چرا امیدی به عدالتخواهان نیست؟

هادی یاسمنی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی در پی مشخص شدن ترکیب مجلس آینده و فعالیت جریانی به نام عدالتخواهان در این انتخابات، نوشت:

پس از قبضه قدرت توسط روحانیت سیاسی چند سال پس از پیروزی انقلاب و حذف کلیه نیروهای مخالف، تک جریان صاحب قدرت تصمیم به تقسیم خود به دو گروه چپ و راست اسلامی گرفت که تا امروز نیز دو رقیب اصلی سیاسی داخل قدرت هستند. رقیبانی که پس از دو خرداد ۷۶ خود را اصلاح طلب و اصولگرا نامیدند. دو جریان حول محور روحانیت سیاسی که روابط خویشاوندی نقش مهمی در آن ایفا می‌کند.

در واقع تقسیم اولیه آنها عمدتا به دلیل حذف مخالفان و نبود رقیب انجام شد. مشابه امروز می‌تواند آن باشد که فرضا کلیه مخالفان اصولگرایان از صحنه حذف شوند و آنوقت اصولگرایان خود را به دو جریان سنتی و تندرو تقسیم کرده و تنها دو رقیب عرصه سیاسی شوند. با این تفاوت که مخالفانی که آنروز حذف شدند، طیف وسیع‌تری از تفکرات سیاسی را پوشش می‌دادند تا دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا که در قدرت هستند. دو جریانی که تفاوت مانیفستی و اصولی و ریشه‌ای با هم ندارند و در چهار دهه اخیر بنا به میزان نزدیکی به هسته اصلی قدرت، نقش پوزیسون و اپوزیسون داخل سیستم را بر عهده گرفته‌اند و باقی مفاهیم از جمله میزان غلظت استکبار ستیزی و توجه به حقوق مدنی ابزاری برای افزایش قدرت بوده‌اند. یک گروه در دهه شصت پوزیسون بود و یک گروه از آن به بعد.

در انتخابات اخیر، جریانی به نام عدالتخواهان سعی در معرفی خود به عنوان جریان سوم داشت. رییس ستاد آنها سعید زیباکلام بود که خود در همین انتخابات رد صلاحیت شده بود و نام او در صدر نامه‌ای انتقادی بود که اخیرا جمعی از همین عدالتخواهان خطاب به رهبری نوشته بودند.

نظرات بدبینانه‌ای در بین مخالفان این جریان در مورد حامیان اصلی آن وجود دارد و انتقاداتی به آنان مبنی بر پوشالی بودن فعالیت عدالتخواهانه‌شان وارد می‌شود. از جمله حق حضور در برنامه‌های صدا و سیما که خود نماد انحصار و فشل بودن در کشور است، عدم اشاره به بخشی از مفاسد اقتصادی‌ و همنشینی و همراهی در جلسات مختلف با برخی افراد که نمادهای ابتذال و انحطاط رفتاری و گفتاری هستند.

فارغ از این بخش از نظرات مخالفان این جریان، اگر فرض بر وارد نبودن تمام این انتقادات و ایرادات گذاشته شود، به یک دلیل اساسی نمی‌توان به اثر بخشی اساسی این جریان امید داشت. آن هم آنکه ادعای اصلی آنها ایراد به مساله فساد و رانت در کشور و به ویژه در بین مسئولان و نیروهای اصلی دو جریان سیاسی کشور است. در اصل وجود این مساله تردیدی نیست چرا که کوس رسوایی‌های آن به طرق مختلف و در ابعاد گسترده بارها نواخته شده اما چرا به نوع نگاه گروه موسوم به عدالتخواهان امیدی نیست. چون آنها به علل و ریشه این عوامل کاری ندارند و تنها آنچه رخ داده را مورد هدف قرار می‌دهند. به عنوان مثال این گروه و افراد شاخص آن هیچ توجه و دغدغه‌ای نسبت به آزادی‌های اجتماعی نه تنها نشان نداده که بعضا مطرح کردن آن را نوعی مساله انحرافی می‌دانند. بی توجه به آنکه یکی از اولین محدودیت‌هایی که بعد انقلاب اعمال شد همین مساله بود. آن زمان که هنوز فساد اقتصادی بین مسئولان اپیدمی نشده بود. این محدودیت هم فارغ از توجه به این مساله بود که به چه حقی باید بر غیر معتقدان به یک نوع خاص از قرائت از دین، اجبار ناشی از آن تحمیل شود. فارغ از بررسی مساله ظلم در این باب، همین نوع محدودیت و اجبار که جا انداخته شد، دومینو وار زمینه برای محدودیت بعدی که آزادی اطلاعات و بیان بود فراهم شد. یعنی مانع اصلی در برابر شکل گیری فساد.

بعد از فراغت از جنگ هشت ساله نیز با وجود فضایی که مخالفت با برخی مسئولین در حکم مخالفت با پیغمبر بود و طبعا مخالفت با مسئولان میان رده تر نیز نوعی خفیف‌تر از تابو را به همراه داشت، تخم اشرافی گری و مال اندوزی کاشته شد تا زمانی که درآمدهای نفتی به بالاترین میزان خود رسید و ابعاد فساد به گونه‌ای فراگیر شد که تجمل ناشی از آن توان باقی ماندن در پستو را نداشت و به شکل بی سابقه و به لطف وجود فضای مجازی به صورت مانور درآمد.

امروز افشاگری و مقابله با این مساله می‌تواند تا حدی مانع سرعت آن شود، به ویژه آنکه انحصار رسانه‌ای صدا و سیما به عنوان رسانه تحت اختیار جریانات غالب، شکسته شده اما اصلاح ریشه‌ای این مساله در شکست سایر انحصارها و محدودیت‌هاست. وقتی فرض بر این باشد که یک نوع قرائت باید حاکم شئون مختلف باشد، لاجرم متولیان آن قرائت هم باید قدرت را در اختیار داشته باشند تا ضامن ادامه این قرائت باشند و این نوع انحصار خود انحصار در سایر شئون قدرت از جمله رانت و ثروت را می‌طلبد و در چنین فضایی اگر فساد رخ ندهد و گسترش نیابد باید تعجب کرد.

فضایی که بخش مهمی از جامعه در آن غیر خودی فرض شده و بالطبع مقابله با فساد بدون همراهی جمعی جامعه اگر بتواند موفق شود هم تنها به صورت موضعی عمل خواهد کرد. امری که گروه موسوم به عدالتخواهان اگر انتقادات ذکر شده به آنها وارد باشد به صورت خواسته و اگر وارد نباشد هم به صورت ناخواسته به آن توجهی ندارند. به همین دلیل امید ریشه‌ای به آنها نیست و جز اینکه در جنگ قدرت جریانات غالب، ابزار یک بخش برای ضربه زدن به بخش‌های دیگر باشند، حاصل دیگری ندارند.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن