برای شرکت در نظرسنجی، کلیک کنید

عکس های ویلای لوکس صبا راد و مانی رهنما

صبا راد با انتشار متنی بلند از داستان مهاجرتشان، عکس هایی هم از ویلای لوکس خود را منتشر کرد.

به گزارش انصاف نیوز عکس ها و متن در پی می آید:

ویلای صبا راد و مانی رهنمای ویلای لوکس صبا راد و مانی رهنمای

 

داستان کوچ ما
قسمت دوم🤗
تا اونجا براتون گفتم که تصمیم مهاجرت مون قطعی شد و موندیم چکار کنیم، آیا خوونه مون توی تهران محله اقدسیه ازگل و ویلای شمال رو بفروشیم و ‌‌توی ترکیه ملک بخریم یا نه ،بدیم اجاره و خودمون توی ترکیه اجاره کنیم؟!
راستش ما اینقدر توی زندگی اسباب کشی کردیم و‌جابجا شدیم که یکی از آرزوهامون این بود که دیگه اسباب کشی نکنیم آخه به این دلیل که خوونه مون ازگل و آموزشگاه مانی جان سعادت آباد بود خونه رو اجاره داده بودیم و خودمون هم مستاجر بودیم و هرسال از این طرف به اون طرف غرب تهران وسایل رو جابجا می کردیم که واقعا خیلی ها کشیدن و می دونن چقدر سخته🥴خلاصه ما یه سالی بود که گفته بودیم اشکال نداره دیگه ترافیک رو به جون می خریم و می ریم توی خوونه خودمون🤗یادمه روزی که داشتیم با کمک مامانم وسایل خوونه ازگل رو می چیدیم به مامانم گفتم مامان من دیگه جابجا نمی شم مامانم زیر چشمی نگام کرد و گفت:خدا کنه…
غافل از اینکه یک سال نشده نه تنها جابجا شدیم بلکه از کشور هم اومدیم بیرون😅 الهی بمیرم برای مامانم که چقدر توی هر اسباب کشی ما اذیت شدن😔مامان حلال کن توروخدا😭

 

همچینین بخوانید:
مهاجرت «مانی رهنما» و «صبا راد» از ایران
«مانی رهنما» همسرش را در کنسرت بوسید [+عکس]
سالار عقیلی چه گناهی مرتکب شده؟

خوب بگذریم
خانوم ها، آقایون ما با این تفکر که دیگه جونی برای هر سال جابجایی اونم توی دیار غربت نداریم، خوونه و ویلا رو فروختیم و حالا می موند وسایل خوونه و‌و‌یلا🧐😬 ویلا رو که با تمام وسایلش یکجا فروختیم و خلاص اما خوونه رو چکار کنیم؟! اینهمه وسیله که حالشون خوبه و کهنه هم نیستن و در عین حال فروششون ،هم زمان زیادی می خواد هم احتمالا خیلی ضرر می کنیم پس چکار کنیم؟!
با پرس و جو و استعلام قیمت از باربری ها دیدیم با هزینه گمرک ترکیه و جابجایی به نفع مون که وسایلمون رو ببریم😊😅دیگه یا علی گفتیم و شروع کردیم به جمع کردن وسایل😔
ایندفعه یه جوری دیگه بود، حس و حال این جمع کردن با بقیه خییییلی فرق داشت😭هر بار به صورت مامانم نگاه می کردم غم می دیدم اما دیگه چاره ای نبود😭 خوونه فروخته شده و ما باید روز مشخصی خوونه رو تحویل می دادیم…
هم شور و شعف داشتم برای جمع کردن وسایل و تجربه زندگی توی شهر و کشور جدید هم دلهره و اضطراب که خدایا چی می شه؟😔 بالاخره وسایل جمع شد و کارگرها بار کامیون کردن و رفتن به سمت ترانزیت و گمرک تهران مانی هم رفت که لیست تهیه شده از وسایل رو به گمرک بده و مامان هم رفتن به سمت خوونه(مامانم شمال زندگی می کنن) و من موندم و خوونه خاااالی😭😭😭تا تونستم به در و دیواراش و خاطراتی که داشتیم فکر کردم و نگاه کردم و گریه کردم😭 فردا ساعت یازده پرواز داشتیم به سمت استانبول
و… ادامه دارد..

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. یکی میمرد ز درد بینوایی – یکی میگفت خانوم زردک میخواهی؟!
    بمیرم که چقدر سخت بود……………..
    مشکل ایرانیا حل شد مبارکه

  2. فاطمه خانم(صبا)شما اهل گرگانی و با خواهرت رفتی تهران زندگی میکردی من همشهری شماهستم و کاملا داستان زندگیتونو میدانم کاش اونارو تعریف میکردی

    7
    2
  3. مریم خانم که همشهری خانم راد هستید
    بابت این پیام باید تا ابد پاسخگو باشینا
    من بودم پول میدادم به سایت حذفش کنن

    آخه چکار به گذشته ی مردم دارید
    من البته خودمم خوشم نمیاد کسی زندگیشو عمومی میکنه
    ولی خب هر کس خق زندگی کردن داره

    راستی ؟

    مگه آدم با خواهرش بره پایتخت ، اشکالی داره ؟
    مگه اهل گرگان بودن چیز بدیه ؟

    اتفاقا توی متن نوشته بود مامانم شمال زندگی میکننا؟؟؟

    خدایا همه مونو به راه راست هدایت کن

    ما تهرانیا رو هم یه ویلا تو شمال بده
    این شمالیارو هم ارزش محله شون واقف کن که فک نکنن چیز بدیه ، آمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن