برای شرکت در نظرسنجی، کلیک کنید

رد صلاحیت هم تهدید است و هم فرصت

حجت‌الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه علمیه در یادداشتی تلگرامی نوشت:

موضوع “رد صلاحیت” در مورد انتخابات مجلس ، موضوع پرچالشی که هر چهارسال یک بار از مسائل پرهزینه روانی و اجتماعی و سیاسی جامعه ماست !

شورای محترم نگهبان نسبت به برخی از ثبت نام کنندگان اعلام “عدم احراز صلاحیت” دارد که خروجیش “عدم صلاحیت” است .

عدم صلاحیت را مبتنی یا بر “عدم التزام عملی” به اسلام معرفی میکند و یا بر “عدم التزام به ولایت فقیه” .

مسلمانی که به آداب و احکام شریعت محمدی (ص) پای بند است و از معاصی کبیره دوری میجوید و در صورت تخلف احتمالی ، تائب و عذرخواه است ، طبق مبانیِ “فقه شیعه” التزام عملی به اسلام را دارد و بلکه بالاتر حائز مقام “عدالت” است و میتوان پشت سر او نماز خواند و شهادت او را در دادگاه پذیرفته میشود.

اما در مورد “التزام به ولایت فقیه” ، مهم ؛ “عدم مخالفت با احکام صادره از سوی ولی فقیه است”. و این مهم را حضرت آیت الله خامنه ای تصریح نموده اند.(استفتائات ،سوال ۶۵ احکام ولایت فقیه)

اگرچنین شود دیگر شعارهای تند وتیز علامت “ولایت مداری” نخواهدبود.

آیت الله موسوی اردبیلی در نمازجمعه تهران نقل نمودند؛

《روزی خدمت حضرت امام بودیم.ایشان از فردی نام بردند و توصیه فرمودند که از وجود وی استفاده شود. عرض کردیم ایشان حضرتعالی را قبول ندارند. امام با تعجب فرمودند مگر من از اصول دینم که اگر کسی مرا قبول نداشت شما از وجود وی برای کشور استفاده نکنید؟!》

بجاست آقایانی که دست اندرکاراین امورند، این دو آیه را با وسعت دید ملاحظه کنند :

«یوسف گفت: مرا سرپرست گنجینه های سرزمین مصر قرار ده که نگه دارنده و آگاهم.»(سوره یوسف/۵۵)

و آیه دیگر؛

«پیامبر بنی اسرائیل گفت: خدا او طالوت را بر شما برگزیده و او را در علم و قدرت جسمی وسعت بخشیده.»(بقره/۲۴۷)

پس مدیریت کارآمد از نگاه قرآن بدون اِعمال گرایشات سیاسی ، در گرو سه چیز است و بس : تعهد ، آگاهی و توانایی .

واقعش ؛ برخی از این افراد که زیر تیغ “عدم احراز صلاحیت و رد صلاحیت” رفتند ، صاحب این قلم آنان را میشناسد و بر دیانت و امانت و مدیریت آنان ذره ای تردید ندارد.

اجازه دهید با آن عزیزان در این یادداشت سخنی داشته باشم .

۱) “داغ رد صلاحیت” برای شیعه چیز تازه ای نیست .

بدون شبیه سازی و فقط برای درس از تاریخ عرضه دارم که امام علی (ع) رد صلاحیت شده ای بود که نه تنها عنوان خلیفه را او ستاندند ، بلکه از حضورش در جلسات را هم ، دریغ داشتند و فقط استدلالشان این بود ؛ طبق “اجتهاد ما” نه علی صلاحیت دارد و نه حضور او به صلاح اسلام است!

امام علی (ع) در مواجه با این ظلم آشکار:

اولا ؛ در فرصت مناسب در برابر تهمت ها از خود دفاع نمود.

ثانیا ؛ از سخن و یا رفتار براندازانه ای ، که منجر به شقاق امت اسلام و ورود دشمن به حریم مسلمین شود ، شدیدا پرهیز نمود.

ثالثا ؛ در عین اینکه اجازه نداد مظالم حکومتی به نامش نوشته شود ، ارتباط خود با حکومت را بشکل “نقد” و نیز ارائه “نظرات مشورتی” درآورد.

ورابعا ؛ با بازگشت به زندگی طبیعی و سالم شخصی خود ، و ایجاد اشتعال و تولید ، مسلمین و خصوصا فقراء و قشر آسیب پذیر را ، از برکات فعالیت های اقتصادی بهرمند ساخت.

۲) دوستان ؛ بدانید و میدانید که ،روزگار یک نواخت نمی ماند .
همان علی (ع) که رد صلاحیت شد ، در چندی بعد ؛ چنان مردم برای بیعت با او هجوم آوردند که خودش فرماید : 《خوف این داشتم حسن و حسین زیر دست و پا بمانند》 !

و از سوی دیگر باید یادآور شوم که ؛ “آسیاب به نوبت است” و روزگار بر دیگرانی که مقرّب اند ! نیز ، بدین منوال نمی ماند.

به قول قرآن در آیه ۱۴۰ آل عمران :

《تِلکَ الاَیام نُداولُها بَین النَاس ؛ که مفادش طبق ترجمه فولادوند چنین است : اگر به شما آسيبى رسيده، آن قوم را نيز آسيبى نظير آن رسيد؛ و ما اين روزهاى شكست و پيروزى‌ را ميان مردم به نوبت مى‌گردانيم و خداوند كسانى را كه ايمان آورده‌اند معلوم بدارد، و از ميان شما گواهانى بگيرد، و خداوند ستمكاران را دوست نمى‌دارد.》

استاد مطهری چه زیبا میگوید:

《بشر باید بداند تا در دنیاست در هر حالی که هست ، قابل رجوع و برگشت است.》

در پایان ؛ با ادب و احترام نسبت به نهاد شورای نگهبان ، فرازی از نامه حضرت امام خمینی به فقهاء شورای نگهبان را تقدیم دارم که غرض مهم ما از تداعی این نامه ، ایجاد حساسیت مضاعف نسبت به نفوذ “انجمن حجتیه” است !

《توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگری که تا این مرحله حاضر است پیش رود ؛معرفی نشوند.. شما در مکانی نشسته اید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید.
حواستان راجمع کنیدکه نکندیک مرتبه متوجه شوید که “انجمن حجتیه” ای ها همه چیزتان رانابودکردند.》( صحیفه،ج۲۱ص۲۶۱)

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. انتخابات هم ، هم انتخاب است و هم انتصاب (انتخاب از بین منتصبان که بدتر (انتصاب تر) است از انتصاب از بین منتخبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن