داستان یک نفوذی؛ سرهنگ بیژن کبیری

حسین قاسمی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «داستان یک نفوذی؛ سرهنگ بیژن کبیری» نوشت:

سرهنگ بیژن کبیری فرمانده تیپ کلاه سبزها در زمان انقلاب ، بعدا در ارتباط با آقای ری شهری رییس دادگاه انقلاب ارتش و برخی دستگاههای اطلاعاتی قرار گرفت و اعتماد آنها را جلب کرد.از جمله مهم ترین همکاری های کبیری با دادگاه انقلاب ارتش، در پرونده قطب زاده بود.

مهدی پرتوی مسول شبکه مخفی و نظامی حزب توده درباره نقش کبیری در پرونده قطب زاده اظهارداشته است:

«سرهنگ کبیری فرمانده تیپ کلاه سبزها بود در زمان شاه.اینها در ارتباط با حزب بودند، سرهنگ [هوشنگ] عطاریان هم بود.سرهنگ کبیری به خاطر همان ارتباطاتی که از گذشته داشت ،به دستور حزب با آقای ری شهری که رییس دادگاه ارتش بودبا ایشان تماس برقرار کردو بعد یک جور همکاری انجام می داد که نفوذ می کرد در گروه های به اصطلاح راستی که علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کردند،و بعد آنها را لو می داد.

آقای قطب زاده بعد از اینکه یک مقداری به کبیری اعتماد کرده بود،صحبت از این کرده بود که ما در تدارک فعالیت هایی برای کودتا هستیم.کبیری هم برای آنکه بتواند و آرد آن جریان بشود، گفته بود که ما یک سازمان گسترده در داخل ارتش هستیم،فعالیت مخفی داریم علیه حکومت.

کبیری، عطاریان را به عنوان رهبر این سازمان معرفی کرد و بعد به اتفاق عطاریان به قطب زاده مراجعه کرده بودند.طرح قطب زاده این بود که ما در دو مرحله اقدام می کنیم:

یک مرحله اقدام و به اصطلاح سران نظام هست

که به این ترتیب می شود با خمپاره محل را موقع تجمع رهبران نظام در خانه آقای خمینی ، آنجا را می زنیم .در مرحله دوم ما می آییم به عنوان ضد کودتا عمل می کنیم .»(۱)

در ضربه اول حزب توده ( ۱۷ بهمن ۱۳۶۱ ) مشخص شد که کبیری عضو شبکه نظامی حزب توده می باشد:

«خیلی صریح به کیانوری گفتم که خودت را بیش از این ضایع نکن. اشاره کردم به نام مسئول سازمان مخفی و نظامی که منصور خلیلی فیجانی داده بود، گفتم میدانیم که خسرو(محمدمهدی پرتوی) کیست و تعداد اعضای کمیته مرکزی را محمود روغنی گفته است.

روغنی در بازجویی گفته بود لیست اعضای کمیته مرکزی حزب توده که طبق قانون احزاب رسماً به وزارت کشور داده شده، یک سوم تعداد واقعی است. بعبارتی نام دو سوم اعضای کمیته مرکزی به وزارت کشور اعلام نشده بود.

خیلی راحت پذیرفت و گفت ممنونم که مرا روشن کردی که بیش از این خودم را مفتضح نکنم. شروع کرد نوشتن؛ ضمن تایید سازمان مخفی و نظامی در سه صفحه ، مطالب مهمی را تحت عنوان “اشتباهات حزب” نوشت و نام سه افسر بلندپایه یعنی ناخدا افضلی فرمانده نیروی دریایی ارتش ، سرهنگ کبیری و سرهنگ عطاریان را نوشت.

منصور خلیلی فیجانی اوایل اسفند ۶۱ اسم خسرو را گفته و نوشته بود، کیانوری دو یا سه روز به عید یعنی حدود ۲۷ اسفند ۶۱ آن مطالب را نوشت. خسرو (مهدی پرتوی) در اردیبهشت ۶۲ دستگیر شد.» (۲)

پس از اعتراف کیانوری، اشراف اطلاعاتی بر روی کبیری ایجاد شد و در اردیبهشت سال ۱۳۶۲اقدام لازم به منظور دستگیری او انجام شد:

«برای دستگیری [سرهنگ بیژن]کبیری،مانند بقیه افراد رده بالا،هماهنگ شده بود که یک تیم عملیاتی با تیم ت.م (تعقیب و مراقبت) که روی سوژه تسلط داشت،به طورهماهنگ اقدام به دستگیری نمایند.

نشانی منزل کبیری در تعقیب به دست آمده بود.منزلش در ضرابخانه انتهای یک کوچه بن بست بود که مراقبت را بسیار مشکل می کرد.

عملیات با اطمینان به حضور سوژه در منزل آغاز شد و ما در ستاد(توحید) لحظه ای کار را دنبال می کردیم.

تیم عملیات به همراه سرتیم ت.م وارد منزل شدند.کبیری در مقابل تیم با اعتماد به نفس عجیبی مقاومت کرد و حاضر به همراهی تیم نشد.او با تلفن منزل با دفتر آقای ری شهری رییس دادگاه انقلاب ارتش تماس گرفت.

آقای ری شهری تلفنی با مسئول تیم صحبت و به انها دستور داده بود که بلافاصله از منزل خارج شوند، و در غیر این صورت آنان را بازداشت خواهد کرد.

با تصمیم سرتیم،افراد از منزل خارج می شوند.سرتیم در حالی که تیم را از بیرون به مراقبت خانه گذاشته بود،تلفنی با ستاد تماس گرفت.

با ناراحتی به او گوشزد شد که اشتباه کرده از خانه خارج شده و می بایستی بدون اعتنا به تهدیدات ماموریت خود را انجام می دادند.به سرتیم تاکید شد که به خانه بازگردند و سوژه را دستگیر کنند.

سرتیم را تلفنی مجاب کردم که به ماموریت خود ادامه دهد.

تیم مجددا به خانه وارد شدند، اما مرغ از قفس پریده بود.کبیری با استفاده از پشت بام همسایه ها فرار کرده بود.سرتیم با تلفن منزل سوژه تماس گرفت و فرار سوژه را اطلاع داد. پایان عملیات اعلام شد.

موضوع بلافاصله با مسئولین مربوطه مطرح و برای اقدامات بعدی تصمیم گیری شد.

یک پرونده چند صفحه ای متضمن تک نویسی کیانوری در مورد کبیری و مدارک دیگر تهیه شد.

به همراه آقای [احمد]وحیدی، که آن زمان مسئول واحد اطلاعات سپاه شده بود،برای توجیه آقای ری شهری عازم دادگاه انقلاب ارتش شدیم.

به خاطر دارم عزیمت ما به دادگاه انقلاب ارتش واقع در خیابان دماوند،پادگان نیروی هوائی،روزی بود که افغانستانی ها به مناسبتی در تهران تظاهرات داشتند.جلوی ورودی مجموعه ،انتظامات ما را متوقف کرد.این در حالی بود که در آن دوران برای سپاه، معمولا دری بسته نمی ماند.

از قبل اطلاع داده بودیم که فرمانده واحد اط سپاه پرونده کبیری را برای توجیه آقایان می آورد.

این طور که نقل شد آقای ری شهری خیلی عصبانی شده بود.

معلوم شد که کبیری منبع ویژه و کاملا قابل اعتماد دادگاه انقلاب ارتش بوده و اقدام به دستگیری او ذنبی لایغفر!

هرچه اصرار کردیم بی فایده بود.اهانت هم بود،به هر حال آقای وحیدی مسئول واحد اطلاعات سپاه بود.آقای ری شهری حتی تلفنی هم حاضر نشد باآقای وحیدی که جلوی دژبانی متوقف شده بود صحبت کند.پیشنهاد باز گشت دادم.اما آقای وحیدی اصرار داشت که نتیجه بگیرد.نتیجه ای حاصل نشد.

تصمیم به بازگشت گرفتیم،اما آقای وحیدی علیرغم امتناع مسئول دژبانی، پاکت محتوی پرونده رادردژبانی گذاشت تا به آقای ری شهری بدهند.بازگشتیم.چند برگ اوراق پرونده کبیری که به دادگاه ارتش داده بودیم هرگونه تردید بر وابستگی کبیری به حزب توده را برطرف می کرد.

روز سوم فرار کبیری بود که ارتباطی برقرار شد بین آقای ح.ص از دادگاه انقلاب ارتش ، با من.

قبول کردند که کبیری را دستگیر کنیم.اما مشکل این بود که او فراری بود و فقط تلفنی و یک طرفه با دادگاه ارتباط داشت.

با ح.ص برنامه ای برای دستگیری کبیری طراحی شد،به این شکل که ما اقدامات نمایانی برای کنترل منزل سوژه اجرا کنیم تا این اقدامات از طریق همسر سوژه به وی اطلاع داده شود.همین طور شد.

در مقابل، ح.ص در تماس سوژه و اظهار نگرانی او،خود را حامی او و محل دادگاه را تنها نقطه ایمن برای وی جلوه داد.

کبیری علیرغم هوش فوق العاده، در دام افتاد و به دادگاه رفت.ح.ص اطلاع داد.با یک تیم عملیاتی به دادگاه رفتیم و او را تحویل گرفته و به بازداشتگاه منتقل کردیم.»(۳)

آقای ری شهری ریاست دادگاه کبیری و عطاریان را بر خلاف دادگاه سایر اعضای شبکه مخفی و نظامی حزب توده نپذیرفت. کبیری و عطاریان در دادگاهی مجزا از سایر اعضای شبکه مخفی و نظامی حزب به ریاست آقای علی یونسی محاکمه شدند.اقای ری شهری در این خصوص در خاطراتش نوشته است:

«در فاصله‌ی محاکمه‌ی «بهرام افضلی» و گروه اول از نفوذی‌های حزب توده در نیروهای مسلح، یک جلسه‌ی دادگاه به محاکمه‌‌ی مهم‌ترین نفوذی‌های حزب توده در نیروی زمینی اختصاص داشت که به ریاست «حجت‌الاسلام علی یونسی» در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۶۲ برگزار شد و گزارش آن به اطلاع اینجانب رسید. در آن جلسه به اتهامات سرهنگ «هوشنگ عطاریان» و سرهنگ «بیژن کبیری» رسیدگی شد.»(۴)

۱- مستند فرزند انقلاب، بخش سوم.
۲- مصاحبه با بازجوی کیانوری
۳- مصاحبه با یکی از مسولین پرونده حزب توده در زمان ضربه به حزب
۴- محمد محمدی ری‌شهری،خاطره‌ها، جلد دوم، (نفوذی‌های حزب توده در نیروهای مسلح)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، چاپ اول ، بهار ۱۳۸۵، صفحه‌ی ۱۳۱

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن