باقی: محکوم نکردن ترور سردار سلیمانی یعنی تجویز پایمال ساختن حقوق بشر

عماد باقی، فعال حقوق بشر و‌ حقوقدان در یادداشتی تلگرامی نوشت:

شهادت قاسم سلیمانی عده ای را شاد و مردمی را اندوهگین کرده است و هر کدام از منظر خویش این ترور را یا می ستایند یا نکوهش می کنند اما این ترور، اقدامی برخلاف اصول حقوق بین الملل و حقوق بشر بوده و محکوم نکردن آن یعنی تجویز پایمال ساختن اصول حقوق بشر و حقوق بین الملل.

دوگانه شادمانی ها و غم ها انسان را به یاد سخن امام علی می اندازد که وقتی خبر شهادت مالک اشتر به او رسید گریست و بر منبر شد و گفت:”مالک،اگر کوه بود کوهى عظیم و بزرگ بود و اگر سنگ بود سنگى سخت بود، آگاه باشید بخدا سوگند مرگ تو اى مالک جهانى را ویران و جهانى را شاد مى سازد یعنى اهل شام را خشنود و عراق را خراب مى گرداند…”

اما چنین فضای دوقطبی ای در درون یک ملت یا مذهب نشانه ناخوشایندی است و باید از ان به شدت دوری کرد. در چنین حوادثی عواطف جریحه دار یا مبتهج می شوند و در نتیجه آن، کنش هایی تداوم می یابند که برایندش تکرار حوادث مشابه خواهد بود تا اینکه سرانجام اوضاع مغلوبه شود. آنچه در این میان کمتر دیده می شود جان انسان هایی است که از میان می رود و فرزندانی که داغدار می شوند و مادرانی که رنج بزرگ کردن کودکی را کشیده اند و لحظه لحظه قامت کشیدنش را با آرزوهایی تافته اند. ولی انچه باید دیده شود سلسله علل و معلول هاست و این که چرا و چه فرایندی کار را به این نقطه می رساند؟ ایا این سرنوشت ها جبری و ناگزیرند؟ ایا ما نمی توانستیم با تدبیر، تقدیر دیگری را رقم بزنیم که نیکوتر باشد؟

با این دیدگاه، بدون شک در برابر تجاوز و ظلم باید ایستاد و جانبازی کرد ولی من شهادت قاسم سلیمانی را محصول روندی از گذشته می دانم که قطعا می توانست به گونه ای دیگر رقم بخورد و قطعا چنین نیست که هر سرنوشت دیگری ممکن بود نامطلوب باشد بلکه برعکس می توانست نیکوتر باشد و انسانهای پاکی را که در این جنگ ها جان باختند و سرمایه ای کم نظیر بودند به چشمه های زندگی تبدیل کند. اینکه بگوییم تنها و یا بهترین سرنوشت، شهادت است با الگوی زیست امامان شیعه در تعارض است و گویی به امامان خرده می گیرد که چرا شهادت و رزم را برنگزیدند.

شهید قاسم سلیمانی سرداری ملی بود و قربانی روندی که می توانست از سال ها پیش متوقف شود.

شهادت حاج قاسم سلیمانی هم می تواند مقدمه دور تازه ای از خشونت و زنجیره حوادث باشد و هم مقدمه دور تازه ای از تدبیر و توسعه اما دوچیز می طلبد: دوراندیشی و اینکه زمام امور را به دست عقلانیت دهیم نه احساس.

کاش به نابخردی ها شلیک می شد تا قاسم سلیمانی ها از میان نروند، (حتی سربازان امریکایی و یا داعشی های قبل از جنایت)، و همه انسان ها از نعمت الهی حق زیستن بهره مند می شدند.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا