واکنش‌ها به درگذشت ابوالقاسم سرحدی‌زاده

ایسنا نوشت: «ابوالقاسم سرحدی‌زاده، دبیرکل و بنیانگذار حزب اسلامی کار، نماینده سه دوره مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین کار و امور اجتماعی شب گذشته بر اثر بیماری در منزلش در تهران درگذشت.

او نماینده سه دوره مجلس شورای اسلامی و وزیر کار و امور اجتماعی در دولت اول و دوم میرحسین موسوی  و عضو هیات مرکزی خانه کارگر بود.

فعالیت‌های سیاسی‌ مرحوم سرحدی زاده در مجلس ششم بر اثر سکته مغزی متوقف شد.

او که در سال ۱۳۲۴ در شهر تهران متولد شد، سابقهٔ عضویت در شورای سرپرستی و قائم‌مقامی بنیاد مستضعفان و همچنین  مدتی ریاست شورای سرپرستی زندان‌ها را در کارنامه خود داشت.

پیام مجرد، عضو شورای مرکزی حزب کار اظهار کرد: با توجه به شیوع ویروس کرونا و ضرورت رعایت پروتکل‌های بهداشتی مراسم دفن این فعال سیاسی پیشکسوت بدون حضور دوستدارانش برگزار خواهد شد.

خانه کارگر در متن پیام تسلیتی که به مناسبت درگذشت ابوالقاسم سرحدی‌زاده منتشر کرده از وی به عنوان «یکی از اسطوره شرف و متانت وخستگی ناپذیری ملت ایران» یاد کرده است.


متن پیام تسلیت رئیس‌جمهور روحانی به این شرح است:

«انالله و انا الیه راجعون

درگذشت دبیرکل حزب اسلامی کار مرحوم ابوالقاسم سرحدی‌زاده، موجب تألم و تأثر خاطر گردید.

این مبارز پیشکسوت و خادم متعهد با تلاش مستمر در حزب ملل اسلامی، سختی‌های دفاع از آرمان‌های اسلامی را در دوران ستم‌شاهی تجربه و تحمل کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با حضور مؤثر در عرصه‌های مهم سیاسی و اجتماعی همچون در سمت وزیر کار و امور اجتماعی و نمایندگی مجلس شورای اسلامی، در ایفای حقوق جامعه کارگری و رفع محرومیت از طبقات آسیب‌پذیر جامعه، خدمات ارزنده‌ای از خود برجا گذاشت.

اینجانب ضایعه وارده را به خانواده محترم و تمامی دوستداران آن مرحوم تسلیت می‌گویم و از درگاه خداوند متعال برای ایشان رحمت واسعه الهی و برای عموم بازماندگان اجر و سلامتی، مسألت دارم.

حسن روحانی

رئیس جمهوری اسلامی ایران»


متن پیام رییس مجلس شورای اسلامی به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت آقای ابوالقاسم سرحدی زاده وزیر پیشین کار و امور اجتماعی و نماینده ادوار سوم ، پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی موجب تاسف و تاثر گردید .
آن مرحوم از مبارزان دوران ستم شاهی بودند که به دلیل همین فعالیت‌ها دستگیر و مدتی زندانی گردیدند و پس از پیروزی انقلاب نیز در مسئولیت های متعدد خدماتی به نظام عرضه داشتند .
اینجانب ضمن عرض‌ تسلیت به دوستان ، خانواده محترم و سایر وابستگان ، برای آن فقیدسعید رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت می‌کنم .

محمدباقر قالیباف
رئیس مجلس شورای اسلامی»


اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت:

«درگذشت چهره مقاوم و انقلابی مرحوم ابوالقاسم سرحدی زاده از مبارزان پیشتاز با رژیم ستمشاهی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز خدمات ارزشمندی به نظام و انقلاب و مردم به ویژه در اهتمام به امور کارگران و محرومان جامعه داشت، موجب تأسف و تأثر فراوان شد.

مرحوم سرحدی زاده علاوه بر مسئولیت وزارت کار و امور اجتماعی، به عنوان نماینده مردم تهران در سه دوره مجلس شورای اسلامی نیز خدماتی ارزنده و کارنامه ای درخشان از خود برجای گذاشت.

مصیبت فقدان این انسان صدیق و خدوم را به مردم ایران، علاقه مندان و بستگان به ویژه خانواده داغدار ایشان صمیمانه تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال برای آن فقید سعید غفران و رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان ارجمند صبر و اجر مسألت دارم.»


علی لاریجانی، مشاور رهبری با صدور پیامی در گذشت مرحوم ابوالقاسم سرحدی زاده، وزیر پیشین کار و امور اجتماعی و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی را تسلیت گفت.

متن این پیام به این شرح است:

«بسم الله الرحمن‌ الرحیم‌
انالله و انا الیه راجعون

درگذشت مرحوم جناب آقای ابوالقاسم سرحدی زاده،  نماینده ادوار سوم، پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین کار و امور اجتماعی موجب تالم و تاثر گردید.

ایشان از مبارزان دوران ستمشاهی و از خدمتگزاران به کشور در عرصه های اجتماعی  بودند.

اینجانب ضمن عرض تسلیت به دوستان، خانواده معزز و بازماندگان آن مرحوم، برای ایشان از درگاه خداوند متعال رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر مسالت می کنم.

علی لاریجانی
مشاور مقام معظم رهبری»


علی شکوری راد دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به مناسبت درگذشت ابوالقاسم سرحدی زاده پیام تسلیتی صادر کرد.

متن این پیام به شرح زیر است:

خبر درگذشت مرد مبارزه، اخلاق و مردم‌داری، که عمر شریف خویش را صرف آرمان‌های انسانی و مؤمنانه کرد، شادروان ابوالقاسم سرحدی‌زاده موجب تأثر و اندوه بسیار گردید.

وزیر کار دولت مهندس میرحسین موسوی تا آخر بر همان عهد و پیمانی که با امام و نخست‌وزیر دوران او داشت باقی ماند و مرام و نامی‌نیک از خود برجای‌ گذاشت که اسوه و الگویی شایسته برای کارگران و حق‌جویان و اصلاح‌طلبان این سرزمین است.

رحمت و مغفرت بی پایان خداوند شامل حال او باد.

این مصیبت را به خانواده، بستگان و علاقمندان او بخصوص جامعه کارگری ایران تسلیت عرض کرده و از خداوند متعال برای همگان توفیق صبر و اجر معنوی مسألت دارم.


صادق خرازی دبیرکل حزب ندای ایرانیان در پی درگذشت «ابوالقاسم سرحدی زاده» پیام تسلیتی صادر کرد.

متن این پیام به شرح زیر است:

مردی وارسته، شخصیتی شایسته، انسانی خودساخته، همه عمرش در راه خدا و انسانیت و برای هویت ملی و استقلال ملت ایران هزینه شد، و گذشت. ابوالقاسم سرحدی زاده نماد نام‌آشنای مردان مرد و زندان دیده و مصیبت‌دیده دوران ستم‌شاهی بود. سرحدی زاده بی‌منت و خالص بود. زبان به غیبت و تهمت و گزاف نگشود. سکوت و تدبیر فراوان حکایت از حکمت و تدبیرش بود. ساده زیستی و اخلاص بخشی از ذات وجودی‌اش و هیچ‌گاه مخالف را تخطئه نمی‌کرد. همیشه آماده برای شنیدن و برای پذیرفتن و حرمت نهادن بر صدای متفاوت بود. خبر درگذشت غمبار او در دوران مهجوری و مشتاقی غم‌انگیز است. این ضایعه را به خانواده هم‌رزمان و به همه مبارزان راه حق و عدالت تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال غفران و رحمت واسعه الهی و برای خانواده آن مرحوم و دوستان و آشنایانش صبر و شکیبایی مسئلت می‌نمایم.

سید محمد صادق خرازی


مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «ابوالقاسم سرحدی‌زاده هم درگذشت. نسل امروز او را نمی‌شناسد. نباید هم بشناسد. چون سال‌هاست صداوسیما سراغ او نرفته است و شاید هم رفت و او راه نداد و نیز در تمام سال‌های اخیر به خاطر رنج بیماری خانه‌نشین بود. اما تنها رنج بیماری نبود. از اوضاع زمانه نیز در رنج بود.

مهم‌ترین وجه اشتهار ابوالقاسم سرحدی‌زاده به لحاظ تاریخی، وزارت کار و امور اجتماعی در دولت میرحسین موسوی و ارایۀ لایحۀ قانون کار به مجلس شورای اسلامی است و تصویب آن در مجلس و اشکالات شرعی شورای نگهبان و رد آن.

شرع، رابطۀ کارگر و کارفرما را در قالب «اجیر و موجر» می‌داند و دخالت ضلع سوم (دولت) در تعیین دستمزد و ساعت کار و حقوق مکتسبۀ دیگر در شرع پیش‌بینی نشده؛ حال آن که امام خمینی (ره) در پی تأسیس جمهوری اسلامی به اقتضائات حکومتی باور داشت و دریافته بود دیگر نمی‌توان گفت با خمس و زکات می‌توان کشور را اداره کرد و نظام اسلامی مالیات هم گرفت و می‌گیرد.

پیش از آن نیز وقتی شورای نگهبان به دبیری آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی (داماد آیت‌الله محمدرضا موسوی گلپایگانی) این اقتضائات را نادیده انگاشت و تعریف تازه از احتکار در دوران جنگ را نپذیرفت، پیشنهاد هاشمی رفسنجانی، رییس وقت مجلس برای ارجاع مجدد موارد اختلافی به مجلس و تصویب نهایی با دو – سوم آرا را امام خمینی (ره) تأیید کرد و مدتی هم به اجرا گذاشته شد.

آیت‌الله صافی اما استعفا کرد و این شبهه مطرح شد که با این ساز و کار عملا عرف بر شرع می‌چربد و از این رو وقتی بحث اختلاف بر سر قانون کار پدید آمد، امام خمینی تئوری مصلحت را مطرح کرد و شورای تشخیص مصلحت تشکیل شد.

حضور سیدمحمد موسوی خویینی‌ها و میرحسین موسوی در این شورا حامل و حاوی این پیام روشن بود که قرار نیست این شورا با همان نگاه سنتی شورای نگهبان به قوانین بنگرد و قرار است اقتضائات حکومتداری را لحاظ کند؛ چندان که قوانین مبارزه با مواد مخدر و تشدید مجازات هم در این شورا (بعدتر با عنوان مجمع) تصویب شد، وگرنه اگر به شورای نگهبان بود همه را مغایر شرع می‌شناخت.

ارتباط موضوع با ابوالقاسم سرحدی‌زاده این است که اگر استمداد او در مقام وزیر وقت کار نبود شاید امام خمینی به صرافت تأسیس نهادی برای تشخیص مصلحت و وساطت یا داوری میان عرف (مجلس) و شرع (شورای نگهبان) نمی‌افتاد. از این رو می‌توان گفت نام ابوالقاسم سرحدی‌زاده نه‌تنها با قانون کار که با تئوری مصلحت نیز گره خورده است و هر گاه به تاریخ تأسیس این نهاد در جمهوری اسلامی اشاره می‌شود نام او نیز به میان می‌آید.

به لحاظ تاریخی البته این اشاره هم خالی از لطف نیست که اول بار ناصرالدین شاه قاجار فرمان تأسیس نهادی به نام «مصلحت‌خانه» را صادر کرد ولی عملا پا نگرفت و آن مصلحت‌خانه با شورا یا مجمع تشخیص مصلحت به کلی متفاوت بود. زیرا امام خمینی با شورا/مجمع تشخیص مصلحت گره اختلافات شورای نگهبان با مصوبات مجلس را به نفع نیازهای حکومتداری مدرن گشود؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت امام خمینی به لحاظ تئوریک با سه نظریه شناخته می‌شود: ولایت فقیه، مطلقه دانستن این ولایت (به معنی این که محدود به احکام سنتی نیست، نه قدرت مطلقۀ فردی) و مصلحت ( در میانۀ عرف و شرع).

سرحدی‌زاده، جانشین احمد توکلی در وزارت کار شد؛ پسر خالۀ علی لاریجانی که در ۳۰ سالگی وزیر کار شد و نخست‌وزیر وقت سخنگویی دولت را هم به او سپرد اما افکار راستگرایانه و سرمایه‌محور توکلی در آن زمان به مذاق نخست‌وزیر خوش ننشست و کار به جایی رسید که به اتفاق حبیب‌الله عسگراولادی، وزیر بازرگانی استعفا کردند. احتمالا به خاطر سابقۀ آشنایی و اعتماد امام به عسگراولادی به عنوان نمایندۀ نهاد بازار در دولت، می‌پنداشتند رهبر فقید انقلاب دخالت می‌کند تا بمانند. امام خمینی اما جانب میرحسین را گرفت و نخست‌وزیر نیز هر دو وزارتخانه بازرگانی و کار را به دو چهره چپگرا سپرد: حسن عابدینی جعفری وزیر بازرگانی شد و ابوالقاسم سرحدی‌زاده، وزیر کار و امور اجتماعی.

سرحدی‌زاده را اما تنها به این خاطر نباید شناخت. او از پرسابقه‌ترین زندانیان سیاسی در رژیم گذشته بود و انقلاب که پیروز شد از پی ۱۴ سال زندان بیرون آمد.

اعضای ارشد حزب ملل اسلامی در واقع به اعدام محکوم شده بودند و با یک درجه تحفیف حبس ابد را سپری می کردند که انقلاب شد و از همرزمان و هم‌بندهای او می‌توان به محمدجواد حجتی کرمانی و محمدکاظم موسوی بجنوردی اشاره کرد که مثل خود او در سال‌های بعد فعالیت‌های آرام و بی‌سر وصدای فرهنگی را ترجیح دادند.

آرزوی سرحدی‌زاده برای آزادی از زندان نه با طلب عفو و بخشش که با سقوط رژیم پهلوی برآورده شد اما این برای او کافی نبود و تمام همت خود را صرف حمایت از کارگران کرد و وقتی وزیر شد نیز این آرمان را پی گرفت. از یک سو دل‌بستۀ جمهوری اسلامی به عنوان ثمرۀ انقلابی بود که به خاطر آن رنج ۱۴ سال زندان را تاب آورده بود و از جانب دیگر منتقد برخی سیاست‌ها در دهه های بعد به خصوص حاکم شدن سرمایه و پول.

بیماری البته به او مجال فعالیت علنی سیاسی نمی‌داد؛ هر چند که پس از وزارت به عنوان نمایندۀ مجلس پی‌گیر همان اهداف و آرزوها بود.

پاسخ به این پرسش دشوار است که آیا او که تمام جوانی خود را برای مبارزه و کنج زندان صرف کرد به آرزوهای خود رسید؟ می‌توان گفت هم آری و هم شاید نه. آری، چون سقوط زندان‌بانان و گشایش زندان‌ها را دید و بیرون آمد و وزیر و وکیل و چهرۀ مؤثر تشکیلات خانۀ کارگر شد و مورد وثوق سران کشور بود و به همین خاطر بعد از اتفاقات سال ۸۸ متعرض یا معترض او نشدند.

شاید هم نه تماما چون از جانب دیگر سال های آخر را با کامی تلخ سپری کرد زیرا در جدال تاریخی نیروی کار و ارزش سرمایه او سمت اول ایستاده بود بی آن که به آغوش سوسیالیسم درغلتد ولی به چشم می دید که روز به روز از ارزش نیروی کار کاسته می شود و امروز در حالی درگذشت که همه از بهرۀ بانک و نرخ دلار و قیمت سهام و ارزش مستغلات سخن می گویند و کارگران ایران با دشواری فراوان معیشت خود را تأمین می کنند و تازه آنان که شغلی دارند و دستمزد می گیرند وضعیت بهتری دارند به نسبت کارگران بیکار شده یا منتظر حقوق.

می‌توان بر قانون کار و نقش مرحوم سرحدی‌زاده و دوستان و همفکران او بر حفظ آن در هر شرایط و انحصاری کردن تشکیلات خانه کارگر و جلوگیری عملی از فعالیت آزاد سندیکاها به خاطر این انحصار، نقدهای فراوان وارد کرد اما نقش او در تأسیس مجمع تشخیص مصلحت و گره‌گشایی از اختلافات مجلس و شورای نگهبان و عبور از نگاه صرفاً شرعی غیر قابل انکار است اگر چه ابتکار را باید به شخص امام خمینی نسبت داد و گرنه با نگاه سنتی سود بانکی و کار زنان و موسیقی همه تعطیل می‌شد.

نقل سه خاطره از مرحوم سرحدی‌زاده هم خالی از لطف نیست:

یکی شخصی است و در میانۀ دهۀ ۶۰ که وزیر کار را در اوج اقتدار و استظهار به حمایت صریح رهبری وقت نظام، در روزنامۀ صبح آزادگان (ساختمان روزنامۀ آیندگان) صمیمی و خاکی یافتم و گویا ریاست عالیۀ آن تشکیلات را هم از جانب بنیاد در اختیار داشت و فرصت بازی پینگ‌پونگ هم دست داد.

دومی‌: قبل از خاطره شخصی قبلی است و وقتی که نمایندگان راستگرا بر مدرک تحصیلی او (دیپلم) به عنوان وزیر پیشنهادی کار ایراد گرفتند. البته نجابت به خرج داد و نگفت مگر وزیر قبل از من (احمد توکلی) دکتری داشت که بر مدرک من خرده می‌گیرید؟ (آقای توکلی بعدتر در ایران و انگلستان تحصیلات خود را تا اخذ دکتری اقتصاد ادامه داد و با مدرک دیپلم وزیر کار شد هر چند پیش از انقلاب دانشجو بود و در دورۀ دانشجویی به زندان افتاد.)

به جای آن دربارۀ مدرک تحصیلی خود گفت: «اگر ۱۴ سال زندان نبودم در این ۱۴ سال دکتری هم گرفته بودم!» البته آن قدر زنده ماند تا ببیند سال ها بعد فردی با ادعای دروغین دکتری آکسفورد هم وزیر شد.

خاطرۀ سوم را نیز از رادیو شنیدم. وقتی خبرنگار از او پرسید آقای نخست‌وزیر و وزیران دیگر نیز همه سیگار را کنار گذاشته اند. شما چرا هنوز سیگار می‌کشید؟ پاسخ داد: من نمایندۀ شهروندان سیگاری در دولت هستم! این جمله را البته به طنز و طعنه گفت اما واقعا خود را نمایندۀ مردم خصوصا کارگران می‌دانست.

در توصیف او از همۀ نکات بالا می‌توان استفاده کرد اما شاید مناسب‌ترین جمله دربارۀ سرحدی‌زاده این باشد که روح خود را نفروخت و تا پایان، با باورهای خود و انسان‌وار زیست. ارزش زیستن به سبک سرحدی‌زاده را هنگامی می‌توانیم بیشتر دریابیم که به آدم‌هایی مثل اکبر طبری نگاه کنیم.»

انتهای پیام

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن