مطهری متفکر تنها

ابوالفضل تقوایی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «مطهری متفکر تنها» نوشت:

«او این اصل معروف مارکس و به عبارت بهتر مثلث معروف مارکس راکه دین و دولت و سرمایه سه عامل همکار بر ضد خلق‌اند وسه عامل از خود بیگانگی بشرند به صد زبان پیاده کرد منتها به جای دین روحانیت راگذاشت»

و این بخشی از نامه ای است که مطهری در سال ۱۳۵۶ خطاب به رهبر در تبعید انقلاب نوشت. علی شریعتی همان سال به مرگی نابهنگام در شهر ساوت همپتون انگلیس درگذشته بود. اوهرچند به چشم خود «بهمن بهمن» راندید اما به تعبیر اکبر گنجی متفکرکامیابی بود که توانست ازطریق یک انقلاب به اهدافش دست یابد.

کمتر از سه ماه پس از پیروزی انقلاب بهمن ماه مرتضا مطهری ترور شد. تروری به دست گروه فرقان که رهبرش روحانی‌ای گمنام ومتاثر از اندیشه های مارکسیستی بود. مطهری متهم بودکه «موضع گیری اهریمنانه دربرابرفرزندان راستین خلق و انسان خداگونه ای همچون برادر شهید دکتر شریعتی» داشته است. چنین بود که انقلاب بسیار زود دیگر متفکر الهام بخش خود را از دست داد. یکی نماینده راستین ایدئولوژی اسلام شیعی و آن دیگر مصلح واحیاگر اندیشه های دینی. یکی تندیس اسلام سیاسی و دیگری نظریه پرداز انقلاب اسلامی.

پیش ازانقلاب حسینیه ارشاد کانونی فرهنگی برای مبارزه با نظام سیاسی وقت بود. مرکزی مذهبی که با «هدف کلی خدمات دینی وعلمی درجهت نشر تبلیغ و تقویت دین مقدس اسلام» بناشده بود توانست به جریان مهم فکری برای مقابله بااندیشه های الحادی و غیرمذهبی بدل شود. به هنگامی که چپ اندیشی و اندیشه های مارکسیستی درچامعه همه گیر شده بود. شهرت نخستین این موسسه به سبب سخنوران نامی‌ای بود که با خطابه‌های شورافکن روح تازه‌ای راگویی به کالبد مراکزمذهبی غیرسنتی دمیدند.

مطهری یکی ازاین خطیبان وبه روایتی خود از بانیان ان بود. او در پی اصلاح و احیای دین بسط حوزه معرفت دینی و تلاش برای تبیین اسلام فرهنگ بود.

او پیشتر پایگاه سنتی مفسران رسمی دین را ترک کرده و به سلک روشنفکری دینی درامده بود. دیری نپایید که با ورود واعظی جوان و شورافرین فضای نوینی بر حسینیه ارشاد حاکم شد و قطب تازه‌ای پدیدامد.

شریعتی سخنوری چیره دست و نظرورزی مبتکر بود که سحرکلامش شوری عاطفی را در مخاطبش برمی‌انگیخت و مشتاقان بسیاری را با خود همراه می‌کرد.

حضور شریعتی فرصت بزرگی را برای بسیج دانشجویان دانشگاهیان و اندیشه ورزان دینی فراهم اورد و اعتبار حسینیه ارشاد را به عنوان پایگاه دینداران متجدد دوچندان کرد.

اما رویکرد شریعتی به دین نگاهی ابزارانگارانه و عملگرا بود. او با دین پیرایی و به گزینی دین را به مثابه راهنمای عمل نشان داد. قرائت شریعتی از اسلام با بینش مطهری درمقام عالم ومتکلم اسلامی که اسلام راازمنظرفلسفی می‌نگریست تفاوت بنیادی داشت. این تضاد حسینیه ارشاد را بر سر یک انتخاب قرداد. چنان که در پایان سال ۱۳۴۹ مطهری آزرده خاطر و معترض از‌ آنجا رفت و شریعتی که   دعوت مطهری آمده بود باقی ماند.

تیرگی رابطه میان این دو اندیشمند با جدایی آنها در حسینیه ارشاد پایان نیافت. این تباین زاییده نزاعی بود که در نقد جزوه اسلام شناسی شریعتی صراحت بیشتری یافت. مطهری اسلام شناسی را «اسلام سرایی» خواند. «اسلام شاعری» شریعتی از نگاه مطهری تنها از جنبه ادبی و هنری اعلی بود. «اسلامی که موضوع و سوژه یک نوع شعر و تخیل ولی به صورت نثرشده است بیشتر از سوسیالیسم و کمونیسم و ماتریالیسم تاریخی و اگزیستانسیالیسم مایه گرفته است تا اسلام».

مطهری هرگز جایگاه شریعتی رابه عنوان متفکری اسلامی وصاحب رأی نپذیرفت و او را روشنفکری انقلابی می‌دانست که از اسلام سلاح و وسیله ای برای اعتراض و‌مبارزه ساخته است. کلاس‌های اسلام شناسی و تاریخ ادیان برنامه‌هایی بودند که در غیاب مطهری و پس از ترک حسینیه ارشاد توسط شریعتی برگزارشد و مطهری از آغاز با تشکیل ان مخالف بود. قضاوت بی پروای مطهری درباره جزوه اسلام شناسی به گونه‌ای بود که آن را «از نظر دینی و اسلامی صفر» پنداشت.

مطهری به روشنی شریعتی را به انحراف از مبانی اسلام درتدوین ایدئولوژی اسلامی و جهان بینی توحیدی‌اش متهم کرد. اما اتهام بزرگ به شریعتی هم نشینی شاهانه اندیشه‌های مارکسیستی درکنار آموزه های اسلامی بود که وجه غالب و پررنگی در منظومه فکری شریعتی داشت و مطهری خود را ملزم و متعهد به افشا و نقد آن می‌دانست. مطهری از نفوذ و نقش رهبری گونه شریعتی درعرصه روشنفکری دینی بیمناک بود. تاثیرحیرت زا و باورنکردنی شریعتی برگفتمان روشنفکری و پیشتازی و مرجعیت اسلام انقلابی او تنها محدود به عرصه فکری و سیاسی زمان خود نماند.

شریعتی که مطهری «کمترین گناه او را بدنام کردن روحانیت» می‌دانست پس از پیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن روحانیت ارج و نکوداشتی بسیار فراتر از نام گذاری یک خیابان و بیمارستان یافت. او همچنان جایگاه خود را به عنوان ایده لوگ انقلاب حفظ کرد و تقدیس شد.

دستکم فضای یک دهه نخسین انقلاب ملتهب از اندیشه‌های او وغوطه در آرمان گرایی انقلابی بود. از نخست وزیر دوران جنگ نهاد های انقلابی و امنیتی سیاست مداران ومدیران اجرایی همگی ردی عمیق از اندیشه‌های شریعتی را با خود داشتند. اما میراث بزرگ شریعتی برای انقلاب و انقلابیگری غرب ستیزی و دشمنی با غرب بود که هنوز پس از چهار دهه از گذشت انقلاب پا برجاست. به گفته بازرگان: «برنامه‌های بعدی دفاع از مستضعفین پنجه در پنجه انداختن استعمار و امپریالیسم و در افتادن با خارج و خارجی‌ها بیش از پرداختن به داخل و خودی‌ها اگر نگوییم صد در صد نشات گرفته از دکتر شریعتیست ولی حامل یادگارهایی از اواست». شریعتی روشنفکران راوارثان پیامبران می‌خواند وخود حامل پیام انقلاب بودوچه پیامبری که رسالتش رابه نیکی به انجام رساند.

مطهری اما مصلحی دینی و اجتماعی بود. او در دوران مبارزه وانقلاب به جز تجربه بسیارکوتاه بازداشت درزندان شهربانی سابقه سیاسی دیگری نداشت. چهره سیاسی او در ذیل سیمای فلسفی و فرهنگی اورنگ می‌باخت. با این همه و نزدیک ترین و مورد اعتمادترین فردبه رهبر انقلاب بود. هرچنداندیشه های مطهری در قامت مجتهدی نو اندیش و متفکری اسلامی نتوانست اثری عمیق و تعیین کننده برمبانی نظری نظام اسلامی بگذارد. شاید انتقام گروه فرقان فرصت نقش آفرینی را از او در جمهوری اسلامی گرفت. و امید به چشم اندازی دیگر در حضوراو ازانقلاب ازدست رفت. امروز آینده انقلابی که اوپیش بینی کرده بود کمتر سهمی از اندیشه‌های او را با خود دارد. شان و منزلت مطهری با آیین نکوداشت او در کنکره هایی چون حکمت مطهر ادا می شود. ادای دین به فیلسوفی که دیگر از او تنها یادی مانده است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. گفتم ازگوی فلک صورتحالی پرسم گفت ان میکشم اندرخم چوگان که نپرس…..باری ..از ایندوچه ماند؟؟؟……چه می پرسم؟؟بدیده خونین نوشته صورتحال……

    2
    1
  2. سلام-خدا وکیلی هم شهید مرتضی مطهری عالی بود هم دکتر علی شریعتی که برخی معتقدند ایشان نیز شهید شدند امروز اگر بودند جناح اصلاح طلب و اصولگرا احتمالا با هردو مشکل پیدا می کردند

  3. اگر اندیشه های او مانده بود اوضاع امروز چیز دیگری بود
    مدعیان امروز اندیشه او بیشتر در پی استفاده سیاسی از او هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا