فرصت نیمه شعبان و آسیب‌شناسی از رفتار شیعه

حجت‌الاسلام هادی سروش، مدرس حوزه علمیه در یادداشتی تلگرامی با عنوان «فرصت نیمه شعبان و آسیب‌شناسی از رفتار شیعه» نوشت:

براساس منابع دینی؛ مشکلات و نارسایی های دینی ، خصوصا در مکتب تشیع در سه چیز خلاصه میشود؛

اول: تندروی ها، مبالغه ها و غلوها
دوم: پایین آوردن شاَن و مقام اهل بیت(ع)
سوم: بهانه به دست دشمن دادن.

این سه امر مهم، از حدیث امام رضا (ع) قابل استفاده است .[۱]

مهم ترین بخش تندروی در دو قسمتِ تئوری پردازی ورفتاری است؛ ابتداءا هر نوع رفتار تند وافراطی خارج ازموازین عقلانی به داعیه دفاع ازدین و ارزشها مطرح میشود و بعد مورد انجام قرار میگیرد.

طرح احادیث ضعیف که بنابراثبات مقامات ائمه را دارد ولی دارای مفادغیر قابل پذیرش برای جامعه ی امروز باشد، درراستای”تندروی و مبالغه” باید ارزیابی نمود.

♦️چالش دیگر؛ طرح مباحث وایده هایی است که دردرون آن، تحقیر وتنزل مقام اهلبیت(ع)است. بمانند اینکه امام (ع) در حد یک انسان عالم قرار میدهند و یا کرامتهای ایشان را در حد و اندازه یک  “مرتاض”  قرار میدهند.

مشغول کردن مردم به “خواب و رویاها” ی عجیب وغریب، وحرف از کرامات غیر قابل قبول، از آن دسته اموری است که منزلت اهلبیت(ع)رامورد آسیب جدی قرار میدهد.

برای بهانه دادنِ بدست دشمنان ، کافی است که کسانی در مسند امور قرار گیرند که مدیریت مقبول ومعقولی نداشته باشندو یااز پاکدستی وزبان پاک بهره ای نبرده باشند!

اینان گرچه باچهره های مذهبی وگفتمان دینی وارد عرصه میشونداما درطول تاریخ شیعه بدترین ضربات را به مکتب اهلبیت واسلام وارد کرده اند.

ناچاریم این حقیقت تلخ رااعتراف کنیم ، کسانی که در جهان اسلام درجایگاه دینی قرارگرفته باشندوازمسئولیت خویش بخوبی برنیایند، درواقع خواسته یا ناخواسته در مسیر “دشمنی”خواهند بود و درست بهمین جهت است که کسانیکه به ناحق ویاناعادلانه برمسند “حکومت” و یا “هدایت” قرار میگیرند، مورد توبیخ ائمه (ع) میباشد؛

عیص بن قاسم گویداز امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: “..تقوا داشته باشید و با دقت به درون خود بنگرید، قسم به خدا اگر کسی گوسفندانی داشته باشد و برای آن ها چوپانی به خدمت گرفته باشد و سپس مردی را بیابد که به مصالح گوسفندان او اعلم از چوپان اوست, چوپان خود را اخراج می کند و شخص اعلم را به خدمت می گیرد.

اگر [خدای نخواسته] ناحق و یا ناعادلانه ای در راس امور شکل گیرد؛ نشان از مصادیق “تحقیر و تنزل” شئون رهبران الهی بحساب می‌آید و نشانه اش این است هر وقت جامعه اسلامی گرفتار چنین اوضاع وخیمی شده، بلافاصله آثار دین گریزی درسطح جامعه ویادرسطح کلان تر یعنی جهان اسلام، خصوصا نسبت به جوانان محسوس میشود!

آیا امام زمان تنهاست؟

این مشکلات است که یک امام (ع) را همانطوریکه در زمان حضورش “تنها” میکند ، امام (ع) را در زمان غیبت هم تنها می‌کند.

امام کاظم (ع)حضرت ولیعصر را به امامِ تنها وغریب وغائب معرفی میکند![۲]

این تنهایی به چه معناست ؟

شاید مقصود” تنهایی معنوی” است، بدین معناست که اهل زمان غیبت چنان مشغول امور شخصی و خانوادگی و اجتماعی وسیاسی میشوند که از ساختار و بایدهای  مکتب و امام آن مکتب غافل میشوند که امام (ع) در تنهایی قرار میگیرد.

وظیفه در دوران غیبت به دو چیز است

اول:دین داری است.دین داری،فقط نماز ودیگر عبادات نیست،دینداری یعنی احترام به همه حق الله ها و همه حق الناس ها واین است که چنان سخت است بمانند دست برشاخه پرتیغ کشیدن معناشده.[۳]

دوم:عقلانیت است.ونشانه رفتاری عقلانی ما مسلمین وشیعیان این است که “عاقلان جهان”آن راتحسین کنند[۴]

خروجی مهم “عقلانیت”؛ تشخیص صحیح درامور فردی مانند امور معاش و زندگی،ونیزتشخیص صحیح اجتماعی وتشخیص درست دینی است.

دراینجاست که تقویت واقعی “ارکان دین” و “امامت” حاصل میشود.

[۱] امام رضابه ابن ابی محمود( مرد نابینایی از اهل خراسان ، وازیاران حضرت امام رضا (ع) بوده) فرمود؛

قَالَ الرِّضَا(ع):يَا ابْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِنَّ مُخَالِفِينَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِي فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَى ثَلَاثَةِ أَقْسَامٍ ؛أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِيهَا التَّقْصِيرُ فِي أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِيحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا..( عیون اخبارالرضا)

[۲]”هُوَ الطَّریدُ الوَحیدُ الغَریبُ، الغائِبُ عَن اَهلِهِ، الموتُورُ بَاَبیهِ”.(کمال الدین۳۳۷)

[۳]عن هانئ التمارقال لی أبو عبد الله : إن لصاحب هذا الامر غیبة المتمسک فیها بدینه کالخارط للقتاد بیدیه.(کمال الدین/۳۲۵)

[۴]ابوخالداز امام سجاد(ع):أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ…(کمال الدین/۳۰۰)

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن