برای این طرح بیان می‌کند: سابق بر این، یکی از همکاران ترک‌زبان ما به مدرسه یک روستای کُردنشین اعزام شده بود و از آمار زیاد تَرک تحصیل سخن می‌گفت. البته نتیجه اگر غیر از این باشد باید تعجب کرد، چراکه معلمی تُرک کتاب‌های درسی فارسی را به کودکان کُرد آموزش می‌داد. واضح است که خروجی این فرایند ترک‌ تحصیل کودکان خواهد بود. آموزش و پرورش باید این سه ضلع آموزش و دیالوگ‌ها را به هم نزدیک کند، نه این‌که یکی را به نفع دیگری حذف کند. باید معلم و دانش‌آموز زبان مشترک (یعنی نحوه تفکر مشترک) داشته باشند و نظام آموزش نیز با واژگان مشترک بین‌زبانی آغاز شود.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن