ویروس مدیریت در دانشگاه ها؛ قاتلان اهلی

عبدالحمید نورزایی، پژوهشگر افغان در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «ویروس مدیریت در دانشگاه ها؛ قاتلان اهلی» نوشت:

ویروس کرونا علاوه براینکه قاتل بی رحمی است بازیگر قهاری هم در مدیریت کلان کشوره‌ها محسوب میشود از اقتصاد تا سیاست نقش این ویروس غیر قابل انکار است اما برخی از کشورها به دلیل داشتن زیرساختهای قدرتمند مدیریتی و اجتماعی در برابر قدرت انارشیک این ویروس پیکان نوک تیزی از نظم مدیریتی واجتماعی محسوب میشوند‌.

اما در برخی دیگراز کشورها مانند افغانستان،عراق وایران به دلیل عدم وجود زیرساختهای قدرتمند مدیریتی اسیب پذیری انها از این ویروس خونسرد ناظرین را شگفت زده کرده است.

یکی مانند دوترته رئیس جمهور فلیپین با اعمال حداکثری خشونت مانع از حضور مردم در خیابان میشود دیگری مانند انگلا مرکل با گفتگو و تشریح کامل وضعیت از مردم میخواهد که خود را قرنطینه کنند وهیچ خشونتی درکار نیست هم نظامهای سیاسی ومدیریتی در دوکشورمذکور فرق میکند وهم مردمی که درچنین نظامهایی زندگی میکنند دیدگاههای متفاوتی نسبت به کشور و زندگی و تعهدات پیرامون ان دارند.

یک کشور موفق را می‌توان با یک بدن سالم مقایسه کرد که در برابر هرگونه ویروس ونوسانی بازدارندگی موفقی دارد سیستمهای اموزشی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی این کشورها برپایه‌های محکمی استواراست که سرعت، نظم، تعهد و پژوهش محور بودن از ویژگیهای آنها است دانشمندان و مدیران چنین کشورهایی امروز به صورت شیفتهای شبانه روزی خود را درازمایشگاهها و بیمارستانها وقف مردم کرده اند و به دنبال یافتن واکسن کرونا ارام و قرار ندارند دلیل موفقیت چنین کشورهایی چیست؟ و چرا دیگر کشورها نمی‌توانند به چنین جایگاهی از لحاظ سیاسی ویا مدیریتی برسند؟

کشورهایی مانند تایوان و سنگاپور با جمعیت، منابع و وسعت کم خود چرا موفق تر از کشورهایی مانند ایران هستند در حالی که موقعیت ژئواکونومیک، ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و پیشینه تاریخی ایران برتری خاصی به این کشور می‌دهد اما چرا امروز برتری تایوان وسنگاپور غیر قابل قیاس با ایران است؟

در یک سو نیز می‌توان یونان را در اروپا مثال زد که با آن پیشینه تاریخی درخشان خود از کشوری مانند سوئد ویا فنلاند در هر زمینه ای عقب افتاده است وغرق در وام‌های اروپاست.

اگر به بررسی کلیدها وعوامل موفقیت درکشورهای توسعه یافته بپردازید به یک پاسخ مشترک در بین کشورهای موفق خواهید رسید و آن چیزی نیست جز دارا بودن یک سیستم اموزشی پیشرفته و جامع در آن کشورها که توده را به بهترین شکل اموزش وتربیت می‌کند ونسلی متعهد و قانون مدار را تقدیم کشور می‌کند. اگر برنامه اموزش ابتدایی کشورهای اسکاندیناوی را بررسی کنید از اشپزی تا کشاورزی وموسیقی را در‌ آن مشاهده میکنید و اولویت با اموزشهای اجتماعی و شهروندی است تا اموزش ریاضی، انها برتربیت نسلی متعهد، تعهد دارند این نظام اموزشی را اگر بخواهیم مقایسه کنیم با نظام اموزشی ایران درحقیقت باید عزادار نظام اموزشی ایران باشیم.

کرونای مدیریتی در کشورهایی مانند ایران سالهاست که چون زالو خون نظام اموزشی را می‌مکد و نسلها را از خلاقیت زایی و تعهد عقیم میکند. نگارنده به عنوان دانشجوی خارجی در یکی از دانشگاه‌های ایران در حال تحصیل هستم ودر طول مدت تحصیل خود شاهد یک نمایش تراژدیک بودم تا یک اموزش علمی منسجم و پژوهش محور، تجربه ای که از حضوردر کلاسهای سه دانشگاه مطرح ایران داشتم شاهدی است بر وجود دیفتری علمی در دانشگاههای ایران (دیفتری نوعی بیماری مسری کشنده است که در ان ریه ها از کارمیفتند وفرد خفه میشود) اگر تجربه ای از دانشگاه‌های مطرح خارجی داشته باشید به راحتی میتوانید اسارت و خفگی ممتد پژوهش های علمی را شهادت دهید نه اساتید علاقه ای به پژوهش دارند ونه دانشجویان رغبتی به شخم زدن نظریات علمی، مرگ انگیزه و اینده مبهم دانشجویان بنزینی است برروی این اتش مخرب. متاسفانه این سقوط ازاد را دررشته های علوم انسانی بیشتر میتوانید ببینید تا رشته های فنی، نظام اموزشی ایران مستاصل از تربیت نسلی متعهد و متخصص است ودر حال حاضر بیم آن میرود که قاتلانی اهلی تولید دانشگاه‌ها باشد.

یک مهندس بی تعهد در یک پروژه میتواند سازه ای خطر ناک وفاقد استاندارد را برای جامعه بسازد مانند بیماستان کرمانشاه که براثر زلزله از بین رفت ویا یک مدیرکل که در اوج سیل وگرفتاری مردم در سفر توریستی خارجی به سر میبرد ویا شخصی که مدیریت تخصیص ارز برای داروها و کالاهای اساسی را دارد اما به جای تخصیص ارز به داروهای ضد سرطان ارز را به لوازم ارایشی و واردات دسته بیل اختصاص داده و شوربختانه مدیران ارشدی که با اختلاس دست در دست مافیا دارند.

برای یک نظام مردم سالار وجود حتی یک مدیر فاسد هم سوال برانگیز است، اگر حال مدیران ارشد دولتی که از فیلترهای متعدد عبور میکنند ومتعهد خوانده میشوند این باشد پس در سطح اجتماع و مدیریت خرد کشوری باید بگوییم که با موج بزرگی از قاتلین اهلی طرف هستیم که در همه جا هستند وبه منافع ملی و قانون نه تنها ارزشی قائل نیستند بلکه با پاسپورت کشورهایی مانند کانادا هر روز بر روان مردم رژه میروند و یاس وناامیدی از تطبیق قانون را به جامعه پمپاژ میکنند.

یک بار دیگر تاکید میکنم بیم ان است که خروجی سیستم اموزشی ایران قاتلان اهلی باشد نه نسلی متخصص ومتعهد نبود استانداردهای جهانی اموزشی و تعهد گریزی سمی است که پیکره ایران را دچار اضمحلال و فرسایش میکند و اعتماد اجتماعی را که روح کالبد سیاسی است را ویران میکند اگر روند موجود ادامه پیدا کند باید انتظار یک جامعه فروپاشیده را داشت. نمونه کوچک این جامعه فروپاشیده را اکنون در دانشگاه‌ها شاهد هستیم با اینکه دانشجویان حقوق در دانشگاه هرروز مواد حقوقی قوانین کشوررا بررسی وانالیزمیکنند واماده میشوند تا وکیل و دادستان وقاضی شوند اما ازفرامین غیر قانونی روئسای دانشگاهها پیروی میکنند. به عنوان مثال در حالی که دانشگاه ازاد از دانشجویان شهریه کلاسهای حضوری را گرفته است اما به علت کرونا مبادرت به برگزاری کلاسهای غیر حضوری کرده است و حاضر نیست که مابهالتفاوت کلاس حضوری وغیر حضوری را به حساب دانشجویان واریز کند وباسکوت خود قانون شکنی اشکار دانشگاه را تائید می‌کند.

ایا می‌توان تضمین کرد که این دانشجو در آینده وقتی که در مقام قضاوت و…قرار میگیرد و مصدر عدل میشود در برابر قانون شکنی سکوت نکند؟ عدالت را برقرار کند؟ متعرض به بی عدالتی باشد و مرجع تظلم خواهی؟

وقتی نمی‌توان انتظارمطالبه حق از یک دانشجوی حقوق داشت چگونه می‌توان امید داشت که قاتلین اهلی تولید و فربه نشوند.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن