برای شرکت در نظرسنجی، کلیک کنید

از شهید جاوید تا خسرو خان

محمد دیده‌ور، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی به بهانه‌ی سخنان جنجالی محمود کریمی مداح، نوشت:

«شخصی روی منبر یک نسبت غلطی به امام داد یک کسی پای منبر گفت آقا این را غلط گفتی، شخصی که روی منبر بود گفت آقا این را چرا به گوشم نگفتی؟ گفت تو علنی دروغ می‌گویی من یواش بگویم همه مردم عقیده‌شان خراب می‌شود، ناچار باید روی منبر گفت… می‌آیند به من می‌گویند تو کمک بکن این خلاف شرع است. من واجب می‌دانم از این کتاب انتقاد کنم تا عقیده مردم برگردد… اگر مقلد من هستید به شما واجب می‌دانم انتقاد علنی بکنید…»

این‌ها بخشی از سخنان آیت الله گلپایگانی در نقد کتاب شهید جاوید نوشته مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی است، کتابی که در سال ۴۸ انتشار یافت و تنها نگاهی متفاوت به قیام سید الشهدا (ع) داشت. البته واکنش‌ها به این کتاب در این حد باقی نماند و آیت الله گلپایگانی و آیت الله مرعشی نجفی کتاب شهید جاوید را از کتب ضاله خواندند و مطالعه آن را حرام و یا منع کردند. هرچند شهید جاوید حاوی هیچ توهینی به ساحت امام حسین (ع) نبود اما تنها به خاطر برداشت متفاوتی که نسبت به قیام امام حسین (ع) داشت مورد انتقاد شدید طیفی از روحانیون، علما و اهل منبر قرار گرفت تا آنجا که کار به تفسیق نویسنده کتاب نیز کشیده شد.

شهید جاوید هرچند از معروفترین مجادلات در جامعه مذهبی بر سر خوانش افراد مختلف پیرامون مقدسات است اما تنها نمونه آن نیست. نظر افرادی مانند شهید مطهری و آیت الله خوشوقت پیرامون حضرت رقیه (س) در سالهای پس از شهید جاوید واکنش‌های مشابهی را در جامعه مذهبی ایران برجای گذاشته است، چه اینکه این واکنش‌ها در سطح وسیع‌تر و در عالم تشیع در مورد نظرات تاریخی آیت الله سید محمد حسین فضل الله از علمای لبنان نیز وارد شد.

یکی دیگر از موضع گیری‌های صریح علما در مقابل مواجه‌های متفاوت با معصومین (ع) به موضع گیری آیت الله وحید خراسانی در مقابل بخشی از فیلم مختار برمی‌گردد. آیت الله وحید در خصوص شایعه پخش صحنه شهادت حضرت ابالفضل در فیلم مختار نامه می‌گوید: “آنچه که من شنیده‌ام، خدا نکند که چنین باشد، غلطی می‌خواهند انجام دهند، که اگر این غلط را انجام دادند من وظیفه‌ام این است که به آنها گوشزد کنم… شنیده‌ام می‌خواهند لا اله الا الله می‌خواهند قمر بنی هاشم را به نقش هنرپیشه درآورند، خدا نکند چنین غلطی بکنند، آن وقت هرچه پیش آید و هرچه ما بکنیم معذوریم”

اما این تنها علما و صاحبان مدرس نیستند که در مقابل مواجهه‌های متفاوت با مقدسات موضع گیری می‌کنند، بلکه در سال‌های اخیر چه بسیار مواردی که عملاً به جای عالمان دین، قشریان صاحب تریبون میدان‌دار بوده و در این راه سعی کرده‌اند از آب گل آلود جریانات علمی برای خود ماهی بگیرند.

بی‌شک در میان تریبون داران مذهبی قشری‌ترین آنان مداحان هستند که در عین حال که بسیاری از ایشان سواد کافی برای درک درست معارف دینی را ندارند به علت نوع مواجه با توده‌های مذهبی برای خود جایگاهی قائل‌اند، جایگاهی که متاسفانه در سال‌های اخیر به علت سهل انگاری در برخورد جدی با آنان روز به روز مستحکم‌تر و پولادین‌تر می‌شود.

این خود بزرگ پنداری اما محدود به امروز و دیروز نیست و لااقل در همین سالهای اخیر از توهین به آیت الله مکارم شیرازی گرفته تا اعضای مجلس خبرگان، نمایندگان مجلس و مسئولین کلان کشور را در بر گرفته است.

یکی از پیشگامان توهین تحت پوشش مداحی منصور ارضی است، شاید کسی تاریخ و حجم دقیقی از میزان توهین‌های این فرد در ذهن نداشته باشد اما احتمالاً از اوایل دهه هفتاد ارضی توهین‌های سازمان یافته خود را شروع کرده است، هرچند لیست هتاکی‌های ارضی پرشمارتر از این مقاله است اما شاید بتوان هتاکی‌های او را به دو دسته هتاکی به مسئولین سیاسی و هتاکی به مقدسات تقسیم بندی کرد.

اگر چه رسانه‌ای‌ترین هتاکی‌های ارضی توهین به آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، اسفندیار رحیم مشایی و قالیباف است، (طنز تلخ ماجرا آنجاست که برای خاموش کردن تشبیه قالیباف شهردار وقت تهران به عمر سعد توسط ارضی تنها کافی بود علی محمد قلی‌ها از نزدیکان وی به مدیرعاملی شرکت بهره برداری مترو تهران برسد) اما توهین‌های ارضی به اینجا محدود نشد، وی در سال ۹۵ در اقداماتی توهین آمیز و هتاکانه سیدالشهدا را به فحاشی به ابن زیاد منسوب کرد اظهاراتی که هیچ واکنشی در مراجع قضایی نداشت. بدیهی است اقدام قاطع در مقابله این یاوه گویی نسبت به ساحت امام حسین (ع) در آن زمان می‌توانست از بسیاری اقدامات بعدی پیشگیری کند.

مصونیت عجیب منصور ارضی از هر گزندی همراه با حس خود بزرگ بینی وی را بر آن داشت که در انتخابات مجلس یازدهم اقدام به انتشار لیست انتخاباتی کند.

توهین تحت پوشش مقدس مداحی اما منحصر به ارضی نیست، وی شاگردان هتاکی دارد که در توهین جا پای استاد خود گذاشته‌اند و از راه این توهین‌ها به دنبال کسب وجاهتی برای خود هستند، سعید حدادیان، حسین سازور و محمود کریمی از این دسته‌اند.

از آنجایی که عمده این توهین‌ها جنبه سیاسی داشته‌اند از پرداختن به آنها سر باز می‌زنیم؛ تنها اشاره به این مورد کافی است که کریمی در سال ۹۲ در واکنش به اظهار نظر حسن عباسی (چهره معروف اصولگرا) در مجلسی گفت: “بلاخره باید یکی یه پارسی بکنه دیگه” اما محمود کریمی که یکی از اولین و معروف‌ترین مداحی‌های کفر آمیز پس از انقلاب (مداحی که این شعر در آن بود: به سؤال اولی میگم علی… دیگه هرچی که بگن میگم حسین) را در کارنامه خود دارد سابقه طولانی در انتساب اقدامات خلاف خود به ائمه اطهار دارد. وی سابقاً و پیش از نسبت قمار به امام معصوم (ع) ماجرای معروف تیراندازی خود در یکی از اتوبان‌های تهران را به ائمه هدی متصل می‌کند و پس از استفاده از مصونیت پولادین خود در عدم تعقیب قضایی می‌گوید: “از همه دوستانی هم که از دستگاه سید الشهدا (ع) حمایت کردند علی الخصوص از حاج آقا منصور ارضی، حاج سعید حدادیان … تشکر می‌کنم. از قول اهل بیت تشکر می‌کنم چون آنها پای دستگاه سید الشهدا به میدان آمدند”. وی در ادامه این سخنان می‌افزاید: “مولا گلدان ما را عوض کرد” و در ادامه می‌گوید: “آن‌ها (دشمنان) از من محمود کریمی و روضه خوانها و هیاتی‌ها توقع دروغ ندارند. این یعنی چی؟ یعنی دشمن هم از ما توقع عصمت و پاکی دارد”.

هرچند که ماجرای تیراندازی هیچ‌گاه پیگیری نشد و حتی معلوم نشد که شلیک توسط محمود کریمی بوده یا شخص دیگری اما بی‌شک اذهان عمومی این مصونیت پولادین را بی ارتباط با برخی جریانات قدرت سیاسی-اقتصادی نمی‌دانند، از جمله این جریانات اسپانسر مفسد هیات سابق محمود کریمی است. حسن میرکاظمی (معروف به رعیت) از مفسدان کلان اقتصادی و از مؤسسین خیریه ثار الله شمس آباد که از قضا در مسجد الهادی محل سابق مراسمات محمود کریمی مستقر بود. وی از پادوهای چند تن از مفسدان کلان اقتصادی از جمله بابک زنجانی است و خود از مفسدان بزرگ بازداشت شده توسط دستگاه قضاست. حضور فرد دیگر حلقه مداحان هتاک در مراسمات افتتاحیه‌های مساجد لوکس تهران که متعلق به یکی از ابر بدهکاران بانکی است شاهد دیگری بر این مدعاست.

سخن آخر اینکه روحانیت شیعه که تا چندی پیش حتی خوانشی متفاوت از قیام مقدس سیدالشهداء (ع) را بر نمی‌تافت، را چه شده است که اکنون در مقابل توهین‌ها و جسارت‌های مکرر به ساحت قدسی ائمه اطهار و حتی متهم کردن معترضین به نفهمی سکوت می‌کنند؟ حوزه‌های علمیه که روزی برای مقاله “ایران و استعمار سرخ و سیاه” که توهین به روحانیت و مرجعیت بود تعطیل و برآشفته می‌شدند چگونه سکوت خود نسبت به هتاکی به مقدسات تشیع را توجیه می‌کنند؟ آیا محبوبیت یک مداح یا ارتباط آن با هسته‌های قدرت عامل طهارت و مصونیت او خواهد بود؟ آیا این سکوت باعث باز تعریف روحانیت در ذیل مداحان و تخفیف جایگاه علما نخواهد شد؟ آیا این سکوت بر وقاحت هتاکان و شکستن قبح بازی با مقدسات به اسم مقدسات نخواهد افزود؟

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. نظر بنده: از اینکه اشخاصی مثل من از محمود کریمی ها علارغم دیدگاه های مخالف وبعضا متضاد دفاع می کنیم به موضوع کلان تری ارتباط دارد، جامعه ما امروزه دو قطبی شده و هنگامی که می بینم که بخشی از نیروهای اصلاح طلب سر از پارلمان اسرائیل ویا فلان دیپلمات سابق اصلاح طلب سر از اطاق جنگی آمریکا در آورده ویا واحدی نام مشاور کروبی اظهاراتی علیه ایران میکند که فرمانده ناتو هم جرات بیان سخنان اینچنینی را ندارد واصلاح طلب دولتی دیگر در پارلمان اروپا برای تحریم ایران گلو پاره می کند و …..در این قسمت داستان برای اشخاصی چون من اظهارات سخیف اینچنینی افرادی چون کریمی ویا اختلاس فلان مسئول در چشم بنده رنگ می بازد چونکه حداقل این اشخاص به وطنفروشی نیافته اند که شنیع ترین عمل یک آدم میباشد..بنده شاید گوشت کریمی ها را بخورم ولی استخوانشان را دور نخواهم انداخت چون او را در صف خود در برابر دشمنان فرهنگی،مذهبی و وجودی ایران می بینم. مخلص حاج محمود از برلین.

    2
    12
    1. جناب انصاف مطمئنم چاپ نمی کنی ولی می نویسم ، در جواب این آقا باید بگویم عزیزم هرعمل اخلاقی را بایستی در جایگاه خود بررسی کرد ، قصد دفاع از شخص خاصی را ندارم ولی وطن فروشی یا وطن دوستی مفاهیمی هستند که در موقعیت ها و موارد مختلف مصادیق متفاوتی دارند ، بگذارید برای قابل چاپ شدن از کشور دیگری مثال بیاوریم در آلمان هیتلری میلیونها انسان عاشق پیشوا و اقدامات توسعه طلبانه اش بودند ، عکسهای اجتماعات مردمی هشتاد سال پیش ، به نسبت جمعیت آن زمان ، را اگرببینید از هواداران اندک حکومتی امروز احساس شرم می کنید ، آیا همه آن آلمانیها که با اقدامات فاشیستی و جاه طلبانه هیتلر همراهی کردند و از سرانجام آن با توجه به سوابق تاریخی مطلع بوده و آلمان را به خاک سیاه نشاندند میهن پرست و وطن دوست بودند؟ سوال دیگر یک افسر دلسوز آلمانی برای نجات میهن و پایان دادن به جنگ و انسان کشی و جلوگیری از سقوط و نابودی آلمان با از جان گذشتگی و چشم پوشی از مواهب ارتش هیتلری زیر میز هیلتر بمب گذاشت هرچند هیتلر از سوقصد جان سالم به در برد ، با نگرش حضرتعالی و بسیاری از آلمانی های آن زمان او وطن فروش و عامل بیگانه بود ، ولی اینک پس از گذشت سالها و روشن شدن ابعاد جنایتی که رایش سوم در حق آلمان و مردمش به خاطر توسعه طلبی جاه طلبانه و استبداد رای شخصی اش انجام داد همه و شاید خود شما او را وطن فروش نمیدانند و هر ساله در آلمان از او و اقدامش تجلیل به عمل می آورند ، می بینید برادر مرز فهم وطن فروشی و وطن دوستی مثل سایر مرزهای اخلاقی بسته به موقعیت بسیار مخدوش و به فهم و درک انسان ها بستگی دارد. حرف زیاد است ولی فرصت این قسمت اندک.

  2. وقتی اکثریت جامعه از اشتباهات بعضی خطاکاران بشدت ناراحت و ……….. است!! چرا تلویزیون چپ و راست به پخش برنامه همان معلوم الحال ها می پردازد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آیا جای توبیخ و تنبیه برای صدا و سیما محفوظ است یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟ و چرا کوتاهی میشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. سلام-عده ای می گفتند ملک عبدالله سعودی را نشانه از ظهور می دانستنداو هم مرد نه باید یک نگاه دیگر کرد ملک عبدالله شاید همان بود بد عمل کردید واحتمالا ظهور باز به تاخیر افتاد چرا در کارنامه خود نگاهی دوباره نکنیم

  4. جناب انصاف مطمئنم چاپ نمی کنی ولی می نویسم ، در جواب این آقا باید بگویم عزیزم هرعمل اخلاقی را بایستی در جایگاه خود بررسی کرد ، قصد دفاع از شخص خاصی را ندارم ولی وطن فروشی یا وطن دوستی مفاهیمی هستند که در موقعیت ها و موارد مختلف مصادیق متفاوتی دارند ، بگذارید برای قابل چاپ شدن از کشور دیگری مثال بیاوریم در آلمان هیتلری میلیونها انسان عاشق پیشوا و اقدامات توسعه طلبانه اش بودند ، عکسهای اجتماعات مردمی هشتاد سال پیش ، به نسبت جمعیت آن زمان ، را اگرببینید از هواداران اندک حکومتی امروز احساس شرم می کنید ، آیا همه آن آلمانیها که با اقدامات فاشیستی و جاه طلبانه هیتلر همراهی کردند و از سرانجام آن با توجه به سوابق تاریخی مطلع بوده و آلمان را به خاک سیاه نشاندند میهن پرست و وطن دوست بودند؟ سوال دیگر یک افسر دلسوز آلمانی برای نجات میهن و پایان دادن به جنگ و انسان کشی و جلوگیری از سقوط و نابودی آلمان با از جان گذشتگی و چشم پوشی از مواهب ارتش هیتلری زیر میز هیلتر بمب گذاشت هرچند هیتلر از سوقصد جان سالم به در برد ، با نگرش حضرتعالی و بسیاری از آلمانی های آن زمان او وطن فروش و عامل بیگانه بود ، ولی اینک پس از گذشت سالها و روشن شدن ابعاد جنایتی که رایش سوم در حق آلمان و مردمش به خاطر توسعه طلبی جاه طلبانه و استبداد رای شخصی اش انجام داد همه و شاید خود شما او را وطن فروش نمیدانند و هر ساله در آلمان از او و اقدامش تجلیل به عمل می آورند ، می بینید برادر مرز فهم وطن فروشی و وطن دوستی مثل سایر مرزهای اخلاقی بسته به موقعیت بسیار مخدوش و به فهم و درک انسان ها بستگی دارد. حرف زیاد است ولی فرصت این قسمت اندک.

    1. جناب هالو، بقول معروف تاریخ را فاتحان می نویسند وبقول ما ایرانیان ماه هم پشت ابر برای همیشه پشت ابر پنهان نخواهد ماند.ظاهرا اطلاعات شما از آلمان همانی است که در بیش از هفتاد سال تسلط آمریکا بررسانه های جمعی دنیا بعد از شکست آلمان به خورد افکار عمومی دنیا داده میشود.بنده وکیل آلمان نیستم ولی ذکر نکاتی لازم است. اول اینکه زمانی که بعد از جنگ اول اروپای غربی وآمریکا در سطل های زباله دنبال غذا میگشتند،ناسیونال سوسیالیست ها یا همان نازی ها توانستند فقط در مدت شش سال یعنی از ۳۳-۳۹ بیکاری را تقریبا ریشه کن ودر شاخصه های علمی پیشرفت های حیرت آوری داشته باشند واین از برندگان نوبل که بیش از ۹۰٪ آنها آلمانی بودند مشخص است (در ضمن ۹۵٪ فلاسفه غرب تا به امروز آلمانی هستند) که انگلیسی ها وآمریکائی ها بشدت احساس خطر کرده بودند وشروع به اذیت وآزار آلمانها در روابط بین المللی وتنگ کردن فضای تنفسی برایشان کردند.سخنرانی های هیتلر در التماس به انگلیس برای صلح موجود است که البته ظاهرا جنابعالی از آن مطلع نیستید.در باره نژاد پرستی هیتلر با بگویم که او حتی با سیاهپوستان آمریکائئ در المپیک برلین دست داده وخوش وبش میکرد،همان سیاهپوستی که بعد از بیست سال پایان جنگ دوم رئیس جمهور آمریکا از دست دادن به او ننگ داشت و او مجبور بود در اتوبوس در قسمت مخصوص بنشیند ویا در مستراح جداگانه از سفید پوست . این داستان ها وافسانه های آنچنانی هولوکاست امروزه با تشکر از اینترنت ومورخین نسل جدید که متاسفانه جند نفرشان در زندان بسر می برند در حال رنگ باختن است. تکرار وتکرار بیشمار روزانه در باره جنایات راست ودروغ هیتلر چنان غالب گشته که خیلی ها جنایات لیبرال دمکراسی غربی که بیش از هفت دهه ملت های دنیا را از ویتنام،کره،اندونزی،افغانستان،سوریه،عراق،لیبی،یمن،کنگو،چاد،سومالی،وووو به خاک وخون کشیده نبینند وبا هر مسئله ای به حکومت نازی ها بنگرند،امروزه هم مجددا می بینیم که احساسات ضد آلمانی در غرب البته اینبار توسط آمریکا دامن زده میشود،از ایتالیا تا فنلاند ومجارستان،لهستان،یونان، گفتنی زیاد است هموطن ،ولی ناخن مرحوم هیتلر به ۴۵ رئیس جمهور سابق آمریکا تا کنون می ارزید.

  5. جناب افخمی عزیز ، با سلام اصل بحث من نه در خصوص آلمان و عملکرد هیتلر بلکه تمثیلی در رابطه با وطن دوستی و وطن فروشی بود و صرفا جهت قابل چاپ شدن از آلمان هیتلری مثال آورده شد ، اما در خصوص مطلبی که فرمودید دو سه نکته به نظرم رسید ، گرچه درابتدای به قدرت رسیدن هیتلر کشور آلمان به لحاظ رشد اقتصادی و پیشرفت های نظامی جهش چشمگیری داشت ولی این مسئله توجیه کننده تهاجم به کشورهای همسایه از جمله لهستان و بلندپروازی های توسعه طلبانه و جنایت کارانه وی نمی باشد ، اینکه به خاطر از بین بردن بیکاری در آلمان چشم بر جنایات رایش سوم
    ( وایضا اقدامات جنایت کارانه استالین که با سو استفاده از موقعیت ، فقط در یک مورد بیست و دوهزار لهستانی را در خاک آن کشور قتل عام کرد) ببندیم با هیچ عقل و منطقی جور در نمی آید ، صحبت از نژاد پرستی روسای جمهور آمریکا و احترام هیتلر به سیاه پوست آمریکایی به گمانم خلط مبحث و سفسطه ای بیش نباشد ، روند توسعه دموکراسی در کشوری مثل آمریکا گرچه بطئی و تدریجی بوده ولی در هرحال از کشوری مهاجر پذیر با پیشینه برده داری که سیاهان اجازه استفاده از آبخوری سفیدپوستان را هم نداشتند به جایی رسیده که یک سیاه پوست به مقام ریاست جمهوری می رسد ثانیا متذکر خاطر شریفتان می شوم در خصوص هیتلری صحبت می کنیم که جز نژاد سفید آریایی هیچ نژاد دیگری را لایق زندگی نمی دانست و پاکسازی نژادی و قومی او خصوصاً در رابطه با یهودیان قابل پاک شدن از صفحه تاریخ نیست چگونه حضرتعالی با چشم بستن بر این واقعیت تاریخی از انسان دوستی و احترام وی به سیاهان سخن می گویید والله اعلم .
    بنده هم همچون حضرتعالی مدافع کسی از جمله آمریکا نیستم و در اینکه غرب و بالاخص آمریکا طی دهه های اخیر ظلم و جنایات زیادی در گوشه و کنار دنیا از ویتنام تا آمریکای جنوبی برای تثبیت هژمونی خود مرتکب شده شکی نیست اما این دلیل خوبی برای انکار فجایعی که آلمان ها طی جنگ جهانی دوم *از جمله جنایات اردوگاه آشویتس و کشته و آواره کردن میلیون ها انسان* مرتکب شدند ، نیست .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن