ناشنوایی و نابینایی ملت و حکومت

محمد فاضلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «ناشنوایی و نابینایی ملت و حکومت» نوشت:

زن و شوهرهایی که سالیان دراز با هم تنش دارند و به تدریج از هم دلزده می‌شوند، به نقطه‌ای می‌رسند که خصیصه مثبتی در یکدیگر نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند. آن‌ها نمی‌خواهند درباره نقاط قوت، خاطرات خوب، زیبایی‌ها و لحظات شیرین گذشته چیزی بشنوند یا تصویری ببینند و به ناشنوایی و نابینایی نسبت به یکدیگر می‌رسند.

مدت زیادی است که تشدید چنین وضعیتی را در مخاطبان فضای مجازی و کسانی که در دنیای واقعی با آن‌ها ارتباط می‌گیرم، به وضوح مشاهده می‌کنم. داستان از این قرار است که بخش قابل توجهی از مردم به ناشنوایی و نابینایی نسبت به حکومت و دولت رسیده‌اند یا در آخرین مراحل ورود به چنین وضعیتی هستند.

نتایج پژوهشی تجربی در دست ندارم که میزان و تعداد این گروه را نشان دهد، اما خصوصیت‌شان این است: هیچ نقطه مثبتی در کردار حکومت، دولت، مجلس، قوه قضائیه و … نمی‌بینند. این گروه حاضر نیستند درباره مسائلی نظیر آن‌چه در ادامه ذکر می‌کنم و می‌شود در آن‌ها بارقه‌هایی از موفقیت و حرکات مثبت دید، بحث کنند یا آن‌ها را نشانه‌هایی از حرکت به سمت و سوی متفاوت و سازنده تعبیر کنند:

موفقیت نسبی در کاهش موارد ابتلا و مرگ‌ومیر بر اثر بیماری کرونا (در مقایسه با برخی حتی کشورهای توسعه‌یافته)

برخی تلاش‌ها در قوه قضائیه برای شفافیت بیشتر (نظیر گزارش سود حاصل از حساب‌های مورد مناقشه) یا برخی دستورات درباره نوع رسیدگی به پرونده‌ها و رسیدگی به برخی پرونده‌های فساد.

موفقیت‌های کوچک ولی کم‌سابقه در ساماندهی نظام رفاهی و حمایت اجتماعی

موفقیت در کسب دست‌آوردهای فناوری نظامی

انبوهی از ساخت‌وساز در زمینه‌های زیرساختی که برای توسعه عمرانی کشور ضروری‌اند.

این فهرست را می‌توان طولانی‌تر کرد، اما در وضعیت ناشنوایی و نابینایی ملی، طولانی کردن این فهرست به‌کار نمی‌آید. مخاطب گفته‌هایی درباره این موفقیت‌ها، اگر رو در بایستی با گوینده نداشته باشد که تا متهم کردن به مزدوری و ماله‌کشی پیش می‌رود، و اگر خیلی احترام گوینده را نگه دارد، به گفتن این‌که «خیلی خوش‌بینی، به چه چیزهایی امید بستی، اوناش را چرا نمیگی؟» بسنده می‌کند و البته نگاهی عاقل اندر سفیه.

این گروه احساس می‌کنند حکومت نیز در مقاطع مختلف خود را به نابینایی و ناشنوایی زده و نخواسته صدای‌شان را بشنود. چندین انتخابات باشکوه، چندین بار اعتراضات خیابانی از دهه هفتاد تاکنون، دو سه بار بی‌توجهی اعتراض‌آمیز به صندوق رأی حتی واکنش‌های فردی گاه به گاه نظیر خودکشی‌های اعتراضی به افزایش بیکاری، فقر و گرانی و … نشان می‌دهند حکومت نیز نمی‌خواهد حال نیک و بد مردم را ببیند یا درباره‌اش سخن بگوید.

تداوم این وضع به جایی می‌رسد که طرفین در بهترین حالت یکدیگر را نادیده می‌گیرند اما سخت با دقت مواظب هم هستند تا دیگری چیزی توی کاسه‌اش نگذارد. فضای اجتماعی و سیاسی، امنیتی و قطبی می‌شود و صداهای میانه‌رو و میانه‌گیر هم به تدریج عطای میانداری را به لقایش می‌بخشند و مراقب کلاه خودشان می‌شوند که باد نبرد. تخم افراطی‌گری بار می‌دهد و کسی که سمبه‌اش پرزورتر است پیش می‌برد؛ توسعه، امنیت، اقتدار، کیفیت زندگی، اخلاق و تمامیت ارضی و … هم کشک می‌شود.

اگر دفتر و دستک داشتم و پول و اعتبار، تحقیقی سفارش می‌دادم برای سنجش میزان ناشنوایی و نابینایی ملی، شاید بشود به کمک داده‌هایش گوش و چشمی را باز کرد.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن