نقدی برسیاست‌های فرهنگی قبل از انقلاب

دکتر سید حسین نصر در یادداشت نقدی برسیاست‌های فرهنگی قبل از انقلاب در کانال تلگرامی خود نوشت:

ما در دوران قبل از انقلاب آن طور که باید و شاید، حفظ منافع علمی خودمان را نکردیم. نمی‌گویم هیچ کار نکردیم و بلکه مثلا موسسه مطالعات ایرانی کمبریج را ایجاد کردیم. ولی خیلی جاها قصور شد و چیزی به وجود آمده بود که خیلی عجیب بود، اینکه دانشگاه‌های معتبر آمریکا وظیفه خودشان می‌دانستند که عربی و ترکی داشته باشند، ولی اگر فارسی بود، باید ایرانی‌ها پول می‌دادند، ترک‌ها و مصری‌ها یک شاهی برای تدریس ترکی و عربی در دانشگاه هاروارد پول ندادند و این زبان‌ها تدریس می‌شود، اما امروزه دانشگاه هاروارد یک کرسی فارسی ندارد. کسی را که آورده‌اند معلم بود. اینجا دومین زبان تمدن اسلامی را ندارند و هر وقت هم ما صحبت می‌کردیم، می‌گفتند پول بدهید که ما درست کنیم.

پرینستون خوشبختانه کرسی زبان فارسی را دارد، ییل هم ندارد و این قصور سیاست فرهنگی صحیح از سوی ما بود. قبل از انقلاب من خیلی در این کارها دست داشتم و خیلی هم تقلا می‌کردم برای این کار و جلوی پول یامُفت را گرفته بودم. دانشگاه هاروارد دانشگاه خود من است و سال‌ها آنجا درس خوانده و داده‌ام. وقتی استاد انتخاب می‌کردند در اسلام‌شناسی آنجا، از من خواستند آنجا استاد شوم، اما من خواستم ایران بمانم. اما همین دانشگاه هاروارد وقتی می‌رسید به زبان فارسی احساس می‌شد یک اکراهی وجود دارد و انگار با یک زبان تبتی مواجه است که ۴ هزار نفر به آن صحبت می‌کنند، در حالی که برای زبان فارسی که در حدود ۸۰۰ سال زبان اول آسیا بوده و الان نیز دومین زبان اسلامی است و تنها ایرانیان، افغانی‌ها و تاجیک‌ها نیستند و دلیلش این است که اینها از عرب‌ها پول زیادی می‌گرفتند و ایران سیاست لازم برای پیشبرد فارسی را نداشت.

استاد معروفی در هاروارد به نام پروفسور لرد، متخصص در حوزه اسطوره‌شناسی غربی بود و خیلی دل‌شان می‌خواست روی اسطوره‌شناسی جهانی مطالعه کنند. همسر دکتر حسین ضیائی در زمینه اسطوره‌شناسی در دانشگاه هاروارد کار می‌کرد و فهمیده بودند که مادرش زن شاپور عبدالرضا بود و می‌خواستند توسط مادر، طرحی داده بودند که چهار میلیون دلار از ایران بگیرند و روی میتولوژی ایران کار کنند. این رقم آن زمان پول زیادی بود و کرسی‌های دانشگاه با سیصد هزار دلار تا پانصد هزار دلار تشکیل می‌شد. در آن زمان شاه دستور سری داده بود که اگر هر کسی در غرب پولی از ایران برای دانشگاه و امور آموزشی خواست، باید اول من تایید می‌کردم. این خانم پیش من آمد که بنده پیش شاه رفتم و گفتم اصلا به صلاح ما نیست، این دانشگاه من بوده و من آنجا درس داده‌ام و گفتم ما باید اول سعدی و حافظ در آنجا درس بدهیم، بعد فولکلور لرستان. گفتند هر کاری می‌خواهی بکن و من نامه تندی به هاروارد نوشتم که از آن موقع هاروراد با من بد شد.

اصلا مهم نیست، من معتقدم مملکت مهم‌تر است و نمی‌توان پول مملکت را بی‌خودی حرام کرد. نوشتم ما با کمال میل ۴ میلیون دلار را به شما می‌دهیم، به شرط آنکه شما یک کرسی زبان و ادبیات فارسی درست کنید. در حالی که هاروارد این همه کرسی عربی و چند کرسی ترکی دارد، کرسی که حافظ و سعدی تدریس کنند، وجود ندارد که قبول نکردند و ما هم ندادیم. مسائل این جوری وجود داشت.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. امروز باید برای تغییر رسم الخط تاجیکستان از سریلیک به رسم الخط فارسی تلاش کرد . تا جایی که می دانم کشورهای ترک زبان رسم الخط خودشان را یکسان کردند ولی ما نتوانستیم تاجیکستان را مجاب به برگزیدن رسم الخط فارسی کنیم. ایکاش سایت انصاف نیوز گزارشی در این خصوص تهیه می کرد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن