آیا ایرانی‌ها نژادپرست هستند؟

عبدالحمید نورزایی در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، درباره‌ی نگاه ایرانیان به افغان‌های مهاجر در ایران نوشت:

در حالی که در آمریکا تظاهرات علیه نژادپرستی ادامه دارد اخیراً در روزنامه شرق آماری از نوع نگاه مردم تهران به اتباع پناهنده افغان منتشر شده است. این نظرسنجی که با همکاری دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و دفتر طرح‌های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده است تصویری پر حاشیه از ذهنیت ساکنان مناطق ۲۲ گانه تهران ارائه می‌کند. نتایج آماری از شهری که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی سرآمد است تعجب همگان را برانگیخته است و جامعه آماری و پاسخ‌های آنها درخور توجه است.

جالب آن است که افرادی که از تسهیلات مناسب اقتصادی، اجتماعی و آموزشی برخوردار نیستند مخالف اصلی حضور پناهندگان افغان در تهران هستند و خواستار جدایی اجتماعی و حتی آموزشی آنها از جامعه میزبان هستند، (جداسازی آموزشی که فقط در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی دیده شده در دوران معاصر در هیچ کشور دیگری سابقه اعمال ندارد).

جداسازی آموزشی و عدم تمایل والدین به همراهی یک دانش آموز افغان در کلاس درس را اگر نتوان نژاد پرستی نامید قطعاً می‌توان بران نام کودک ستیزی گذاشت که تاثیر بسیار عمیقی بر کودک و والدین او خواهد گذاشت.

این آتش برتری طلبی قبلا نیز در ورامین و یزد و در مناطقی از اصفهان دیده شده بود. این ستیزه جویی اجتماعی و آموزشی نشان از خود برتر انگاری مفرط دارد که قبلاً نیز شاهدان بوده‌ایم! 

استفاده از الفاظ رکیک و نژادپرستی در بازی‌های ملی ایران با کشورهای عربی و یا حمله میلیونی کاربران ایرانی به صفحات مجازی بازیکنان خارجی یکی از آنهاست.

بخش دیگری از آمار منتشر شده در روزنامه شرق نشان می‌دهد نیمی از جامعه آماری مخالف هرگونه حضور پناهندگان افغان در ایران هستند. بیشتر مخالفان پناهندگان افغانستان اقشار آسیب پذیر و کم برخوردار هستند. 

همچنین ۳۶ درصد پاسخ دهندگان معتقد به کم بودن اشتراکات فرهنگی بین دو ملت هستند در حالی که افغانستان به دلیل حوزه مشترک تمدنی بیشترین نزدیکی فرهنگی را در بین کشورهای جهان به ایران دارد. همچنین ۴۳ درصد افغان‌ها را متعلق به نژاد دیگری می‌دانند و ۲۸ درصد از پرسش شوندگان مخالف ازدواج اتباع ایرانی و افغان هستند و آن را عامل آلودگی نژاد ایران می‌دانند. 

اوج این نژاددوستی و برتری طلبی نژادی را می‌توان آنجا یافت که نیمی از پرسش شوندگان مخالف دادن تابعیت ایران به فرزندان حاصل از ازدواج بانوان ایرانی و مردان افغانی هستند. این نوع نگاه وراثتی و خونی به تابعیت هر چند که ناآشنا نیست اما مخالف صریح حقوق اساسی یک کودک است؛ کودکانی که طبق آمار خانم ذوالقدر رئیس اسبق کمیسیون فرهنگی ۴۵ درصد از آنها به علت مشکلات هویتی و اقتصادی از تحصیل بازماندند.

همچنین نیمی از جامعه آماری افغان‌ها را عامل بیکاری و بیماری و افزایش جرم قلمداد می‌کنند. این نگاه سیاه به پناهندگان افغان بعضاً در بین مسئولان ارشد کشور نیز وجود دارد هنگامی که افغان‌ها را عامل کرونا در ایران اعلام می‌کنند و یا علت بیکاری ۱۴ میلیون ایرانی را وجود ۲ میلیون افغان قلمداد می‌کنند و یا به خاطر بیکاری ۴۰ درصد فارغ التحصیلان ایرانی و تعطیل شدن صنایع بزرگ برخی همواره تقصیرها را گردن کارگران روزمزد پناهنده می‌اندازند اما در مورد آمار جرم و جنایت نیز سرانه انجام جرم در بین ایرانی‌ها دو برابر افغان‌هاست به عبارتی دیگر قبل از کرونا ۲۴۰ هزار زندانی ایرانی وجود داشت در حالی که فقط ۵ هزار زندانی افغان در زندان‌های ایران بود که اکثر آنها نیز به علت مشکلات اقتصادی و درگیری با کارفرما راهی زندان شدند. همچنین عدم دسترسی به وکیل خوب، اقامت غیرمجاز و نداشتن تحصیلات را نیز باید در تعداد زندانیان افغان موثر قلمداد کرد.

از تأثیر مخرب شایعات و اخبار نادرست پیرامون جرم و جنایت منتسب به پناهندگان افغان نباید غافل شد؛ هنگامی که اشتباهاً اعلام شد عامل قتل‌های سریالی معروف به خفاش شب افغان هست بسیاری از افغان‌ها مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و یا زمانی که سریال‌های ایرانی مانند سریال «ممنوعه» بلندگو و و مروج نژادپرستی و توهین به اتباع افغانستان می‌شوند چیزی جز گسترش و نهادینه کردن نژاد پرستی و خود برتر انگاری را در بین جامعه میزبان ایرانی نسبت به افغان‌ها مشاهده نخواهیم کرد.

دید تحقیر آمیز و نژادپرستانه به افغان‌ها قطعاً الگوی ایرانی اسلامی توسعه و پیشرفت را که مدیران ایرانی مجذوب و معرف آن به جهان هستند خدشه‌دار می‌کند. آمار ارائه شده در روزنامه شرق نشان می‌دهد که ایرانیها با شهروند جهانی شدن و دید جهان شمول و حقوق بشری فاصله و گسست زیادی دارند و این فاصله را نمی‌توان با ثبت آثار تاریخی در یونسکو و یا جنجال بر سر شخصیت‌های تاریخی مانند مولانا جبران کرد بلکه همان گذشته طلایی و منشور حقوق بشر کوروش نیز در غبار برتری خواهی و خلوص نژادی ایرانی‌ها از دید پنهان خواهد شد و مباحات علمی و تاریخ طلایی که ایرانی‌ها به آن افتخار می‌کنند با انحصار و احتکار سه گانه‌ی احترام و تکریم و حرمت در زندان تعصب و عصبیت رنگ خواهد باخت.

اگر جامعه شناسان ایرانی و متخصصین آماری سری به شهرهایی مانند یزد و کرمان بزنند خواهند دید که افغان بودن در آن شهرها یک مشکل بزرگ امنیتی است نه یک پدیده هویتی و اجتماعی. اکثر مسئولین و ساکنان این شهرها نگاهی محدودیت جو و محدودیت مدار به حضور اتباع افغانستان دارند. شاید این نوع دیدگاه خود بازگردد به محدودیت منابع و محدودیت‌های اقتصادی در ایران اما این محدودیت‌های اقتصادی در ۱۸ استان دیگر که حضور اتباع افغانستان در آنها ممنوع است پررنگ‌تر است. به عنوان مثال میزان بیکاری در مشهد و تهران که اتباع افغانستان حضور چشمگیری دارند به مراتب بسیار کمتر از لرستان و کرمانشاه است. 

ایرانی‌ها بخش بزرگی از مشکلات خویش را بر گردن نحیف پناهندگان می‌اندازند که به دور از جوانمردی است. مشکل اصلی اتباع افغانستان ساکن ایران به‌خصوص نسل دوم و سوم این است که به‌شدت به ایران تعلق خاطر پیدا کرده‌اند و با افغانستان بسیار بیگانه هستند و هویت افغانی خویش را در هویت ایرانی جستجو می‌کنند و از سویی دیگر در جامعه خود افغانستان نیز پذیرش مطلوبی ندارند اما با وجود ایرانیزه شدن آنها مخالفت‌ها با حضور آنها و سردرگمی قانونی و سیاسی در برخورد با آنها در جامعه ایرانی و مسئولان آنها موج می‌زند و طرح‌هایی مانند سازمان ملی مهاجرت هنوز در بلاتکلیفی بسر می‌برد و به هر حال ۵۰ درصد از پرسش شوندگان مخالف جدی حضور، آموزش، کار اتباع افغانستان در ایران هستند.

این تصور که ایرانی بودن یک امتیاز بسیار خاص است و داشتن هرگونه تسهیلات باید منحصراً در گرو برخورداری از این برچسب خواهد بود منافات جدی با کنوانسیون پناهندگان، حقوق کودک، حقوق بشر و آرمان‌های انقلاب اسلامی دارد.

همچنین رویکردهای منفی نسبت به مهاجرین باعث رشد و گسترش تنفر از ایران در بین ملت و دولت افغانستان خواهد شد. تنها ملتی که بیشترین اشتراکات تاریخی، فرهنگی و تمدنی را با ایران دارد و این تلقی که خلوص ایرانی نباید خدشه دار گردد و توارث شهروندی از طریق خون باید منتقل شود اصلاً تطابقی با واقعیت امروز جهان که براساس شهروندی منفعت شمول و جهان شمول و حقوق بشری بنا نهاده شده است ندارد.

سه گانه شفقت و ترحم و مهربانی بذر کینه‌ای نخواهد کاشت که روزی درو شود. هر یک از ما باید به وجدان خویش رجوع کنیم که آیا نژادپرست هستیم یا نه و چه تغییر زیبایی می‌توانیم ایجاد کنیم؟

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. اصلی ترین نژاد پرستی در ایران ترک ستیزی و عرب ستیزی است.
    در زمان پهلوی ، عوامل ماسیونی امپریالیزم در یک تعریف فاشیستی راسیستی از ایران ، آن را سرزمین اریایی ها تعریف کردند. حال اینکه ترک و عرب آریایی نیستند.
    در قدم وجود ترک و عرب را در ایران انکار کردند و گفتند شما آریایی های ترک زبان و عرب زبان هستند!! در قدم دوم ار آنچه که توانستند علیه زبان ترکی اجرا کردند.
    جلال آل احمد در کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران جلد ۲ صفحه ۱۳۸ مینویسد:
    اکنون چهل و چند سالیست تمام تلاش های حکومت ایران ( پهلوی ) نه تنها بر محدود کردن بلکه بر محو کردن زبان ترکیست . آن را آذری نامیدند . زبان تحمیلی نامیدند. اسامی شهر ها و محله های آذربایجان را عوض کردند.کارمند و سرباز ترک را به نواحی فارس نشین و به عکس فرستادند ….
    در مورد تعویض اسامی بدانید که اسامی اصیل هنوز هم توسط مردم استفاده میشود. برای مثال در تبریز همه میگویند آجی چای نه تلخ رود . آذربایجانی ها به منطقه قارا داغ ، قاراداغ میگویند نه ارسباران و…

    توضیح این مساله مفصل است. بدانید که ریشه و علت المبدا شیوع تجزیه طلبی ، همین مساله است. وقتی به واسطه دافعه های متعفن پیوند وطنی یک ترک و عرب از کشورش گسسته میشود ، به راحتی توسط کشور های بیگانه جذب خواهد شد.

    در مورد راه درمان باید بگویم
    نخست اینکه ایران به همان تعریف جغرافیایی و سرزمینی خود بازگردد و تعریف نژادی از آن زدوده شود. شاهان ترک قاجار و افشار و صفوی تا سلجوقی و غزنوی خود را شاه ایران نامیده اند.
    ثانیا ناسیونالیزم موسوم به ناسیونالیزم ایرانی غالبا ناسیونالیزم پارسی جلوه میکند . ناسیونالیزم ایرانی باید بازتعریف شود. به گونه ای که یک ترک و عرب بتوانند زیر چتر ایران در قالب آن بگنجد و نیازی به انکار هویتی و حقوقی آن نباشد!
    ثالثا ایران اولین کشور چند زبانه نیست ، آخری هم نیست. کشور های پیشرفته که چند زبان رسمی دارند الگو قرار داده شوند و باید کشور را به سمت پلورالیزم فرهنگی برد.

    در مورد عزیزان افغانستانی مقیم ایران باید بگویم با افزایش سواد و فرهنگ سازی این مساله قابل حل شدن است و من به عنوان یک ترک ایرانی از هر رفتار بد از جانب ایرانیان با ایشان معذرت میخواهم.

    24
    4
    1. تمامی مشکلات دوستان قوم گرا حول یک گزاره شکل میگیرد و آن زبان رسمی کشور فارسی است، زبانی که در گذشته در جغرافیای بسیار گسترده تری کاربرد داشته است، الباقی همه بهانه است.
      خوشحال میشویم دوستان در خصوص مشکلات قومی و زبانی در ترکیه، آذربایجان،عراق،ازبکستان،چین و غیره هم مطالبی بفرمایند.

      1
      14
      1. دوست عزیز شما درک متقابل از ما ندارید. برای همین به ما انگ قومگرا میزنید. البته برخی جریان های فاشیست ترک ستیز عمدا همچین برچسب هایی چون پانترک ، قومگرا ، تجزیه طلب میزنند تا این مطالبات را در اجتماع منزوی کنند و زیر پوستی مسیر تئورسین هایشان را پیش ببرند

        یک بند از نوشته های محمود افشار یزدی در زمان پهلوی:
        «…نگارنده با آموختن پنج دقیقه زبان ترکی هم در هر مدرسه یا دانشگاه آذربایجان مخالفم …میخواهم آموزش فارسی را اجباری و مجانی و عمومی نمایند و وسائل این کار را فراهم آورند تا ظرف سه سال یا زودتر همه مردم بدون استثنا هر دو زبان را بدانند . پس از آن کم کم و خود بخود کلمات فارسی به قدری در لهجه ترکی داخل خواهد شد که اقلا صدی شصت فارسی خواهد بود و این نسبت روز به روز زیادتر می شود تا به صدی هفتاد برسد و دو زبان یکی خواهد شد . ..اگر این سیاست فرهنگی را دولت بپذیرد و ملّت هم کمک کند، چه در آذربایجان و چه سایر شهرستانها، برای من تردیدی نیست که بی هیچ زحمت و دردسری برای هیچ کس و مخالفتی از هیچ کجا به مقصود خواهیم رسید بی آنکه آذربایجانیها احساس کرده باشند بعد از پنجاه سال به زبان فارسی ناحیه خودشان که باید آنرا لهجه ” آذری تازه ” خواند صحبت خواهند کرد…»

        متاسفانه اکثریت جامعه فارس به دلیل نداشتن دغدغه در زمینه های از بین رفتن زبان مادری , انکار هویتی و… به دنبال این مسایل نرفته است و اطلاعات بسیار پایینی دارد. ترک ها که طعم از بین رفتن زبان مادری ، انکار هویتی و… را که هر روز می چشند بیشتر حول این مسایل تحقیق میکنند.
        برای مثال نسل جدید به گوشواره میگوید گوشوارا ( همان گوشواره با تلفظ ترکی ) لکن نسل قبلی کلمه سیرغا استفاده میکرد که اکنون در حال فراموش شدن است. افعال بسیاری مانند توکتمک ( به سطوح آوردن ) ، دادانماق ( عادت کردن ) و… وجود دارد که نسل جدید مدل فاذری آن را استفاده میکند !! جالب است وقتی کسی اصیل حرف میزند و یا از این روند نابودی مخزن واژگان ترکی خبر میدهد میگویند فلانی میخواد ترکی جمهوری آذربایجان ( لغات در آنجاد به دلیل آموزش ، داشتن فرهنگستان حفظ میشوند ) را در ایران باب کند و شروع به جو سازی میکنند که اخیرا نمونه ای را در همین سایت شاهد بودیم

        البته یکی از دوستان فارس بهم میگفت ما هم دغدغه از بین رفتن زبان را داریم . هم اکنون رهبری هم هشدار دادند . مخزن واژگان فارسی با برخی لغات انگلیسی مخلوط شده. بو او گفتم پس حساب کتاب بکن دارد سر زبان ما چه بلایی می آید ..!
        ۹۰ سااااال فرهنگستان زبان فارسی هست
        میدونید امسال بودجه ش چند میلیارد هست ؟
        چندین بنیاد داخلی و بین المللی مثل بنیاد سعدی , بنیاد فردوسی
        ۱۲ سال آموزش قبل دانشگاه به زبان فارسی , دانشگاه هم به زبان فارسی , این همه دانشکده ادبیات فارسی و…
        این همه شبکه سراسری در ایران به فارسی ( فقط شبکه استانی ۴ استان آذرشرقی غربی اردبیل زنجان برنامه استانی به ترکی دارند که بسیار بسیار کیفیت پایینی دارند و اتفاقا گند میزنند به زبان مناطق روستایی که هنوز اصالت رو حفظ کردند. ترک ها در استان های تهران ، قزوین ، همدان ، خراسان شمالی ، گرگان و… حتی شبکه استانی به ترکی ندارند. پیشنهاد ما اینه امکانات ۴ استان مذکور تجمیع بشه و یک شبکه سراسری به ترکی با کیفیت مطلوب ایجاد بشه ؛ البته این قضیه از لحاظ امنیتی فرهنگی هم برای کشور مفیده . به نظرتون چرا ترک ها دایما با ماهواره برنامه های ترکیه و جمهوری آذربایجان رو میبینند ؟ )

        گفتم بهش ، عزیز دل برادر الان میگید زبان انگلیسی تاثیر گذاشته رو زبان فارسی
        حسابش رو ببر وقتی ما میگیم زبانمون داره از بین میره ببین چه خبره…

        هم وطنان توجه کنید دقت کنید ، این رفتار شما با ما که دریغ از یک جو همزیستی ، درک متقابل هست به شدت داره کینه می آفرینه . به دلیل عدم درک متقابل دو گروه در کشور مقابل هم قرار گرفتن . این طرف فکر میکنه اونطرف داره هویت و زبان و… ش رو نابود میکنه ، اون طرف فکر میکنه وقتی این میگه زبانم داره از بین میره تجزیه طلبه !! این وضعیت داره شکاف می آفرینه در اجتماع
        برای همینه برخی هم وطنان غیر ترک میان مناطق ترک شاید رفتار خوبی نبینن…
        البته من صحه نمیذارم به رفتار بد . ولی دارم میگم این وضع نباید اینجوری پیش بره ، میفهمید؟

        1. معتقدم زبان ترکی آذری و کردی و … بقیه زبانهای غیر رسمی هم طبق نوشته روشن قانون اساسی هم باید تدریس بشن و هم اینکه در بین کسانی که به آن زبان صحبت می کنند ترویج بشه تا میراث فرهنگی کشور حفظ بشه. اصلا مگه ترک زبانان ایران از جمعیت جمهوری آذربایجان بیشتر نیست پس فرهنگستان زبان ترکی آذری باید در ایران تشکیل بشه و بودجه اش هم پرداخت بشه (آیت الله عاملی هم گزینه خوبی برای اداره اش هستن) اما یه چندتا نکته باقی می مونه در نظر دوست عزیزم امیررضا اینکه فرهنگستان زبان فارسی ۹۰ سال هست تشکیل شده چه عیبی داره اصلا باید زودتر تشکیل میشد (اگر من باب مقایسه است مسئله فرق می کنه) برای ترویج فرهنگ اسلامی ایرانی زبان اصلی زبان فارسیه.
          در مورد شبکه های تلویزیونی هم این موضوع اساسا به خاطر دیدگاه شکست خورده فرهنگی در بین مسئولان فرهنگی کشوره که اصلا به تولید محتوا توجه نمی کنن (قیاس کنید با وضع تبلیغ و محتوای دینی و ملی و … )
          نکته آخر این که گفتین “برخی هم وطنان غیر ترک میان مناطق ترک شاید رفتار خوبی نبینن” این موضوع از حس این که زبان مادری درحال از بین رفتنه فراتره و به خودبرتربینی قومی رسیده البته بعضی ها این طور هستن نه همه. از شانس بد من درمواجه های اندکم با ترک زبانان عزیز فقط با این افراد برخورد داشتم. اما بسیاری از شنیده هام کاملا متفاوته.

          1. باید سایر زبان ها نیز رسمی شوند. حتی عراق و افغانستان برای حل مسایل قومیتی به این سمت رفته اند. کشور های غربی بماند!
            باید فرهنگستان زبان ترکی تشکیل شود نه فرهنگستان ترکی آذری . چراکه ترکان ایران منحصر به ترکان آذری نیستند بلکه ترکان قاشقایی ترکان خلجی ترکان ترکمن ترکان خراسانی ترکان پیچاقچی ( در کرمان ) ترکان سنقر ( در کرمانشاه ) و… ترک هستند.
            گفتید فارسی زبان اصلی هست. فارسی یک زبان میانجی هست. عقل لزوم وجود یک زبان میانجی در کشور های متکثر را ثابت میکند و در این حرفی نیست. لکن اگر جریان هایی بخواهند دیگر زبان ها را نابود سازند ما برنخواهیم تابید ( که این جریان ها تا دلتان بخواهد در زمان پهلوی بودند و هم اکنون نیز جبهه تبلیغاتی دارند )
            گفتید خود برتر بینی قومی. غالبا اینگونه نیست بلکه همانطور که توضیح دادم دو جبهه درست شده . جبهه ای میپندارند آن وری ها هویت و زبان او را نشانه گرفته اند و جبهه ای میپندارد اینوری ها تجزیه طلب اند. این ها همه به خاطر خلا گفتمان سازی و نبود درک متقابل هست.
            درصد اندکی واقعا در برابر فاشیسم آریایی پارسی ، به سمت فاشیسم ترکی یا کردی یا عربی و… رفته اند که حالت واکنشی دارد و متاسفانه رصد های بنده این را نشان میدهد که در حال رشد است.

    2. شما که این همه از ترک ستیزی حرف میزنی. تا حالا تو تبریز یه افغانستانی و یا عرب دیدی بتونه زندگی کنه. جواب نه هست .میدونی چرا؟ تفسیر با خواننده

      2
      15
      1. عزیز دل برادر باید از روی پژوهش های آماری حرف بزنی
        این جمله را از کجا میگی که یک عرب یا افغان در تبریز نمیتواند زندگی کند! اتفاقا سوپری سر کوچه ما عرب هست. ترکی را هم کاملا با لحن عربی حرف میزند و بسیار برای ما جالب است.

        ضمنا اگر آذربایجان کار بود ، تبریز رتبه یک مهاجرت جوانان برای کار به دیگر شهر ها را نداشت
        متن زیر از کامنت یکی از دوستان کپی شد. البته محتوایش برای ما آشناست
        آقای رضا پاشائی رئیس نیرومحرکه قطعات کشور یکی از کاندیدهای مجلس ازتبریز بود رسما اعلام کرد رتبه صنعتی تبریزوآذربایجان از رده دوم کشوری اوایل انقلاب به زیر رده بیست ویکم نزول کرده است پائین بودن فاحش متوسط درآمد سرانه آذربایجان نسبت به متوسط درآمد سرانه کشوری که بارها توسط نمایندگان ادوار مختلف مجلس منطقه هم اعلام شده یا در رسانه های محلی خواندم میزان تولید برق فقط در استان اصفهان دو برابر میزان تولید برق در مجموع استانهای آذربایجان شرقی وغربی زنجان واردبیل می باشد.

        میشود در گوگل سرچ کنی یک تبریزی دو برابر یک تهرانی و هفت برابر یک اصفهانی مالیات میدهد. نمایندگان مجلسمان هم شدیدا اعتراض کرده اند و حتی سایت آناج ( وابسته سپاه ) آن را پوشش خبری داد.

        یک مطلب هم برای دیگران مینویسم
        گاها میگویند تبریز ال هست بل هست اگر سیاست فاشیستی در زمان پهلوی بود نباید اینگونه میشد و بعد با برخی مناطق محروم کشور مقایسه میکنند
        توجه کنید اتفاقا تبریز تا قبل پهلوی رتبه یک جمعیتی ایران بود. شاهراه تجارتی ایران بود.
        تبریز زمان سفر مارکوپولو رتبه پینج جمعیتی دنیا بود که آن زمان تهران یک روستای ترک نشین بود.
        اتفاقا پهلوی تا توانست علیه آذربایجان من جمله تبریز خیانت کرد. آن دوسه کارخانه هم با هدف تغییر ترکیب جمعیتی زده شد و کارگر بومی استخدام نکرد
        تبریز در این یک قرن اخیر کلانشهر نشده است بلکه بیشتر عنوان پایتختی ایران را دارد.
        ما هم مخلص همه هستیم و قوجامان تبریز برای همه هم وطنان است نه صرفا تبریزی ها

  2. یادرموضوعی وارد نشویدویااگرورود کردید جنبه های مختلف انرا هم منعکس کنید…..شوربختانه از سال های دهه ۵۰ وبعداز کودتای داود برعلیه ظاهرشاه وسیل پناهندگان افغانی به ایران مسئله تاسف برانگیزقبل از ورود انان به ایران فرهنگ خاص اندیاروحاملان ان فرهنگ پدیده ای نا متجانس را ایجاد کرد(قصدورود به مسائل حاشیه ای واختلاف برانگیز را ندارم )قرن ها دراین دیار شیعیان با برادران سنی شافعی (بعلت قرابت بعضا حکمی وفقهی)زندگی وگاهگاهی مزاوجت داشته اند(اینرا شخصا سراغ دارم)ولی مذاهب دیگر اسلامی عمدتا کمتر درکشور ما نمودی اشکار داشته اند….(توضیح صریح انرا معذورم)اولا….وبعدا بسیاری از پناهندگان افغانی از ولایات ومناطق کم برخوردار افغانستان بوده اندوبالضروره دارای روحیه ای خاص ان مناطق را همراه با خودشان (حتی نسبت به هموطنان خودشان)داشتند…..این ها تصویری نازیبا وذهنیتی بد از حضورانان ایجاد کرده است …..مجموعه موارد اندک فوق بانضمام بیکاری طبقات فرودست ایرانی ودر عین حال در بعضی موارد هم تبعیض نسبت به دانشجویان ایرانی …..(مثلا دررشته پزشکی هیچ دانشجوی پزشکی غیرایرانی مکلف به گذراندن دوسال بعد از دوره دکترا ودوسال دوره بعد از تخصص نیستند)وغالبا قصدی هم به خروج از کشور(که مثلا گویای تبلیغ نظام کشور در موطن خودشان باشد)هم ندارند..و وو وو ……

    3
    8
  3. بقول معروف به آماری که خودم در تهیه اش دخیل نباشم هیچ اعتمادی ندارم..اول اینکه توده متوسط به پائین نه تنها با افغانی ها مشکلی ندارند بلکه بعضا همدردی هم می کنند .دوم اینکه اگر همه ما به دور وبر خود نگاهی منصفانه بیاندازیم همان اشخاص باصطلاح متوسط به بالا را می بینیم که از یک طرف چماغ افغانی درست کردند واز طرف دیگر تبلیغات آنچنانی برعلیه عراقی هائی که برای سیاحت وزیارت وارد ایران میشوند.با کنکاشی کوچک رات مینتوان این اشخاص را در اطراف خود ویا در فضای مجازی مشاهده کرد واحتیاجی به این نوع آمارگیری نمی باشد.

    1
    7
  4. سلام
    اولا شما به بگو کدوم کشور نژاد پرست نیست از کشورهای غربی بگیر که های هوی حقوق بشری دارند بعد بیاین سمت شرق دروازه ورود به شرق ترکیه که نژاد پرست ترین کشور عصر حاضره که حتی هویت بقیه رو تمام وکمال نادیده می گیره از کلمه تحقییر امیز (ترک کوهی استفاده می کنی)همین طور کشور های عربی و البته ایران . نژاد پرستی جزئی جدایی ناپذیر نفس بشره بقیه حرفا در حد شعار بیشتر نیستن ولی قشر فرو دست جامعه ایران بحثشون نژاد پرستی نیست اونا توی مضیقه ی مالی شدیدی قرار دارند و یکی از عوامل اونرو کار گاران خارجی می دونند چون اکثرشون از قشر کارگرن شما هم تز روشن فکری نده و ادای انسان دوستا رو در نیار من بختیاریم اهل خوزستان با قوم عرب بدون هیچ مشکلی داریم زندگی می کنیم ترک و کرد اقوام ایرانی و از هم دیگر برتر نمی دونم ولی وقتی یه کارگر از اذربایجان می یاد اهواز کار می کنه ما احساس می کنیم پولمون این جیب به اون جیبه اما اگه افغانی باشه نه چون وضعیت هم وطن خودمون خوب نیست

    1
    8
  5. سلام-مردم به دین حاکمانشان هستند-تا قبل از دوره پهلوی در ایران نژاد پرستی حکومتها از بعد از ورود اسلام به ایران گزارش نشده در دوره پهلوی دوم شاید به علت جو امنیتی شدید تقریبا غیر محافل روشنفکری موضوع نژاد پرستی در بین مردم عادی رواجی نداشت اما بعد پایان جنگ تحمیلی به جهت تشدید سیاست یکسان سازی زبانی این افکار از طریق رسانه ها و نهادهای اجرائی مرتبطبا اطاقهای فکر از بالا به پائین تزریق و رادیوتلوزیون ورسانه ها هم و…شدیدا درگیر شدند با توجه به افزایش سطح سواد وتحصیل کردگان دانشگاهی از اقوام مختلف آن سیاستها باعث تبعات خاص بین محافل تحصیلکرده شد که به عینه می بینیم در تقسیم بیت المال نیز این قضیه قابل لمس است به طور مثال آقای رضا پاشائی رئیس نیرومحرکه قطعات کشور یکی از کاندیدهای مجلس ازتبریز بود رسما اعلام می کند رتبه صنعتی تبریزوآذربایجان از رده دوم کشوری اوایل انقلاب به زیر رده بیست ویکم نزول کرده است پائین بودن فاحش متوسط درآمد سرانه آذربایجان نسبت به متوسط درآمد سرانه کشوری که بارها توسط نمایندگان ادوار مختلف مجلس منطقه هم اعلام شده یا در رسانه های محلی خواندم میزان تولید برق فقط در استان اصفهان دو برابر میزان تولید برق در مجموع استانهای آذربایجان شرقی وغربی زنجان واردبیل می باشد به نظر من این جو به نفع هیچکدام از اقوام کشور تمام نشده حتی در ابعاد اقتصادی هم باعث توسعه برخی مناطق فارس نشده بلکه تبعات خاص محیط زیستی مهاجرتهای بیش از ظرفیت در آن مناطق و….گردیده -اما در مورد افغانیهای موردبحث به نظر من اگر دولت ایران باهماهنگی دولت افغانستان شهرکی مثلا در نزدیکی هرات ایجاد می کرد مانند ساختمانهای مسکن مهرو….واینها در آنگونه شهرکها اسکان می یافتند واین برای گسترش نفوذ ایران در افغانستان عالی میشد

    10
  6. نوع نگاه مردم ایران به مهاجران افغانی ربطی به نژادپرستی نداره بلکه به ورود غیرقانونی این افراد به کشور و به تبع اون جرم و جنایت هایی که این افراد انجام میدهند مرتبط است .کما اینکه ما در ایران سیاهپوست هم داریم ولی تا الان گزارشی درمورد نژادپرستی دیده نشده انصاف نیوز بهتر است نوع نگاه اقوام ایرانی به یکدیگر و مرکزنشینان به شهرستانی هارا بررسی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن