کرونا سوق دهنده‌ی «بشر ظالم و یاغی» به کانون «عشق و همگرایی»

حجت الاسلام احمد حیدری در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز درباره‌ی وضعیت کنونی جامعه در شرایط شیوع کرونا نوشت:

انسان مدرن امروز مغرور به قدرت علمی خود، خدا را فراموش کرده است. متأسفانه شیطان توانسته غالب بشریت را به بندگی گرفته و گمان خود در باره گمراهی‌پذیری و طغیانگری آنان را تحقّق بخشد (اسراء/۶۲؛ سبأ/۲۰) و آنچه ملائکه در بشر دیدند، امروز تابلوی جهانی وی شده است: «خدایا موجودی زمینی که جز فساد و خونریزی نمی‌داند و نمی‌تواند، خلیفه خود می‌سازی؟» (بقره/۳۰) امروز جنگ شرق و غرب؛ صلیبیون مدرن، هندوهای مسلمان کش، مسلمانان مشرک‌کش، داعشی‌های مسلمان کش و …، تن رنجور بشریت را به آلام درد و رنج می‌کاهد!

بشر مغرور امروز، نه به خدا عشق می‌ورزد، نه به طبیعت و زیست بومش، نه به هم نوعانش، نه به اطرافیانش و نه حتی به وابستگانش! غرور علمی، او را به «خودخدایی» سوق داده و با جنگ ستارگان، موشک‌های قاره‌پیما، جنگده‌های با سرعت فراصوت، بمب‌هاو کلاهک های اتمی و هسته‌ای، و … حتّی در صدد تسخیر دیگر کرات و منظومه‌ها و کهکشان‌ها برآمده و کوس خدایی‌اش گوش خراش گردیده است!

دهکده جهانی حاصل شده ولی نه «کدخدای حکمت و عدالت و رحمت و محبت» بلکه کدخداهای قدرت و سلطه و خشم و قهر و منیّت بر سر حکمرانی این دهکده با هم ستیز دارند و علوّ و برتریی‌طلبی و استعلا‌جویی، آنان را از وحدت عقلانی و همگرایی انسانی به درندگی سبعانه یکدیگر سوق می‌دهد و «وحدت، محبت و همگرایی» را آرزوی دست نیافتنی بشر گردانده است!

امّا خدای رحمان و رحیم همچنان در صدد بازگرداندن این رمیدة چموش یاغی به سوی فطرت مهر و محبت است: مهر به خدای خالقِ رحمانِ رحیم، مهر به هنوعان مخلوق، مهر به طبیعتی که زیست بومش است، و مهر به …؛ امّا این یاغی چموش را جز بلا متنبّه نمی‌سازد و برنمی‌گرداند: « آنان را به سختی و گرفتاری دچار ساختيم تا از غرور و طغیان دست کشیده و با اظهار عجز و لابه، به درگاه خدا رو کنند» (انعام ۴۲) و چون طغیان این چموش از غرور علمی اوست، لازم است باد علمی‌اش را با ویروسی میکروسکوپی، به غایت ناچیز و ناشناخته فرونشاند- در زمانی که بشر در زمینه بهداشت و درمان بر قله‌های به ظاهر تسخیرناپذیر صعود کرده- تا به بهترین وجه هم عجز، حقارت و ناتوانی بشر را به او بنمایاند و هم او را محبت، عشق و همگرایی سوق ‌دهد.

ویروس کرونا یادآور داستان موسی و شبان مولوی است. وقتی موسی مناجات شبان با خدا را می‌شنود، او را به شدّت نهی می‌کند که این مناجات تو کفر است و برانگیزاننده خشم خدا و …، ولی خداوند او را این گونه هشدار می‌دهد: «تو برای وصل کردن آمدی * یا برای فصل کردن آمدی؟ * … * ما زبان را ننگریم و قال را * ما روان را بنگریم و حال را * ناظر قلبیم اگر خاشع بود * گرچه گفت لفظ ناخاضع رود * … * چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز * سوز خواهم سوز، با آن سوز ساز * آتشی از عشق در جان بر فروز * سر بسر فکر و عبارت را بسوز * موسیا آداب‌دانان دیگرند * سوخته جان و روانان دیگرند * ملت عشق از همه دین‌ها جداست * عاشقان را ملت و مذهب «خداست»»

آری ویروس کرونا آمده است تا بشریت متوطّن در دهکده جهانی را به سوی ملّت عشق سوق دهد و زمان را برای «ظهور مدیر توانمند این دهکده» آماده سازد. پس بر ماست که «موسی‌وار» در پی بشریّت «شبان وار عاشق و راه‌گم کرده» بدویم و او را به خدای عاشق سوق دهیم و کلام موسی را فریاد زنیم: « گفت مژده ده که دستوری رسید * هیچ آدابی و ترتیبی مجو * هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو * کفر تو دینست و دینت نور جان * آمِنی، وز تو جهانی در امان». به امید ظهور امام عشق، محبت، وحدت و همگرایی انسانی.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن