‌شهردار نجفی و سایبان بدون سایه

علی اکبر گرجی دانشیار حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی، وکیل پایه یک دادگستری در یادداشتی تلگرامی با عنوان «شهردار نجفی و سایبان بدون سایه» نوشت:

نجفی هم مانند هر انسان دیگری ممکن الخطاست. او برای خود و دیگران گرگتر از من و شما نیست. از لحظه ای که آن حادثه شوم و اسفناک رخ داد، با خود گفتم، نه تنها خانم میترا استاد به ناحق کشته شد، بلکه نجفی هم با این قتل در گورستان افکار عمومی دفن شد و تمامیت روحانی و شخصیتی او مثله شد. از این رو، بارها شعر حکیم سعدی را زمزمه می کردم و شماتت ها و شادخواری های مخالفین سیاسی نجفی را از ذهن عبور می دادم:

ای دوست بر جنازهٔ دشمن چو بگذری
شادی مکن که با تو همین ماجرا رود

درباره پرونده ایشان هم تاکنون هیچ اظهار نظری نکرده ام. مهمترین دلیل این سکوت آن بود که واقعا تا این لحظه تردیدهای بزرگی در صدر و ذیل ماجرا برایم ایجاد شده بود.
‌تجاربی که پیشتر در عرصه وکالت در پرونده های قتل به دست آورده بودم، اجازه نمی داد به راحتی دست به داوری بزنم. قضاوت و داوری بویژه در پرونده های قتل، آن هم از نوع خانوادگی آن، کار بسیار دشواری است و تعجیل در آن نشانه طیره عقل است.

میترا استاد همسر دوم محمدعلی نجفیاز منظر اخلاقی هم در میانه دو گزاره متناقض گرفتار آمده بودم. از یکسو، قتل سرکار خانم میترا استاد برایم دردناک بود و وجدانم را می آزرد. از سوی دیگر، قتل شخصیت اجتماعی-سیاسی دولتمردی چون نجفی، که خدمات شایانی به کشور کرده بود، آه از نهادم بلند می کرد چرا که یاد نخبه کشی ها و نخبه سوزی های مالوف می افتادم.
حال که جناب علیزاده، از وکلای مبرز دادگستری ابهاماتی را در این زمینه مطرح می کند و دیوان عالی کشور هم عمدی بودن قتل را نپذیرفت، بار دیگر حدس و گمان هایی که از آغاز این ماجرا مطرح بود، سر از خاکدان طرهات برمی آورند و مانع از تابش آفتاب حقیقت می شوند.
در نهایت، یقین دارم که حقیقت به نخی بند است و صرف نظر از اینکه سرنوشت نجفی و پرونده اش به کجا بیانجامد، به خود و به دوستان مخالف و منتقد نهیب می زنم که:
بر سایبان حسن عمل اعتماد نیست
سعدی مگر به سایهٔ لطف خدا رود

یارب مگیر بندهٔ مسکین و دست گیر
کز تو کرم برآید و بر ما خطا رود

تبصره:
این یادداشت، دل نوشته ای بیش نیست و موید هیچ مدعایی هم نمی تواند باشد. نه درباره نجفی به داوری می پردازد، نه درباره اظهارات وکیل پیشین او. هدف از نگارش این یادداشت، برجسته کردن دو نکته است:
۱. قضاوت و داوری در پرونده های قضایی کار بسیار دشواری است و با سازوکارهای عوامزده نمی توان از چین و شکنج این امور پرده برداشت
.
۲. دفاع از قاتل، هرکس که باشد، عمل ناجوانمردانه و کثیفی است زیرا به فرموده حضرت حق تعالی قتل یک انسان به مثابه قتل یک جهان است: مَنْ قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرِ نَفْسٍ أوفَسادٍ فِی الأَرضِ فَکانَّما قَتَلَ النَّاسَ جمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما اَحیا النَّاسَ جمیعاً.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن