نعمتِ ناشناخته…شکرِ “نو”… رنج “نو”…امید “نو”

سیدمحمدناصر تقوی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «نعمتِ ناشناخته…، شکرِ “نو” … رنج ” نو “…امید” نو”» نوشت:

پیامبر گرامی فرموده اند: دو نعمتند که همیشه قدرشان ناشناخته است[ وموردکفران و ناسپاسی قرار می گیرند]: نعمت سلامتی و نعمت امنیت (“نعمتان مجهولتان/ مکفورتان: الأمن و العافیة” خصال صدوق/ص۷۰)

یکی از دلایل مهم ناشناخته بودن و غفلت و بی توجهی به این دو نعمت که طبیعتا موجب کفران آنها می شود، اینست که ما معمولا غرق در این دو نعمتیم و ابعاد و گستردگی و وجوه پر برکت آن را نمی شناسیم. در مورد همین نعمت سلامتی، پیش از آمدن اپیدمی کرونا گمان می کردیم بصورت متداول هرگاه به بیماریهای معمول مبتلا می شویم با یادآوری سلامتی خود، قدر آن را بهتر می دانیم. اما اکنون با شرایط پیش آمده در ایران و جهان و تبعات این بیماری، گویی ابعاد و زوایای جدیدی از نعمت سلامتی و عافیت برایمان منکشف شده است و متوجه شده ایم که بیماری و سلامتی نه فقط در مورد یک شخص بیمار، بلکه به عنوان یک “نعمت جمعی و بین الأبدانی” در حوزه زیست انسانی چقدر اهمیت دارد و بسا بسیاری از ما از این وجه نعمت عافیت جمعی و سلامت محیطی غافل بودیم و به دلیل آنکه عمری مستغرق در این نعمت بودیم، هیچ شناختی از ابعاد و وجوه آن نداشتیم. براستی که چه زیبا می فرماید: و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها ( و اگر تنها یک نعمت خداوند را محاسبه کنید، نمی توانید [ فواید و آثار ] آنرا شمارش نمائید/نحل۱۸).

اکنون و با وجود قرنطینه و شرایط جدیدی که حاکم بر زندگی اکثر مردم جهان شده است، عادی ترین فعالیتهای روزمره ای که همیشه بصورت معمول انجام می دادیم و هیچگاه حتی به چشم و نظرمان هم نمی نشست چه رسد که بخواهیم آنها را مهم و ذی قیمت تلقی کنیم، می بینیم که هر کدام چه نعمت بزرگی بوده اند و عمری از آنها بهره مند و درعین حال غافل بودیم. از یک دست دادن ساده در دیدار دوستان و دیده بوسی و در آغوش گرفتن اقوام و والدین تا دورهمی های صمیمانه و محافل انس، اجتماعات هنری ، مذهبی و ورزشی و حتی خوردن یک نان و پنیرک ساده و بی دغدعه و صمیمانه در کنار هم و مسافرت کردن به شهرهای خود ، در مراسم جشن و عزای هم حاضر شدن و… تمام اینها از آثار و برکات آن نعمت عافیت و سلامتی بوده و هست که سالیانی در آن غوطه ور بودیم ولی برایمان ناشناخته بود. طبعا تجربه جدید می تواند و باید برانگیزنده شناخت جدید باشد و در این شناخت جدید نسبت به یک نعمت، مسولیت جدید و”شکرِ جدید” هم لازم می شود و شایسته است خداوند را سپاسگزار باشیم که سالها از آثار و برکات همین نعمت سلامتی و عافیت جمعی برخوردار بودیم. خصوصا که این درک جدید از نعمت، آنگاه که فاقد آن شده ایم تجربه جدیدی از رنج و درد را بدنبال دارد که بر دریغای نعمت و طبعا قدردانی و شکر آن می افزاید. تجربه جدید از این رنج که عزیزانی چند خیابان آنسو تر از تو باشند ولی به اراده خودت نباید بروی و آنها را ببینی؟! چه زمان اینگونه چنین رنجی را تجربه می کردیم که دوستان و عزیزانی چشم از جهان فروبندند و تو وخانواده اش نتوانید حتی یک تعزیت و تسلیت ساده بگویید و از آلام آن اندکی بکاهیم؟ تجربه رنج زیستن توامان در دوگانه ها : دوگانه خواستن و نخواستن، رفتن و نرفتن، دیدن و ندیدن و… قلبا غرق در شوق خواستن دیدار پدر و مادری هستی که الحمدلله حیّ و حاضرند، و تو هم در حضری و نه در سفر! اما به فرمان عقلت نمی خواهی که آنها را ببینی و به دیدارشان بروی و دستشان را ببوسی!

پیشتر و در روزگار عتیق! شبیه این دوگانه رنج را در مرارت خواستن و نخواستن های عاشقانه شنیده و خوانده بودیم. عاشقی که “وصال” می خواهد و معشوقی که “هجران” طلب می کند و عاشق با ترجیح طلب معشوق، تن به رنج دوگانه خواستن و نخواستن می دهد! ” أرید وصاله و یرید هجري، فأترك ما أريد لما يريد ” ( من وصال او را می خواهم و او هجر من را، پس ترک میکنم آنچه خود می خواهم را برای آنچه او میخواهد! )و یا به بیان حافظ : میل من سوی وصال و میل او سوی فراق/ترک کام خود گرفتم تا بر آید کام دوست. ولی اکنون این دوگانه ی رنج، صورتی دیگر از خود را نمایانده است. صورتی بسا عاشقانه تر از صورت عهد عتیق! هر دو طرف خواهان وصل و دیدارند ولی هر دو برای هم باید به فراق و هجران تن دهند! دو گانه جدید عاشقانه تر است چون بر خلاف عاشقانه قدیم، هر دو طرف در تجربه ای همسان می زیند. و بر درام آن می افزاید همزمانی این شرایط با نوروز که فصل باستانی دید وبازدید و لقاء اخوان و احباب است و گویی جنس تازه ای از درد را برایمان هجی می کند.دردی از این جنس که به قول آن شاعر: درد یعنی تو نباشی بغلم ناز کنی / رادیو لحظه ای آواز بنان پخش کند!

و این نوروز البته اگر چه رنجی نو داشته، اما شناخت وتجربه ای نو نیز داشته است که آن هم مولد “امیدی نو” ان شاءالله خواهد بود.چرا که در متن هر سختی، آسایش و آسانی پروریده می شود: إنّ مع العسر یسرا

انتهای پیام

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن