قهرمانانِ خرمشهر و مدعیان دسته بیل و موشک مالیوتکا!

غلامرضا بنی اسدی در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشته است:

از نسلِ نو بود اما با نسل پیش نبریده بود و نگاهش برمدار دوستی و حق شناسی بود اما حرف‌های نسل خود را هم می‌گفت چنان که دردهایشان را هم می‌دانست. وقتی شناخت و و فهمید با روزنامه نگاری جنگ دیده هم کلام است در این روزهایی که تاریخ به عظمت فتح خرمشهر، صفحات خود را عمود ورق می زند از خود و دوستانش گفت که؛ ما حتی صدای گلوله را از دور دست‌ها هم نشنیده‌ایم. فقط خوانده و شنیده‌ایم که چهار دهه پیش بر این آب و خاک رسته از بیداد و رسیده به انقلاب، چه رفته است از بیداد قوم الظالمینی که رستگاری ما را تاب نمی اوردند.

ما “نبوده‌ایم” و سال‌ها بعد در این عصر و میان این نسل زاده و”هست” شدیم. اما امروز که هستیم، با همین اندکی که از خیل روزهای پرحماسه می دانیم، باور داریم باید دلاوران مدافع و آزادسازان خرمشهر را ستود.

آنان به جان، ایران ما را در جهان، سرفراز کردند و ما امروز وامدار آنان هستیم. این درست که درک ما از آن حقیقت پرشکوه، اندک و به مثابه یک قطره از دریاست، به اندازه یک قطره اشک آسمان اما همین هم می‌تواند آغازی باشد برای عصر دانایی ما از تاریخ معاصر و ما را به فهم راهگشا از حقیقت برساند.

او برخلاف بسیاری از همنسلانش که “سهمیه‌های کاغذی” و شعارهای غیر عملی برخی مسئولان در مناسبت‌ها را قطعیت یافته به حساب ما منظور و برای چیز نداده طلبکاری می‌کنند و زخم زبان می‌زنند، گفت: ما خود را بدهکار نسل مجاهد و رزمنده می دانیم اما یک مطالبه جدی هم داریم که؛ باید بگویند آن واقعیت‌های درس آموز را. باید به تشریح حقیقت‌ها زبان بگشایند و قلم زنند وگرنه در فضای خالی کسانی میاندار روایتگری خواهند شد که “موشکِ مالیوتکا” را با دسته بیل ساقط می‌کردند!

کسانی که از روزه‌های ۱۷ ساعته در روزهای عملیات و خط مقدم می گویند و یادشان نمی‌ماند که مسافر اصولاً نمی‌تواند روزه بگیرد! کسانی سخنگوی جبهه و جهاد خواهند شد که جز چند عکس، چیزی ندارند و یا از آن سو دشمن یا از زبان این افراد خود بزرگ بین، قلب واقعیت خواهد کرد و یا به زبان‌های دیگر که می‌داند و در اختیار دارد ما را از رسیدن به این گنج پربها دور خواهد کرد.

او تاکید داشت و به درستی می‌گفت: اخلاص اگر دیروز و در حوزه فردی، نگفتن را اقتضا می‌کرد، امروز برای پاسداری از ان میراث سترگ، به میدان آمدن و گفتن را تکلیف می‌کند. باید بگویند چون بسیاری از هم نسلان من هیچ نمی‌دانند که دانسته هاشان در تضاد با واقعیت‌های گذشته است. آنان_ به واقع_ شکار امواج سهمناک تبلیغاتی همانانی شده‌اند که ما را بر مدار ” عدم” می‌خواهند. همان‌ها که جنگ را تحمیل کردند پس همان ضرورت اخلاص، اقتضا می‌کند امروز بگویند ناگفتنی‌های دیروز را و بگویند پهلوانی‌های خرمشهر را.

ما باید تجهیز شویم به آن حقیقت گفته‌ها تا بتوانیم مدافع و رهرو راهی باشیم که پاک‌ترین فرزندان ایران اسلامی پیمودند. درست می‌گفت این نورسته فرزند ایران. ما کم گفته‌ایم و دراز گویی مدعیان به همین خاطر است.

ما پس از چهار دهه هنوز تمام ساحتی خرمشهر مقاوم و خرمشهر آزاد را تصویر نکرده‌ایم. حتی قریب به اکثریت مردم نمی‌دانند که تفنگ داران دریایی ارتش جمهوری اسلامی در نگهداشت و آزاد سازی این شهر چه حماسه‌ها آفریدند. از رکورد دار شکار تانک نگفته‌ایم که خرمشهر را به گورستان تانک‌های عراقی تبدیل کرد. نگفته‌ایم چند تفنگدار شهید شدند تا جنازه ناموسمان را از دیدرس دشمن دور کنیم. از هوانیروز، از نیروی هوایی از آتش توپخانه از نیاکی منفرد نگفته‌ایم.

آنچه تا کنون بیان شده است فقط بخشی از ماجراست از رشادت نیروهای مردمی و پاسداران قهرمان حال آنکه مقاومت و آزادسازی خرمشهر و همه دفاع مقدس چونان امنیت سازی و امنیت بانی امروز، رنگین کمانی بود با حضور همه سربازان وطن.

باری، سخن به درازا نکشد، باید بگوئیم و بگویند رزمندگان و مجاهدان و سرفرازان دیروز تا بدهکار نسل نو، نسل جوینده و حقیقت طلب امروز و فردا نشویم. بگویند سرداران و پاسداران و امیران و سربازان و بسیجیان و جهادگران تا میاندار نشوند مدعیان بی هنر و پرگویی که ابرو درست نمی‌کنند و آبرو نمی‌آفرینند بلکه چشم را کور می‌کنند و ذهن را برمی آشوبند. باید بگویند میراث داران حقیقت‌های نورانی دفاع مقدس….

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن