در عراق چه می‌گذرد؟

سیاوش فلاح‌پور تحلیلگر مسائل منطقه در رشته‌ توییتی به تحلیل وضعیت سیاسی امروز عراق پرداخته است:

** ریشه بحران‌های سریالی این کشور طی سال‌های اخیر در کجاست؟ چرا نظام سیاسی عراق دیگر حتی قادر به انتخاب یک نخست وزیر و حمایت از او تا پایان دوره قانونی نیست؟
احتمال تکرار تنش‌های نظامی یا به طور مشخص کودتا در شرایط کنونی عراق تا چه اندازه جدی است؟

**نظام سیاسی که بعد از سقوط صدام و مشخصا از سال ۲۰۰۵ با تدوین قانون اساسی جدید در عراق شکل گرفته با سرعت در سراشیبی فقدان مشروعیت و ناکارآمدی حرکت می‌کند

مهمترین نشانه این واقعیت، فرمالیته شدن قانون اساسی و تمام نهادهای قانونی است که باید قدرت را انحصارا در اختیار داشته باشند

بازیگرانِ منشاء اثر جای دیگری هستند، در پارلمان یا وزارتخانه‌های دولتی نمی‌توان آن‌ها را پیدا کرد

**این وضعیت که امروز به اوج خود رسیده، میراث دموکراسیِ برآمده از اشغالگری نظامی و دخالت خارجی است

به طور خلاصه در نظام مابعدِ اشغال خاک عراق، تعیین مناسبات قدرت در اختیار مثلثی خارج از قانون اساسی بوده: واشنگتن-تهران-نجف

**تمام تحولات سیاسی و فراگیر عراق طی نزدیک به دو دهه گذشته حاصل توافق این مثلث بوده

هر سه ضلع نیز همواره حق وتو داشته‌اند، برای مثال اگر یکی از ۳ ضلع با گزینه‌ای برای نخست وزیری مخالف بود نام وی به طور طبیعی از لیست خط می‌خورد

این معادله در سال ۲۰۱۱ با خروج آمریکا از عراق در دولت اوباما تا حدی تغییر کرد

به این ترتیب که ایران به شکلی فراتر از انتظار توانست جای خالی رقیب را پر کرده و نفوذ خود را افزایش دهد

افزایش نفوذ ایران اما نگرانی ضلع سوم [مرجعیت نجف] را به دنبال داشت

نمود این نگرانی فشار مرجعیت برای کناره گیری گزینه ایران از قدرت و تغییر نخست وزیر بود

**به این ترتیب با پیام تاریخی مرجعیت به حزب‌الدعوه، ایران نیز با کناره گیری نوری مالکی و نخست وزیری حیدر العبادی موافقت کرد

العبادی از آغاز برای احیاء توازن پیشین به صحنه آمده بود اما روند تحولات او را به نیرویی ضد ایران تبدیل کرد

با بازگشت آمریکا به عراق در ۲۰۱۴ (ائتلاف مبارزه با داعش)، فضا برای نقش آفرینی العبادی مقابل ایران بیشتر مهیا شد

او طی سال‌های نخست وزیری ضمن استفاده از حمایت گسترده ایران در نبرد با داعش تلاش کرد نفوذ تهران در مراکز حساس را کنترل کرده و در برخی نقاط کاهش دهد

**نقطه اوج این روند، اعلام التزام العبادی به تحریم‌های آمریکا علیه ایران بود

حالا ضلع دوم، یعنی ایران نخست وزیری العبادی را وتو کرد و عمر دولت او را به پایان رساند

با سقوط العبادی، سه ضلع مثلث غیر قانونیِ قدرت به این ترتیب مقابل یکدیگر صف‌کشی کردند

آمریکا با رویکرد جدید در سیاست خارجی، شعار بازگرداندن ایران به داخل مرزهایش و برگ برنده تحریم‌ها با هدف کاهش قدرت منطقه‌ای ایران

ایران با بازیگرانی جدید در ساختار سیاسی عراق؛ نیروهای سیاسی برآمده از حشد شعبی، بعد از شکست داعش که قدرتی جدید به اردوگاه متحدان تهران داده‌اند

و مرجعیت؛ نهادی که اگرچه حضورش در قدرت هیچ اعتبار قانونی ندارد اما قدرتش از هر زمان دیگری بیشتر شده

**علاوه بر این ۳ ضلع، بازیگری با توانایی بسیار محدودتر، اما تازه نفس نیز به میدان اضافه شده که بازی با ظرفیت‌های این مثلث را به خوبی بلد است؛ جریان صدر

رقابت این جریان با مرجعیت برای ورود به مثلث قدرت از جمله اتفاقات قابل توجه در حاشیه این صحنه است که باید به طور مفصل و جداگانه به آن پرداخت

صف کشی‌های جدید که مشخصا ظرفیت تنش را نسبت به مصالحه بسیار بالا برده، بحران مشروعیت و ناکارآمدی نظام جدید عراق را بیش از هر زمان دیگری عیان کرده است

صاحبان قدرت با گذشت نزدیک به یک سال از برگزاری انتخابات پارلمانی، بر سر تعیین سران قوا به توافق رسیدند

اگرچه اینجا هم‌ بدون رعایت مناسبات قانونی، بدون تشکیل فراکسیون اکثریت و با توافقی خارج از پارلمان
به این ترتیب عادل عبدالمهدی در جریان توافق مستقیم صدر و عامری نخست وزیر شد

**مرور این روند اگرچه به مقدمه‌ای مفصل تبدیل شد اما ثابت می‌کند که تحولات پر سرعرت اخیر عراق، از اعتراضات بی سابقه مردمی تا سقوط دولت عبدالمهدی و… از نتایج بحران مشروعیت در عراق هستند نه علل آن

**اکنون عراق وارد دور باطل شده و این سیستم دیگر به سختی قادر به ادامه حیات است

۱- نظامی که شامل ویترینی از دمکراسی و هسته‌ای از مثلث قدرت بود تا حد زیادی مشروعیتش را از دست داده
۲- ناکارآمدی نظام در دهه گذشته وضعیت بحرانی برای عراق ایجاد کرده
۳- مثلث قدرت همچون گذشته قادر به مصالحه نیست و دو ضلع آن (ایران و آمریکا) نبردی وجودی رابا یکدیگر آغاز کرده‌اند

**ضربه آمریکا به ایران، ترور شهید سردار سلیمانی و ابو مهدی المهندس بود؛ دو چهره‌ای که نقش مهمی در هدایت بیت شیعیان در ساختار سیاسی داشتند و بسیاری از بن‌بست‌ها با ورود شخصی آن‌ها باز می‌شد

**اکنون احزاب شیعه در اجماع بر سر انتخاب نخست‌وزیر یا حتی موضاعات دیگر نسبت به گذشته ضعیف شده‌اند

**باید توجه داشت که معرفی عدنان الزرفی، استاندار سابق نجف به عنوان گزینه نخست وزیری از سوی برهم صالح، اصولا در نتیجه ناتوانی احزاب شیعه در توافق بوده است؛ اقدامی که از سوی بخش عمده احزاب شیعه (به استثناء جریان صدر) به مثابه دست اندازی به حقوق سیاسی آنان از سوی صالح تلقی شده است

**ضربه ایران به آمریکا نیز عبور از خط قرمز حملات مستقیم به پایگاه‌های میزبان نیروهای آمریکا و آغاز فشارهای قانونی برای اخراج نظامیان این کشور از عراق است
علاوه بر این، برخی حملات راکتی مقطعی به مواضع نیروهای آمرکایی را نیز در چارچوب فشارهای تهران علیه واشنگتن تفسیر می‌کنند

در سایه چنین شرایطی، چه مسیری پیش روی دولت و فراتر از آن، نظام‌ سیاسی عراق قرار دارد؟

**ناتوانی سیاست از حل مناقشات به طور طبیعی راه را برای تنش‌های نظامی و ورود نظامیان به صحنه باز خواهد کرد

بر این اساس اگر عدنان الزرفی تجربه‌ای همچون توفیق علاوی داشته باشد

یعنی ناکامی در تشکیل جلسه رای اعتماد با حد نصاب ۱۶۵ نماینده یا عدم رای اعتماد و… به طور طبیعی گزینه کودتا محتمل می‌شود

**به این معنا که بخشی از نظامیان، ‘جریانی خاص’ را مانع از حل بحران معرفی کرده و برای حذف آن جریان وارد میدان شوند

کدام جریان؟ طبیعتا احزاب نزدیک به ایران

به یاد داریم که بخشی از تنش‌های منتهی به سقوط دولت عبدالمهدی، مربوط به تلاش او برای مهار حلقه‌ای خاص در نیروهای نظامی عراق بود که به تعبیر نخست وزیر، “ارتباط نامتعارف با سفارت‌های خارجی” داشتند

طبیعتا تحقق چنین سناریویی با موانع مختلفی مواجه خواهد شد

ازجمله وجود نیرویی به نام حشد شعبی

**به این ترتیب حلقه نظامی مورد اشاره، در صورت صحت فرض اراده‌اش برای کودتا، نیاز به کمک خارجی دارد

به عبارت دیگر، ضلع دوم برای حذف متحدان ایران مستقیما باید وارد عمل شود

براین اساس است که می‌توان تحرکات اخیر آمریکا درعراق را نگران کننده دانست

**با این حال اما تمام آنچه گذشت همچنان در سطح یک احتمال است و نه بیشتر

با توجه به اینکه اجرای این سناریو، نه تنها در میان متحدان آمریکا در عراق، بلکه حتی در واشنگتن مخالفان جدی دارد و تبعات آن، از جمله پاسخ احتمالی ایران روشن نیست

اما آنچه روشن است و درباره‌اش تردیدی وجود ندارد؛ بحران نظام سیاسی عراق به اوج خود رسیده، مقبولیتش را نزد مردم از دست داده، همچون گذشته قادر به حل منازعات سیاسی با رجوع به مثلث قدرت نیست

**بنابراین حتی اگر مساله نخست وزیری بعد از نزدیک به ۲ سال بدون وقوع سناریویی خشونت آمیز حل شود باز هم باید منتظر سریال بحران‌های بعدی در این کشور باشیم

بحران‌هایی که ذاتا تنش آفرین است و هسته‌های قدرت را بر سر هر موضوعی مقابل یکدیگر قرار می‌دهد

این بحران‌ها تا پایان جنگ اراده میان تهران و واشنگتن، نه صرفا در عراق، بلکه سراسر منطقه خاورمیانه ادامه خواهد داشت.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن