ریاکاری در عدم استفاده از کاخ‌های سلطنتی

علی‌اکبر گرجی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «ریاکاری در عدم استفاده از کاخ های سلطنتی» نوشت:

پس از انقلاب گزاره هایی به نام اخلاق، انقلاب، اسلام و هواداری از مستضعفان شکل گرفت که فاقد بنیان منطقی و ناسازگار با خرد سیاسی بود. ‌

یکی از آن گزاره ها این بود که حاکمان جدید نباید از اماکن و فضاهای برجای مانده از رژیم سابق بهره ببرند. گویی اموال برجای مانده از رژیم سابق ملک شخصی زمامداران بوده و استفاده از آنها جنبه غاصبانه می یابد. غافل از آنکه تمام کاخ ها و …جزو اموال عمومی کشور است و حکمرانی هم امر مستمری است و با تغییر حکومت متوقف نمی شود. بدین خاطر، تک تک اموال عمومی برجای مانده از رژیم سابق باید در رژیم های بعدی به بهترین نحو نگهداری و مورد بهره برداری قرار گیرند. ‌

چندی پیش هم درباره استقرار مجمع تشخیص مصلحت نظام در کاخ مرمر در زمان مرحوم هاشمی رفسنجانی موجی درست شد.

البته، که کاخ نشینی زمامداران نباید آنها را به سمت استبداد و غفلت از درد و رنج مستضعفین سوق دهد، اما عامل اصلی چنین انحراف هایی سازوکارهای حکمرانی است و مکان حکمرانی تاثیر شگرفی در این قضیه ندارد، گو اینکه در کشورهای دموکراتیک هم اماکن حکومت های قبلی را مورد استفاده قرار می دهند تا به نوعی بیانگر اصل تداوم عمل حکمرانی باشد.

بدیهی است استفاده شخصی از اموال عمومی به طور کلی ممنوع است.

دیگر آنکه، اصرار بر عدم استفاده از ساختمان های قبلی مضرات بسیاری دارد، از جمله اینکه آن کاخ ها در مقایسه با برخی از ساختمان های مدرنی که جدیدا احداث شده اند، چندان هم مجلل به شمار نمی روند و اصرار بر عدم استفاده از آنها نوعی ریاکاری به شمار می رود. بگذریم از اینکه برخی از مدعیان دو آتشه ارزشمداری در چنان ناز و نعمتی زندگی می کنند که آن “خدا بیامرز” در خواب هم نمی دید.

ایران زدایی و گذشته ستیزی فقط به دوری ریاکارانه از کاخ ها بسنده نکرد. تغییر نام خیابان ها و تخریب مقبره ها و مجسمه ها، بویژه تخریب مجسمه و مقبره مستبد مدرنیست ایران یعنی رضاشاه، را هم در دستور کار خود قرار داد. کورش ستیزی امروز هم یک عمل ننگین و ریاکارانه مانند همان اعمالی است که مرحوم خلخالی مرتکب می شد. این ظاهرگرایان فراموش کرده اند که باید مظاهر استبداد کهن را در جلو چشم حاکمان و مردم علم کرد تا مایه عبرت استبداد نو شود. خاقانی بزرگ از برخی مدعیان ارزشمداری بهتر می فهمید که هنگام گذر از ایوان مدائن اشعار جانسوز زیر را سرود:

هان اي دل عبرت بين از ديده نظر کن هان
ايوان مدائن را آيينه عبرت دان
دندانه هر قصري پندي دهدت نو نو
پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
گويد که تو از خاکي، ما خاک توايم اکنون
گامي دو سه بر مانه و اشکي دو سه هم بفشان

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن