لزوم رونق شعور انقلابی برای اصلاح سازوکارهای نظام آموزشی

جانمحمد وطن پرست در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

چند روزی از شروع به کار مجلس یازدهم که واژه انقلابی را با خود به یدک می‌کشد میگذرد.

در همین ابتدا از صمیم قلب، از خداوند متعال موفقیت و سربلندی وکلای بزرگوار را خواهانم.

در روزهای گذشته مشاهده تصاویری از حضور دلسوزانه و صادقانه برخی وکلای ملت در میان آموزشیاران نهضت سواد‌آموزی جلوی درب بهارستان برای رسیدگی به مشکلات و پاسخگویی به تجمع اعتراضی آنان، بهانه‌ای شد تا صحبتی برادرانه در رابطه با حوزه‌ی تعلیم و تربیت با نمایندگان محترم، به ویژه اعضای محترم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی داشته باشم.

مردمی بودن، انقلابی بودن و یا هر برچسب دیگری از این دسته، برخلاف برخی تصورات اشتباه، صرفاً به معنای حضور فیزیکی در میان مردم و تحقق هر خواسته و مطالبه‌ای نیست! چه بسیار مطالبات و توقعات غیرمعقولی که در صورت برآورده شدن، اگرچه در ظاهر خدمت به گروهی از مردم محسوب می‌شود اما در حقیقت محصولی جز تضییع حقوق ملت، مقابله با شایسته‌سالاری، تنزل کارایی سیستم، عقب‌ماندگی و وابستگی به دنبال نخواهند داشت.

افراد بسیاری در این چهل ساله انقلاب، دائماً در میان مردم بودند اما نه حرف دل مردم را فهمیده‌اند، نه هم‌درد خوبی بوده‌اند، نه برای تحقق خواسته‌ها و مطالبات به حق مردم در جایگاه وکیل و یا خدمتگزار حرف دل مردم را زده‌اند و در مناصب و مسئولیت‌ها، به دلایل مختلف از جمله منفعت‌طلبی، جهل و ترس، در راستای رشد، توسعه و عزت این آب و خاک، قدمی اصولی، ماندگار و قابل قبول برنداشته‌اند و نمکی بر زخم‌های ملت بوده اند‌.

امیدوارم شما وکلای محترم با زیرساخت‌ها و سازه‌های نظام آموزشی و تاثیر کیفیت، کمیت و عدالت آموزشی بر ابعاد مختلف رشد و توسعه و همچنین مطالبات به حق برخی معلمان متخصص و متعهد آگاهی داشته باشید‌. به یقین، عدم تربیت و تعلیم قابل قبول شخصیت‌های مستقل، محکم، اخلاقی، علمی، خلاق، نوآور، کاربردی و تولیدی از خلاء‌های بزرگ نظام آموزش و پرورش در سال‌های گذشته بوده است که می‌توان این اسیب‌ها را ریشه اصلی بسیاری از مشکلات فعلی کشور در تمامی زمینه‌ها دانست.

در کنار معیوب بودن سازوکارهای اموزشی، به کارگیری نیروهای ضعیف و ناکارآمد در سال‌های گذشته، در اثر مواردی همچون مصوبات غیرکارشناسی، جاهلانه و منفعت‌طلبانه بخش‌ها و نهادهای قانون‌گذار و سیاست‌گذار، احتمال تاثیرگذاری‌ نفوذی‌های استکبار و استعمار در تصمیم‌گیری‌ها، فشار برخی اصحاب و حلقه‌های قدرت انحصارطلب، دور زدن قوانین و قانون‌گریزی‌های متنوع و متعدد در سطوح مختلف، خطاها و خیانت‌های نابخشودنی و غیرقابل جبران در مقابل مردم و به ویژه نسل آینده بوده است؛ اگرچه متاسفانه گاهاً این خطاها در لباس خدمت به ملت و توسط افراد و گروه‌های دلسوز صورت گرفته‌اند‌.

اثرات منفی متعدد و متنوع این موارد در بخش‌های مختلف فرهنگ، سیاست و اقتصاد به وضوح قابل مشاهده و لمس می‌باشند، به گونه‌ای که بدون اصلاح نظام تعلیم و تربیت، تحت هیچ شرایطی قادر به یک انسجام فکری قابل قبول در این سه حوزه نخواهیم بود و تلاش ما برای توسعه و عدالت اجتماعی در تمامی امور به ثمر نخواهد نشست.

می‌توان به عنوان مثال ساده، غلظت بالای سیاست‌زدگی، انتقام‌جویی و نبود فرهنگ تسامح و تساهل در فضای سیاسی و حتی اجتماعی کشور برای تحمل اندیشه‌های مخالف را یادآور شویم که بخش قابل توجه این مشکلات به نظام تعلیم و تربیت ما برمی‌گردد‌.

خسارت شدید به جایگاه و شأن معلمی و آن دسته از معلمان و فرهنگیانی که سال‌ها با شایستگی قابل قبول، عاشقانه و صادقانه به نظام آموزشی خدمت می‌کنند و به قول معروف خاک گچ‌ها خورده‌اند اما امروز علاوه بر بی‌مهری‌ها و عیوب سازوکار اموزشی، به دلیل مشاهده حضور افرادی بسیار ضعیف ، با دل‌زدگی و خستگی، مطالبات متعددی در راستای حقوق از دست رفته اجتماعی و آموزشی خود از ارکان مختلف نظام دارند.

تحول آموزشی و تربیتی نیازمند یک عزم و اراده بزرگ توسط نظام سیاسی حاکم از جمله مجلس شورای اسلامی به عنوان راس امور برای ایجاد زیرساخت‌ها و اصلاح ساختارها و تا حدودی تغییرات برخی تعاملات و نگاه‌ها به فضای بین‌المللی و مطالبه گری مردم می‌باشد و انتظار امثال بنده به عنوان یکی از موکلان از شما نمایندگان محترم ملت، تلاش حداکثری برای افزایش کیفیت، کمیت و برقراری توازن میان این دو ویژگی و نیز همزمان برقراری عدالت آموزشی می‌باشد.

اگرچه ممکن است مافیای منفعت‌طلب، گروهای جاعل و جاهل آموزشی همانند بسیاری از حوزه‌های دیگر، برای عدم موفقیت حداقلی شما و مجلس یازدهم و دیگر نهادها و سازمان‌های برنامه‌ریز، سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر در این مسیر، موانع، خاکریزها و حتی سدها ایجاد کنند. بدون شک عدم ایستادگی در مقابل این گروها و اصرار بر اشتباهات گذشته باعث خواهد شد واژه انقلابی چسبیده بر پیشانی مجلس، همانند بسیاری از واژه‌های دیگر که در این سال‌ها ابزار و آلت دست سیاسیون ناکارامد برای کسب قدرت شدند بدنام و لکه دار گردد. آن هم واژه هایی که هر کدام پتانسیل لازم برای تحولی ماندگار در تاریخ یک سرزمین را خواهند داشت.این در حالی‌ست که با عملکردی اگاهانه و موثر، می‌توان به جایگاه‌ها ارزش داد و باعث غبارروبی اصالت و ارزش واژه‌ها گردیم.

امروزه سرمایه‌گذاران حوزه آموزش به دلیل نبود عدالت اجتماعی قابل قبول و به تبع ان وضعیت تاسف بار اقتصادی در مناطق محروم و دور افتاده کشور و حتی حاشیه‌ی شهرهای بزرگ، از کوچکترین سرمایه‌گذاری در قالب موسسات غیردولتی و خصوصی خودداری می‌کنند و مردم نیز در این مناطق به دلیل فقر و فلاکت اقتصادی قادر به تقبل کمترین هزینه آموزشی برای فرزندان مستعد خویش نیستند و در این مناطق بالاجبار باید به سراغ مدارس دولتی رفت که قطعاً بخشی از نیروهای بسیار ضعیف گزینش شده در بدنه نظام آموزشی و دولت، به این مناطق فرستاده میشوند، و فرزندان مستعد این طبقه محروم و زجرکشیده که به گفته امام خمینی (ره) ولی نعمتان انقلابند، نه تنها دردی از دردهایشان کاسته نخواهد شد بلکه بیش از بیش زیر چنگال بی‌عدالتی و ظلم تصمیمات و تقسیمات غلط صدمه خواهند دید. و به دلیل کیفیت و کمیت تاسف‌بار و بی‌انگیزگی، یا با تحصیل وداع خواهند گفت و یا به جبر باید با دیگر افراد طبقه مرفع و فرادست غرق در امکانات و خدمات کمی و کیفی اموزشی، به رقابت ناجوانمردانه و ظالمانه خواهند پرداخت و اینگونه شاهد عریض شدن شکاف آموزشی، و خسارت شدید به عدالت اجتماعی بیش از گذشته خواهیم بود‌. انهم در حالی که خود را پرچم دار و منجی امت اسلام برای رسیدن به عزت و عدالت اجتماعی می‌دانیم. و تاسف بار تر اینکه ممکن است عده‌ای، این ناکارامدی بر اثر سوءمدیریت داخلی را با بهانه نداشتن اختیار برای اصلاح یا به کینه و دشمنی غرب و شرق توجیه کنند.

گاهی احساس می‌شود برخی افراد شاغل در نظام آموزشی که متاسفانه بدون عبور از فیلترهای علمی وارد این بدنه شده‌اند، اگر با دو برابر دستمزد فعلی زودتر از موعد بازنشسته گردند باز هم سود کرده‌ایم، زیرا به قول معر