انتقاد سروش به دولتمردان ایران و آمریکا به بهانه‌ی حوادث آبان ۹۸

عبدالکریم سروش در یادداشتی با عنوان «خدا گریست ما هم گریستیم» در واکنش به اتفاقات اخیر در ایران، با انتقاد به برخی رویکردها و سیاست‌های دولتمردان، همچنین به دولت آمریکا به خاطر نوع سیاست‌های فشار و تحریم‌ها علیه ایرانیان تاخته است.

به گزارش انصاف نیوز، دکتر سروش در ابتدای یادداشت نوشته است: امسال آذر زودتر از راه رسید. هنوز آبان نگذشته بود که آذر آمد. آذری را می‌گویم که تحریم‌ها و حرام‌خواری‌ها به جان بی‌طاقت مردم افکند و آنان را به خیابان‌ها فرستاد تا گلوله آتشین بستانند و جان شیرین در بازند.
آذری را می‌گویم که گرانی بنزین بر افروخت و رخت و تخت محرومان را سوخت. معرکه‌ای که ملک‌الموت دران عجب چالاک بود، جان می‌ستاند و خون می‌افشاند. امّا خدا گریست. ما هم گریستیم. آخر او این جان‌ها را به عبث نیافریده بود. مگر او نبود که به پیامبرش داوود گفت دستان تو خون ریخته‌اند و شایسته ساختن معبد نیستند؟ ( تورات: کتاب ملوک.ابن عربی: فصوص الحکم.فصّ داودی). می‌بینم که اینک آن جان‌های از قفس رهیده در آغوش خداوندند. خدایا عزیزان‌شان هم محتاج نوازش تو‌اند، مهربانیت را از آنان دریغ مدار. خدایا قاتلان هم مستوجب عقوبت تو‌اند، غضبت را بر آنان فروبار.

او با بیان اینکه «آن‌چه بر ایران رفت شورشی کلان و گران بود اما انقلاب نبود، پیش‌انقلاب هم نبود» به انتقاد تند از وضع موجود پرداخته و خواستار نرمش مهربانی در داخل کشور شده و نوشته است: «مدّاحان را از خود برانند و حق‌گویان را قدر نهند و بر صدر بنشانند. قبای خواجگی از تن بدر کنند و کفش و دستار خدمت بپوشند. دشمن‌هراسی را چندان فربه نکنند که جا را بر دوستان تنگ کند، مرهمی بر جراحات مردم نهند و حقوقشان را بپردازند تا دل‌ها آرام گیرد و غبار از جان‌ها بر خیزد، تا طعمه راهزنان نشوند و بیگانه بدخواه را به خانه و خرگاه خود راه ندهند».

سروش با این تحلیل که «آنچه رخ داد انقلاب نبود اما می‌تواند به انقلاب بدل شود»، نوشته است: شمارا به خدا راه‌ها را چنان نبندید که راهی جز انقلاب باز نماند که در آن صورت هیچ طَرَفی از آن طُرفی نخواهد بست، نه غالبان و نه مغلوبان. می‌دانم که دشمنان در کمین‌اند و اتاق‌های فکر و ارتش‌های نیرومند و اندیشه‌های اهریمنی و مزدوران خنجر‌گذار و رسانه‌های حق‌پوش و باطل‌فروش بسیار دارند و تا تئوکراسی و اتوکراسی برقرار ست آتش طمع‌شان فروزان‌ست».

او با ابراز این عقیده که «هرچه آدمیان خیر‌خواه و وطن‌دوست و خدمت‌گزار و خردورز و شریف بود از گردونه مدیریت کشور بیرون افکندید»، توصیه کرده است: «دیده‌بان را در میانه آورید. از عاقلان دلیر و دردشناسان بصیر مدد بجویید نه فقط نظامیان و سپاهیان».

سروش همچنین نوشته است:‌ «با روحانیان ارشد چه می‌توانم گفت جز این که چون دیگر غیرتمندان خرقه ناموس و نام بدرند و احرام کعبه غیرت بر بندند و آب شفقتی بر آتش خشم و رنج مردم فروریزند». او گفته که عملکرد مسوولان کشور را نیز نقد کنید.

او سالهاست به آمریکا مهاجرت کرده، سپس نوشته است: با مدیریت کلان ایالات متحده امریکا هم سخنی و سفارشی دارم. وقتی من از زندگی در ایران محروم و ممنوع شدم این کشور را برای سکونت برگزیدم، اینک سال‌هاست در این جا ساکنم و از مزیّت شهروندی برخوردارم. در دانشگاه‌های مختلف تدریس کرده‌ام و از مردم‌سالاری و حق‌مداری سخن بسیار گفته‌ام و خصوصا دستگاه قضای این کشور را بسیار ستودنی یافته‌ام».

سروش با اشاره به این که هم‌زمان رفتار ایران را از زوایای مختلف از جمله به قول او تبعیض و نقض حقوق بشر و سلب آزادی، «نقدهای بُرنده و گزنده کرده‌ام و خود به عقوبت‌های بسیار دچار شده‌ام»، پرسیده است که «با این‌همه نمی‌توانم دریابم» که دولت آمریکا برای تغییر شرایط در سطح مسوولان، «چرا به مردم ایران ظلم می‌کند؟ و برای کندن یک خاربُن چرا گلستانی را پرپر می‌کند؟ و اصلا چرا خار کنی و باغبانی؟ ایران را رها کنید تا رها شود».

او تاکید کرده است:‌ «پیمان‌شکنی نزد ما ایرانیان نکوهیده‌ترین رفتارست و به آن نامردی و نامردمی می‌گوییم. شکستن عهد برجام زخمی بر غرور ایرانیان و لکّه سیاهی بر دفتر سیاست امریکا نهاد. روا نیست مردم ما هم از حاکمان خود جفا ببینند هم از کسانی که مدّعی‌اند در کنار مردم ایران ایستاده‌اند.

سروش در ادامه درباره‌ی سلطنت طلبان و سازمان تروریستی مجاهدین خلق نوشت: می‌دانم که ارتجاع سلطانی و تروریسم آلبانی از حامیان این عهدشکنی بوده‌اند، امّا دولت مردان امریکا بدانند که آنان مشاورانی امین نیستد و با طناب تاییدشان از چاه سیاست آب تدبیر نمی‌توان کشید.
بازخوانی و باز‌اندیشی سیاست امریکا در قبال ایران و خاور میانه راهی به رهایی‌ست.

عزم پرزیدنت بر نیفروختن آتش جنگی دیگر در آن خطّه، رایحه‌ای انسانی دارد. آیا می‌توان منتظر تصمیم‌های دیگری ازین دست بود؟

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاهداری و آئین سروری داند

وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. سروش ظاهرا نمک گیر آمریکایی ها شده و الان بعد گذشت سالها خارج نشینی و خوش نشینی جز کینه های ولو به حقی که از معامله ای که حکومت با او کرده و در دل و ذهن او باقی مانده، توان دیدن ، یاد آوری، درک، تشخیص و تحلیل جنبه ها و مختصات و علل و اسباب حوادث اخیر، مخصوصا تاثیر ویران گر، عمیق و مستقیم تحریمهای عامدانه و قاصدانه دولت ایالات متحده که -فعلا ایشان تحت تکفل آن دولت روزگار می گذرانند- رو نداره و به همین دلیل هم در قلم و گفتار و تحلیل بلکه در ذهن و دلش نرمش و تلطف ناروا و اغماض غیر قابل فهمی نسبت به جنایتی که دولت متوحش White ها در ایالات متحده نسبت به کیان و هستی ایرانیان، در حال ارتکاب است، روا داشته و بیشتر آن هم از سر اکراه بر سیاق و لحن نصیحة الملوک با آن وحوش سخن می گوید! اگر نخواهیم به حساب فقدان تشخیص و انصاف او بگذاریم، فقط می توان با اندکی ارفاق به پای دوری و بی اطلاعی او از چند و چون اوضاع یا شاید هم عافیت طلبی و از کف ندادن زندگی گرم و نرم نزد آن دولت گذاشت! جناب سروش! همه آنچه که شما در خصوص رفتار و کردار این حکومت نسبت به مردم، به حق، به آن معترضید، هرگز فرصت ترمیم و تصحیح و تحول پیدا نمی کند تا وقتی که بیگانگان همنوا با … داخلی مجال جز به نان شب و قوت لایموت فکر کردن را برای ملت باقی نگذارند!

    2
    6
  2. کدخدایی نه چندان محبوب در بستر مرگ از همولایتی ها که دور بستر او جمع بودند خواست که تا مدت ۶ ماه بعد از مرگ از او بدگویی نکنند ، پس از گذشت ۶ ماه مردم از او به عنوان ” آن خدابیامرز” یاد میکردند !

  3. از كي تا حالا آمريكايي ها “خاربن كن” بودن براي ملت ايران ؟! كي در طول تاريخ همچين روابطي با ملت ايران داشتند اصلا با كدوم ملت در دنيا چنين روابط با حسن نيتي داشتند؟! تاريخ ٦٥ سال اخير ايران رو به دقت باز خواني كنيد آقاي سروش تا نقش و نيت دقيق آمريكايي ها در قبال ملت ايران رو مجددا به ياد بياوريد!

    2
    2
    1. “م” جان! علت کینه شما از “سروش” رو نمیدونیم؛ اما همان کامنتی که بنام ” امیر” گذاشتی، گویا بود؛ لازم به دوباره گویی نبود.

      3
      1
  4. مشکل امثال امیر عیب ندیدن بدترها از متشرعان و ایرانیان یا مسلنمانان و عیب دیدن کمتر بدها ( و البته بدها) از آمریکایی ها است چون نامسلمانند. وگرنه گر چه اهل سیاست مگر بسیار به ندرت همگی بدند اما کیست که نداند بر ما مردم ایران چه رفته است و با مردم خود بدکردن بدتر از با مردم دیگر است گر چه هر دو بد است و همگی انسانیم.

  5. سروش خود رفته و خود تحریم کرده خود را از این دیار و توهم دستگیری و بازداشت؛ این در حالی است که بدتر از ایشان درباره دین می گویند و هنوز در این مملکت قلم می فرسایند و زردنامه ها آن را نشر میدهند. سروش از موسسه در راه حق مصباح رشد یافت و در دانشگاه ها صاحب کرسی _ چنانکه پسر کو ندارد نشان از پدر نیز الان کرسی دانشگاه مفید را در دست دارد بدون هیچ آزردگی خاطری – ولی به ناگاه پناهندگی و غربت و …
    خوب است دوستان کتاب مغالطات خندان را بخوانند تا با مغالطه و سفسطه گری ایشان آشنا شوند
    یک نمونه مغالطه ایشان تمسک به داستان داوود از نگاه یهود که مخالف دیدگاه اسلامی و عصمت انبیاست ؛ اما برای اینکه متن و نتیجه دلخواه را بگیرد، دیدگاه یهودی را بر اسلامی ترجیح می دهد؛ جالب که این دیدگاه خالف عقل نیز می باشد؛ چرا که معنا ندارد خدا که خود داوود را برای جنگ با طالووت فرستاده او را به خاطر کشته ها توبیخ کند

    1. ۱- سروش به شهادت مکاتبات البته بی پاسخ با هاشمی در زمان ریاست جمهوری، حداقل از آغاز دهه ۷۰ مورد آزار نیروهای خودسر یا به قول و شهادت خود مسئول انصار افراد نفوذی ! در انصار بوده است
      ۲-او در موسسه در راه رشد نبوده، بلکه ملکیان آنهم در موسسه دیگر مصباح یعنی موسسه امام خمینی همکاری داشته است.
      ۳- استناد ایشان به مطلب عهد عتیق ، با علم به تعریض اسلامگرایان غیر روادار، با وجود استناد به منبعی اسلامی یعنی کتاب فصوص ابن عربی (عارف مشهور اسلامی) اشکال موجه نبودن استناد به تورات را بی مورد کرده است.
      ۴-امیدوارم همه اظهار نظرهای دیگر شما از این نوع بویژه مورد پاسخ گفته شده در شماره ۲ نباشد و پس از ذکر پاره ای از مغلطه ها یا مغالطه های نوشتار شما ، ارزو میکنم که حداکثر دچار مغالطه باشیم و نه مغلطه و در همان صورت هم اگر اظهار نظر می کنیم چنان نباشیم که در عهد جدید عیسی بر ان خرده گرفت که : چگونه است که خرده چوبی را در چشم برادرتمی بینی اما تنه درختی را در چشم خودت نمی بینی ؟! (با نقل شاید به مضمون)
      ۵- چگونه میشود خدا خود پیامبر را به حضور در عالم کثرت موظف کرده باشد ولی ایشان بفرماید که : گاه گردی (به نظر مفسران اهل معنا ، از حضور در کثرات دنیا) بر دل من می نشیند و بخاطر آن ۷۰ بار هر روز استغفار می کنم .نیز بفرمایید چگونه میشود که علی مرتضی در نبرد با دشمن بت پرست شمشیر را به مکث وادارد تا مبادا که کشتن را به نیت شخصی بیالاید ؟؟

  6. ادمین جان . خوبی ؟ بخاطر آلودگی مریض شدی ؟ از دست آلودگی سفر رفتی ؟ اونجا هم اینترنتش اذیت میکنه ؟ اینترنت نداره ؟ شما گوشی یا تبلت یا لپ تاپ نداری؟ کافی نت دوره ؟ به هر حال جویای احوال و منتظر شما هستیم

  7. آقا ما هم انصافی هستیم. پاسخ ما به یک انصاف نیوزی رو بزنید:
    ادمین جان . خوبی ؟ بخاطر آلودگی مریض شدی ؟ از دست آلودگی سفر رفتی ؟ اونجا هم اینترنتش اذیت میکنه ؟ اینترنت نداره ؟ شما گوشی یا تبلت یا لپ تاپ نداری؟ کافی نت دوره ؟ به هر حال جویای احوال و منتظر شما هستیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن