دوئل با روند

محمدرضا رزاقی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «دوئل با روند؛ دانستن حق است» نوشت:

دولت بر اساس قانون بودجه، ظاهراً خود را مکلف می‌داند که سهم خود در شرکتهای بزرگی چون ایران خورو، سایپا، فولاد مبارکه و همچنین بانکها یی نظیر بانک تجارت در قالب دارایکم و دوم و سوم منتقل و به مردم واگذار نماید. این مساله بانضمام آزاد سازی سهام عدالت شرایط بغرنجی در بورس به وجود آورده که نیازمند توضیح می‌باشد. تا حقوق ملت تضییع نگردد.

از نظر تحلیلی ارزشمندی سهام‌های بنیادی کوچک و غیر دولتی که جز سبد سهام عدالت نیستند انکار ناپذیر است اما سهامداران از نظر عقلایی سود می‌خواهند. سهام و سهامداری ملاکی (زمینداری) نیست و ارزش و جذبه آن به تردستی است. اگر وال استریتی ها می‌خواستند دو ماه صبر کنند تا اوضاع مرتب شود امروز ما نامی از وارن بافت در ذهن نداشتیم. سهامداری دوئل با روندهاست و لذا باید هم سهام دولتی در سبد داشت (بانک تجارت خلیج فارس و فولاد) هم کوچک و بنیادی پنجاه پنجاه و اگر ریسک می‌پذیریم دو به یک دولتی به بنیادی در این شرایط جایز و رواست.

اما چرا؟

چون سهام عدالت تازه سی درصد قابل فروش است و بقیه عید غدیر و ۲۲ بهمن قابلیت فروش پیدا می‌کند بعلاوه گرفتاریهای روز افزون دولت ناشی از سبکسری رییس جمهور ایالات متحده و بعد در پیش بودن ۱۴۰۰ لذا باید مطمئن  بود به احتمال قوی رویه رشد سهم دولتی متوقف نشود و هنوز برای دولت هزار باده ناخورده در رگ تاک هست. ارزشی صحبت نمی‌کنیم که خوب یا بد چه هست؟ و تاکید دارم بورس دستوری در دراز مدت همه را مأیوس خواهد ساخت و پشیمانی دارد اما منطق اقتصادی با حفظ احتیاط، شیفت متفکرانه و محتاطانه از سهام بنیادی به دولتی است.

چرا دارا یکم را ۲ میلیون خریدیم ۴ میلیون شد. چون دارا یکم متشکل از سهم دولت در بانک تجارت (بقیه سهم‌های دارایکم هم با تجارت هم سرنوشتند) بود، لذا سهام بانک تجارت باید بالا می‌رفت تا بشود پول بیشتری از خریدار گرفت (سهام ارزان را گران و سپس فروختند) دوباره باید بالاتر رود چرا؟ تا ملت انگیزه داشته باشند دارا دوم را بخرند پس یحتمل با شدت پایین نمی‌آید تا مردم دلسرد از خرید دارادوم و دارا سوم نشوند (چون خیلی افراد هنوز دارا یکم را به امید افزایش قیمت نگاه داشتند). این منطق هم در دارا دوم هست و هم در دارا سوم و سهامداران باید هوشمندانه سبد دارا دوم و سوم و سهام عدالت را رصد نمایند.

این هیچ منطق بنیادی یا تکنیکال نداشته و نخواهد داشت. منطق آن خارج از ادبیات علمی بورس است.

البته ازحیث احتیاط توصیه به حفظ منطقی سهام بنیادی تا چهل درصد پورتفوی است.

سهامداری ملاکی نیست عرصه سود مرکب بردن است و الا جذابیتی نداشت.

مساله تحلیل هست‌ها با ارزشگذاری دو امر متفاوت است. در نهایت حوزه بورس و سهامداری به دست آوردن سود است. مضحک تحلیلگر محترم بگوید سهامدار مظلوم نماد فلان ابتذال و دلقک بازی ظاهراً دارد نهادینه می‌شود.

این تحلیلی ناشی از درک بنده است و تصمیم باسهامداران می‌باشد. قطعاً دوئل کنندگان با روند موفق هستند.

با احتیاط و آگاهی و سرعت و تحرک در تشخیص و عمل موفقیم.

البته با منطق بورسی همه برنده خواهند بود و سرمایه اجتماعی حفظ خواهد شد و بورس کنترل شده و دستوری سرانجام به مایوسی بخش عظیمی خواهد انجامید که تبعات گسترده آن محتمل است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا