گلگشت‌های قرنطینه ای

محمدناصر تقوی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «گلگشت‌های قرنطینه ای» نوشت:

《من سیاره ای را می شناسم که در آن مردی سرخ چهره هست.این مرد هرگز گل نبوئیده، هرگز به ستاره ای نگاه نکرده، هرگز کسی را دوست نداشته ….
ولی او آخر آدم نیست، قارچ است!》

(دو سنت اگزوپری ، شازده کوچولو)

ایام قرنطینه گر چه محرومیتها و محدودیتهای فراوان دارد،اما فرصت نیکویی است برای اموری که در غیر این ایام فرصت انجامش کمتر میسور می شود.اگر در ایام عادی نوبت رسیدگی به خویشتن خویش را کمتر می داشتیم و در بهترین حالت اقرار به این داشتیم که:

” گاهی دلم برای خودم تنگ می شود”،

اکنون و در این قرنطینه روزگار، این “گاه” را می توان بیشتر و بیشتر کرد و از خانه دل بیشتر سراغ گرفت و از خجالتش در آمد!

در “گلگشت جان” نسبت خود با خدا، خود با جهان، خود با زمان، خود با دیگران و خود با “خود” را به تامل و تفکر، وارسی و ارزیابی کرد.

گاهی اوقات گلگشتی در بوستان ادعیه، که جملات انسانهای صاحب معرفت عالی است، در همان نسبت شناسی خود با خود ، با خدا ، با جهان و با دیگران می تواند کمک کار خوبی باشد. این ایام ، فرصت خوبیست برای مطالعه ولو اجمالی و نگاه انداختن به معانی ادعیه، آنهم در این روزها و شبهای پر ارج.

ایضا می توان در این ایام “گلگشتی در خاطرات”، یادداشتها ، دفتر های قدیمی، آلبوم ها ، عکسها و فیلم های مهجور و خاک گرفته و … داشت و در “گذر قافله عمر” نه فقط به تعجب ، که با تدبر نگریست.

در ” گلگشت هنر” فرصت مناسبی است تا موسیقی هایی که دوست داریم و برایمان روح نوازند را بشنویم.

اگر به تلاوتهای زیبای قرآنی علاقمندیم ، برنامه شنیدن این نغمه ها را داشته باشیم و جانمان را طراوت دهیم و اگر فیلم هایی را شایسته دیدن می دانیم ، دیدن آنها را در برنامه خود بگنجانیم.

و نیز می توانیم با ” گلگشتی در کتابخانه”مان، کتابهایی که در شرایط عادی کمتر به سراغشان می رویم و در اولویت خواندن نبوده اند و یا در گذشته های دور تورقشان کرده ایم را از لابلای کتابهای کتابخانه بیرون بکشیم. شاید دیگر چنین فرصتی دوباره برای سرک کشیدن به دنیای چنین کتابهایی را نداشته باشیم.

خلاصه اکنون که فرصت گریز از هیاهوی زندگی ماشینی و ضرورتهای کاری و مشغله های ناتمام هست ، چرا بی بهره از این فرصت باشیم؟

چنین باشیم البته اگر برایمان ممکن باشد : کمی فارغ از مدار ضرورت ، و دور از تحمیل اولویت و کمتر بر سبیل جدیت در روزمرگی های ناگزیر

شاید بتوان گفت این ایام و این گلگشت ها، فرصتی است برای برقراری فاصله ای انتقادی با شیئ شدگی ها در زندگی های روتین ماشینیستی ، فرصتی برای تجربه های عمیق “انسان بودن” فرصتی برای بوییدن گل ، برای نگاهی به ستاره.

انتهای پیام

کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا