گزینش روانی و اجتماعی معلمان جایگزین گزینش عقیدتی می‌شود؟

کتایون آزاد، انصاف نیوز: گزینش آموزش و پرورش برای استخدام معلمان همواره حواشی بسیاری داشته است اما یکی از سوالاتی که درباره آن وجود دارد این است که آیا ارتباط اجتماعی و سلامت روانی معلمان مورد سنجش قرار می‌گیر؟ میزان این بررسی چقدر است؟

انصاف نیوز به منظور بررسی تاثیر بعد روانی و اجتماعی دبیران بر دانش آموزان و چگونگی سنجش آن از سوی آموزش و پرورش ضمن گفت‌وگو با برخی از دانشجویان دانشگاه‌های فرهنگیان، با محمدرضا نیک نژاد، کارشناس آموزش و پرورش و عضو شورای صنفی معلمان، سولماز حکیمی، معلم مقطع ابتدایی و پریچهر اصغری، دبیر بازنشسته‌ی درس مطالعات اجتماعی مقطع دبیرستان گفت‌گو کرده است.

معلمان یکی از مهمترین عناصر در هر جامعه‌ای محسوب می‌شوند. این قشر بیشترین تعامل را با کودکان و نوجوانان و حتی جوانان در قالب دانش‌آموزی دارند و بیشترین تاثیر را برآنها می‌گذارند بنابراین سنجش معلمان از ابعاد مختلف برای گلچین افراد مناسب اهمیت بسیاری دارد. اما این تاثیرگذاری و الگوبرداری دانش آموزان از معلمان مشروط به این است که چگونه بتوانند با دانش آموزان ارتباط برقرار کنند و این ارتباط را چگونه حفظ کنند. ویدیوهایی از معلمانی که با موسیقی یا بازی به دانش آموزان خود آموزش می‌دهند و یا خوش آمد صبحگاهی می‌گویند در فضای مجازی منتشر شده است که واکنش‌های بسیاری را در پی داشته و تفاوت چشمگیری که بعضی معلمان با یکدیگر دارند را به وضوح نمایش می‌دهد. از سوی دیگر نیز خشونت‌های فیزیکی و کلامی که در گذشته وجود داشت و بسیاری از افراد از دوران تحصیل خود، مشق‌های سنگین و کتک‌ها و تحقیر بعضی از معلمانشان را به خاطر دارند یا حتی هنوز هم گاه خبرهایی با مضمون رفتار خشونت‌بار برخی معلمان به‌گوش می‌رسد.

ارتباط اجتماعی و سلامت روانی دو عنصری هستند که بر  ارتباط دانش آموز و معلم تاثیر گذارند و نوع  این ارتباط را تعیین می‌کنند. ارتباط خوب با دانش آموزان و تلاش برای اجتماعی کردن آنها از اهمیت برخوردار است که بعضی از معلمان توانایی این موضوع را ندارند.

در گزینش‌ها سوالات عجیبی پرسیده می‌شود

حضور در این گزینش‌ها در بسیاری از موارد افراد را متعجب یا مضطرب می‌کند. بسیاری از افرادی که در این گزینش‌ها شرکت کرده‌اند خاطراتی از عجیب بودن این گزینش مطرح می‌کنند. در این گزینش به عنوان آزمون ورودی از سوالاتی استفاده می‌شود که در بعضی موارد موضع شخصی دارند.

مهسا دانشجوی دانشگاه فرهنگیان سمنان است که از حس و حال حضور در این گزینش می‌گوید: «من به همراه خواهرم برای گزینش رفتیم؛ ابتدا به یک اتاق رفتیم که سه نفر در آن حضور داشتند و یک نفر روانشناس بود، یک نفر سوالات دینی می‌پرسید و نفر دیگر سوالات اجتماعی می‌پرسید. این سوالات معمولا زمینه‌ی سیاسی داشتند مثلا روز نه دی چه روزی است؟ این سه نفر بیشتر به دنبال این بودند که افراد را عصبی کنند یا نظم فکری افراد را بسنجند به همین دلیل در میان حرف یکدیگر می‌پریدند. بعد از این گزینش به یک مرکز دیگر رفتیم که در آنجا سوالات احکام می‌پرسیدند و بسیار هم سوالات سختی بودند، تست قرائت قرآن هم از ما گرفتند. سعی می‌کردند با عصبی کردن، میزان تمرکز و صبر ما را بسنجند که اگر سرکلاس باشیم قابلیت کنترل آن را داریم یا نه؟

بعد از این مرحله برای پرسش و تحقیق به محله‌ی ما هم آمدند و از همسایگان درباره‌ی ما پرسیدند و حتی از مدرسه‌ی ما هم پرسیده بودند و تاکید زیادی نیز بر چادری بودن داشتند و اهمیت این مساله زیاد بود.

ما برای سلامت روانی به درمانگاه فرهنگیان رفتیم. در آنجا به صورت فرمالیته ما را مورد بررسی قرار می‌دادند؛ برای مثال به من گفتند دستت را جلو نگه دار که لرزش دستم را بررسی کنند اما با یک نگاه سرسری همه‌ی گزینه‌ها را خوب علامت می‌زد و یا برای تست گوش هم یک صدا در هدفون روی گوش من پخش کرد که خیلی کوتاه بود و بعد گفت شنواییت عالی است برو.»

نگار دانشجوی دانشگاه فرهنگیان کرج است، او اما روایت متفاوت‌تری از این گزینش تعریف می‌کند: «من  تنها یک اتاق رفتم که سوالات دینی را از من پرسید و اتاق بعدی درباره‌ی مسایل شخصی و پوشش از من سوال کردند. یکی از سوالاتی که برای من جالب بود این بود که می‌پرسیدند آرایشت بیرون از خانه چقدر است؟

من گفتم ساده است. دوباره پرسیدند کرم پودر می‌زنی یا پنکک که من هم جواب دادم؛ دوباره از من پرسیدند رژلب و خط چشم هم می‌زنی؟ این سوالات برای من کمی عجیب بود که با تعجب هم پاسخ می‌دادم. مسایل اجتماعی زیاد مورد پرسش قرار نمی‌گرفت و محوریت با سوالات مذهبی و سیاسی بود.»

سنجش روانی و اجتماعی از گذشته بهتر شده است

سولماز حکیمی، معلم مقطع ابتدایی است که معتقد است سنجش این مساله نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است اما نیاز به تمرکز بیشتری دارد. حکیمی می‌گوید: «من دانشجو‌ی دانشگاه فرهنگیان بودم، بعد از آزمون کنکور ما برای گزینش رفتیم. در ابتدا سوالات شرعی و مذهبی از ما پرسیده می‌شد و بعد از آن به اتاق دیگری می‌رفتیم و توسط یک سری از اساتید خود دانشگاه فرهنگیان از نظر بعد روانی و اجتماعی مورد گزینش قرار می‌گرفتیم که این مرحله تنها یک ربع ساعت بود و در حدود ده دقیقه برای سنجش سلامت جسمانی وقت گذاشته می‌شد که از نظر خود من خیلی کم وقت گداشته شد و باید بیشتر بر این قسمت تمرکز کنند.

البته بعد از فعالیت دانشگاه فرهنگیان این روند بهتر شد و این بعد بهتر مورد ارزیابی قرار می‌گرفت حتی اگر وقت کمی برای آن گذاشته شود. این روند بهتر از آن است که در سال‌های گذشته نیرو از طریق فراخوان و بدون هیچ گزینشی وارد این حرفه می‌شد. برای ما یک گزینش انجام شد و بعد از آن هم با اساتیدی در ارتباط بودیم که خودشان معلم بودند و دروسی را می‌خواندیم که مرتبط با شغلمان بود.

همیشه گفته می‌شود که ابتدا پرورش است و بعد از آن آموزش و به همین دلیل است که باید برای استخدام معلمان وقت بیشتری گذاشته شود. یک انتقادی که من به دروس دانشگاه دارم این است که بعضی دروس با یک مفهوم چندین دفعه تکرار می‌شد.»

حکیمی در ادامه می‌گوید: «من نسبت به معلمان نسل جدید امید بسیاری دارم اما باید بشتر از این برای استخدام وقت و انرژی گذاشته شود. بعد از ورود نسل جدید دبیران و به خصوص دانشجویان دانشگاه فرهنگیان ما تغییر فضای مشخصی در میان معلمان دیدیم، معلمانی مهربان و صبورتر از گذشته که از خشونت‌ها جلوگیری می‌کنند.

برای سنجش معلمان باید وقت بیشتری گذاشته شود، من همکلاسی داشتم که زمانی که استرس می‌گرفت، کلمات را بریده بریده می‌گفت و دچار لرزش دست می‌شد، مشخص است که این فرد سر کلاس هم دچار مشکل می‌شود. قبلا ما نه آموزش داشتیم نه گزینش و بیشتر بر اساس صلاحیت علمی معلمان فعالیت می‌کردند اما امروزه این آموزش اهمیت پیدا کرده است و مدرک تحصیلی هم مرتبط شده است همانطور که دبیر ابتدایی حتما باید مدرک علوم تربیتی داشته باشد ومدارک نامرتبط پذیرفته نمی‌شوند.

این تغییر بر دانش آموزان هم تاثیر داشته و بچه‌ها ارتباط بهتری با دبیران خود پیدا کرده اند و به آنها علاقه‌مندتر شده‌اند. در زمان ما این اتفاق نمی‌افتاد و ما فقط ارتباط درسی با دانش آموزان داشتیم اما این ارتباط در حال حاضر گسترده تر شده است.»

معلم باید دانش آموزان را اجتماعی کند

پریچهر اصغری، دبیر بازنشسته‌ی درس مطالعات اجتماعی مقطع دبیرستان معتقد است که معلمان وظیفه دارند دانش آموزان را اجتماعی کنند و با ارتباط نزدیک با دانش آموزان از بزهکاری آنها جلوگیری کنند.

اصغری درباره اهمیت اجتماعی بودن معلمان می‌گوید: «از نظر من بعد روانی و اجتماعی نسبت به بعد علمی اهمیت بیشتری دارد. اگر که افراد یاد نگیرند چگونه ارتباط اجتماعی خوبی برقرار کنند نمی‌توانند در جامعه موفقیت داشته باشند و کسب درآمد کنند و علمی که آموختند را عرضه کنند.»

اصغری درباره‌ی سنجش روانی و اجتماعی معلمان می‌گوید: «در زمان ما که اینگونه گزینش انجام نمی‌شد اما در حال حاضر هم معیار برای معلمان نمره و ارزش علمی دانش آموزانش است نه میزان فهماندن مسایل اجتماعی به دانش آموزان و تاثیری که در اجتماعی شدن آن‌ها دارد. این مورد را در نظر نمی‌گیرند که دانش‌آموزان اگر از نظر اجتماعی آماده نشده باشند نمی‌توانند به صورت اصولی شغل خود را در آینده انجام دهند برای مثال اگر دانش آموزی پزشک شود نمی‌تواند پزشک با وجدانی شود.

من در یکی از کلاس‌هایی که با نسل جدید دانش آموزان داشتم اولین اصل را «ادب مرد به ز دولت اوست» قرار دادم و سعی کردم  راه ارتباط با نسل جدیدی که بسیاری از معلمان نمی‌توانند با آنها کنار بیایند را پیدا کنم. در مقاطع مختلف بزهکاری افزایش پیدا کرده است و اگر بخواهیم که آن را کنترل کنیم باید از معلمانی که از نظر روانی و اجتماعی قوی هستند استفاده شود تا بتوانند راه ارتباطی درستی با آنها پیدا کنند و ارتباط نزدیک‌تری داشته باشند. متاسفانه بسیاری از معلمان ما در این زمینه مشکل دارند و به همین دلیل نسل جدیدی وارد جامعه می‌شود که مشکلات بسیاری دارد.

با توجه به وضع موجود جامعه و معضلاتی که در آموزش و پرورش وجود دارد باید یک حرکت اساسی در آن رخ بدهد و به نوعی انقلاب فرهنگی الان باید انجام می‌شد. من در انواع مدارس بوده‌ام بیشترین فشار بر روی معلمان است این است که نمره خوبی از کلاس به دست بیاید و گزارش کار بنویسند به نوعی درگیر بوروکراسی اداری شوند، درحالی که باید انرژی معلمان بر روی اجتماعی کردن و نهادینه کردن این موضوع بر دانش آموزان باشد.

باید کسانی به عنوان معلم استخدام شوند که بتوانند ارتباطی با دانش آموزان بگیرند که دانش آموزان از کلاس لذت ببرند و بتوانند با اشتیاق به سر کلاس بیایند و خود معلم نیز از آن لذت ببرد.»

باید تمرکز بیشتری بر بعد روانی و اجتماعی شود

محمدرضا نیک نژاد، کارشناس آموزش و پرورش و عضو شورای صنفی معلمان در رابطه به این موضوع می‌گوید: «متاسفانه گزینش روانی و اجتماعی در آموزش و پرورش نداریم. چند سال پیش که خشونت در مدارس افزایش پیدا کرده بود، طرح‌هایی از طرف آموزش و پرورش ارائه شد که از نظر روانشناختی و انگیزه برای متقاضیان معلمی گزینشی انجام شود که آنهم به صورت عملی انجام نشد و انجام‌ هم نمی‌شود. دانشجویان دبیری بنا بر رتبه وارد دانشگاه می‌شوند. کسانی هم که قبل از حضور در دانشگاه انگیزه‌ای برای تدریس دارند وقتی در سیستم قرار می‌گیرند به دلیل فشار‌هایی که به این افراد وارد می‌شود این افراد را وادار به این می‌کند که سطح تحمل معلمان پایین بیاید.

حدود شصت درصد معلمان این کشور خانم هستند و در مقطع ابتدایی برای بسیاری از دانش آموزان پسر و دختر دبیر یکسان است اما هر چه این مقطع بالاتر می‌آید دبیران آقا بیشتر می‌شوند و این دبیران هم چون بیشتر با فشار اقتصادی مواجه هستند، آستانه تحمل کمتری پیدا می‌کنند اما این امر یک مساله‌ی کلی نیست. بر روی بسیاری از معلمان مرد این گزینش انجام نمی‌شود.

به طور معمول گزینش‌ها، گزینش سیاسی است و کمتر به این مسایل می‌پردازند. گزینش اجتماعی و روحی و روانی صورت نمیگیرد. دانشجویان تربیت معلم معمولا درس می‌خوانند و بعد از آن وارد مدارس می‌شوند و به این بعد معلمان کمتر توجه می‌شود. البته دانشجوان دبیری چند واحد روانشناسی مرتبط با آموزش و دانش آموزش می‌گذرانند اما این دروس نیز مانند بقیه دروس دانشگاهی کارکرد خود را از دست داده است و فقط به عنوان تئوری مورد مطالعه قرار می‌گیرد. علاوه بر این امر ضمن خدمت در این زمینه بسیار ضعیف انجام می‌شود. مشکلات اقتصادی آموزش و پرورش در این موضوع نیز تاثیر گذاشته است و معمولا ضمن خدمت‌ها از راه دور و توسط کامپیوتر انجام می‌شود و کیفیت پایینی نیز دارد. حساسیت بیشتری بر روی بخش سیاست و ایدئولوژیک افراد به فضای معلمی است.

هر معلمی بر سر کلاس تجربه حسی و شخصی خود را انجام می‌دهد و نارضایتی معلمان از وضعیت اقتصادی و منزلتیشان  نیز بر این امر تاثیر می‌گذارد که رفتار متفاوتی داشته باشند و این امر در دانش آموزان بازتاب پیدا می‌کند و نمی‌تواند دانش آموز راضی و درستی پرورش دهد. ما شاهد این امر بودیم که معلم ناراضی بر سر کلاس از نارضایتی صحبت می‌کند و این امر بر دانش آموز هم تاثیر می‌گذارد.

در کشوری مانند کشور فنلاند که در آموزش از رتبه خیلی خوبی بهره مند است و در قله‌ی آموزش و پرورش در جهان قرار دارند و در چند آزمون جهانی که در این حوزه برگزار می‌شود، جزو چند کشور اول است. متقاضیان معلمی در این کشور ده برابر میزان استخدام هستند. حرفه‌ی معلمی هم جزو سه رشته‌ی مورد نظر شغل است و بعد از پزشکی و حقوق، از جذابیت شغلی بالایی برخوردار است و بعد از گزینش اولیه تحت سنجش شدید روانی، اجتماعی و انگیزشی قرار می‌گیرند که علت انگیزه‌ی افراد برای این شغل را مورد پرسش قرار می‌دهند که این علت به دلیل درآمد، موقعیت شغلی، فرار از بیکاری یا علاقه فرد است. متاسفانه چون وضعیت اشتغال در کشور بسیار افت داشته است و بیکاری افزایش داشته است این شغل بسیار دم دستی محسوب می‌شود که از نظر کسانی که مدرک گرفته است و چه کسانی که کنکور می‌دهند و قصد ورود به دانشگاه را دارند.

این بعد در معلمان از این نظر که مخاطبانی دارند که از لحاظ جسمی ضعیف هستند و از لحاظ آموزشی بسیار پایین تر از معلمان قرار دارند، باید از لحاظ رفتاری و روانی گزینش‌های شدیدی بر آنها انجام شود.

با توجه به گسترش فضای مجازی و فضای غیر مجاز که یک معضل جهانی است، پدر  و مادر درگام اول و بعد از آن معلم نقش بسیاری در کنترل دانش آموزان دارد. وقتی که دانش‌آموزان در منزل با این مشکل رو به رو هستند و وارد نظام آموزشی می‌شوند، باید نظام آموزشی آن ها را کنترل کند. معلم یکی از عناصر اصلی است که می‌تواند در این زمینه نقش داشته باشد. اگر معلم از نظر اجتماعی یا روانی دچار مشکل باشد نمی‌تواند به درستی دانش آموزان را هدایت کند و به خطراتی که در بین دانش آموزان است دامن می‌زند.

گام اول در آموزش این است که بچه احساس راحتی کند تا بتواند بهتر مورد آموزش قرار بگیرد و اگر معلم نتواند این راحتی و احساس خوب را فراهم کند و خودش باعث آشفتگی این فضا بشود بدتر هم می‌شود. اگر آگاهی لازم از نظر اجتماعی و روانی نداشته باشد نمی‌تواند درست برخورد کند و این امر مشاهده شده است که معلمی که نتوانسته درست برخورد کند باعث فرار دانش آموز از مدرسه و گرایش او به بسیاری از خطرات شده است.»

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن