تأملات کرونایی | دست‌های آلوده

جابر تواضعی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز درباره‌ی دوران کرونا نوشت:

بچه که بودیم، در مذمت آمریکا و سیستم اقتصادی‌اش با تأکید بر آمار گرسنگان دنیا و روی تصویر کودکان گرسنه آفریقایی می‌گفتند که آمریکای جهان‌خوار نامرد مازاد گندمش را به دریا می‌ریزد. ویدئوی کشتارجمعی جوجه‌ها را که دیدم، یاد همان روزها و همان حرف‌ها افتادم.

۱. هم‌زمانی عجیبی نیست که چند شب پیش در «دایره مینا» (داریوش مهرجویی، 1353) چنین صحنه‌ای را دیدم و حالا این ویدئوی واقعی دارد دست‌به‌دست می‌شود؟

سکانس زنده‌به‌گور کردن جوجه‌ها در این فیلم، صحنه ناتمام و ابتری است. ناتمام است، چون مهرجویی نهایتاً صد تا دویست جوجه را نشان می‌دهد و دلش هم نمی‌آید صحنه خاک ریختن روی آن‌ها را نشان بدهد. و ابتر است، چون با این‌که علی (سعید کنگرانی) دزدکی یکی از جوجه‌ها را برمی‌دارد، ولی جز وقتی که توی ماشین علی نصیریان آن را از جیبش بیرون می‌آورد و باهاش بازی می‌کند، کارکرد دیگری در قصه پیدا نمی‌کند.

اما تخیلش کار سختی نیست یکی مثل علی، که حتی مرگ پدرش هم برایش مهم نیست، به‌راحتی می‌تواند یکی از کسانی باشد که جوجه‌ها را زنده‌به‌گور می‌کنند.

۲. در خیریه محل کار سابقم پروژه‌ای استارت خورد برای توان‌مندسازی یکی از روستاهای محروم خراسان جنوبی. اهالی روستا در سایه مواهب دولت نهم و دهم و مخصوصاً یارانه 45 تومانی، هیچ کاری نمی‌کردند. هیچ به معنای واقعی کلمه، و همه چیزشان – حتی تخم‌مرغ – از شهر می‌آمد.

یکی از طرح‌های خیریه این بود که بهشان جوجه 45 روزه نصف قیمت بدهد. سال بعد که با رئیس شورای روستا حرف می‌زدم، به‌عنوان یکی از شاخص‌های موفقیت این طرح، می‌گفت که اهالی روستا حالا روزی یک وعده تخم‌مرغ می‌خورند و حتی به شهر هم «صادر» می‌کنند. مانده بودم بخندم یا گریه کنم.

۳. جوجه‌ها حسرتِ ناتمامِ کودکی من‌اند. جوجه‌ها حسرتِ کودکیِ ناتمام من‌اند. موجودی لطیف‌تر از این سراغ دارید واقعاً؟ صدای جیک‌جیک این موجود تن شما را نمی‌لرزاند؟

فکر می‌کنم همه کسانی که مثل «علیِ» دایره مینا این‌همه موجود زنده را زنده‌به‌گور کردند، همه آن‌هایی که از این کار قبح‌زدایی کردند و عادی شمردند و همه ما که مثل صدها ویدئوی مربوط و نامربوط دیگر آن را دیدم و اسکرول کردیم و رد شدیم، شب چه‌طور کپه مرگ‌مان را می‌گذاریم.

حتی اگر ذره‌ای شک داشتم، حالا دیگر با دیدن این ویدئو مطمئن شدم که چه‌قدر موجود هوش‌مندی به اسم کرونا را دوست دارم.

انتهای پیام

کلیک کنید
دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا