آیا شاگردان ملکیان با او رابطه مرید و مرادی دارند؟

بخشی از گفتگوی «مصطفی ملکیان»،  اندیشمند معاصر و فیلسوف اخلاق با مجله برای فردا را به نقل از کانال تلگرامی آقای ملکیان می‌خوانید:

پرسش: دوستانی را دیده ام که گفته اند در محافلی که مخصوصا در منزلتان برگزار می شود، با اینکه خود شما نمی خواهید، رابطهٔ مراد و مریدی حکم فرماست. مخصوصا این سنت شفاهی و اخلاق متواضع شما و عوامل دیگری دست به دست هم داده اند که شاگردهای شما رویکرد انتقادی کمتری به شما داشته باشند: آیا شما این آفت را دیده اید؟

پاسخ: من اولا خیلی شاگرد ندارم، بدون شکست نفسی صادقانه می گویم.

ثانیا می شود سخنان کسی شفاهی باشد ولی ناقدانی قوی هم داشته باشد و بالعکس هم می شود که کسی همهٔ مطالبش مکتوب و رسانه ای باشد، ولی اجازهٔ دید انتقادی به کسی ندهد. ارتباط معناداری بین این دو وجود ندارد.

گفته اند فلانی در خانه و دفتر کارش با دوستانش حشر و نشر زیادی دارد. این درست است، ولی جالب اینجاست که اگر با کسی معاشرت نداشتم می گفتند این ها روشنفکران برج عاج نشین اند که هیچ کس هیچ جا نمیبیندشان.

من نمیدانم ما باید چه کار کنیم؟ شاید باید درمان را نیمه باز بگذاریم که از نقدها مصون باشیم و آفت نبینیم، گرچه فکر می کنم ان زمان از هردو نقد افت ببینیم!

من به سخنان دیگران کاری ندارم و روش خودم را در پیش خواهم گرفت؛ اما نمی فهمم که در دفتر و خانهٔ یک روشنفکر از نظر آقایان باید بسته باشد یا باز؟ اگر استادی غیر از ساعات تدریسش در دفترش نشسته باشد و در اتاقش هم باز باشد بگوید هر دانشجویی بیاید و سؤالات و اشکالاتش را بپرسد، می گویند دانه پاشیده و دام گسترده تا مرید بپرورد، اگر هم بنویسد مثلاً من فقط روزهای سه شنبه ساعت یک تا دو پاسخگو هستم، می گویند تو استادی، وظیفه ات این است که جواب دانشجوها را بدهی، حقوقت به خاطر همین است.

بدا به حال کسی که بخواهد به اشتهای مردم غذا بخورد؛ یا از پرخوری می ترکد یا از گرسنگی می میرد.

من خودم از صمیم قلب خواستار این هستم که افکارم نقد شود؛ چون هیچ وقت از این نقد ضرر نکرده ام.خوب است که من نقد شده ام؛ و با همین نقدها توانسته ام پنج مرحله را پشت سربگذارم. من از نقد سود کرده ام؛ اما برای اینکه نقد شوم راهش این نیست که در خانه ام و دفترم را به روی بقیه ببندم.

اینکه شما در برابر من چه واکنشی نشان می دهید مشکل من نیست، مشکل خودتان است، اگر کسی امد و حرف من را گفت که هیچ اشکالی در آن نیست مشکل من نیست مشکل اوست .

خودش است که روحیه تعبد دارد، روحیه ای که من سالیان سال است به آن نه می گویم.این نیست که کسانی که در مقابل شما کنش و واکنش دارند واکنششان نتیجه کنش شما باشد.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن